داستان و مطالعه

خاطره من با حریف تمرینی، مازیار

جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ 2 دقیقه مطالعه
سلام من حسینم و تو شیراز زندگی میکنم این داستان برمیگرده به دوسال پیش، یک روز که کلاس کشتیمون تموم شد با دوسه تا از بچه ها رفتیم زمین فوتبال شب بود هیچکی به غیر ما سه تا نبود، یه نیم ساعتی که گذشت حرف سکسو اینا شد که دیدم مازیار گفت ببینم چقدر داری منم به روی خودم نمیاوردم دوسه بار گفت، آخر کار گفت هیچکی نیس زودی بکش پایین نگاه کنم ببینم چقدر داری خلاصه منم کشیدم پایین یک ذوقی کرد و دیدم آب دهنش رو قورت داد گفت کیر خوبی داری منم به شوخی گفتم قابلت رو نداره خلاصه یه دو روزی که گذشت تو کشتی باهم یار شدیم یه دو بنده تنگ قرمزی پوشیده بود بدن دخترونش تو چش میزد خلاصه با هم فن میزدیم منم زیاد کیرم رو به کونش می چسبونم فهمیدم خوشش میاد با صدای نازک و دخترونش میگفت نکن زشته بقیه میبینن یه ده دقیقه که گذشت کیرم شق کرده بود همش می‌خورد به بدنش خیلی خوشش میومد همینطور که فن میزد میگفت یکاری کنم به کسی نمیگی؟ گفتم نه گفت کلاس کشتی که تموم شد بریم پشت سالن کارت دارم منم فهمیدم چی میخواد رفتیم میخواست لب بگیره منم استرس داشتم که اولین بار با ی پسر لب بگیرم منم دلو زدم به دریا شروع کردیم به لب گرفتن دستم رو بردم تو شرتش با لپای کونش ور میرفتم شلوارمو کشید پایین برام ساک زدن واییی هرچی بگم کم گفتم یه دوسه دقه ای برام ساک زد وای که چقدر خوب بود تاحالا دختر اینطوری برام ساک نزده بود خم شد گفت بکن توش منم کردم یه هایی کشید منم گفتم جون بلند تر ده دقیقه براش تلمبه زدم موقعه ارضا شدن کیرم رو در آوردم آبم رو ریختم روی صورتش همینطور زبونش رو می‌کشید دور لب هاش منم لپ کونشو یه ماچ کردم گفتم دیگه مال خودمی اونم گفت چششم خلاصه این قضیه هفته ای یک بار فقط چهار شنبه ها چون کلاس کشتی ماهم شنبه، دوشنبه، چهارشنبه هس که مازیار فقط چهار شنبه ها میومد دوماه که هر چهارشنبه کارمون این بود آخرین سکسی که داشتیم گفت من دارم میرم تهران گفتم یعنی دیگه نمیای گفت نه ولی هنوز بهم پیام میده و عکس کونشو برام می‌فرسته این بود از خاطر من امیدوارم خوشتون اومده باشه ❤️

نوشته: حسین

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارجمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه2 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید4,293

دیدگاه‌ها (6)

  1. N.kh0867

    نوش جونت ک کردیولی فک کنم نفر سوم شیطون بود ک گولت زد😂😂

  2. Kingniki

    خالی از حس داستان و خاطره همجنس بازی کاش از گی جدا میشد

  3. SAft love boy

    اونجا دوربین مدار بسته نداشت. یا هنگام های کشیدن کسی نیومد.باشگاه اختصاصی خودتون بود.

  4. kami76154

    کجای شیراز بودین؟ بگین ماهم بپیوندیم

  5. karajfullbot

    مسخره!! انگار بچه دبستانی این داستانو ریده

  6. عفی دودول طلا

    سه نفری نصف شب زمین فوتبال؟نفر سوم‌ کجا رفت یهو؟

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی