تجربه اول نازنین (۲ و پایانی)

…قسمت قبل

منم برای اینکه خیال خودم و فرشاد راحت باشه آروم درو قفل کردم.

فرشاد گفت چرا درو بستی زشته نیاد ببینه قفله.نه نمیاد فعلا، بیاد هم در میزنه خوب حالا زبان بهم یاد بده.اونم آروم لبمو بوسید حس خیلی خوبی داشت، اومد کنارم من رو صندلی نشسته بودم و اون ایستاده از پشت سر همش صورت و گردنم بوس میکرد خیلی خوب بود بهترین حسی بود که تا حالا داشتم اومد کنارمو و لبامو با لباش گرفت و شروع کردیم دیگه منم خودمم ول کردم و کلی لب از هم گرفتیم.متوجه کیرش هم شدم که سفت شده بود و میدونستم سکس‌چیه فیلمم دیده بودم ولی نمی‌خواستم به اعتماد مامانم ضربه بزنم.گفتم این چرا سفته من نمیتونم بزارم کاری بکنی.

کاری چیه ضد حال نزن با دستاش سینه هام گرفت و مالوند تو یه دنیای دیگه بودم .خواست لختم کنه گفتم نه نمیشه دیدم گفت باشه دوس ندارم اذیت بشی خودت دوس نداری سکس‌نمیکنیم.ولی حداقل بزار لاپایی ابم بیاد.گفتم نه نمیشه لخت شد بزار دفعه دیگه ولی یه حس خیلی خوب به کیرش داشتم دوس داشتم برای اولین بار ببینم ،جلوش زانو زدم و اونم فهمید کمربند شلوارش باز کرد خودم دکمه شلوارش باز کردم و کشیدم پایین یه شورت سفید زیرش بود و یه کیر سفت.شرتش رو دادم پایین یه کیر خیلی سفید و خوشگل قلمی شاید اندازش ۱۲ یا ۱۴ میشد.اروم سرشو گزاشتم‌تو دهنم کیرش کشید بیرون گفت دندون نزن.اروم با لبام سرشو مالوندم و بهش زبون زدم یکم بیشتر کردم داخل باز خودشو کشید عقب گفت دندون میزنی ابم هم داره میاد یه دستمال بهش دادم میدونستم بعضی دخترا آب رو می‌خورن ولی من دوس نداشتم.

دوباره سرشو کردم تو دهنم کشید بیرون آبش با سرعت یکم پخش شد رو فرش بقیش ریخت تو دسمال کاغذی.

بعد اون کلی بوس و بغل و عشق بازی کردیم و گفت دیگه باید بره کل زمان لخت شدنش تا اومدن آبش دو دقیقه نشد.قبلش خیلی حس خوبی حتی بعدش .

اولین نفری بود که سکسی لمسم میکرد.

خدافظی کرد با مامانم و رفت.کلا نیم ساعت موند و رفت.

مامانم اومد گفت قرار ا‌ولت خوب بود؟گفتم اره مرسی مامان که اجازه دادی .

میدونستم براش لخت نمیشی کارت درسته اون یکی رو هم هر وقت دوس داشتی بگو بیاد.

گفتم از کجا می‌دونی لخت نشدم.گفت از لباسات ولی لب بهش دادی ؟

ساک هم براش زدی؟ خیلی کم در حد مزه.

باشه ولی مراقب باش اون یکی هم همین اندازه باشه.

دوست‌پسر خوبیه با همین اوکی شو بهتر از اونه.

از اون لحظه یه حس دیگه داشتم انگار یه زندگی جدید داشتم حس غرور یا بزرگ شدن .

شب دیدم یه عکس فرستاده عکس ساختمونمون بود رو طبقه و بالکن ما خط کشیده بود نوشته بود خونه عشق من اینجاست.

خیلی دلم براش تنگ شده بود دوس داشتم الان پیشم بود ولی خوب نمیشد.اونم دلتنگ بود.میدونستم نباید بهش تا این حد فکر کنم و باید یه روزی کات کنم ولی چ کنم که دست خودم نبود.

مبین خیلی مغرور بود خیلی کم پیام میداد باید من پیام میدادم تا شروع میکرد.

بهش پیام دادم مبین دوس داری همو ببینیم.

اره کجا همو ببینیم چی شد راضی شدی. من فقط منتظرم یه پرنسسی مثل تو رو بغل بگیرم بشونمت رو پاهام تا صبح نزارم بلند بشی.کل بدنتو لیس بزنم و…

گفتم بی شعور چه خبره مگه گفتم بیا سکس کنیم گفتم همو از نزدیک ببینیم.

