تری سام زنم تو مهمونی

سلام

من اسمم پرهامه ۳۰ سالمه و زنم اسمش مرجانه و ۲۹ سالشه.

مرجان یه دوستی داره به نام دلارام و کلا خیلی دوست پسر عوض میکنه دوستش…

یه بار به مرجان گفت بریم ویلای دوست پسرم خیلی حال میده منم قبول کردم گفتم بریم.

مرجان لباس های راحتیشو برداشت و رفتیم سمت ویلا که کردان بود ( ویلا مال دوست پسر دلارام بود )

روز اول که رفتیم اونجا موقع لباس عوض کردن دیدم مرجان لباسای بیرون شو درآورد و با یه تاپ و دامن رفت که بره بشینه تو سالن ( اون کوتاه ترین دامن مرجان بود و تقریبا اگه پاشو رو پاش نمینداخت تا شورتش معلوم بود )

یه ساعتی نشستیم و دوست پسر دلارام گفت استخر آمادست و بریم توش. من تعجب کردم فکر نمیکردم منظورش این باشه که چهارتایی بریم توش ولی دیدم دوست دختر خودش دلارام لخت شد و گفت بریم تو استخر منم یه نگاه به مرجان کردم گفت بریم ؟ گفتم آره حتما…

هم من هم مرجان لخت شدیم و رفتیم تو آب و اونجا کلی صحبت کردیم و مشروب خوردیم و…

مرجان یکم توپره و سینش سایز ۹۰ عه واسه همین هر پسری ممه هاشو ببینه هوایی میشه…

اینم عکس زنم مرجانه:

شب که شد رفتیم خوابیدیم و ما اتاق جدا داشتیم و گذشت… من میدونستم که دوست پسر دلارام تو کف مرجانه!!

فردا شبش داشتیم فیفا میزدیم بازیشم خیلی خیلی خوب بود و اینو فهمید که ضعیف ترم ازش و یهو برگشت گفت یه پیشنهاد دارم

من و پرهام ۳ دست فیفا میزنیم مجموعش هر کسی که برد دوست دخترش باید شب تریسام سکس کنه باهامون و اون دختر دیگه باید بره تنها بخوابه. من پشمام ریخته بود که یعنی چی چی داری میگی و چی باید بگم که دیدم دوست دختر اون دلارام سریع قبول کرد و مرجان هم یه سر به معنی باشه تکون داد و همه رو کردن به من، منم دیدم مرجان اکیه همه اکین گفتم جو رو بهم نریزم و اگه بگم نه ممکنه همه چی بهم میریزه گفتم باشه ( ولی تو دلم گفتم باید ببرمش که مرجان رو امشب نکنه )

مجموع ۳ دست شد ۲-۱ به نفع اونو بازی آخرو که برد یه نگاه به من کرد که توش فقط ذوق و تشنگی بود.

رو کرد به همه گفت خوب مرجان امشب خیلی شب سختی داری باید به دو تا کیر سرویس بدی. برو تو کشوی کمد یه جوراب شلواریه بپوش رو تخت بشین تا من و پرهام بیایم. مرجان یه نگاه به من کرد و آروم رفت سمت پله ها که بره بالا و دلارام گفت من پس امشب راحت میخوابم مرجان پاره میشه امشب… من سرخ شده بودم و هیچی نمیتونستم بگم ولی هیچ چاره ای نبود شرط رو قبول کرده بودم.

۵ دقیقه گذشت و به من گفت بریم یه شب خوب برای زنت بسازیم حال کنه منم گفتم بریم.

رفتیم اتاق دیدیم مرجان یه رژ خیلی سکسی زده جوراب شلواری شفاف پوشیده رو تخت خوابیده با سوتین زرشکی ( خود مرجان خیلی حال کرده بود اصلا )

تقریبا ۲ ساعت یه سکس ۳ نفره داشتیم و مرجان برای اولین بار بود میدیدم تو سکس میگه بسههههه دیگه…

اونم دو بار ارضا شد ولی بازم مرجانو میکرد. آخرین بار صورت مرجانو گرفت سمت کیرش و آخرین آبشو ریخت روی لب مرجان و منم مجبور کرد آبمو بریزم رو صورت مرجان و صورت مرجان پر آب شد. وسط سکس هم هی به مرجان میگفت جنده… خودش چون هیکلی بود زیر مرجان میخوابید و کسشو میکرد و منم از کون مرجانو میکردم. ولی بیشتر وقتا مرجان داگی میکرد و مرجان برای من ساک میزد یا برعکس میشدیم. مرجان اون شب تا صبح بین ما دو تا خوابید و صبح بیدار شد به من گفت دیشب خیلی خوش گذشت دلم میخواست…

