روسپی هتل

سلام اسم من مهساس۲۸ سالمه سفیدم ممه هام۸۵ قدم ۱۷۰ وزنم ۶۶ ساکن مشهدم

یه زن مطلقه ام که ۴ ساله جدا شدم و تنها زندگی میکنم

یکسال بعد از جدایی از همسرم به دلیل مشقت مالی و حس پوچی که بعد از خیانت همسرم دیده بودم افکار و روح ام داغون بود دنبال شغل می‌گشتم ولی کار درست حسابی که درآمد خوبی داشته باشه پیدا نمی‌کردم چون نه مدرک دانشگاهی دارم نه حرفه خاصی بلدم خلاصه که خیلی حالم بد بود یروز رفتم هتل برای کار حاضر بودم قسمت نظافت هم کار کنم ولی حقوق خوبی بهم بدن همین که رفتم قسمت مدیریت یه مرد حدودا ۵۰ ساله بور از سر تا پا نگام کرد گفت خوش اومدی بشین مرده محو اندامم شده بود ازم چشم برنمیداشت نشستم گفت برای چه کاری اومدی گفتم هر کاری باشه که درآمد خوبی داشته باشه گفت مدرکی حرفه ای داری بلدی ؟ گفتم نه گفت پس چیکار میخوای بکنی گفتم میتونم کارای داخلی هتل و انجام بدم همینطوری چشماش محو سینه هام بود و چشم ازش برنمیداشت گفت اخه حیفی برای کار نظافت ، مجردی ؟ گفتم بله طلاق گرفتم و به پول نیاز دارم گفت چقدر هم عالی لیاقت بودن کنار یه خانم خوشگل و خوشتیپ مثل تو را نداشته که جدا شدی . یه لحظه حرفش حس خوبی بهم داد گفتم آره لیاقتمو نداشت گفت اوکی من هواتو دارم نگران نباش برو مدارکتو بیار از فردا بیا سر کار خیلی خوشحال شدم و با هیچان پرسیدم چه کاری قرار انجام بدم گفت تو برو مدارکتو بده فردا مشخص میکنم وظایفتو با یه حقوق فوق العاده عالی خیلی خوشحال بودم سر از پا نمیشناختم با هیجان خداحافظی کردم رفتم که از خونه مدارک بیارم فوری رفتم خونه مدارک آوردم دادم بهش گفت اوکی فردا بیا قراردادتو تنظیم کنم امضا کن شروع به کار کن گفتم باشه کلی ازش تشکر کردم و رفتم خونه از ذوق اینکه یه کار با درآمد بالا پیدا کرده بودم خیلی ذوق زده بودم شب و به زور صبح کردم و فوری رفتم هتل رسیدم دیدم مرده منتظرم اسمشم آقا اکبر بود قرارداد و بهم داد و امضا کردم گفتم الان باید چیکار کنم گفت برو طبقه اول تو اتاقم تا بیام توضیح بدم سوار آسانسور شدم و رفتم اتاق نشستم بعد ۱۰ دقیقه اومد در و بست گفت خوش اومدی و اما کاری که باید انجام بدی و می‌خوام کامل بهت توضیح بدم منم با دقت داشتم گوش میدادم بهش گفت تو یه زن خیلی خوشگل خوش اندام و خوش‌تیپی و برای کار نظافت خیلی حیفی من دوست دارم ازت یه زن فوق العاده بسازم می‌خوام ببینم چطور میتونی رضایت من و افراد امثال من و جلب کنی ؟ حرفاش برام گنگ بود گفتم منظورت چیه گفت ببین مهسا جان این بدن حیفه بیکار بمونه خونه زیر لباس هدرش نکن همینطوری که داشت حرف میزد از استرس بدم یخ زد گفتم به خدا منظورتونو نمی‌فهمم گفت خنگی یا خودتو به خنگی زدی ؟ گفت پس رک بهت میگم می‌خوام کمر من و مسافرای خاصمونو خالی کنی علاوه بر حقوق ثابتی که قرار بگیری پورسانت رضایت هم بهت تعلق میگیره بهم دلم هوری ریخت و کلی ترسیدم پاشدم گفتم نه من نمیتونم من باید برم محکم از دستم نگه داشت کجا به این زودی خانوم شما قرارداد نوشتی مجبوری کارایی که میگم انجام بدی گفتم من نمیتونم گفت چند بار بگذره برات عادی میشه عادت میکنی به اون بیشرف هر روز می‌دادی خیلی قدرتو دونست تهش ولت کرد رفت اینجا ولی همه قدرتو میدونن همینطور که داشت ازم تعریف میکرد دستشو انداخت دور کمرم صورتشو نزدیکم کرد و شروع کرد لبامو خوردن منم یهو به خودم اومدم دیدم دارم باهاش همکاری میکنم و لباش و میمکم حس خوبی داشتم نمی‌دونم چرا ولی بدنم داشت باهاش همکاری میکرد شروع کرد لمس ممه هامو فشارش میداد گردنمو می‌لیسید کامل تو حس بودم که دکمه های مانتومو باز کرد و از تنم در آورد بدنمو که دید چشاش گرد شدن آخه بدن من خیلی سفید سوتین مشکی که تنم بود تضاد خاصی ایجاد کرده بود شروع کرد در آوردن سوتینم و خوردن ممه هام جوری میخورد که هوش از سرم پریده بود و خودمو در اختیارش گذاشته بودم بعد یه سال سینه هام دهن یه مرد بود و داشتم لذت می‌بردم همینطوری اومد پایین و ناف و شکممو می‌لیسید بعد شلوار و