اولین باری که کون دادم

سلام خدمت دوستان کیرتوکص

من محمد رضا هستم ۲۱ سالمه از مشهد خب بخوام شروع کنم داستان از اونجایی شروع شد که من در بچگی (۷ و ۸ سالگی) یک حسی داشتم که دوست داشتم انگشت بشم اما نمیدونستم چیه.خانواده من از همون بچگی کاملا مذهبی بود نماز هام سر وقت منحرف نبودم بسیجی بودم و توی فامیل هم سپاهی خیلی داشتیم.خب بگذریم… وقتی بزرگ ترشدم رفتم دبیرستان دوره اول برای اولین بار با پورن و سکس و این چیزا آشنا شدم(کلاس هشتم) اما هیچوقت جلق نزدم و چون گناه کبیره بود خانوادمم به شدت انقلابی و مذهبی بودن… توی مدرسه چون خیلی تپل بودم و سفید بودم کونم مثل گلابی بود.هر موقع بچه ها منو میدیدن انگشتم میکردن یا عمدی یا جوری که میگفتن عه ببخشید دستم خورد و منم حقیقتش خوشم میومد و خودمو در اختیارشون میزاشتم خوب منو انگشت میکردن البته از روی شلوار.من چون مقاومتی نشون نمیدادم کم کم پرو تر شدن و بیرون مدرسه هم دست میکردن تو شلوارم انگشتشون میکردن تو کونم منم خیلی خوشم میومد با انگشت فاک تا ته میکردن تو کونم.البته من از همون دبستان و دبیرستان فوتبالم خیلی خوب بود با اینکه قد متوسط داشتم ولی والیبالم هم خیلی خوب بود.من توی نمونه دولتی درس میخونم در مشهد.بچه های کلاسمون اکثرشون ضد انقلاب بودن و میدونستن من بسیجی هستم و منم بحث نمیکردم باهاشون.تا اینکه رفتم سال دهم درس هام خیلی خوب بود همش میخوندم برای کنکور.یه روز سال دوازدهم بودم بچه ها قرار گذاشتن منم دعوت کردن من خیلی اجتماعی بودم رفتم باهاشون با همدیگه رفتیم روی کوه(یکی از بچه ها تازه گواهینامه داشت با پژو ۲۰۶ رفتیم بیرون گردش)خلاصه سه نفر عقب بودیم دو نفر جلو.رفتیم بالای کوه که یکباره یکیشون دست کرد تو شلوارم اولش چیزی نگفتم ولی همونطوری خوشم میومد مقاومت نمیکردم تا بیشتر بکنه توی کونم.بعد چادر زدیم.کوهش طوری بود که میشد راحت بالا رفت هوا هم خوب بود باد میومد ولی نه خیلی زیاد و اونجا غدا آوردیم چادر رو زدیم خلاصه ۵ نفری رفتیم توش غذا خوردیم و بازی کردیم.(کوهش فرسودگی داشت و زمین صاف و هموار زیاد داشت این شکلی بود)برای همین با بچه ها رفتیم یکم فوتبال هم بازی کردیم چای آتیشی هم خوردیم تا اینکه منو صدا زدن رفتم تو چادر.یکیشون از پشت دست کرد تو شلوارم و داشت واسم میمالوند.که یکباره دیدم چادر رو بستن.همه جا رو تاریک کردن پارچه هارو کشیدن دسترسی به نور نداشتم و فقط یکم نور مثل حالت غروب میومد تو.گفتم چکار میکنین گفتن هیسس فقط نگاه کن.من خودم خوشم میومد بهشون بدم ولی یکم استرس و اضطراب داشتم.یکهو یکیشون زیپ رو کشید پایین شرت رو تا زانو داد پایین چشمتون روز بد نبینه یک کیر کلفت شق شده ۱۶ سانتی از توی شلوار مثل فنر زد بیرون.برق از چشام پرید حشرم رسید به سقف میخواستم همونجا تا صبح براش بخورم.چون توی چادر یکم خفه شده بود یکم از چادر رو باز کرد باد اومد داخل هوا تهویه شد راحت شدم.بهم گفتن بخواب روی زمین منم خوابیدم که یباره دست کرد زیپمو کشید پایین کمربندمو باز کرد کل شلوارم کشید پایین منم موهامو زده بودم بی پشم بودم که یباره شرتمم کشید پایین یه کون تپل سفید و ناز زد بیرون شق کردن یکی یکی لخت شدن یکیشون اومد کیرش گذاشت دهنم گفت یجوری باید ساک بزنی که پشمای همه بریزه.منم همینکارو کردم خوب ساک زدم براش.سوراخمو باز کردن زبون زدن توش انگشت میکردن توش.به یکباره کل شرتمو در آوردن پیرهنمم همینطور خودشون هم لخت مادر زاد شدن اومدن یکی یکی سوراخم رو انگشت کردن و لیسیدن.گفتن قمبل کن منم گفتم جون هرکی دوس دارین آروم جرم ندین.گفتن گوه خوریش به تو نیومده هر وقت دلمون خواست باید بهمون بدی.یکباره یکیشون سر کیرشو کشید رو سوراخم و بعد با ضربه ناگهانی کرد توش داد زدم گفتم آخ.گفت جون چه جنده ای.دیگه تلمبه زد یکم قبلش ژل زد تا راحت بره و خلاصه هر جور بود تحمل کردم و از سوراخ تنگم خون اومد‌.با دستمال پاک کردن نفر دوم هم تلمبه زد روم نفر سوم و نفر چهارم هم همینطور.البته قبلش یه دس براشون ساک حسابی پر تف زدم.خلاصه اینجوری شد که من کونی شدم.از اون موقع به بعد دوستاشون رو هم میارن و منو میبرن خونه ویلایی خودشون و یکی یکی منو میکنن.منم دیگه کونی و جنده شدم حسابی.البته در عوضش یکم پول هم میدن ولی اکثر اوقات مجانی کون میدم.دیگه الان گشاد شده و راحت منو میکنن.تا اینکه جنگ شد جنگ چهل روزه و رهبر به شهادت رسید وقتی جنگ تموم شد دوباره منو میکنن انقد بهشون دادم نمیدونم چند بار حساب کتابش در رفته.

