سلام اسم من داریوش الان ۲۲ سالمه این داستانی رو که قراره بهتون بگم از ۱۸ سالگیم شروع شد
اول از خودم میگم قدم ۱۸۲ وزن ۸۶ و کیرم هم ۱۹ سانته و بدن خوش فرم و ورزیده ای دارم
عمم هم یه زن تقریبا ۴۴ ساله ورزشکار مربی جودو هست و سینه های حدودا 85 و باسن خوش فرم و سکسی داره
داستان از اونجا شروع شد که عمم مریض شد و چن وقت اومد خونه پدر بزرگم خوابید و از اونجایی که فاصله خونه ما با خونه پدر بزرگم دو کوچه ست همش خونه اونا پلاسیم
منم از اون اول تو کف عمم بودم و همش میرفتم بهش سر می زدم یه روز که رفتم خونه پدر بزرگم دیدم همشون دارن لباس می پوشن و با عجله می خوان برن منم که فضولیم گل کرده بود همش می پرسیدم چی شده از مادر بزرگم گفت یکی از فامیلاشون فوت کرده قراره برن روستا مراسم ختم و به منم گفتن تا وقتی که میان مراقب عمم باشم من از خدا خواسته قبول کردم
بعد یکی دو دقیقه همشون رفتن حالا من موندم و عمم
رفتم روی تختم عمم نشستم و یکم پاشو گرفتم و ماساژ دادم منم حشریتم زده بود بالا داغ داغ بودم تا اومدم پای عمم و گرفتم عمم گفت چه داغه دستات منم یه بهونه آوردم و گفتم پاهای تو
سرده حدود نیم ساعت پاهاش و ماساژ دادم و خوابید منم یواش یواش دستم و می بردم بالاتر تا به رون پاهاش رسیدم بعد یواش دستم و بردم لای پاهاش و فقط خدا خدا می کردم که بیدار نشه انگشتم و گذاشتم کناره کصش و یواش مالیدم بعد که دیدم هیچ واکنشی نشون نداد شلوارش و یکم کشیدم پایین دیدم شرت نپوشیده یه کص تپل خوشگل سفید زد بیرون از همون اول که دیدم دهنم آب افتاد حتی یه دونه موهم نداشت کیرمم یه جوری شق شده بود که داشتم از شق درد می مردم بعد بدون اینکه فکر چیزی و بکنم انگشتم و کردم تو کصش و مالیدم بعد یکم مالیدن دیدم عمم هی تکون می خوره و زیرلب آه و اوه میکنه دیدم که داره یواش یواش بیدار میشه شلوارش و کشیدم بالا و رفتم تو دس شویی تا خودم و خالی کنم بعد این که خودم و خالی کردم اومدم بیرون دیدم عمم خیس عرق شده و بیدار شده رفتم پیشش گفتم چیشده گفت نمی دونم خیلی گرمم شده و حیس عرقم منم گفتم احتمالا به خاطر مریضیته یکم بلند شد و راه رفت و گفت میرم حموم حموم خونه پدر بزرگم توی حیاط و در حموم تقریبا خرابه و میشه از بیرون قفل حموم و باز کرد و رفت تو
عمم رفت حموم و منم یه ۱۰ دقیقه منتظر موندم که کامل لخت بشه بره توی حموم بعد برم داخل با استرس در حمومو باز کردم و رفتم داخل توی رختکن حموم بودم و از لایه در دومی یه نگاه کردم داخل دیدم عمه ما چه سفید مفید و ساعت شنی بوده من خبر نداشتم
منم لباسام و در آوردن و در دومی و باز کردم رفتم تو عمم تا منو دید یه جیغ کوتاه زد رفت کنار با دستاش بدنش و پوشوند گفت اینجا چیکار می کنی چرا لختی برو بیرون وگرنه به بابات میگم حشریت منم زده بود بالا به هیچی فکر نمی کردم جز کردنش رفتم جلو از دستاش گرفتم و هلش دادم به دیوار و گفتم می دونم که شوهرت دیگه تو رو نمیکنه ( شوهر عمه من حدودا ۶۵ سالشه و دیگه جونی نداره که بکنتش) و شروع کردم گردنش و خوردن اولش مقاومت می کرد نمی زاش بعد چن دقیقه آروم شد بعد شروع کردم کصش و خوردن جوری کصش و می خوردم که صدای ناله کردنش همه جارو پر کرده بود من تند تند میخوردم اونم با دستش به سرم فشار میداد انقدر خوردم که تا آبش پاشید
بلند شدم و از موهاش گرفتم و لباشو چسبوندم به کیرم گفتم بخور اونم با کمال میل این کارو انجام داد انگار جلوی یه سگ گرسنه یه استخون بندازی یه جوری لیس میزد کیرم و که خودم حال کردم سرشو چسبوندم به دیوار خودم کیرمو تو دهنش عقب جلو میکردم بار آخر کیرم و تا تهش فرو کردم تو حلش و ۴ ثانیه نگه داشتم داشت خفه میشد
