همسر دوستم نگین(۲)

بعد از اتفاقی که بین من نگین افتاد صبح از خواب بیدار شدم نگین پشتش به من بود خواب بود بلند شدم تخت تکون خورد نگینم بیدار شد داشتم لباس میپوشیدم ساعت 8 صبح بود گفتم عزیزم بلند شو بپوش ببرمت دکتر یه متخصص پیدا کنیم چرخید نگاهم کرد روش نمیشد انگار منم تو چشاش خیلی نگاه نمیکردم کمکش کردم بلند شد گفت میری بیرون لباس عوض کنم نگاهش کردم گفت راحت نیستم جواد گفتم عزیزم بزار کمکت کنم با خجالت شورتک و تی شرتشو در آورد یه شلوار جین گشاد و راحت برداشت منم کمکش کردم دکمه هاشو بستم تی شرت تنش کردم کامل تو بغلم بود یهو بغلم کرد و زد زیر گریه نشستم لبه تخت نشوندمش تو بغلم رو پام اشکاشو پاک کردم گفتم نگین چته گفت نباید اون کارو میکردیم من اینجور زنی نیستم صورتشو بوسیدم گفتم خوشکلم هیچ کس قرار نیست بفهمه چه اتفاقی دیشب بین ما افتاده با گریه حرف میزد گفت 4 سال زن خشایارم نزاشتم 1بار خودشو توم خالی کنه بعد اولین سکس ما تو اینکارو کردی لباشو بوسیدم گفتم منم دیگه نمیریزم تو اگه انقد واست مهمه گفت من حامله میشم میدونم گفتم فربونت برم الان میریم یه قرص اورژانسی میگیرم میدم بخوری خیالت راحت بشه گفت دیگه حق نداری گفتم چشم تو گریه نکن گفت حق خشایار اینکار ما نبود بغلش کردم باز ازش لب گرفتم گفتم قربونت برم بخدا منم خشایار رو دوس دارم ولی اتفاقی بینمون افتاده دست خودمون نبود گفت تکرار نکردنش دست خودمون هست دیگه گفتم تا تو نخوای من دستم بهت نمیزنم نگاهم کرد گفت از همین میترسم باز لباشو خوردم میخواستم همونجا باز بکنمش ولی میدنستم اون نمیخواد الان بلندش کردم رفتیم دکتر اونجا همش کاراشو خودم میکردم همه فکر میکردن زنمه منم کیف میکردم بعد از کلی کار مثل ام ار آی و این چیزا بردمش خونه قرار بود عصر خشایار بیاد کلی همو بوسیدیم با کیر سیخ اومدم خونه خودم بعد از اون خشایار زنگ زد و کلی ازم تشکر کرد منم خجالت میکشیدم بابت کاری که کردیم تا چند روز فقط گاهی چت میکردیم منو نگین تو اینستا تو چت نگین راحتر حرفوش میزد و بهم گفت فقط خودتو ارضا کردی منو ول کردی گفتم قربونت برم یه فرست دیگه بده ببین دیونت میکنم یا نه اونم گفت شرایط اوکی بشه کمرمم بهتر بشه انجامش میدیم من خیلی اذیت بودم بدجور تو کفش بودم کارمون به سکس چت و دادن عکس کشید ولی نگین بخاطر زیاد خونه بودن خشایار نمیشد برم پیشش واسه سکس، خشایار مرخصی گرفته بود و مواظب زنش بود بعد ما هم فقط عکس میدایدم نگین دیگه عکس کس و کونش و سینشو بهم میداد منم عکس کیرمو انقد کونش خوشکل بود دیونم کرده بود تو چت بهش گفتم من بیام حتما از عقب میکنمت اونم میگفت تا حالا رابطه نداشم از پشت وخیلی میترسم بعد دو هفته تا خشایار رفت سر کار 8 صبح رفتم پیشش تا رفتم بالا بغلش کردم تو هوا بردمش رو تخت گفتم بهتری گفت اره با عجله لختش میکردم شورت زیرشو جوری در آوردم خندش گرفت از عجله من تازه داشتم از نزدیک بدنشو میدیدم از لباش و گردنش شروع کردم رفتم رو سینه های خوشکلش یکی یکی میخوردم نگین نالش بلند شده بود رفتم رو شکم و نافش اونم میخوردم بدنش بوی گل میداد رفتم لای روناش باورم نمیشد انقد خوشکل بود کسش از عکسش خیلی بهتر بود بدون بیرون زدگی و تیرگی صورتی خوشکل بوسیدمش اول و شروع کردم به خوردن زبونمو فشار میدادم تو کسش خیس خیس بود بعد چند دقیقه لریزد و ارضا شد موهامو کشید رفتم لباشو خوردم گفتم بدهیمو که دادم حالا حسابمون صافه خندید گفت خیلی میخوامت بخدا گفتم منم میخوامت عزیزم رفتم عقب اشاره کردم به کیرم که درش آورده بودم نشست جلوم دو دستی گرفتش گفت خیلی خوبه گفتم از عکسش بهتره گفت اره دراز کشیدم رو کمر نگین سرشو خم کرد شروع به خوردن کرد موهاش دور کیرم بود نمیدیدمش دستمو بردم پشتش با سوراخ کونش بازی میکردم معلوم بود پلمپه تا نصف کیرمو میخورد گفتم چطور خشایار این کونو نکرده من نمیدونم گفت خواست چند بار نتونستم اونم بیخیال شد گفتم بشین روش نگین رفت رو کیرم و گذاشتش لای کسش و نشست روش یکم بالا پایین میکرد خم شد لب میداد و میزد بغلش کرده بودم موهای فرش دیونم میکرد و خوشکلیش لب تو لب گفت نریزی توم دوباره گفتم امروز میخوام باز بریزم توت ولی نه جلو عقب لبخند زد گفت میترسم نتونم جواد گفتم یکم تحمل کنی میتونی عشقم یه قرص توپ خورده بودم میدونستم راحت 20 دقیقه تلمبه میزنم بلندش کردم داگیش کردم کونشو بوسیدم یکم لای کونشو لیسیدم بوی خوبی نمیداد سوراخ کونش یکم زبون زدم خوشم نیومد گذاشتم رو سوراخ کونش سرشو چرخوند گفت جواد میخوای از عقب بکنی باز یه ارضا شدن به من بدهکار میشی اول از جلو ارضام کن بعد عقب بغلش کردم گفتم چشم خوشکلم کردم تو کسش تند تند میزدم و دست برده بودم سینه هاشو گرفته بودم انقد محکم میزدم نگاه کونش میکردم وقتی کیرم تو کسش حرکت میکرد کسشم بی نهایت تنگ و عالی بود با انگشت با سوراخ کونش بازی میکردم بعد چند دقیقه لرزید و ارضا شد میخواست بره جلو کیرم از کسش در بیاد نزاشتم خوابیدم روش توش بود کیرم میلرزید و خالی شد کلی عرق کرده بود کشیدم بیرون کیرم داشت میترکید انقد سیخ بود بوسیدمش کمکش کردم داگی بشه البته جوری که زانوهاش تو سینش بود کلی تف زدم به کیرم گذاشتم رو سوراخ کونش اروم فشار دادم توش یه جیغ زد و کج کرد خودشو بغلش کردم گفتم نگین قرارمون عقب بودا گفت بخدا نمیتونم گفتم باشه واسا انگشت کنم اول انگشت وستمو با هزارتا زور دادم توش اروم جیغ میزد گفتم نگین تو انگشتمو اینجور میکنی کیرمو من چجور بکنم توت گفت واسه همین میگم نمیتونم بلند شدم رفتم تو واسایل رو میز آرایشش گفت چی میخوای گفتم یه کرمی چیزی میخوام واسه فرو کردن گفت بهتر میشه گفتم اره تو بده یکی نشونم داد نرم کننده بود اول زدم به انگشت هام یکی رو کردم دوتا توش خیلی راحتر از تف بود واسه نگین کلی کردم کونشو با دو انگشت میخواستم بکنم 3تا گفت کیرتو بزاری بهتره تا 3تا انگشت سر کیرمو کرمی کردم اروم اروم دادم توش صداش در نمیومد بالشتو گاز میگرفت تا نصف توش بود بهش گفتم دیدی تونستی خوشکلم با درد گفت سرش تومه گفتم بیشتر از سرشه یکم کشیدم بیرون فشار بعدی رو دادم باز بیشتر رفت توش اروم جیغ میکشید گفت چرا همش نمیره توممم گفتم عجله نکن قشنگم همشو میدم بهت چند بار باز عقبو جلو کردم تا کل 18 سانت کیرم توش بود نگهش داشتم آتیش بود تو کونش بغلش کردم و اروم تلمبه میزدم راحت دیگه رون میرفت توش کیرم یکم تندش کردم دردش بیشتر شد چندتا محکم زدم رو کونش شل کنه تاثیرم داشت، گفت نزن جای دستت میمونه باز زدم محکم کشیدم بیرون سوراخش قرمز شده بود در حد خونی بودن ولی سوراخش باز مونده بود باز دادم توش چندتا زدم و همه آبمو خالی کردم توش نگهش داشتم تا قطره اخرو ریختم توش کشیدم بیرون و خوابیدم کنارش نگین رفت دستشویی منم رو ابرا بودم از بهترین تجربه عمرم از کردن کون بعد از این 1ساله با همیم جاله بدونید نگین عاشق سکس از عقب شده و بیشتر رابطمون از پشته خودش میگه جلو مال خشایار عقب مال تو…
ادامه دارد