فقط گفت باشه کی وقت داری کجا همو ببینیم.

بهش گفتم بعنوان آموزش دهنده زبان و برادر دوستم میای خونه که بهم زبان یاد بدی.مادرم هم خونست.

اونم اوکی داد و گفتم فردا میاد.نمیخاستم ذهنم زیاد درگیر فرشاد باشه باید اونم تجربه میکردم تا برام عادی تر میشد.

خلاصه اومد خونه و نسبت به فرشاد همه چیش صفر به صد بود یه لباس لش که اندام ورزشکاریش مخفی کرده بود و یه شلوار لی گشادتر از لباسش.گردنبند و مچ بند ست هم پوشیده بود

صورتش از عکسش هم قشنگتر بود.بوی عطرش موقع ورود به خونه کل راهرو گرفت.

شبیه همه چی بود بجز کسی که آموزش زبان بده.

به مامانم گفتم این چون مغروره خودت درو باز کن. اینم قبلش بگم ما تو چت فقط اون به من عکس میداد و من فقط یکی دوعکس براش فرستادم.

کاش خودم در رو باز میکردم.

مامانم که می‌ره در رو باز کنه فک می‌کنه منم چی بهش میگه یا چیکار می‌کنه هیچکی بمن نگفت نه مبین نه مامانم.

بقول خودش از کجا بدونم، کی مامان به این خوشگلی داره.مامانم خیلی بخودش میرسه و اگر نگم مامانمه خیلیا فک میکنن خواهریم‌.

مامانم ۳۳ سالشه .

صدام کرد نازی مبین دوستت اومده منم اومدم وقتی دیدمش کلا خودمو باختم با اینکه پسر بود همه چیش از من یه درجه جلوتر بود.منم باهاش سلام کردم و بردمش تو اتاقم .

مامانم صدام کرد رفتم پیشش بهم گفت این پسره برای تو بزرگه حواست باشه لخت نشی.

مامان بزرگه یعنی چی خیالت راحت .

درو قفل نکنید ببندید من نمیام داخل.

یه قلب واسه مامانم فرستادم و رفتم پیشش گفت سوتی دادم و مامانت اشتباه گرفتم.

این همه نمیام نمیام میکردی آخرش خودت منو برای بار اول آوردی خونه.کی فکرشو میکرد اونی که به هیچکی پا نمی‌داد قرار اول همه چیو باهم داد.

همه چیو چیه مگه قراره چیکار کنی.

اینجا دیگه تو تصمیم نمی‌گیری هر چی من گفتم باشه دختر خوب.

با لحن شوخی گفت منم با شوخی گفتم تو غلط کردی.

نشست رو صندلی گفت بیا رفتم پیشش دوتا دستام گرفت منو کشید سمت خودش گفت دیدی نشستی رو کیرم.این دیگه معتاد میشی بهش.کیر من هر کی خورده دیگه ول کن نبوده خودش زنگ زده.

کجا نشستم روش؟ منو چرخوند انداخت رو کیرش اصلا دوست نداشتم مقاومت کنم.گفتم باشه خیلی مغروری حق با تو ولی من با کسی که قبلاً دوست دختر داشته رل نمی‌زنم.

رل چیه تو دیگه زنمی.از بغلش در اومدم خیلی غرورش بالا بود خوشم نیومد خصوصا وقتی که رو کیرش بودم همچین سفت نشده بود که حسش کنم.

گفتم بچه پر رو من با اونای که باهاشون بودی فرق میکنم الآنم خودت جم کن برو خونه.

برم خونه؟چرا اینقدر زود عصبی میشی تو فنچ‌خودمی من دور همه رو بخاطر تو خط کشیدم .بیا بغلم.نرفتم تکیه زدم به دیوار به نشونه قهر (دوس داشتم بیاد منت کشی )خودش اومد و کنار دیوار محاصرم کرد یهو سرمو گرفت با زبونش تمام دهنمو میک زد جوری زبونش داخل دهنم بود که انگار میخواست منو بخوره داشتن خفه میشدم که با دست حولش دادم اونور نرفت هیچ منم با خودش چرخوند آروم گذاشت رو زمین زمین خشک بود ولی حس اینکه یه پسر خیلی تاپ رو مال خودت کنی یه چیز دیگست.

مامانم گفت این واسه تو بزرگه گوش نکردم.تک پوشش درآورد انداخت کناری انگار نه انگار مامانم خونست.