عکس زنم مرجان هم پایین گذاشتم…

نوشته: پرهام

بازدید 8,296

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

26 پاسخ به “تری سام زنم تو مهمونی”

  1. من محترمانه سخنی که میتوانم بگویم وشان خودم را نزول اجلال ندهم شان اقا یا خانم که متن را نگاشته است با سخن من تغییر نمیکند و عزیزان با اثار خود ویا با سخنان خود ان را متبلور میکنند . حال سخن بنده هیچ کجای این سایت مطلبی که در ان خصوص اجبار یا الزام برای ارسال مطالب به اعضا شده باشد رویت نشده است. حال با چه ادله منطقی فردی در صدد تنزیل وتحقیر خودو ترغیب دیگران به بیان ناسزا وفحاشی های زننده جنسی است از قوه اندیشه و تعقلم و درک پارادایم ذهنی این جانداران خارج است .امیدوارم که بنده اشتباه کرده باشم و چون فرض محال محال نیست یک درصد احتمال حقیقی بودن را در ماورای علمی فقط تمکین نموده و از شما بدین سان پوزش میظلبم

  2. مهرداد این چیه نوشتی دیوث مگه میخوای نامه به خامنه ای بدی اینجوری نوشتی قشنگ بنویس کونیا وحش ندید مثل بچه آدم

  3. لپ مطلب کلام مهرداد که خیلی مودبانه گفت این میشه که کسشر نوشتی و کس گفتی مرتیکه بی غیرت کونی هستی ب تخمم تو کس از نزدیک ندیدی چ برسه زن داشته باشی بی غیرتم باشی به این راحتی زنتو نمیدی بکنن

  4. ffgg ekhtiaran یه بچه 15 ساله که جیش داره و جیشش داره میریزه ، تصمیم گرفته قبل از رفتن به دستشویی تند و سریع خیالاتش رو برامون بنویسه ، ممنون که به فکرمونی تا امروز بی داستان نمونیم

  5. کس گفتی خودتم میدونی حتی بی غیرت ترین ادم ها هم این جوری وا نمیدن که ندیده نشناخته زنشونو بندازن زیر یکی دیگه یا خودت کونی هستی یا زنت جنده

  6. از آن جهت که تاکنون افتخار خواندن سخنان مودبانه و فلسفی جناب مهرداد نصیبم نشده بود، نگاه به این صفحه و محتوای سخیفانه‌ی آن یک حسن داشت و آنهم سطوری است که مهرداد نگاشته است. چه نیکو بیان کرد که هرچه مقدار از رکاکت معنی و سخافت محتوای آن از زبان همگان آید، در نویسنده تاثیری نخواهد کرد و نه تنها در وی این نصیحت‌ها که به اقسام الفاظ از رکیک و شنیع تا سلیس و جزیل گفته آید در نویسنده درنخواهد گرفت و او را پروای آن نیست که دیگران به هر شیوه‌ای که گفتند از اهانت و جسارت تا تمسخر و سبابت و نیز به شیوه سلاست و جزالت. اما اگر در این میان بر حسب اتفاق دو نفر به تشویقت برخاستند، تو این را بر خود مگیر و مپندار که شرح رشادت‌هایت که چون واقعی باشد که آدمی را طبع این است که بر بی‌غیرتی خجل باشد نه شادمان و مفتخر و اگر خلاف طبیعت آدمی زادی که کژطبع جانوری که بر این صفت چندان خرسندی که به افتخار برای دیگران بازگویش می‌کنی و نیز اگر دروغی پرداختی که نه زیبایی در نوشتارت بود و نه بهره‌ای از ادبیات و اصول داستان‌نویسی داشت و صرفا اینجا را مزبله پنداشتی و فضولات خود بر آن انباشتی، بازهم از بیماری روحی خبر می‌دهد که عقده‌هایی در وجودت هست که خلاف طبیعت آدمی فکر می‌کنی و من نیز بر خود روا نمی دارم تا سخن را به حضیض کلام زشت و شنیع بکشانم و آنچه را بگویم که شایسته نیست. امیدوارم این پرگویی و اطاله کلام تاثیری کند دست کم به میزان قباحت کار خود پی ببری؛ اگرچه با وجود مشوقانی که همچنان طلب تصویر می‌نمایند داشتن چنین امیدی باد به غربال پیمودن است و آب در هاون کوفتن

  7. گویا جناب مهرداد و دکتر حشمت قصد بر احیای ادبیات زیبای نثر فارسی دارن، اگر این نوشته ها محصول هوش مصنوعی نباشد احسنت بر این قلم؛

