سلام رفقا اسمم مهدی یه معروف به آقا متی این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال یک سال پیشه که اون زمان من ۱۸ سالم بود و یه رفیق داشتم به اسم آریا این آقا اریای ما یادمه که خیلی باهاش رفیق بودم و اون ور اونور از بچگی می رفتیم و خلاصه خیلی باهم جور بودیم
بزارید یکم از خودمبگم من قدم ۱۸۰ وزنم ۸۶ کیرمم ۱۶ سانتولی کلفت رفیقم آریا ۱۶ سالشه قدش ۱۶۰ وزنش۴۰ کیرشم 10 سانت خلاصه من تا وقتی که اون اتفاق نیافتاد فکر نمیکردم این آریا جون ما اینقدر کونی باشه
داستان اصلی از اینجا شروع میشه عید نوروز جدید ما خونه یکی از عموهام به اسم اوستا قربان ( اوستای گچ کاریه ) جمع شدیم و دعوت بودیم اونجا ما اول تو طبقه پایین بودیم زنا بالا بودند و مردا پایین خلاصه اوستا قربان اومد گفت زنا رو فرستادیم طبقه ۳ شما بیاین طبقه دو و اینجا باشه برا آشپز و خدمتکار ( خونه اوستا قربان یه خونه دربستیه که ۳ تا طبقه داره )
خلاصه مردا رفتن بالا و ما موندیم که بچه های عموم و عمم بودن و البته بعضیاشون فامیلای دور بودن و درست نمی شناختمشون بچه های خالم وداییم بجز یکیشون کوچیک یا ازدواج نکرده بودن اون یکیشم اوب داشت کصخل بود
اره نشسته بودیم که عرفان بچه عموم البته عموی اصلیم نه عموی بابام بود و عرفان بچش بود و سنش ۲۶ بود گفت اقامتی چخبرا داش؟
گفتم نوکرم داداش سلامتیت از توچخبر
گفت هیچی آروم و قراری یه فیلم اکشن جدیداومده خیلی خفن نمیخوای ببینی؟
گفتم چی اسمش چیه؟
گفت سوراخ های مشهد
بعد بقیه خندیدند خودمم خندیدم شانسی سمت اریا نگاهکردم دیدم خنده نمیکنه و عصبانیه و نفس نفس میزنه
عرفانگفت نمیخوای ببینی؟
گفتم اره بابا بیار ببینم بی زحمت
یهو آریا سریع اومد سمتم با صدای لرزونگفت اقا متی داش …نببین الکیه
گفتم کصخل برو اونور بابا
عرفان گفت پشیمون میشی ها
بعد یکم فکر کردم گفتم آریا. رفیقمه ولش کن بعد گفتم نه ولش حوصلش نیست نمیبینم
آریا گفت دمت گرم داش برات یه هایپ میخرم
عرفان گفت بعدش بیای بگی نشون بده نشون بده نشوننمیدم هااا
منم بهم کصشعر گفت گفتم زدمتو فیلمت
بعد با اریا اومدیم بیرون خلاصه این قضیه رد شد تا یه ماه بعد که تو کل فامیل پخششد که اریا بچه موسی تومشهد کون داده و فیلمش پخششده پشمام ریخت یکم فکرکردم گفتم پس اونموقع می خواست فیلم آریا رونشونم بدهو اون کسی که گاییدتش عرفان بوده
خیلی به خودمفوش. دادمکه چرا حرف یه بچهکونیرو گوش دادم
خلاصه یه چند روزی گذشت که مولا جمعه(شوهر عمم که شوهرش اسم جمعه هس که بی ناموس مولا هم هست ) زنگزد به بابام گفت شب پنج شنبه دعوتین خونمون به خاطر بدنیا اومدن بچه مون امیرعلی دوروز گذشت شب پنج شنبه شد رفتیم اونجا که عرفان هم اومده بود و آریا هنوز نیومده بود سریع رفتم پیشش دست دادمگفتمسلام آقا عرفان داش گل چه خبرا خوبی خوشی سلامتی نوکرتم داش
عرفان گفت چپ چپ نگام کرد دست داد گفت سلام خوبم توچطوری
منم گفتم به خوبی خودت داش عرفان گفتم چایی چیزی نمیخوای برات بیارم؟
گفت نه ممنون ولی فکر کنم خبرا رو شنیدی اره؟
گفتم اره داداش میگم میشه نشونم بدی؟
گفت: نه اون زمان خوب بهم فحش دادی الان اومدی خایه مالی کسکش؟
گفتم نوکرتم داش ببخشید هرچی بخوای برات میخرم
گفت بزار فک کنم نه نه فیلمش روپاک کردم
منم فهمیدم کسشعر میگه یه ۲۰۰ تومنی بهش دادم گفتم داش حالا چی؟
گفت نه الان یادم میاد پاکش نکردم ولی رمز گوشیم یادم رفته
یه ۱۰۰ تومنی دادم گفتم دیگه چی؟
گفت بدجور تشنمه یه هایپ که می بود خیلی خوب میشد
گفتم ای کسکش گفتم بابا الان وسط مجلسیم حداقل بیا بیرون بریم چشم
رفتیم بیرون سوییچ ماشین بابامو گرفتم یه پژو پارس سفید داریم ما
خلاصه رفتیم سر یه مغازه که گفت کنارش یه های بای هم بگیر گفتم رو چشم داش ولی تو دلم کلی فحشش دادمکسکشو
خلاصه براش خریدم گفتم دیگه چی داداش؟.
گفت به یه شرط نشونت میدم
گفتم چی؟
گفت خودش بهم گفته فیلم رو پاککن همه فکرمیکنن پاککردم ولی تو پوشه مخفیهو رمزشو فکر کنم درست یادم نمیاد
گفتم باز چیمیخای؟
گفت دو ماه دیگه حسام ازدواجمیکنه باید اونجا برام یه بطری ویسکی بخری
گفتم عوضیی یه بطریش ۳ میلیون قیمتشه از کونم دربیارم؟
گفت اگه نمیخوای نشونت نمیدم
گفتم نه داداش گوه خوردمولی یه شرط دارم
گفت من اینجا شرط میزام نهتو
گفتم عوضی هرچی پول داشتم ازم کندی حداقل فیلمو برام بفرست
یکم فکر کرد گفت چی بهم میرسه؟
گفتم بابا اذیت نکن دیگهجون داداش
گفت باشه بابا بیار گوشیتو رفت رو پوشه مخفی فیلم رو بیرون آورد و از زاپیا برام فرستاد و گفت ببین به کسی نشون بدی یا برا کسی بفرستی سوراخ کونتو پاره میکنم گفتم بابا یواشتر فهمیدم دیگه مگه کصخلم داش
گفت برگرد بریم خلاصه رفتیم اونجا یکم کس شعر گفتیم و شام خوردیمو اومدیم خونه که ساعت ۱ شب بود رفتم اتاقم و ایرپاد رو زدم و رفتم رو فیلم که کسکش براش رمز گذاشته بود خورد تو حالم سریع بهش زنگ زدم اول برنداشت دفعه دوم برداشت گفت چیه کله کیری
گفتم داش رمز داره که
گفت خب بکیرم که رمز داره
گفتم اذیت نکن بگو دیگه
گفت بزن به انگلیسی عرفان ۱۲۳ ام
گفتم دمت گرم داش
بعد تا خواست حرف بزنه قطع کردم
رفتم رو رمزوزدمو فیلم پخش شد از چیزی که میدیدم پشمام ریخته بود یه اتاق کوچیک بود که یه تخت داشت و کنار تخت پنجره که پردشو کشیده بودن بعد دوربین رومیگیره سمت دونفر که پسر عمه های خود عرفان بودن و داشتن با کیرشون ور میرفتن و منتظر بودن یهو دوربین رو میبره سمت خود اریا لخت لخت رو تخت قمبل کرده و کونشو گرفته بالا بعد عرفان رو به اریا میگه اریا ببین اینجارو آریا طرف دوربین نگاه میکنه و یهو صورتشو با دستش میگیره و میگه خاموش کن دوربینو کسکش چرا فیلم میگیری بعد عرفان میگه بشین گوه نخور سریع قمبل کن حرومی بچه کونی
آریا میگه قرارمون این نبود عرفان داش بعد عرفان میگه مگه قراری هم داشتیم یا سوراختو باز میکنی یا همین فیلم رو پخش میکنم بعد اریا بلند میشه شلوارشو میخواد بپوشه که عرفان گوشی رو میده به علیرضا و میره سمتش و محکم میگیرتش بعد اریا گریه میکنه و ولم کن بعد عرفان محکم میزنتش رو تخت بعد میگه علی سینا بیا دستشو بگیر بعد علی سینا دستشو میگیره و عرفان کیرشو دم سوراخ آریا میگیره و اریا گریه و زاری میکنه بعد هلش میده تو یهو آریا جیغش بلند میشه و صورتش قرمز میشه و علی سینا میگه اریا اریا عرفان ببین جواب نمیده ولش کن عرفان جواب نمیده بعد ۲ دقیقه کیرشو یکم عقب جلو میکنه ابشو تو کون سفید اریا میریزه و میکشه بیرون بعد میگه خاموش کن فیلمو بعد علی رضا میگه نوبت منه و اریا هم جوابی نمی داد و اب کیر از سوراخ کون اریا میزنه بیرون بعد علی سینا دوربین رو میگیره و علی رضا میره سراغش و فیلم قطع میشه
