امیر و هدی و داداشش (۱)

اسمم اميره ٣٣ سالمه قد ١٧٤ و وزن حدود ٦٣ و لاغر اندام و سفيد. هفت ساليه ازدواج كردم و يه پسره دوسال و نيمه داريم. اسم زنم هداست و ٢٧ سالشه قد حدود ١٦٠ سانت و ٥٨ كيلو وزن و سبزه. اسم پسرم شهابه. ماجرایی که میخوام تعریف کنم مربوط به اوایل ازدواجمونه. من راستش از دوران مدرسه كه ١٤-١٦ ساله بودم تا حدود ميل به جنس موافق داشتم ولي نه اين كه گي باشما نه؛ ولي از پسراي خوشگل همسن خودم و يا كمي كمتر يا بيشتر خوشم ميومد و دوست داشتم باهاشون سكس كنم. فقط يكبار تو مدرسه يه همكلاسي بود به اسم كامبيز كه خوشگل بود باهاش صميمي شدم و تو كلاس يواشكي از رو شلوار كير همديگه رو ميماليديم و يكبار كه خونه تنها بودم راضيش كردم كه بياد خونمون و حسابي باهم سكس كرديم و كير همديگه رو ميخورديم و كون همديگه رو ميماليديم ولي چون ميدونستم تو كون كردن درد داره كون همديگه رو نكرديم فقط در حد ساك زدن و لاپايي و بغل و بوسه. تا اينكه بزرگتر شدم و درس و دانشگاهم تموم شد. بعدش سربازي رو معاف شدم و رفتم سركار. حدود يكي دو سالي از سركار رفتنم گذشت كه مادرم واسم هدا رو انتخاب كرد و رفتيم سر خونه زندگيمون.

هدا به دختر چادری سبزه بود که بعدا خودش گفت به زور خانوادش چادریه وگرنه دلش میخواد آزاد باشه و به همین خاطر با من ازدواج کرد که شاید یک روزی بخواد راحت باشه و به آرزوش برسه من خیلی ناراحت بودم و چند روزی تو فکر… تا اینکه یه روز هدا اومد بهم گفت ببخشید ناراحتت کردم من رفتم محضر اون ۱۴ سکه مهریه ای که موقع عقد ثبت شد رو بخشیدم که بدونی من در حال شوهرمی و دوستت دارم و آدم فرصت طلبی نیستم و نشست از گذشتش و رفتار خانوادش واسم گفت که چقدر سخت میگرفتن بهش منم بغلش کردم و بوسیدمش بهش گفتم این سختگیریها تو همه خانواده ها هستش فقط مختص تو‌ نیست و بهتر بود همون اولش بهم میگفتی ولی حالا ولش کن باز خوبه انقدر صداقت داشتی و بهم گفتی، با اینکه یه جورایی تعصبی بودم ولی بهش گفتم منم میزارم راحت باشی و به شرطی که به حریم زندگیمون لطمه نخوره و مسئله ساز نشه و اونم قول داد مراعات کنه.

هدا بیشتر مشکلش این بود که اهل مراعات حجاب نبود و توافق کردیم که خودمون هستیم راحت باشیم ولی جلوی خانواده برای اینکه اونا رو مخمون‌ نرن ظاهر سازی کنیم.

من یه دادش دارم اسمش محمده و ده یازده سالی از من کوچیکتره و بچه آخر خانواده بود و بین ما دوتا خواهر بود به اسم سپیده و نفیسه.

من و محمد خیلی صمیمی بودیم و حتی وقتی مجرد بودم و اون ۱۴-۱۵ سالش بود با هم فیلم سوپر میدیدیم و کنار هم جق میزدیم و حتی کیر همو میمالیدیم و بعضی وقتا واسه هم ساک هم میزدیم، البته من بیشتر واسش ساک میزدم ولی کون همو کاری نداشتیم. من چون داداشمو خیلی دوس داشتم بهش زیاد حال میدادم. البته اونم منو دوست داشت ولی خب طبیعیه وقتی ذاتا گی نیستیم فقط صرف لذت و شیطونیه اینجور حالتو یه پسر از سن بالاتر از خودش خوشش نمیاد و حتی من الان دیگه از جنس موافق خوشم نمیاد هر چند پسر ۱۶ تا ۱۹ سال خوشگل میبینم تحریک میشم ولی در عمل گی نیستم. خودمم نمیدونم چرا این حسو داشتم و دارم ولی الان تا حدودی بهتر شده.