نوشته: جواد

ادامه…

بازدید 4,162

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “همسر دوستم نگین(۲)”

  1. این کیر ۱۸ سانتی رو همه اونا ک داستان مینویسن دارن و قطعا هم از کیر شوهر طرف بزرگتر و یارو دول موشیه

  2. جواد ؟؟. کنج لباتبگذریم از ۱۸ سانتی و زن عاشق کون دادن شد و چرت و پرتایی که گفتی و مطمئنا شاخصه ۱۰۰% راست بودن داستان هست ، جوادی جون اون که از کون دادن لذت میبره زن نیست مرد هست ، زن عاشق کص دادن ، اکثریت ژنهایی که کون دادن یا اجباری بوده یا فقط بابت راضی کردن پارتنر بوده ، حالا بگذریم از این فانتزی تخیلی تو ولی اصل کار خیانت یک زن به شوهرش و خیانت یک مرد به بهترین دوستش یک کار بسیار کثیف و زشت هست و هیچ توجیهی نداره و فقط از دست یک لاشی به تمام معنا بر میاد جوادی 18 سانتی خور .

  3. اصل داستان اینجورهخشایار فهمیده بود زنشو دید میزنی جابجایی بهونه شد بیای خونشهمونجا با دو تا دوستاش سه تایی کونت گذاشتن و ریختن توشالانم یه ساله از ترس آبرو میری میدی و عاشق کون دادن شدیمیگی جلو زنت عقب من

  4. سلام به همهنووش جونتبکن و حالشو ببرتو راضیاونم راضیکون لق آدمهای ناراضی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید