…قسمت قبل
بعد از اون سکس اول رویایی که با پیمان جونم داشتم، دیگه رسما زنش شده بودم و برای دادن بهش لحظه شماری می کردم. از اونجا که هم مدرسه ای بودیم و خونه هامونم خیلی نزدیک بود گاهی فرصتایی هم پیش میومد که مثلا توی کوچه های خلوت موقع برگشتن از مدرسه پیمان منو انگشت میکرد و میبوسید ولی سکس کامل فقط وقتی میتونست باشه که مکان داشته باشیم که اونم بیشتر خونه ما پیش میومد چون من تک فرزندم و خیلی وقتا تنها میشدم تو خونه.
تااینکه یه روز پیمان بهم خبر داد که خاله ش اینا رفتن خارج و کلید خونه رو دادن به مامان پیمان برای رسیدگی به گلدونا و مراقبت و سرکشی به خونه. وااای چه خبر هیجان انگیزی بود برای من و عشششقم پیمان جونم. مزه کیر داغ و دردناک پیمانو توی دهن و کونم حس میکردم و روزشماری میکردم برا رفتن به مکااان. تا اینکه یه روز جمعه قرار شد باهم بریم استخر و از اونجام پیمان که کلید خونه خالشو آورده بود باهم بریم اونجا.
توی استخر و سونا بخار پیمان تا میتونس منو انگشتم کرد و منم دیگه داشتم دیوونه میشدم در گوشش گفتم پیمااان، میشه زودتر بریم خونه خاله ت؟ دیگه نمیتونم صبر کنم! پیمانم یه لبخند شیطنت آمیزی زد و با چشمک گفت آررره عزیزم پاشو زود دوش بگیریم و بریم. سریع دوش گرفتیم و لباس پوشیدیم و یه تاکسی دربست کردیم تا در خونه خاله پیمان. توی تاکسی رو صندلی عقبم انگشتای آقا پیمان تو کونم بود البته.
رسیدیم و سریع با آسانسور رفتیم بالا. توی آسانسور کونمو چسبوندم به کیرش که عین یه صخره شق شده بود و اونم از روی شلوار تلمبه میزد. رسیدیم طبقه ۵ و سریع درو باز کرد رفتیم تو. از همون دم در افتاد به جونم و لب بازی شروع شدددد… درو بست و شروع کردیم به سرعت و هیجان زیاااد لخت شدن جفتمون که کامل لخت که شدیم دیدم وااای کیر پیمان جونم داره میچسبه به نافش که سریع جلوش زانو زدم و شروع کردم از تخماش لیس زدن به سمت نوک کیرش و کیرشو بلعییدم. جوری ساک پرتف میزدم که پاهاش داشت بی حس میشد گفت بذا برم بالش بیارم. رفت از توی کمد چندتا بالش آورد و بالشا رو گذاشت زیر زانوهام که قمبل کرده بودم روی فرش اذیت نشم. نشست پشتم ، کونمو باز کرد و شروع کرد به بوسیدن و لیسیدن با حرصصص زیااااد. من سوراخم سرخ و صورتی رنگه و پیمان بهم مییگفت کون قرمزی.
حسابی که خورد دیدم هنوز دلم میخواد کیرشو بخورم. گفتم دراز بکششش میخام بخورمت . دراز کشید و دوباااره مثل گشنه ها شروع کردم به ساک زدن . تخماشو که کامل برام شیو و تمیز کرده بود میکردم تا دهنم و زیرشونو و روی پروستاتشو تا نزدیک سوراخ کونش لیس میزدم که ناله میکرد از لذت. کیرش از شدت شق زیاد داشت منفجر میشد که بلند شد و قمبل کرد منو و نشست پشتم، تف زد به کیرش و آروم آروم گذاشت در سوراخم و شروع کرد فشار دادن. آآآآآه، همون درد و سوزش شیرین و لذتبخش که عاشقششش بودم پیچید تو جونممم و لذت و درد باهم امد سراغم. عاشششق این حس بود، آره، من عاشق کون دادن به پیمان شده بودم و اونم اینو فهمیده بود برای همینم میگفت دوس دارییی؟ آره بهنام جونممم؟ آررره عششقم؟ کون میدی بهممم؟ و من با عشوه و ناززز براش ناله میکردم. حالا دیگه تا نزدیک تخم تو کونم کرده بود و تلمبه میزد و منم براش آه و ناله میکردم چون میدونستم خیلیی دوس داره. یهو وزنشو انداخت روم و خوابید روم که کیرش تا آخر رفت تو کونم و ناله هاممم بلللندتر شد . از پشت گردنم و گوشامو میخورد و میبوسید و تلمبه میزد. بوی تحریک کننده عرق بدنمون پیچیده بود تو هوا و بشدت حشری ترمون میکرد. مثل همیشه برم گردوند، بالش بزرگه رو گذاشت زیر کمرم و پاهامو داد بالا و دوباره کرد تو کونم. داشتم عرق کردن و تلاش زیادشو میدیدم و برام شدیدا لذتبخش بود. بهش گفتم میخوام کمرتو خالی کنی تو کونم ولی بذار قمبل کنم. دوباره قمبل کردم که کیر کلفت داغشو کرد تو کونم و چندتا تلمبه عمیق زد و یهو اسپرم دااااغش با فشار خالی شد تو کونم و با ناله افتاد روم. چنددقیقه جفتمون بی حرکت همونجوری موندیم. صدای نفس نفس زدن و عطر بدنمون پیچیده بود و آرامششششش… نمیتونم لذتشو توصیف کنم. عالی بودددد. بلند شدیم خودمونو شستیم و آب خوردیم و دوباره دراز کشیدیم تو بغل هم و لب بازی شروع شد که منجر شد به دست دوم که اینبار چون آبش کمتر بود پیمان دیگه کونمو پاره کرد انقد تلمبه زدددد. ولی مگه سیر میشدم از کیرش؟ هرچی منو میکرد بیشتر میخواستم و عین یه تازه عروس حشری به تنها چیزی که فکر میکردم دادن به عشششقم بود. …
نوشته: بهنام
2 پاسخ به “تجربه درد و لذت با هم مدرسه ای که عاشقم شد (۲)”
kooni اووف عزیزم کاش لباس خواب زنونه تنت میکرد و بعد یه کون سیر ازت میگایید که زیر کیر ارضا بشی.من نمیدونم چرا ارضا شدن مفعول توی داستانها و خاطرات ما جا نداره و فراموش میشه؟ پس سعی کن از ارضا شدن خودت هم حرف بزنی.
kooni اووف عزیزم کاش لباس خواب زنونه تنت میکرد و بعد یه کون سیر ازت میگایید که زیر کیر ارضا بشی.من نمیدونم چرا ارضا شدن مفعول توی داستانها و خاطرات ما جا نداره و فراموش میشه؟ پس سعی کن از ارضا شدن خودت هم حرف بزنی.