بگذریم بریم سراغ خاطرات لذت بخشمون. از اونجایی که فهمیدم هدا بخاطر خلاصی از خانوادش با من ازدواج کرد و از طرفی مهرش رو هم بخشید من با اینکه دلخور بودم ولی با این حال دوسش داشتم و دوست داشتم از زندگی لذت ببره. از روزی که ازدواج کردیم موقع اولین سکس احساس کردم میترسه منم سخت نگرفتم و گذاشتم به مرور سکسمون انجام‌ بشه و خودش هم اینو فهمید و واسه همین نسبت بهم خیلی مهربون بود و قدرشناس. برای اینکه ترسس بریزه با هم فیلم پورن میدیدیم و تحریک میشدیم و یه مدت باهم لاپایی سکس میکردیم و بالاخره بعد یکی دو هفته سکسمون کامل شد. تو یکی از فیلمهای پورنی که میدیدیم داستان یه زن و شوهری بود که داشتن سکس میکردن که وسط سکس زنگ درشون میخوره ولی اینا داشتن سکس میکردن و متوجه صدای زنگ نشدن و اون دوست شوهره ظاهرا خیلی صمیمی بوده درو باز میکنه و میره تو و میبینه تو سالن کسی نیست و یه صداهایی میاد از سمت اتاق خواب صدا میکنه و کسی جواب نمیده و نزدیک اتاق خواب میره و‌ دوستشو دوباره صدا میکنه یهو زن و شوهره متوجه میشن دوستشون اومده تو شوکه میشن ولی چون تو اوج لذت بودن میپرسه تو کی هستی؟ دوستشم میگه منم فلانی مثلا باب و میخنده میگه ظاهرا سرتون شلوغه و دوستش یعنی شوهره مثلا دنی با خنده میگه آره باب سرم شلوغه و با زنش میخندن. بعد از زنش میپرسه دوس داری بگم بیاد تو زنه هم میگه هرجور خودت میدونی و دنی باب رو صدا میکنه میره تو و شوهره در حالی که زنشو میکرده به باب سلام میکنه و زنه هم با صدای شهوت آلودش میگه های باب و سرشو برمیگردونه شوهرشو نگاه شهوت انگیزی میکنه و لباشو گاز میگیره و انگار زنه خوشش اومده بود دوست شوهرش داره میبینه سکسشونو. باب که کنار تخت نزدیک سر زنه نشسته بود به شوخی به دنیا میگه کمک نمیخاد و میخندن سه تایی و دنی هم میگه چرا اگه میتونی کمک کن کار سختیه و دوباره میخندن و بعد باب دستشو میبره سمت صورت زنه و نوازش میکنه انگشت باب میره سمت دهن زنه اسمش مثلا امیلی بود انگشت باب رو‌ میزنه و بعد لب همو‌ میخورن و خلاصه حسابی سه تایی سکس میکنن و باب و دنی همزمان از کس و کون امیلی رو میکنن و جاشونو‌ عوض میکنن و تو‌پوزیشنای مختلف امیلی رو میکنن. منم موقع فیلم با هدا ور میرفتم و گوشاشو که حساس بود لیس میزدم و می بوسیدم و بعد از هم لب میگرفتیم و فهمیدم هدا انگار از فیلمه خوشش اومده بود چون نسبت به فیلمای دیگه بیشتر تحریک شده بود.

وسطای فیلم رفتم پایین مبل روبروش پاهاش رو باز کردم‌ ( از این لباسای زنونه یکسره پاش بود و‌ شورت شلوار هم پاش نبود) لباسشو دادم بالا از بغل رونش لیس زدم رفتم بالا و اطراف کسش رو لیس زدم بعد رفتم کسشو لیس زدم و حسابی کسشو خوردم و زبونمو تو کسش فرو‌ میکردم و هدا حسابي ناله ميكرد و لذت مي برد. بعدش شروع كردم لخت كردنش و ممه هاي خوشگلو خوردم و با دستم کسشو میمالیدم و لباشو هم‌ خوردم و دوباره کنارش نشستم و از هم لب میگرفتیم و از شهوت کیرم سفت شده بود داشت میترکید. هدا کیرمو از شلوار و شورتم در اورد و منم لخت شدم و هدا شروع کرد ساک زدن. انقدر ساک زد تا ابم حسابی زد بیرون که هدا همه آبمو خورد و دوباره با کیرم ور رفت که نخابه. بعدش اومد روم نشست و کیرمو گذاشت تو کسش و بالا پایین میکرد و همزمان ممه ها و لبشو میخوردم. بعدش بلندش کردم رو مبل خوابوندمش و کیرمو تنظیم کردم دم کسش و فرو کردم توش و موقع کردن صورتش سمت تی وی بود داشت فیلمو می دید صحنه باب و دنی رو نشون میداد که دو‌نفری داشتن امیلی رو از کس و کون میکردن. باب زیر خوابیده بود و امیلی رو به باب که کیر باب تو‌ کس امیلی بود و دنی هم فرو کرده بود تو کون زنش امیلی و با دیدن این صحنه جفتمون حشری شدیم و منم هدا رو تصور کردم که با داداشم با مرد دیگه داریم میکنیمش و خیلی حال میداد. موقع سکس به هدا گفتم دوست داشتی جای اون زنه بودی اونم از بس حشری بود در حالی که نفس نفس میزد لباسو گاز گرفت و‌ چشاشو بست و گفت آره خیلی. فهمیدم یخورده خجالت هم می کشید. اینجا بود که فهمیدم من یه جورایی روش بی غیرتی دارم و از طرفی چون دوسش داشتم دلم میخواست لذت بردنش رو ببینم. منم از حرفش حشری شدم که همونجا آبم اومد و به خواسته خودش درش اوردم سریع ریختم تو صورتش و اونم کیرمو کرد تو دهنش و باقیشو خورد و موقع میک زدن کیرم فیلمو نگاه میکرد فهمیدم بدجور هوس سکس گروهی کرده و دلش میخواد و‌ منم به روم نیاوردم و لذت بردم. اون روز گذشت. من ۵ شنبه ها تعطیلم همیشه. من یسال از ازدواج گذشته بود و ۲۷ سالم بود و هدا ۲۱ سالش داداشم محمد حدود ۱۶ سالش بود یه روز تابستون که محمد تعطیل بود ۴شنبه بش زدم زدم گفتم عصر بیاد خونمون تا آخر هفته یعنی جمعه پیشمون باشه و باهم خوش بگذرونیم و …

