زن نامرئی 275

زن نامرئی 275

یارو مثل این که یواش یواش یه جورایی داشت چهره واقعی خودشو نشون می داد و می خواست تمایل خودشو به من نشون بده . راستش منم که تازه از جنگ بر گشته بودم همچین حال و حوصله ای نداشتم . ولی باید یه جورایی با هاش کنار میومدم . حال و حوصله اینو هم نداشتم که سر به سرش بذارم . هنوز از گوشه و کنار شهر سر و صدای تظاهرات میومد .. و یه عده ای پاسدار که همه اینا رو به امریکا و اسرائیل نسبت می دادند جو رو شلوغ ترش  کرده بودند .  در حالی که من خودم فیلم حضور امریکایی ها رو در بیت رهبری گرفته و اونا رو در اینترنت پخششون کردم . معلوم نبود با این همه افشاگری ها دیگه حرف حسابشون چی بود . یه سه چهار درصدی رو اگه جون به جونشون کنی همون بی شعوری هستن که بودن و کاریشون هم  نمیشه کرد . اونا می گفتن که همه اینا فتو شاپه . این خنگ ها رو اگرم می آوردی به مجلسی که رهبرشون در کنار امریکایی هاست بازم می گفتن که هیکل امام ما  فتوشاپه و این امام ما نیست . دیگه باید کنار اومد  با این بی شعوران و نادانان .و اگرم زیادی واق واق کردن باید خفه شون کرد .  اگه می خواستند عقل داشته باشن که کار ما امروز به این جا نمی کشید . وای که هنوزهم که هنوزه داریم چوب پدران و مادران  سهل انگارمون رو می خوریم که نیمه کاره همه چی رو ول کردن و سکان امور رو دادن به دست پیر مردی نادان و اراذل و اوباش و مافیا و زالوهای اقتصادی و امپریالیسم امریکای دور و برشون .. که ما رو به این روز سیاه نشوندن .

-ببینم داری منو کجا می بری .  این کوچه پس کوچه ها چیه که داری منو می کشونی . . من از اون کاره هاش نیستما ..

-اگه نیستی پس چرا حرفشو می زنی ..

-آخه رفتار تو طوری نشون میده که آدم حس می کنه یه انتظاراتی داری ..

-میگم پا هستی که بریم به یه مهمونی شیک …

-چی شد تو که الان با زن اون شیخ بودی . حالا این میهمونی از کجا پیداش شد .

-البته این از اون پارتی های دوازده ساعته هست و من قصد داشتم بعدش برم به اون جا …

-این شد یه چیزی . ولی لباسم همچین شیک نیست ..

-چرا خوبه .. حالا شاید زیاد گرون نباشه . یه دستی به سر و روت بکشی که خیلی عالی میشه … اون جا هر کی با دوست دخترشه …

-یعنی یه حالت دیسکو داره ؟ من زیاد اهل این بر نامه ها نیستم و نمی تونم زیادخوش بگذرونم .

-نکنه می خوای بگی دختر  مومنی هستی ..

-مومن که چه عرض کنم . الان حدود سه ساله که شوهرم مرده دست مردی به من نرسیده ..

اینو که گفتم دیدم آب از لب و لوچه اش آویزون شده …

-واقعا ؟ چه جالب ! اما به نظر من این کارت اشتباهه . تو نباید این کار رو با خودت انجام بدی . یک آدم تا زنده هست باید زندگی کنه و از زندگی خودش نهایت لذت رو ببره . یک زن می تونه از وجود یک مرد لذت ببره ..و می تونه به یک مرد هم لذت بده …

-این حرفا رو می زنی من خجالتم میاد .

-پس چه جوری می خوای  میون این همه جمع برقصی .

-رقصیدن توی خونمه . ازاین کارا خجالت نمی کشم .. ولی خب در مورد این که یه مردی بخواد با من تماس بگیره یه جوری میشم . ..  نمی تونم قبول کنم ..

-هر چیزی عادت می خواد …

-من که عادت ندارم پس باید چیکار کنم .

-خودم عادتت میدم .

-ببین من باهات نمیام .. ولی فقط یه شرط داره . من می خوام یه دو ساعت بخوابم .

-می خوای توی این همه سر و صدا بخوابی ؟

-راستش من واسه خواهرم خیلی حرص خوردم . نمی تونم شاداب باشم اگه نخوابم .. خلاصه به هزار مصیبت و ناز کشیدن  منو برد داخل مجلس .. راستش اگه تا حالا  سی تا مجلس این چنینی رفته باشم این جزو سه تای شیک ترینش بود و تقریبا  سکسی نرمال ترینش . بقیه زنا طوری نگام می کردن که انگار از دنیای صد سال پیش اومده باشم .

-ببین پسر منو به زور آوردی این جا که چی بشه .

-خیلی خوش می گذره .

-نتونستی با زن  شپشو حال کنی خواستی این جوری جبران کرده باشی ؟

-نه اصلا صحبت  این چیزا نیست …

خلاصه  در مجلس سکسی پوشان تا می تونستم سنگ تموم گذاشتم .. ولی عجب مجلسی بود . کسی از کسی خجالت نمی کشید و زن و مرد بدنهاشونو به هم می مالوندند . دیگه مجلس داشت تبدیل می شد به یک دیسکوی کلاس بالا و سکسی . فقط همینش مونده بود که یه عده ای دامن یک وجبی یا شلوارشونو پایین بکشن و اصالت این جور مهمونی ها رو نشون بدن . منم اگه دامن داشتم خیلی با حال می شد . ولی می تونستم شلوارمو در بیارم . منتظر بودم تا یه چند نفری از این کارا بکنن تا منم دست به کاار شم ….. ادامه دارد … ….

در

۲۲:۱۵:۰۰

زن نامرئی 275

بازدید 9,412

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...