گدای آخر شبی

سلام من ۲۰ سالمه ساکن یکی از شهر های ایران خلاصه سرتونو به درد نیارم اخرشبی بود داشتم تو شهر کصچرخی میکردم یه گدای سر چهارراه بود دور برای ۵۰ سالی وقتی

از کنارش رد شدم خیلی نگاه میکرد کمی هوسی شدم رفتم از جلو دوباره دور زدم از بانک ده هزار گرفتم به بهانه صدقه دادن رفتم زدم کنارش تا ضایع نشه صداش کردم اومد گفتم این پولو ور دار دیدم میگه میشه منو تا جای برسونی دو ساعته اینجام پدرم در اومد کسی نیس گفتم باشه سریع بپر بالا خلاصه سوارش کردم گفتم کجا میری گفت خمارم منو ببر محله ساقیا بزار گفتم مگه چی می‌کشی فک کنم گفت دوا خوب یادم نیس نمی‌دونستم چجوری راضیش کنم گفتم بریم خونمون یه چیزی بخوریم بعدا بریم گفت خونتون کسی نیس منم گفتم نه تنهام گفت باشه بریم وقتی رسیدیم خونه رفتیم داخل فقط یه لیوان آب خواستو دیگه کم کم سر بحثو باز کردم که خرج یه شبت چقدره گفت ۱۰۰ تومان گفتم بهت سیصد میدم خودتم میدونی چی می‌خوام و گفتم اگه دلت نیس هم مشکلی نیس میریم بروز که نیس دیدم یه مکثی کرد گفت من که شوهر ندارم مشکلی نیس ولی قول بده ۳۰۰ بهم بدی خیلی خمارم خلاصه ریختیم رو هم و گفتم لباساتو بیرون کن گفت نه خجالتم می‌کشه خیلی اصرار کرد آخر گفت فقط لامپو خاموش کن منم گفتم باشه خاموش کردم ولی به لامپ کوچیکه روشن گذاشتم شلوارشو کشید پائین می‌خندید خدائیش چیزی که دیدم از یه زن ۵۰٫۶۰ ساله بعید بود کصی داشت سفید سفید اصن تکه اضافی نداشت کصش یه کمی مو داشت ولی چیزی بود منم لباسامو بیرون کردم پیرهن زنده رو هم بیرون کردم یه سوتینی داشت کندمش گفتم تکیه بده به بالشت و لنگاشو باز کردم بدنش مث گچ بود قیافه نداشت ولی بدن عالی داشت کاندومو کشیدم کیرمو میخواستم یواش فرو کنم هرچی کردم نرفت داخل دیدم جیغی کشید گفت خیلی تند می‌کنی مث دختر تنگ بود یواش سر کیرمو داخلش کردم دیدم داره آه می‌کشه معلوم بود چند ساله کسی از جلو نکردتش خیلی خیلی تنگ بود دیگه کم رفت داخلش حین تلمبه زدن و ریز ناله هاش شروع کردم ممه هاشو می‌خوردم خیلی بی رنگ و سفید بودن خیلی تند تلمبه میزدم و ابم بعد چند دق اومد و نمیتونم مث بعضی برادرا دروغ بزنم بگم نیم ساعت کردم آقا اینا همش تو فیلماس بعد ۴ دق ابم اومد ریختم تو کاندوم خودمونو جمع و جور کردیم بعد بردم رسوندنمش امیدوارم لذت برده باشید

نوشته: جوان ۲۰ ساله حشری

بازدید 2,629

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

6 پاسخ به “گدای آخر شبی”

  1. اینکه گدای کنار خیابون رو سوار کردی و بدون اینکه تنش رو بشوری کردیش و سینشو خوردی مشخصه که خودتم جنس نامرغوب میزنی آخه کثافت حالمون رو بهم زدی بدترش اینه سنشم زیاد بوده نگارشتم که افتضاح بود لباسشو بیرون کردی؟از کجا بیرون کردی دهات ما لباس رو یا در میارن یا عامیانه میکنن ولی بیرون نمیکنن ننویس تورو خدا ادمین جان بیا به داد ما برس اینا چی هستن اخه

  2. اینکه گدای کنار خیابون رو سوار کردی و بدون اینکه تنش رو بشوری کردیش و سینشو خوردی مشخصه که خودتم جنس نامرغوب میزنی آخه کثافت حالمون رو بهم زدی بدترش اینه سنشم زیاد بوده نگارشتم که افتضاح بود لباسشو بیرون کردی؟از کجا بیرون کردی دهات ما لباس رو یا در میارن یا عامیانه میکنن ولی بیرون نمیکنن ننویس تورو خدا ادمین جان بیا به داد ما برس اینا چی هستن اخه

  3. ادمین جان به داد ما برس هر کس شعری و نزار اینجا ایشون یه کس مغز هستن از اینجا بیرون کن

  4. کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...