ازدواج غیرخصوصی (۲)

…قسمت قبل

با حرکت سر تایید کردم، اون ترشح لزج و شوری که چند ثانیه قبل قورت دادم مخلوط آب کس زنم با اسپرم دوست پسرش بود.

-:« نوش جونت شوهر بیغیرت کسکش من. چون البته کسلیس خوبی هستی و وظایفتو درست انجام میدی یه سورپرایزم واست دارم،سهیل دوبار رو زنت ارضا شده عزیزم :)) خیلی ازش خواهش کردم واسه راند دوم، میدونی؟ کیرش شل شده بود خودشم دیگه حال نداشت گفت لباس بپوش برو خونه شوهرت جنده خانوم، ولی من انقدر واسش ساک زدم و لوندی کردم که یه راند دیگه کس و کونمو گایید»

همزمان که زبونم بین کس و کون سحر داشت بازی میکرد داشتم فکر میکردم که سهیل دیگه کجای زنمو واسم آبیاری کرده، هم دلم میخواست زودتر پیداش کنم هم دلم نمیخواست از زیر کس زنم دربیام، سحر توی حال خودش بود چشماشو بسته بود و داشت نهایت لذت رو از لیسیده شدن سوراخاش میبرد، از صدای نفساش و حرکاتش فهمیدم نزدیک اورگاسمشه، تا چند ثانیه دیگه زنم ارضا میشد توی دهنم و خستگی سکس سنگینش با سهیل میرفت از تنش. به خودم افتخار میکردم که تنها مردی که سحر پیشش اینجوی ارضا میشه خودمم، یعنی شوهرش.

درسته لذت گاییدن اون کس و کون داغ و کیرتوکص مال بقیه بود ولی لذت خوردن آب کس سحر و لیس زدن بدن داغ و عرق کردش فقط مال خودمه.

-:« اهههههه…آرههه همونجاسسس…اههه آره محکم تر لیس بزن کسکش… دارممم میام… اووووف… آرهههه تو دهنت دارم میشممم…»

با تکونای شدید سحر روی صورتم و قفل شدن پاهاش دور سرم فهمیدم زنم بالاخره ارضا شده.

چند ثانیه توی همون حالت موندیم تا تمام ترشح کسشو مک بزنم. سحر خودشو انداخت رو تخت و شروع کرد نفس نفس زدن.

خوشحال بودم که بالاخره زنم ارضا شد ولی هنوز وظیفه من به عنوان شوهرش تموم نشده بود ، قسمت جذاب شب هایی که سحر از خونه دوس پسرش میاد دقیقا همینجاست، وقتی ارضا شده بدون اهمیت به حضور من داره با دوست پسرش چت میکنه و منم از انگشت پاهاش شروع میکنم که بوسیدن و لیس زدن و پرستش بدن خیس و عرق کرده‌ی زن جنده‌م

پایین تخت نشسته بودم و هم زمان که داشتم کف پاهای زنمو میبوسیدم نگاهش میکردم، حتما داشت با یکی از دوست پسراش چت میکرد از لبخند روی لبش معلوم بود دارن حرفای سکسی میزنن.

اینجاهاش دیگه به من مربوط نمیشد هروقت سحر تشخیص میداد منم در جریان میذاشت وظیفه من چیز دیگه‌ی بود، اینکه نقطه نقطه بدن زنمو لیس بزنم و بو کنم و بپرستمش.

داشتم به این فکر میکردم که این پاهایی که من در حال لیس زدنش بودم روی شونه‌ی مردای کیرکلفت و هیکلی تکون میخوره شبا.

در حال لیس زدن ساق پاهای زنم بودم که متوجه شدم سحر داره وویس میفرسته واسه طرف.

-: « پس اگه بهت ثابت کردم و شرطو باختی باید هر ویلایی که من انتخاب کردم بریم:)) باشه؟»

داشتم رونای سکسی سحر رو لیس میزدم و بووو میکشیدم… به وضوح بوی عرق تن مردونه مونده بود رو تن زنم، از اینکه رد سکس مردای دیگه روی تنش بمونه لذت میبردم… با وسواس خاصی همه جای بدنشو لیس میزدم و بو میکشیدم تصور میکردم دستای حریص یه مرد دیگه چجوری از بدن زنم لذت برده.

-:« باشه پس،قول دادیااا ، الان عکسشو میفرستم»

سحر دست کرد تو موهام سرمو هدایت کرد لای کسش و نگهداشت همونجا، شروع کردم به بوسیدن کسش که دوباره خیس شده بود که صدای شاتر دوربین رو شنیدم!

