سلام دوستان این داستان برای کسی های هست که فتیش دارن مفعول هستن اگر دوست ندارید نخوانید
اسم من امیر هست قد ۱۸۵ وزن ۸۷کلیو
بگذریم
من از بچگی فتیش داشتم و پدر مادر هم از دست داده بودم پیش مادر بزرگ زندگی میکردم
عمه مریم میدود با شوهرش بهمون سر میزدند و ما هم خونشون میرفتیم من از بچگی زیر دستشون بزرگ شدم
عمه مثل عمه نبود اصلا انگار خالص
خیلی خوشگل بود قد بلند ۱۷۸
سینه های بزرگ سفید رون های بزرگ پاهای ۳۸/۳۹که خیلی خوشگل بودن مرتب
گه گدایی منو توی بچه می برد حمام کیرم شق میکرد اون همای شیطون بزرگ شدم ۱۹ساله که فتیش دیونه کرده بود
اونم عمه من با جوراب های شیشه رنگ پا
جوراب مچی سفید و سیاه وقت های کسی خونه نبود جوراب های ساق بلند شیشه سیاه که آدمو دیوونه میکرد
و مدتی نشد که مادر بزرگ هم مرد و بعد از یک مدت باید خونه یکی می موندم چون خونه رو میخواستن بفروشن رفتم خونه عمم و شوهرش یکم شیطون بود مشخص بود
هیچ تمام گالری من عکس پای عمم بود بچه هم نداشتن
یک روز رفت بیرون اومدم جق بزنم توی اتاق خواب بودم عکس پای عمم نگاه میکردم جق میزدم که ناگهان
یکی داد زد امیررررر
یهو پریدم دیدم عمم پشت سرمه خیلی عصبانی بود گوشی از گرفت گفت کاری به جق زدنت ندارم این عکس ها چیه
گفت عمه توروخدا پیش خودم مون من فتیش دارم فلان فیسال
گفتن احمق خودم میدونم فتیش چیه آخه من عوضی
گفتم بخدا پاهات خیلی جذاب
هیچی خودم جوم جور کردم خیلی عصبانی بود من گفتم الان نتونم کار کنم وقتی فهمیده هیچ وقت نمی تونم
رفتم پاهاش بوسیدم یک سیلی زد بهم گفت چیکار میکنی عوضی آشغال اون هرچی فحش میداد من لذت میبردم گفتم تورو خدا بذار پاهاتو ببوسم اینا
دیگه بعد کلی تلاش راضی شد نگو خودشم خوش اومده
گفتم میشه یا جوراب هات بلیسم گفت باشه رفتم سر کشو یک لنگ جواب شیشه سیاه و یک جوراب مچی سیاه آوردم و پاش کردم لیسیدم و لیسیدم تو دهنم اونم خیلی عوضی بود پاشو با جوراب تا نصف میکرد تو حلقم تا دستمو بردم جق بزنم فروی آبمو اومد از حشری بودن زیادم
هیچ یک هفته گذشته این کار هرروز من بود وقتی شوهرش نبود و من عادت زن پوشی داشتم عمم دونسته بود یک روز که عمم رفت خرید آرایش کردم اینا
گفتم تا برگرده دوباره پاهاشو بخورم من کامل لیزر کرده بودم
یهو صدای در اومد من هم یا جوراب شیشه ساق بلند آرایش سوتین کمربند چستیتی رفتم جلو در که یهو شوهر عمم بود خشکم زد اون هم همین طور نگاه میکرد گفت پس کونت میخواره پسر جون
گفت خیلی وقت میخوام کونت بزارم ولی موقعیت نبود
هیچ منو برد توی اتاق اومد بالا سرم گفت کونتو شل کن منم که از خدا بود بهش گفتم حقیقت منو دوست دارم کونم بزاری ولی ترو خدا نکشم کیرش خیلی بزرگ بود راحت ۲۲سانتی بود اونم کلفت
چربش کرد کونم گذاشت اولین باری بود که کون میدادم فقط حسو شو داشتم
خیلی درد گرفت داد زدم نکن گفت دیگه راه برگشتی نیست با یکی دستمال دهنمو بست تا تونست منو کرد منم داشتم گیره میکردم که آرایش همه چیز پخش شده بود روی صورتم کونم خیلی سوزش میکرد ولی لذت داشت در آخرم آبشو ریخت توم و کیرشو گذاشت دهنم که بقیه آبشو بخورم و مجبور شدم آبشو بخورم
رفتم دستشویی به زور خودم تمیز کردم اومدم همه چیو بهش گفتم که فتیش دارم این چیزا اونم گفت باشه اشکالی نداره کونی من
عمم برگشت منم له جلوی شوهر عمم
گفت اینجا چه خبره گفت میدونم امیر فتیش داره حس زن پوشی به آرزوش رسوندم
اولش یکم جروبحث شد ولی دیگه تری سام میزدیم
و سر کیر شوهر عمم همیشه دعوا بود بین من عمم منم عادت کرده بودم به کیرش
و به ارزوم رسیدم و الان دوساله همین وعضه و کار پیدا کردم و پول هامو میدم به عمم و شوهر عمم
و هم لذت فتیش میبرم و کونی بودن مو
ولی یک بار عمم یک هفته رفته بود خونه یکی از اقوام این شوهر عمه کوص کشم کون منو پاره کرد اون هفته
و در کل بگم صورت خیلی دخترونه دارم و بدنم سفیده
و خیلی الان توی عشق حالم
ممنون که داستان گوش دادین
نوشته: امیر
7 پاسخ به “فتیش جوراب عمه و کونی شدن”
ریدم تو تخیلاتت اولین بار ۲۲ سانت کیر جا دادی تو کونت؟مفعول با چند سال سابقه کار هم اون کار نمیتونه بکنه
ریدم تو تخیلاتت اولین بار ۲۲ سانت کیر جا دادی تو کونت؟مفعول با چند سال سابقه کار هم اون کار نمیتونه بکنه
کیری تر از مغز تو مغز منه که نصف این کصشعرو خوندم
کیرتوکص بوسه های منو به پاهای عمه سکسیت الصاق کن
ممنون که داستان گوش دادین؟ کص خل گوش نمیدن داستانو میخونن.
قدشو دقیق میدونستی خ خ خ
کصکش به زبون یونانی نوشتی اصلا معلوم نیس چی نوشتی کونی یه لظحه جق نزن بعد تایپ کن