گفتم بپوش الان مامانم میبینه.گفت مامانت اوکیه رضایت رو داده.

من با تاب و دامن کوتاه بودم اون الان فقط شلوارش پاش بود.نوک یکی از سینه هام از زیر تاب درآورد و گذاشت دهنش میک میزد درد داشت نباید میزاشتم لختم کنه ولی زورم نمیرسید.بلند شد گفت بریم رو تخت و شلوار خودش درآورد گذاشت رو صندلی حالا فقط یه شرت دو رنگ اسپرت داشت ولی کیرش خیلی بزرگتر از اون چیزی بود که فکر میکردم از زیر شرتش کج کشیده شده بود تا لبه کش دار شرت رو برده بود بالا خیلی بزرگ بود.

گفتم این چیه مبین.رفتم رو تخت و فهمیدم حق با مامانمه این لقمه واسه من بزرگه.

خواست دامنم در بیاره نزاشتم گفتم اجازه ندارم لخت بشم با لحن عصبی بهش گفتم گفت باشه پس می‌خوریش واسم ؟خواست کیرش در بیاره گفتم نه ساک هم نه.گفت باشه رفت سمت شلوارش گفتم باشه ساک میزنم قهر نکن.

کیرش آورد بیرون دقیقا دوبرابر کیر فرشاد قطرش بود و از مال اونم درازتر.از همه عجیب‌تر رنگش بود مال فرشاد سفید بود این لعنتی صورتی بود انگار موقع تولد همه آپشنا رو به این دادن.

کیرش خیلی خوردنی بود ولی من دهنم کوچیک این کیرش کلفت چطور بخورم که دندون نزنم.خیلی تلاش کردم بدون دندون زدن سرشو کردم تو دهنم ولی حتی اونم متوجه شد گفت نمیتونی ساک بزنی لیسش بزن.لیس زدم گفت فایده نداره اینجوری بیا لب بده و با دست برام بزن.

کلی اینجوری کردم ولی نشد که نشد ابش نیومد.

گفت فقط یه راه داره که بزارم لای پات، نمی‌تونستم لخت بشم گفتم بزارش من می‌شینم روش ولی شرت و دامنم در نمیارم.

گفت چطوری ؟ گفتم بشین رو لبه تخت اونم نشست منم دامنم دادم بالا نشستم رو کیرش جوری که کیرش از لای پام رد بشه.سر کیرش از لای پام اومد بیرون گفتم اینجوری خوبه؟گفت نه این چیه و شاکی شد و گفت تو در حد کیر من نیستی این امل بازیا چیه لخت شو می‌زارم لای پات ارضا میشم.

الان به حرف مامانم رسیدم که این برای تو بزرگه یعنی چی.

هر چند از ته دل دوست داشتم همه اون کیر رو بکنه تو کسم و پردم رو بزنه اینقد کیرش خوش فرم و خوردنی بود.

ولی خوب گفتم صبر کن.مامانم خو می‌دونه من دارم به این میدم بزار اجازه بگیرم شاید گذاشت لا پایی بدم میدونستم کون درد داره دوستام گفته بودن.

به مامانم گفتم مامان کیرش بزرگه نمیتونم ساک بزنم ارضا هم نمیشه اجازه میدی بزاره لای پام؟ گوه خورده مگه اومده ارضا بشه قراره یه دیدار باشه بعدشم گفتم این بدرد تو نمیخوره.

بمون اینجا نیا تا من درستش کنم.

مامان تو رو خدا چیزی بهش نگو خیلی …

چیزی نگفت رفت تو اتاق درم بست.حتی نمی‌دونم مبین شلوار پوشیده بود یا نه . یه هفت هشت دقیقه‌ای طول کشید اومد بیرون گفت حالا برو پیشش.

رفتم پیشش دیدم لباس پوشیده بود گفتم کجا گفت تو نمیتونی منو ارضا کنی یکم سنت پایینه ولی خوشگلی نمیتونم ازت دل بکنم فعلا در حد چت و بوس و لب با هم باشیم تا وقتی تونستی بدی اونوقت میشی زن خودم.

فهمیدم مامانم کنسلش کرده دلم خیلی شکست و ناراحت شدم. به مامانم چیزی نگفتم چون خیلی در حق من خوبی کرده بود که گذاشت بدون اینکه خطری منو تهدید کنه یه پله مهم از زندگیم که خیلیا مخفیانه رشد میکنم من با کمک مامانم ردش کنم.