یه حس خوشحالی و لذت خاصی تمام وجودمو گرفته بود با فیلمش دوبار جق زدم و فقط به کون اریا فکر میکردم به خودم گفتم حیفه که نکنمش سوراخش بهترین سوراخ دنیاست…
فردا شد و زنگ زدم به اریا گفتم کجایی داش
گفت سلام داش متی داش خونه ام
گفتم میای بریم استخر؟
گفت اره دایی فقط بگو کجا بیام؟
گفتم دا دعوا کردم
گفت تیزی میزی میارم میزنیم پارشون میکنیم دایی
از این کصخل مصخلای پررو بود
گفتم شوخی کردم میام دم خونتون بریم
گفت باشه خدافظ دا
به بدبختی و کلی التماس و زاری سوییچ بابامو گرفتم و رفتم سمت خونه اریا اینا بابام از باباها بود که جونش به ماشینش وصله
خلاصه دم در رسیدم زنگ زدم اومد پایین
تا پاشو از خونه گذاشت بیرون کیرم سیخ شد
یه شلوار جذب پوشیده بود که چاک کونشو نشون میداد و یه کتونی که وقتی شلوارش بالا بود پای سفید خوشگلش رو میدیدم و یه لباس نازک که تنش رو نشون میداد یه ساک ورزشی که احتمالا لباس های شنا بود رو تو دستش بود کیرم از این همه خوشگلی و اینهمه جنده بازیش سیخ شده بود و فقط به فکر کردنش بودم و شهوت تمام وجودمو گرفته بود
نشست تو ماشین گفت چطوری داش متی
گفتم خوبی داش
گفتم نوکرم بزن کولرو مشتی که پختیم از گرما کیرم تو این گرما
زدم گفتم خوبه؟
گفت اره داش دمت گرم خوب شد زنگ زدی بریم استخر تو این هوا
گفتم خوب دیگه ما اینیم
یه نگاه سمت کیرم کرد گفت جقی از بست جق زدی کیرت شخ کرده بعد خندید
تو دلم گفتم فدای خندهات بشم
گفتم داش چیکار کنیم دیگه یه کون هم پیدا نمیشه
یجوری منظورمو بهش رسوندم اگه خر نباشه که هست
گفت کون چیه کص بابا کصصص
گفتم نه بابا من کون دوست دارم از شوخی دستمو رو رون پاش گذاشتم گفتم یه کون نمیدی داش؟
بعد گفت کصشعر نگو کله کیری تو یه کون بده
گفتم قول میدم درد نداشته باشه
گفت کسشعر نگو حرکت کن بابا اسکل
گفتم شوخی کردم به دل نگیر داش
گفت میدونم داش توهم به دل نگیر
زیر لب گفتم جوون
رسیدم استخر بلیط گرفتیم و کفشامونو تحویل دادیم و کلید مخصوص صندوق رو گرفتیم شماره من ۲۱۱ بود مال اون ۲۳۴ اون رفت روبروی من و من هم سریع لباسامو در اوردم و عوض میکردم که شلوار خوشگل شو در اورد و شرتی که لای کون سفید و خوشگلش رفته بود خودنمایی کرد دوباره کیرم سیخ شد شد و از شوخی به کونش زدم و گفتم جووون یهو عصبانی شد و گفت کسکش برا چی دست زدی کونت میخاره
گفتم آریا داش شوخی کردم
گفت من بزنم خوبه الان؟
گفتم بیا بزن
یهو محکم زد در کونم و گفت کسکش دفعه آخرت باشه ها
اعصابم بدجور خراب شد تو دلم گفتم فقط صبر کن حرومزاده یه جوری بگامت که زیرم پاره بشی
رفتیم استخر یه گوشه نشستم بعد رفتم جکوزی دیدم دنبالم اومد
گفت کجا رفتی داش متی ناراحت شدی؟
جواب ندادم
گفت داش متی ببخشید داش
بازم جوابی ندادم