  8. رهاوش از اسم زنونت خجالت بکش باور من در فضای واقعی دقیقا زمانیکه پای مبارک رو زمین باشه شهامت این مطالب نداری امتحانش مجانی نگاه کردم پروفایل شمارو از بنده بزرگتر تشریف دارید برسم ادب و احترام سن شما زبانم قاصره.فقط متوجه باش هرسخنی از دهان شما بیرون اید معرفی کانون تربیتی شما مخصوص جلوگر اموزش مادر بزرگوار شماست به دلیل مشغله پدر نقش تربیتی بیشتر با مادران عزیز است. توهم است که با کلام سخیف ونپخته درصدد تخریب یا تمسخر من برامدی ادم حسابی ها مانند اقای دکتر وسایر عزیزان اگاه هستند البته من ناراحت نشدم جنبه من بالاست میترسم شما ناراحت شی کلا فرمت توهین عارض شدم والا من مجردم و شوخی و فکاهی تخصص منه

  9. خدمت مهرداد عزیز عرض میکنم و ضمناً پاسخ عزیزی را که گفته بود اگر هوش مصنوعی نباشد؟! نه عزیز جان هوش مصنوعی نیست و این از مصیبت‌های ماست که چون کسی صحیح و سره سخن بگویند یا متوجه اهانت خامی چند می‌شوند که نمونه آن را در رفتار با این دوست بسیار محترم را مشاهده میکنید. شاید کسی برای خودش صحیح نشمارد که هویت یا شغل خود را به سبب قضاوت دیگران در چنین جایی ابراز و اظهار نکند اما بنا به دلایلی که بیشتر متوجه خودم هست، خیلی مختصر عرض میکنم که این حقیر مدرس ادبیات فارسی در یکی از دانشگاههای دولتی ایران هستم و فارغ از شغل دبیری و مدرسی(تعمدا از عنوان استادی و معلمی استفاده نمیکنم) چرا که هرگز شایسته ولایق چنین تعابیری نیستم و صلاحیت بکاربردن آندو عنوان مهم را ندام. اما بی آنکه کمترین شعاری بدهم و مبالغتی بکنم، خودم را از جمله سربازان و نگاهبانان این زبان میدانم و تمام هم و غم و تلاشم در زندگی تا می‌توانم صحیح و زیبا سخن بگویم تا ایشان هم بتوانند ازین میراث عظیمی که به نام زبان فارسی است مراقبت کنم. خصوصاً اکنون که بیش از هر زمان دیگری بدان احتیاج مبرم داریم. زبان ما ، ادب ماست و فرهنگ و ما و تفکر ما است و در واقع شناسنامه اول ما ایرانیان است که به بدترین شکل ممکن امروز ه دردحال خود

  10. عذرخواهی میکنم در حال نوشتن بودم که ارسال شد و گویا امکان ویرایش ندارد یا اگر دارد من نمیدانم، باری به هر روی این فرهنگ امروز مریض و بیمار و بدحال است. مهمترین نشانه‌ی بیماری آن هم شیوه سخن گفتن ماست. زبان فارسی تنها افتخار کردن به شاهنامه نیست، شاهنامه هم دقیقاً در زمانی نوشته شد که فرهنگ فارسی و ایرانی بشدت مریض احوال بود و درست است که ما کجا و حکیم طوس کجا اما باید سطح فرهنگ خود را بالا ببریم، ادب بیاموزیم و مودبانه و همدلانه با یکدیگر سخن بگوییم!! اگر ما در مقابل یکدیگر مسئول نباشیم و متعهد به این فرهنگ و زبان نباشیم همین می‌شود که الان شده و این شیوه شده‌است رسم متاسفانه و هرکسی گمان می‌کند که باید دهان خود را بگشاید و هرچه از پستوی ذهنش می‌تراود را بیرون بپاشد. همانطور که بسیاری هنوز نمیدانند که زباله را نباید در خیابان انداخت ، سخن‌های گزافه و زشت و ناپسند از صد زباله بدتر است و فضای هر محیطی را آلوده می‌کند. در نهایت به مهرداد عزیز از زبان خواجه شیراز میگویم که: گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم. از اطاله کلام و پرگویی و زیاده گویی و از این که ممکن است کامتان را تلخ کرده باشم عذرخواهی میکنم. پایدار باشید

  11. ممه و لب خانومت منو یاد یه دوس دخترم میندازه که فقط از کون باهاش رابطه داشتم… بعد ازدواجش کات کردم باهاششش…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...