تصمیم گرفتم فراموشش کنم و برم تو کار فرشاد هر چند دیگه اصلا فرشاد پیشم مزه ای نداشت.

رفتم چتام با مبین حذف کردم شمارشو پاکیدم از گوشیم.

دیدم باز پیام داد عشق من چطوره؟ دلت برا مبین تنگ نشده ؟

دلم ریخت این خو کنسل شده بود یعنی واقعا منو میخاد؟ گفتم مبین باید دلش برای من تنگ بشه.گفت مبین من دلش برای چیزای دیگه تو تنگ شده که بهش نمیدی.

تازه فهمیدم مبین من منظورش کیرشه.

مبین مامانم چی بهت گفت که رفتی؟

از خودش بپرس.

پس لطفا دیگه بکن پیام نده

چرا قهر می‌کنی گفت دخترم اذیت نکن خودم بهت میدم

عوضی شوخی نکن.اگه راست نمیگی بلاکت میکنم.

گفت دخترم فعلا کوچیکه اذیتش نکن باهم دوست باشین وقتی بزرگ شد اونوقت هر کاری دوست داشتی بکن فعلا کوچیکه.

کیرتم دید؟

اره لخت بودم اومد تو ولی سریع پوشوندمش.

اوکی کیرت خیلی بزرگه ولی من با همین کیر بزرگ هم دوست دارم.

منم عاشقتم .

شروع کردم به سرد شدن با فرشاد هر چند مامانم بشدت مختلف بود و میگفت مبین واسه تو بزرگه و پسر زندگی نیست.

یه بار دیگه با مامانم رفتیم پیش مبین ماشین مامانم بی وای دیه و مبین رو سوار ماشین کردیم من و مبین نشستیم عقب یه پولیور نقره ای ست پوشیده بود مامانم گفت با هم حرف بزنید میریم دوری می‌زنیم تو شهر.

منم همون شروع کار لب گرفتن رو شروع کردم بعد کم کم دستم کردم تو شلوارش و براش مالوندم کیرشو آورده بود بیرون نمی‌دونم مامانم می‌دید یا نه ولی برام مهم نبود نمی‌تونستم ساک بزنم برای همین کلی براش مالوندم تا رسیدیم خونه من پیاده شدم و مامانم رسوندش.گفت باهاش حرف دارم میدونستم چی میخواد بهش بگه ولی مامانم از همه چی برام مهمتر بود.

به خودم هم که اومدم دیدم از درس مشق خیلی عقب افتادم.و همش تو فکر این دوتا هستم خصوصا مبین. ولی مامانم هم متوجه افت تحصیلی و شد و خودش تو همون بار آخر به مبین گفته بود بزار تابستون و بعداً … بعد به خودم گفتم تجربه خودت رو کردی حالا می‌دونی دوس پسر و سکس و ازدواج چیه.الان‌واسه تو زوده برو سراغ درس و مشقت.

مامانم دوست نداشت من این کارا رو در خفای اون انجام بدم ولی با اینکارش خیال خودش هم راحت شد.

منم دروغ نگم روزی نیست که فکر نکنم در مورد سکس.ولی به درس و مشقم برگشتم و الان هیچ مشکل درسی ندارم.

ببخشید که سکسی نبود.

نوشته: نازنین

بازدید 4,691

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “تجربه اول نازنین (۲ و پایانی)”

  1. ببین مبین یا مخ مادر تو زده یا میزنه به رفتار هاشون دقت کن که همیشه تنهان و یواشکی گوشی مادرتو چک کن مخصوصا موقعی که حموم مبین هر جا که بهت پیام میده مثلا واتساپ پیام داده حالا واتساپ مادر تو هم چک کن و قسمت سوم هم از مادرت و مبین بیا تعریف کن چون شک نکن چند وقت دیگه زیر مبین میخوابه

  2. ببین مبین یا مخ مادر تو زده یا میزنه به رفتار هاشون دقت کن که همیشه تنهان و یواشکی گوشی مادرتو چک کن مخصوصا موقعی که حموم مبین هر جا که بهت پیام میده مثلا واتساپ پیام داده حالا واتساپ مادر تو هم چک کن و قسمت سوم هم از مادرت و مبین بیا تعریف کن چون شک نکن چند وقت دیگه زیر مبین میخوابه

  3. با نظر محمود موافقم.ولی با این تعریفا احتمالا کیس های خیلی بهتری هستن برای مامانه.مبین راحت و در دسترسه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...