بعد کونشو طرفم کرد گفت بیا یکی بزن محکم شبیه من ولی قهر نکن شبیه دخترا دیگه
سمت کونش نگاه کردم و کیرم دوباره شق شد خندیدم گفتم نه بابا قهر چیه ناراحت نشدم داش
بعد گفت بریم سونا داش
گفتم بریم رفتیم سونا یه ۴ نفری بودن که یکیشون پیرمرد بود و سمت آریا بدجور نگاه میکرد مخصوصا به کونش منم اعصابم خراب شد ولی هیچی نگفتم یهو آریا گفت هرکی بیشتر دووم بیاره اون پول استخرو میده قبوله داش متی؟
گفتم باشه داش
یه ۵ دقیقه شد که اون سه تا مرد رفتن و فقط منو آریا و پیرمرد کله کیری موندیم که یه چند دقیقه ای شد و پیرمرد دووم نیاورد و رفت
بعد رفتم طرف آریا پیشش نشستم گفتم چی شده کم اوردی؟
گفت نه بابا کم چی
یه چند دقیقه ی دیگه رد شد که کم کم خودمم داشتم کم میاوردم و بدجور داغم شده بود سمت اریا نگاه کردم دیدم بدبخت کم اورده دستمو رو رون پاش گذاشتم که بدجور داغ بود و کیرم سیخ شد
اریا سمت کیرم نگاه کرد و خندید گفت کسکش به چی فکر میکنی اینقدر شق کردی؟
گفتم به یه کون خوشگل
گفت کی؟
گفتم حالا بماند گفتم کیر تو چقدره نشون بده
گفت نه اول تو نشون بده
کیرمو سریع از شورت مایوم درآوردم و نشونش دادم که دهنش باز موند و گفت کسکش چطوری کیرت اینقدر بزرگه گفتم هیچی ژن بابام خوبه
خندید گفت من جای اینکه کیرم بزرگ باشه کونم بزرگه
بعد دوتایی خندیدیم بعد اون گفت دیگه نمیشه داش نمیتونم بعد اون رفت بیرون منم پشت سرش رفتم بیرون زیر دوش اب یخ رفتیم و یکم بهتر شدیم
که تایم استخر هم تموم شد
پولمو حساب کرد و رفتیم بیرون آریا گفت کسکش پولتو که حساب کردم حداقل یه بستنی بگیر بدجور گرمه میچسبه تو این هوا
گفتم باشه چی میخوری
گفت یه فالوده ای برام بگیر منم دوتا فالوده ای گرفتم و یه گوشه رو نیمکت زیر سایه نشستیم و خوردیم بعد به گوشیم زنگ اومد دیدم بابامه
الو سلام بابا خوبی
علیک سلام مهدی بیا خونه ماشینو بیار میخوام با مامانت اینا برم خونه عمت
گفتم مگه شب مهمونی چیزیه؟
گفت نه همینجوری میریم
من یکم فکر کردم اگه بریم خونه مون آریا رو هم میبرم و یه دست کونش میزارم هرجورکه بشه
گفتم باشه بابا یه چند دقیقه دیگه میام
بعد اریا گفت کی بود؟
گفتم بابام
گفت چی میگفت
گفتم به تو چه
گفت کسکش
بعد گفتم میای بریم خونمون یه دست پابجی بازی کنیم؟
گفت نمیدونم باید اجازه بگیرم از بابام
گفتم باشه هرجور دوست داری
زنگ زد باباش اولش میگفت نه بعد من گوشی رو گرفتم گفتم سلام عمو خوبی میشم آریا بیاد اینجا خونه ما پابجی بازی کنیم ؟
گفت سلام مهدی جان خوبی باشه مشکلی نیست
گفتم دستت درد نکنه بعد قطع کردم
آریا گفت چی گفت
گفتم بابات گفت مشکلی نیست برو
گفت خو خوبه بریم دیگه
بعد سوار ماشین شدیم و اومدم خونه
بعد رفتیم بالا اریا با بابام دست داد و بابام گفت چیکار میکنید؟
گفتم هیچی بابا پابجی بازی میکنیم