چون پای آرمان های امامین انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی بودم دیگه بهشون نمیدم و خودشون چند بار میخواستن تجاوز کنن من نذاشتم.دیگه اینکارو نمیکنم و دیگه کون نمیدم توبه کردم تا خدا لواط منو ببخشه.ممنونم داستان منو خونین کاملا واقعی بود و دیگه توبه کردم.در پناه حق باشید خدا نگهدار

نوشته: محمد رضا بچه کونی

بازدید 7,352

12 پاسخ به “اولین باری که کون دادم”

  1. کیرم تو داستانت ولی تا اواخرش بدم نبود تا رسیدیم به توبه انقلابیت که میگن توبه گرگ مرگه

  2. حالا تورو بردن کوههای همون اطراف مشهد یه رفیق دارم خیلی دنبال کون بچه س دوسه بار ازین بچه بسیجی هارو آورده خونه ی من گاییده ازشون میپرسیدم اولین بار کجا کون دادی یا میگفتن تو بسیج محله یا اردوی راهیان کوون اه ببخشید راهیان نور

  3. قشنگ معلومه یه دوجنسه اینو نوشته ک بسیجیا بدجور ترتیبشو دادن ،عیب نداره زیاد بش فک نکن

  4. کیر کل ملت ایران تو خون تو وبقیه بسیجی ها و امامین انقلاب و بقیه امامین

  5. دختر اخوند یا همون شیخ که 15 سال ازم کوچیکتر بود دوسال گذاشتم کونش چادری سیبیلو به ولا موهای پاشم نمیزد خودم میبردمش حموم خونم مجردی داشت .موهای کس و دور سوراخشو میزدم کم بود البته بعد ترامادول میخوردم یکساعت میزاشتم کونش یه غار پشتش درست میکردم .هیکلش عالی بود بخاطر هیکلش نگهش داشتم وگه نه فیسش شبی امنه سادات ذبی پور بود عین خودش ولا رنگ پوستشم سبز بود .کونی شده بود هفته دوبار میپیچوند میوردمش خونم .دوسال کردمش بعد شوهر کرد الان شوهرش سپاهیه تو کرمانن هرسری میاد تهران میاد بهم کس میده چاق شده ولی چون سوراخمو میلیسه .منی میخوره راحتم میاد هنوز میکنمش .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...