شورتمو کامل کشید پایین جلوم نشست رو زمین شروع کرد خوردن کوسم داشتم از هوش میرفتم و مدام داشت از بدنم تعریف میکرد این من و حشری ترم میکرد بعد شلوارشو کشید پایین و‌کیرشو در آورد یه کیر حدودا ۱۸ سانتی مشکی رگ دار خیلی ازش خوشم اومد دست کشیدم روش و کردنم دهنم کلی ساک زدم و لیسیدمش حسابی سیخ سیخ شده بود بعد گفت داگی شو عزیزم می‌خوام کمرمو برات خالی کنم خوش هیکل ترین فوری داگی شدم و قمبل کردم براش کیرشو می‌مالید به کوسم و به کونم سیلی میزد و همش از بدنم تعریف میکرد بعد آروم سرشو فشار داد تو کوسم و شروع کرد تلمبه کردن وای چقدر حالم خوب بود چقدر داشت بهم خوش می‌گذشت چقدر لذت بخش بود برام تلمبه هاشو سریع تر کرده بود و داشتم زیر کیر سیاهش آه و ناله میکردم بعد کلی تلمبه پوزیشنشو عوض کرد و پاهامو انداخت دور گردنش و شروع کرد تن تن تو کوسم تلمبه زدن داشتم به ارگاسم می‌رسیدم واقعا لذت می‌بردم همین که خواست ابم بیاد بغلم کرد و تو بغلش لرزیدم و ارضا شدم ولی ماشاالله آقا اکبر کمر سفتی داشت و هنوز نریخته بود گفت بدو عزیزم آبم کم مونده بیاد زود به شکم بخواب همین که برگشتم زیر شکمم بالش گذاشت و کیرشو فشار داد تو کونم وای خیلی درد داشت چون روغن نزده بود با دستم وا نکرده بود همینطوری کرد تو کونم اشکم در اومده بود و حسابی داد و بیداد کرده بودم ولی توجهی نمی‌کرد تو کونم چند تا تلمبه زد و با سیلی های محکمی که به کونم میزد آبشو ریخت تو کونم حس کردم یه چیز داغ تومو سوزوند محکم بغلم کرد از پشت و کیرشو تو‌کونم نگه داشت بغل گوشم گفت دیدی چقدر حیفی دیدی چطور کمرمو خالی کردی دیدی چقدر برات لذت بخش بود تو با این زیبایی و اندام فقط برای لذت خلق شدی تو حیفی حروم شی گردنمو بوسید و کیرشو آروم کشید بیرون از کونم برم گردوند و از صورتم چند تا بوس کرد و گفت چند دست لباس گفتم برات بیارن وقتی میری سر کار بپوشی خوشگلم پورسانت اولین روز کاریتو هم الان نقد میگیری کلی پول گذاشت رو میز و گفت عزیزم پشت سرت ته اتاق حمام هست خودتو بشور و لباساتو بپوش بعدش میتونی بری استراحت کنی تا خبرت کنم گفتم باشه خودمو جمع و جور کردم و یدونه دوش گرفتم لباسامو پوشیدم و رفتم پایین اون پولا و ارضا شدنم خیلی بهم مزه داد یه جورایی خوشم اومد یدونه کلید اتاق بهم داد گفت این اتاق تو عزیزم باید همیشه تو اتاقت آماده باشی چشم امید من به تو خوشگلم کلید و گرفتم و رفتم تو اتاق کلی برام لباس گذاشته بودن تو اتاق انواع اقسام هارنس و لباسای سکسی خفن و… یهو نمی‌دونم از این جو و کاری که قرار بود انجام بدم خوشم اومد رفتم یه لباس سکسی پوشیدم و رو تخت دراز کشیدم تا یکم استراحت کنم چند ساعت بود که خوابیده بودم یهو در اتاق و زدن از خواب بیدار شدم دیدم اکبر آقا گفت چطوری خوبی عزیزم عروسکم ؟ گفتم عالی ام خوابیده بودم گفت عالی عزیزم چه لباسای خوشگلی پوشیدی میتونم هر لحظه برات سیخ کنم عزیزم یدونه از لبام بوسید و گفت برات غذا آوردم حسابی بخور انرژی داشته باشی دو ساعت دیگه یه مهمان عراقی داریم می‌خوام حسابی بهش نشون بدی زنای ما چطور کمر خالی کن هستن می‌خوام سنگ تموم بزاری خوشگلم گفتم چشم آماده میشم غذارو‌گرفتم و خوردم و خودمو آماده کردم دو ساعت بعد در زدن رفتم در و باز کردم دیدم مهمانشون یه پسر عراقی حدودا ۳۰ ساله بدن ریزه و پوستش گندمی اومد داخل بهش خوش اومد گفتم و خودمو نزدیکش کردم یه جورایی حس خوبی داشتم حس میکردم تمام عقده های چند سالمو که شوهرم برام چه زمانی که بود و چه نبود و دارم تلافی میکنم نزدیکش شدم صورتمو بردم سمت صورتش حسابی لب رفتیم لباساشو از تنش در آوردم و … حدودا ۲ ساعت بود داشتیم معاشقه و سکس میکردیم قیافه طرف که کی هست برام مهم نبود بیشتر داشتم خودمو ارضا میکردم و این بین طرف هم بشدت ارضا میشد تهش کیرش تو دهنم و آبش رو صورتم پخش شد و هر دو ارضا شدیم چند دقیقه ای بغلم کرد و بوسید چشاش برق میزد معلوم بود خیلی بهش حال داده وقتی می‌رفت کلی پول هم گذاشت رو تخت و رفت