ولی میدونستم که بابام میترسه آریا رو کونش بزارم بخاطر همین گفتم ما یه نیم ساعتی هستیم بعد میریم پارک
گفت خوب باشه
بعد بابام اینا رفتن به اریا گوشیمو دادم گفتم اینو باز کن تو پابجی برو من برم یه نوشیدنی چیزی درست کنم گفت باشه داش متی
رفتم سر وقت یخچال یه ۴ تا موز و یکم شیر و یخ اوردم بیرون تا کمرم خوب پر بشه تا بزنم کونش بزارم
میکسر رو روشن کردم ۴تا موز و شیر رو ریختمبه همراه یکم یخ و خوب میکسش کردمتو لیوان برا هردومون ریختم و اوردم تو اتاق اریا گفت کصخل چرا شیر موز درست کردی خب یه چی دیگه درست میکردی
گفتم بگیر از سرتم زیاده
بعد خوردیم نشستیم پابجی یه نیم ساعتی فک کنم بازی کردیم و گفتم حاجی بسه دیگه خسته شدم
بعد از بازی اومدم بیرون آریا گفت کسکش بیا دست اخرو بازی کنیم بعدش
گفتم نه بابا بسه دیگه بعد گفتم حاجی میای سوپر ببینیم؟
گفت مگه داری
گفتم اره بابا تو گوشیم پره
شب قبل از قصد فیلمهای گی و اینا رو دانلود کرده بودم
یکیشو اوردمگفتم حاجی تاحالا فیلم گی دیدی؟
گفت آره ولی خوشمنمیاد گفتم خب یکی ببینیم بعد یه چی دیگه میارم فیلمه رو اوردم که پسره داره کیر اون یکی رو ساک میزنه و اونیکی اه و ناله میکنه
یه چند دقیقه دیدیم و کیرامون کم کم شق شد
گفتم آریا برام ساک نمیزنی داش؟
گفت گوه نخور تو بیا برام بزن
گفتم اول تو بزن
گفتکسشعر نگو
بعد تو دلمگفتم یا حالا یا هیچوقت بعد دستمو رو کیرش گذاشتم و یواش یواش مالش دادم
بعد گفت ول کن کسکش
گفتم حال میده؟
گفت اره
گفتم زنت که اینجوری دست میزد اوففف
گفت اره اوففف
گفتم تو بیا برا منم دست بزن داش
بعد دستشو رو کیرم گذاشت و مالش میداد منم گفتم خب شلوارتو بکش پایین واسه هم جق بزنیم
گفت نه بابا زشته ول کن بابا
گفتم بیار دیگه داش یه امروزه دیگه
گفت باشه بیا شلوارمونو در آوردیم و واسه هم جق میزدیم کیرش کوچیک بود 10 سانت ولی واسه من بزرگ بود و دو دستی واسم میزد
بعد دستمو رو کونش گذاشتم و گفتم بیا یه کاری کنیم گفت چی گفتم بزار سوراختو برات بخورم خیلی مزه میده باور کن
گفت کس نگو کسکش
گفتم بیار دیگه چون رفیقمی میخوام بهت حال بده
گفت ولی من برات نمیخورم ها
گفتم قبوله بیار
بعد شلوارشو کامل در اورد و نشست رو زمین و کونش رو کامل باز کرد بعد گفتم جوووون چه سفیده و خوشگله داشش
گفت گوه نخور
گفتم چطوریه که سوراخش یه ذره مو هم نداره؟
گفتم عوضی چرا سوراخش اینقدر بزرگه کون مون دادی؟
گفت با ژیلت میزنم
نه بابا اینجوریه مدلش
گفتم جووون بعد سوراخشو باز زبونم میلیسیدم و میخوردم و آریا ناله میکرد گفتم مزه میدههه کونیی؟
گفت اره بدجور
بعد زبونمو لوله کردم و داخل کونش کردم و تند تند همین کارو میکردم و ناله آریا زیادتر شد بعد وسطش سریع یه انگشتمو کردم داخل کونش که از بس که گشاد بود نفهمید و با یه دست دیگم براش جق میزدم یهو با فشار آب کیرش اومد و نفس نفس میزد منم گفتم چطور بود گفت عالی