اومدم از جلو بکنمش که یهو چشمم افتاد به کون تنگ تپلش گفتم برگرد از پشت بکنمت گفت من تا حالا به شوهرم از پشت ندادم بعد تو می خوای منو از پشت بکنی گفتم دارم برات به حالت داگی نشوندمش و کیرم و کردم تو کصش اول یواش یواش داخلش عقب جلو می کردم که جا باز کنه بعد سریع تلمبه زدم ناله عمه ما روهم همه جا پر کرده بود شامپو رو برداشتم حین تلمبه زدن ریتم روی کونش و با انگشتم توی کونش هم ریختم منم از قصد سریع تلمبه میزدم که نفهمه بعد کیرمو بردم بیرون گفتم یکم استراحت کنم بعد کیرمو گذاشتم رو کونش و همش و هول دادم تو یه جیغی زد که گوشام کر شد گفت مگه من نگفتم نکن تو کونم بعد تو همش و کردی تو کونم منم یهودیدم از کونش خون میاد خواستم بکشم بیرون دیدم این لذت و نمیشه دوباره کرد بعد بازم کردم داخل کونش و تلمبه زدم اون جیغ میزد بس کن مگه من بس میکردم همش محکم تر می کردمش دراز کشیدم روش و گردنش و میخوردم تا دردش کم بشه بعد یه رب نیم ساعت تلمبه زدن تو کونش در آوردم و باز کردم تو کصش هی تلمبه زدم هی تلمبه زدم تا وقتی که آبم اومد دیدم داره آبم میاد نکشیدم بیرون کیرم و تا ته کردم داخل کصش و آبم و ریختم توش کیرم پر آوردم دیدم بله آبم داره از کصش میاد بیرون بعد یکم دعوام کرد چرا آبتو ریختی حامله میشم و از این حرفا گفتم ولش کن از دارو خونه قرص می خرم بعد حموم کردیم و حین حموم کردن همدیگه رو دست مالی و بوس می کردیم
بعد گرفتیم روی تخت دراز کشیدیم و توی بغل من خوابش برد
نوشته: داریوش
0 پاسخ به “سکس با عمم”
جمله بندی در حد دانش آموز هفتمی… موضوع باعمه وخاله اصلا شهوت انگیز نیست و البته اخلاقی و واقعی هم نیست واگرهم باشه خواننده ای با ذهن طبیعی باورش نمیکنه مگر آنکه نویسنده قهارباشه که نبودی… و لطفا این جمله زیبا را هم معنی کن: ریختم توش کیرم پر آوردم!!!
فقط کسشعر نوشته بود لاشی جقی
کسشعر فقط
اولا گه خوردی که چنین کوس شری را پست کردی دوما اولین باری که جق زدم چهارده سالم بود و به یاد عمه ام بود
سینه سایز ٨٧ ندیده بودیم که به لطف نویسنده اینجا دیدیم
وقتی عمه اتو دادن به یکی که اینقدر اختلاف سنی با هم دارند معلومه که ی دختر زشت و بدقواره ترشیده است که روی دستشون مونده بوده و اصلا احتیاج به راضی کردن نداره این عمه ات واسه کردن اما دمت گرم که بازم تعصبی ازش تعریف کردی
سکس با محارم کوچکترین جذابیتی نداره واسه همین اومدم بهت دلیل دیس لایک ملت و بگم.
حالا به این که این داستان راست بود یا تخیلات کاری ندارم. بچه های الان خیلی دستشون باز تره. زمان ما عمه و خاله و زندایی ها یکی از یکی دیگه سیبیل تر و کیری تر بودن!!!!
عنتر خروس کمر
آخه کوص ندیده دو نفرم که با هم رل میزنن اولش میگن یکم باهم بریم و بیایم تا باهم آشنا بشیم تو عمه ات تو سه سوت از کون کردی کوص مغزم خودتی
لامصب یکم معقولتر بنویس بتونیم الکی هم که شده باور کنیم جقمونو بزنیم
بلاخره هر چند روز یه بار یک کوسخول جقی متوهم بیسواد هم یه کوسشعری اینجا آپلود میکته دیگه.
گفتی عمه ت جودو کار بود یا جنده کار؟
پسر جان بزرگ که شدی کس هم از نزدیک میبینی . اَبُلَه
منتظر بودم ببینم عمه جودو کارت میزنه پارت کنه یا نه که مثل همه ی داستان سریع کس داد
و اینک کوستانه یه کونی جقیه کوس ندیده.
دقیقا از چیزهای گفتی که آرزوی داشتنشو داشتی قد ۱۸۲ اصلا نداری سایزت که عمرا ۱۹ باشه بدن ورزیده که پیشکش عمه اتم که در عالم تخیل ساختی واسه خودت
زن ورزشکار 44 ساله به مرد 65 ساله شوهر کرده؟ بعد تو شلوارشو کشیدی پایین و بالا بیدار نشد؟ اه و ناله میکرد نفهمید؟ رفتی تو حموم فقط جیغ زد یه فن بهت نزد؟ یهو همشو حا دادی تو کونش فقط دعوات کرد؟ جنده که هزار بار کون داده راحت یهو نمیره کونش نیم ساعت تلمبه زدی؟ اول داستان بنویس خواب یا بنویس تخیلات و فانتزی
همین که دیدم نوشته قدم بلنده بدنم خیلی قشنگه فهمیدم تراوشات ذهنی یه جقیه
یک داستان فول تخماتیک پرو پلاس