باورم نمیشد تو یه روز دوبار با دو نفر چند ساعت داشتم سکس میکردم و ارضا میشدم برام جالب و جذاب بود

رفتم حموم زیر دوش بودم که دیدم در اتاقم بار شد اکبر آقا اومد داخل مهسا جانم سکسی خانوم کجایی که آتش به پا کردی در حموم و بار کرد گفت وای وای از این بدن که من سیرمونی ندارم ازش هر لحظه میتونم بکنمت زن چقدر تو خوبی بوسم کرد و رفت گفت زود تموم شو کارت دارم منم زود اومدم بیرون حوله پوشیدم گفت آفرین بهت ماشاالله به تو یعنی من میدونستم تو بهترینی از همون لحظه که دیدمت فهمیدم پسر عراقی خیلی خیلی راضی بود گفت بهت انعام هم داده گفتم آره میز گفت نوش جونت خوشگلم

بعد گفت زیاد نمی‌خوام اذیتت کنم روزی خیلی زیاد باشه بیشتر از دو نفر نمیفرستم سراغت شاید اصلا به روز کسی نباشه یه روز یه نفر باشه و شاید به روزی گروپ باشه مشکلی که نداری گفتم نه گفت آفرین بهت سکسی من

اونشب حس خیلی عجیبی داشتم تبدیل به یه زن بیزینسی شده بودم که درآمد خیلی خوبی هم داشتم و مجبور هم نبودم کل روز و تو هتل بمونم می‌تونستم هرجا دوست دارم برم و هر وقت مشتری میومد برگردم اتاق چند ماه اول نهایت روزی یکی دو نفر میومد و خیلی روزا هم کسی نبود ولی بعداً که اوج پیک مسافر شد نفرات با فانتزی های مختلف و درآمد های بیشتر منو تبدیل به یه زن پورن استار کرده بود و رضایت مشتری هام همیشه صد بود

نمی‌دونم شاید وجهه اجتماعی و دیدگاهی خوبی نداشته باشه ولی من از کارم راضی ام و درآمد خوبی هم دارم