یه فکری به سرم زد گفتم الان تازه آبش اومده پس بدنش ضعیفه و هیچ کاری نمیتونه
گفتم یا الان یا هیچوقت و کیرمو یه تف زدم
آریا گفت چیکار میکنی گفتم هیچی جق میزنم
گفت خو خوبه یهو گفتم آریا
گفت چیه داش
گفتم عاشق کونت شدم
و بعد با تمام توانم کیرمو فرستادم داخل کونش که نصفش رفت و یه جیغ بلند زد و گریه ش اومد می خواست بلند بشه اما سریع از کونش گرفتم و کیرمو تا ته فرستادم که بدنش شل شد و هیچی نمی گفت و تند تند نفس نفس میزد
یکمی ترسیدم گفتم پاره شده ولی به یاد مشهد و اینکه تا اینجاش اومدم ادامه دادم و یواش یواش تلمبه میزدم و بعد یکمی تند تر میکردم که ناله هاش بیرون شد و من تازه مزه کون رو فهمیده بودم بدجور داغ بود لذتش از جق 20 برابر بود و با تمام توانم تلمبه میزدم
گفتم جووون کون کی هستی تو
جوابی نداد
بعد کیرشو گرفتم و براش جق میزدم و تلمبه
گفتم جوووون کون خوشکل من
یهو گفت اه اه جان چه کیر کلفتی داری داش میتی
و ناله میکرد
گفتم خوشت اومده؟؟؟
گفت بدجور و ناله میکرد و گفت آبتو بریز توش
بعد بدجور حشری تر شدم و نزدیکای ابمبود و محکم تر تلمبه زدم
و نالش بیشتر شد یهو با ابم رو تموم توانم ریختم توش از بس زیاد بود بقیش از لبش در اومد و اون بی حال شده بود
بعد چند دقیقه بلند شدم و گفتم بریم حموم رفتیم حموم و سمتم نگاه نمی کرد گفتم چی شده داش چرا نگاه نمیکنی خجالت میکشی؟
گفت داش اره خجالت میکشم که به رفیقم دادم
گفتم خجالت نداره رفیقت خوبه یا غریبه
گفت کدوم غریبه؟
گفتم داش میدونم که تو مشهد به عرفانکون دادی ومیدونم که خودت نخواستی پس داش من خوبم یا بقیه؟
آریا تعجب کرد و گفت تو بهتری داش به دست دیگه کونم نمیزاری خیلی حال داد
گفتم به قول فیلما با کمال میل
بعد خندیدیم و اون روز یه بار تو حموم گاییدمش و بعد ازاون هفته ای 2 بار گاییدمش تا الان که یه سال میشه و هنوز با همیم
کس ننه هرکی فحش بده
و عاشق کون سفیدتم آریا جووون
نوشته: مهدی اکبری
5 پاسخ به “گایش یک بچه کونی پررو”
معمولی ولی واقعی بود. کونمم خواست 🙂
کس کش
خوب نوشتی چقدر داش داش داش نوشتی ؟ سرگیجه گرفتیم از بس حاشیه بدردنخور نوشته بودی . بیشتر و بهتر بنویس . لایک
کسکشششششششششش
بچه قرتی تو هنوز پشت لبت سبز نشده بعد اسمتو گذاشتی آقا میتی و هی لفظ میای و داش داش میکنی؟! حمال اگر ادعای مرام و معرفتت میشد میرفتی کون عرفان و بچه های فک و فامیلشو میزاشتی چون اونا تو کونی نخورده بودن نه اینکه بری از این پسر بدبخت سواستفاده کنی و اسمشم بزاری بچه پررو،تو فقط یه حمال جقی هسی که بر فرض محال داستانتم راست باشه فقط زر میزنی،برو درتو بزار بچه خوشگل و لفظ لاتی نیا که کونت میزارن