سلام خسته نباشید من احمد ۳۳ساله از شهرستان چابهار البته اصلیت من از شهرستان نیکشهر هست شهری در استان سیستان و بلوچستان .می خوام از دوران کودکیم بگم فرزند بزرگ خانواده هستم پدرم کارمند بود .در شهر نیکشهر زندگی می کردیم روزهای تعطیل به روستای مادریم می رفتیم اونجا با بچه های هم سن خودم میرفتیم بازی تا این که یک روز دایی منو صدا زد که بیا بریم همراه من البته دایی من با مادرم خواهر برادر تنی نیستند بهش گفتم کجا میریم گفت یه جای خوب منم اون موقع ۹سال سن داشتم قبول کردم رفتم همراهش من ساده ولی اون نقشه های پلیدی داشت من هم بی خبر تا اینکه به محل مورد نظر رسیدیم یواش یواش سر صحبت رو باز کرد من داشتم از ترس میردم با خودم گفتم چه غلطی کردم که همراه این اومدم دید جوابی نمیدم سرم داد زد و لباس های منو در آورد من زدم زیر گریه اون شروع کرد به در آوردن لباس های خودش کیر بزرگی داشت با خودم گفتم این کیر بره تو کونم پاره میشم خلاصه من دیگه راهی برام نمونده بود از روستا تا جایی که ما بودیم فاصله زیادی بود نمی تونستم فرار کنم قبول کردم که راهی جز همکاری با دایم ندارم گفت با دستات کیرم نوازش کن من هم ترسیده بودم یواش یواش شروع کردم به نوازش کیرش اون هم بی کار نبود با انگشتش داشت با کونم بازی می کرد داشتم اذیت می شودم اندازه نیم ساعت به همین کار ادامه داد تا اینکه بهم گفت حالا برعکس بخوابم منم خوابیدم کیرش گذاشت روی سوراخ کونم روی کیرش یه کم وازلین زد و داخل سوراخ من هم وازلین زد خیلی ترسیده بودم فقط خدا. خدا می کردم که زود ت. از دستش خلاص بشم سر کیرش یواش یواش فشار میداد داخل کونم نفسم بند اومده بود هیچ توجهی به من نمی کرد که دارم اذیت میشم .کیرش کامل کرد تو کونم وشروع کرد به تلمبه زدن من هم تنها کاری که می تونستم بکنم گریه بود هی داد میزد گریه نکن اون بی توجه به من تلمبه میزد تا اینکه آبش اومد و ریخت داخل کونم کیرش از کونم در آورد از کون درد نمی تونستم بلند شم منو تهدید کرد که اگه به کسی بگم میزنمت
من هم از ترس تا الان به کسی نگفتم .بعد این سکس چند بار دیگه هم با دروغ منو گاید .این بو داستان کونی شدن من توسط داییم منتظر داستان بعدی من باشید .
من هم از ترس تا الان به کسی نگفتم .بعد این سکس چند بار دیگه هم با دروغ منو گاید .این بو داستان کونی شدن من توسط داییم منتظر داستان بعدی من باشید .
نوشته: احمد
9 پاسخ به “کونی شدن من توسط داییم”
اگر راست بود که خاک بر سرت که نمیتونی حتی بگی باهات چیکار کرده. تاگر هم دروغ بود هرچی دوستانتون کامنتا میگن لایقته
۹ سالت بود ؟میدونستی اون کیر بره تو کونت پاره میشی و گفت لباسهات رو دربیار فهمیدی باید با داییت همکاری کنی و کونی بشی و ۹ سالگی و کون خالی نشده و …
داییت وازلین رو از داشبورد وسط خر بابابزرگت درآورد 😂👉
دنبال یک زوج مناسببرای ضربدری هستم
ای کیرم دهنت با این خیال بافی هاتباید پیشم بودی تا گایدن به تو واون دایی کونیت نشون میدادم
ای کیرم دهنت با این خیال بافی هاتباید پیشم بودی تا گایدن به تو واون دایی کونیت نشون میدادم
اگه کم کم خوشت اومده که هیچی ولی اگه ناراحتی ازش الان وقت جبرانه
منم به کونی بودنم افتخار میکنم
احمد جان اگه داستانت راست باشه این واقعا یه موضوع وحشتناک هست.تاجایی که من میدونم این توی سیستان و بلوچستان خیلی تکرار میشه. خودم از چندین نفر شنیدم که همسایه یا اقوام نزدیک بچه های کوچک رو توی اون نواحی جول میزنم و در یه بیابانی به زور بهشون تجاوز میکنن. اکثرا هم در اپن نواحی آلت های بشدت غیر طبیعی بزرگی دارن.من با چندین نفر که صحبت کردم همه همین روایت داستان شما رو داشتن.اون چند نفر با اینکه چندین سال از اون ماجرا میگذشت خودشون هم تمایل داشتن که با بچه ای دقیقا همون کار رو که با خودشون شده بود بکنن.خیلی داستان عجیبیه و نیاز داره بررسی بشه.