بله من یه جنده هتلی و زن بیزینسی ام که از بدنم نهایت استفاده را میبرم

نگرانمم نباشید هر ماه آزمایش میدم و رابطه های امنی دارم مریض نمیشم

نوشته: مهسا

بازدید 5,873

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

24 پاسخ به “روسپی هتل”

  1. نگران نباش یه آدم اخمقم میاد میگیردت توام ادای تنگا در میاری که کسی دست بهت نزده با ملی مهریه زن یارو میشی

  2. نگران نباش یه آدم اخمقم میاد میگیردت توام ادای تنگا در میاری که کسی دست بهت نزده با ملی مهریه زن یارو میشی

  3. بین دیدگاه انسان چقدر تفاوت میتونه باشه دو تا مهسا یکی با مرگش یه جهانی رو تکان داد یه مهسا مثل تو ففط برای پول میشه زیر خواب عراقی ها اگه به هم وطنات کس میدادی اینقدر چندش اور نبود و قابل درک و تحمل بود

  4. تا جایی که اسم عراق اومد خوندم . این داستان تخمی رو از مغز کیریت در آوردی که بگی آخرش به یه عراقی دادم؟؟؟همه جدیدا کیرشونشده ۱۸ سانت . ۱۸ سانت رو یهو کرد تو کونت تو هم آمادگی شو بعد از یک سال سکس کردن نداشتی؟ تو که کسشر نوشتی اینجا ولی اونایی که به عرب ها میدن قطعا نطفشون حرومه ولاغیر مثل خود عرب ها البته غیر عرب ایران عزیز

  5. ببین مهسا خانم اینا موقتی اند یعنی سنت که رفت بالا دیگه بدرد کسی نمیخوری و پرتت میکنند از هتل بیرون و دیگه کسی با یه جنده ازدواج نمیکنه و توی تنهایی خودت میمیری چون مثلا فکر کن از هتل رفتی جای خونه خریدی اگر سکته کنی کسی نیست امبولانس خبر کنه . بنظرم راه اشتباه انتخاب کردی ولی هنوزم دیر نشده از اون هتل بیا بیرون به بهونه خرید و دیگه برنگرد اونجا البته بعد تغییر رژیم باشه بهتر بعد به کسی نگو شغل قبلیت چی بوده و برو جای فروشندگی کن و با یکی از همکارهات ازدواج کن

  6. قبل از تو ، من تو اون هتلو کار میکردم ، بعد چند وقت دیگه هر وخت میکردنم ، پولو میدادن به اکبر آقا ، اونم به من نمیداد منم یه بار با لقت زدم تو تخم اکبر آقا و پولا مو ورداشتم و فرار کردم بعد اونم تو رو انتخاب کرد

  7. اینو اکبره نوشته اونم زن خودش بوده برده اونجا دیوزگی میکنه بعدشم چرا باید مردم نگران یه جنده باشن اکبر اغا

  8. تا قبل از پسر عراقیه قابل قبول بود اما همین که گفتی اولین مشتریت عراقی بود مشخصه تحت تاثیر داستانهایی که از عراقیهایه ببناموس شنیدی ، نوشتی.

  9. بلاخره با توجه به هدفی که داشت و دنبال پول و درآمد بالا بود بدون مدرک …شاید انتخابش درست بوده

  10. مهمترین سوال من؟ اسم هتل! یا خودت پیام بده دوست دارم خصوصی ببینمت عزیزم.

  11. تا حدودی خوب بود و داشتم به خوندن ادامه میدادم که رسیدم به عراقی و… بدجور حالم گرفت و زود یوزر و پسورد رو زدم تا کامنت بزارم. خوارمادرتو خر گایید.بی‌ناموس حروم زاده تازی

  12. داستان کلا داستان سرایی بود و بس میگم چرا ؟!! اول زنی که مثلاً تیکه ای هست واسه خودش و … وقتی بیوه میشه ، میشه هدف خیلی از مردها . دوم زنی که به این راحتی وا میده و راه میده و عشق پول و دادن ، امکان نداره یکسال بی کیر بمونه . سوم فقط در حال تبلیغات اسلامی بودی و گوش به فرمان عاقات علم الهدی بودی خانم عرزشی ، کیر ۱۸ سانتی رو یکهو کرد کونم و … حقا که به قول و وعده عاقات ثواب داره دوام آوردن کون دادن به ۱۸ سانتی بدون آمادگی ، تو لیاقت داری شهیده زنده بیزینسی .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...