موهامو ول کرد گفت «آفرین شوهر خوبم، ادامه بده هنوز به جایزت نرسیدی:))»

شروع کردم لیس زدن و خوردن شکمش…

تصور میکردم با هرتلمبه‌ای که سهیل میزده تو کس زنم چه موجی میفتاده توی بدنش… از شوری مزه‌ش میشد فهمید چجوری عرق دوست پسرشو دراورده. به داشتن همچین زنی افتخار میکردم، یه زن حشری و جنده که کوچیکترین حیایی نمیکرد جلوم…

-: « :)))))) بابا چرا باورت نمیشه؟ واسه همین الانه، اگه اینم بهت ثابت بکنم یه شرط دیگه هم میبازیااا، اون موقع شاید دو نفری توی ویلا تنها نباشیماااا، مطمئنی؟»

بدجوری سیخ کرده بودم، کم و بیش فهمیدم قضیه چیه، طرف باورش نمیشد همین الان که سحر داره باهاش لاس میزنه و قراره دیت میچینه شوهر لوزرش در حال لیسیدن بدنش باشه اونم بعد از سکسش با یه مرد دیگه. سحر هم داشت واسش عکس میفرستاد و ازش امتیاز میگرفت

زبونمو داشتم توی ناف سحر میچرخوندم که دوباره سرمو گرفت آورد بالا بهم گفت « میخوام یجوری لیس بزنی و بخوری که با سر و صدات همه بفهمن چه شوهر زن ذلیل و کاکولدی دارم»

سرمو گذاشت لای سینه هاش و گوشی رو نزدیک دهنم گرفت و صدای فعال شدن میکروفون رو شنیدم!

-:« مممم آره لیس بزن لای سینه‌هامو…جایزت همینجاست… کیرشو همینجا گذاشته بود لای سینه‌های زنت…میبینی چقدر شوره مزه‌ش؟ چون آبشو ریخت لای سینه‌های زنتتت… اهههه حالا خوب لیسش بزن واسممم … اههه خوب لیسش بزن واسم»

خوب بلد بود چطوری ذره ذره تمام غیرت و مردونگیم رو نابود کنه، جوری لای سینه‌هاش رو با لذت و ولع لیس میزدم و بو میکشیدم که حسابی سر و صدای جفتمون درومده بود.

سحر صورتمو لای سینه‌هاش نگهداشت.

-:« فقط میخواممم بو بکشی، عرق تن زنتو بو بکش میخوام خوب توی حافظت ثبتش کنی، همینجایی که تو صورتتو گذاشتی سهیل کیر و خایه‌ش رو جلو عقب میکرد بدبخت»

صدای ارسال شدن پیامش اومد.

حالا احتمالا جفتمون رو میبرن توی ویلایی که زنم انتخاب کرده که جلوی چشمام بگانش.

سحر وویسی که واسش فرستاده شده بود رو پلی کرد:

+:« :))))) عالی بود جنده خانوم، خیالم راحت شد که شوهرت چیزی بیشتر از یه کسلیس بیغیرت نیست، بهش بگو خوب استراحت کنه که فردا قراره یه گالن آبکیر از روی تن و بدن زن جنده‌ش‌ لیس بزنه »

-:« گوش دادی عزیزم؟ فردا میخوام خوب خودتو ثابت کنیااا…میخوام یجوری اونجا بهمون سرویس بدی که سربلند بشم جلوی این پسره»

با سرم تایید کردم.

-:« حالا هم دیگه باید بخوابیم که فردا صبح باید آماده بشیم، با امیر ساعت ۱۱ قرار گذاشتم»

صبح که بیدار شدم سحر هنوز خواب بود، البته حق داشت اونجوری که سهیل از زنم کار کشیده بودو گاییده بوده‌ش هرکسی دیگه‌ای هم بود به این زودی بیدار نمیشد.

باید یجوری بیدارش میکردم که از همون لحظه‌ای که چشماشو باز میکنه کسش خیس باشه و چشماش دنبال کیر بگرده…

رفتم زیر پتو شروع کردم آروم آروم زبونمو کشیدم لای کون سحر. زنم معتاد کون دادن بود و حسابی هم از کون ارضا میشد. همه‌ی دوست پسراش هم از کون میگاییدنش و از باز کردن سوراخ تنگ و داغ زنم لذت میبردن.

واسه همین لیسیدن کون سحر خیلی هوس انگیز بود واسم. نوک زبونمو رسوندم به سوراخ کونش و با زبونم ماساژش میدادم… به معنای واقعی زبونم تو کون زنم بود و داشتم لیسش میزدم.

همونجایی رو لیس میزدم که بقیه کیرشونو فرو میکنن، بزرگترین فرق من که شوهرش بودم با دوست پسراش همین بود.

اونا کیرشونو میکردن تو اون جاهایی که من به عنوان شوهرش میلیسم و میبوسم.

سحر کم کم داشت بیدار میشد از صدای خفه لذت بردنش تو خواب و بیدار میشد فهمید.

یکم کونشو فشار داد به دهنم تا حالیم کنه باید محکم تر ادامه بدم به کون‌لیسی…

-:« مممم صبح بخیر عزیزم…چه زود شروع کردی به خوردن صبحونت …مممم بخور کونمو… اهههه آره همش واسه خودته،. زبونتو بکن توششش…»

دیگه خودمم حشری شده بودم و داشتم با ولع تمام زبونمو تو سوراخ کون زنم میچرخوندم

سر و صدای سحر کم کم داشت بلند میشد…

-:« اوووووف آره… لیس بزننن… لیس بزن که تا چند ساعت دیگه واسه همینم باید از دوست پسرم اجازه بگیری… آخخخخ آرهههه کسکش بی غیرت… تو جات لای کس و کون منه… اووووووومممم… خیلی حشریم کردی»

سحر اینو گفت و با دستش سرمو داد عقب و نشست روی تخت

-:« کافیه، نمیخوام قبل امیر تو ارضام کنی، تو همیشه باید بعد از سکس ارضام کنی نه قبلش. اینجوری خودمم حشری‌ترم واسه بکن جدیدم. فعلا پاشو بریم حموم که کلی کار داریم، باید اول ببری زنتو حموم بشوری و بعدش کمکم کنی تا حاضر بشم امیر ۲ ساعت دیگه میرسه سر قرار»

هیچ چیزی جز اطاعت کردن از همچین هاتوایفی تو فکرم نمیگذشت. با سحر رفتیم حموم و بدنشو شستم و خودمم دوش گرفتم اومدیم بیرون.

رفتم سراغ کمد لباسام که سحر صدام کرد

-:« عزیزم اگه میخوای بیای باهام شرطش اینه که لباسایی که من میگم رو بپوشی 🙂

فعلا هم همون شورتی دیشب وقتی اومدم خونه پام بود رو بپوش بعدا بهت بقیه‌ش رو میگم، بدو زود بیا قراره توی انتخاب لباس و استایل کمک زنت کنی»

چند وقتی بود سحر فهمیده بود به پوشیدن لباساش علاقه دارم ولی تا حالا جلوی هیچکسی جز خودش شورت زنونه نپوشیده بودم، مخصوصا شورت استفاده شده‌ی زنمو، به محض پوشیدنش سیخ کردم، خیلی احساس هیجان انگیزی داشت، مدام به دیشب فکر میکردم به وقتی که سهیل دستشو کرده تو شورت سحر و کس خیس سحرو رو مالیده… به وقتیکه که کیرکلفت و رگدارش تو دهن زنم بوده و ترشح کس زن جنده‌م شورتشو خیس میکرده…

با همون شورت توری مشکی رفتم پیش سحر تا کمکش کنم لباس مناسب انتخاب کنه، میدونستم قراره اسلاتی‌ترین لباسای ممکن رو بپوشه واسه یارو.

جوراب شلواری و شورت بندی قرمز با یه پیرهن مخمل زرشکی دقیقا همون چیزی بود که اگه سحر با یه کفش پاشنه بلند و آرایش غلیظ ست میکرد کیر هر مردی رو سفت میکرد واسه گاییدنش…

کمکش کردم تا لباساشو بپوشه بعدش موقع آرایش کردنش ازم خواست تا همزمان کسشو واسش لیس بزنم تا خیس و حشری بمونه واسه بکنش.

سحر تمام استفاده های مفیدی که میشد از یه شوهر کاکولد مثل من برد رو بلد بود و منم از این اوضاع لذت میبردم

از اینکه در اختیار لذت بردن زنم قرار بگیرم…

خیلی آروم و با حوصله مشغول لیس زدن کس سحر از کنار شورت قرمزش شدم تا زنم آرایشش تموم شه و بریم سر قرار.

-:« اوووووممم این رژ لبمو تاحالا استفاده نکرده بودم ولی واسه امروز میخوام بزنمش تا دل امیرو ببرم…میخوام اولین چیزی که تو فکرش میاد این باشه که لبای قرمز زنت دور کیر سیاهش حلقه شده باشه :))))»

ادامه…

بازدید 3,007

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

5 پاسخ به “ازدواج غیرخصوصی (۲)”

  1. جالبه! همچین مردایی را از کجا میشه شناخت که بعدش برسی به خانومش!؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...