از سرکار رفتم دنبال داداشمو سر راه واسه خونه خرید کردیم و بعدش رفتیم خونه. هدا جلوی داداشم راحت بود البته طبق توافقمون و داداشمم دهنش قرص بود و البته بدشم نمیومد زنمو دید بزنه. وسایل خرید و گذاشتم تو آشپزخونه، ظاهرا هدا تو اتاق بود و داشت لباس عوض میکرد. من و داداشم رفتیم تو به اتاق دیگه لباس منزلی پوشیدیم. داداشم که با خودش یه تیشرت حلقه ای و شلوارک با خودش آورده بود و شلوارکش لامصب جذب بود و اندازه کیرشم نشون میداد و من با اینکه پسرم لذت میبردم. منم یه شلوارک و تیشرت پوشیدم. (هدا هم که تیشرت گشاد یقه بازی تنش بود که دولا میشد از لای یقش ممه هاش اویزون میشد و معلوم بود سوتین نبسته بود و یه شلوار جذب پوشیده بود شبیه ساپورت که هم نازک بود رنگ پاش مشخص بود و هم انقدر جذب بود لبای کسش دیده میشد و به نظرم شورت هم نپوشیده بود و تابلو بود.) وقتی از اتاق اومدیم بیرون و چشمون افتاد به هدا من و داداشم هاج و واج داشتیم نگاش میکردیم منکه از شدت هیجان راست کرده بودم اینکه خیلی تیپش سکسی بود و مهمتر اینکه جلوی داداشم این تیپی بود و داداشم که مطمئنم راست کرده بود. هدا که دید اینطوری نگاش میکنیم با خنده گفت وا چتونه. منم به خودم اومدم گفتم خودتو دیدی تو اینه چه جیگری شدی. رفتم سمتش که بغلش کنم و روبوسی که ناخواسته از بس حشری شدم ازش یه لب گرفتم و بعدش گفت کافیه جلو داداشت زشته و با خنده گفت طفلکی گناه داره اونم دل داره خب و یه چشمکی زد و بعدش رفت سمت داداشم دست دادن بهم و داداشمو یه بغل کرد و زنم صورت داداشمو بوسید و داداشم همینطور معلوم داداشم انتظار این روبوسی رو نداشت. یه لحظه خشتک داداشم رو دیدم فهمیدم بدجور راست کرده و هدا هم فهمید و سه چشمکی به داداشم زد. یه حسی میگفت ممکنه یه سکسی بین این دوتا رخ بده و منم با این فکر حشری میشدم. بعدش هدا رفت سمت آشپزخانه و داداشمم رفت رو مبل بشینه و‌کنترل رو گرفت که تی وی رو روشن کنه. داداشم رفت رو مبلی نشست که نسبت به آشپزخونه حالت نیمرخ داشت و هدا هم که داشت میرفت سمت آشپزخونه و‌ منم کنار اپن بودم منو دید یه خنده مستانه ای کرد و یه لحظه بغلش کردم و لپشو بوسیدم و همینطور که خودمو‌چسبوندم بهش در گوشش گفتم دیوث عجب تیپی زدی منو داداشمو حشری کردی و اونم گفت با خنده چیه خوشت اومده گفتم خوشم اومده؟! دارم دیوونه میشم و حسابی راست کردم و اونم با دستش کیر راست شدمو گرفت و اروم در گوشم گفت جونن و امشب باید پارم کنی صدای دادمو داداشتم بشنوه و چشماشو خمار کرد و نگام میکرد و یه خنده مستانه ای کرد. منم یه لحظه دستمو گذاشتم رو کسش و با انگشت وسطم لای کسشو مالیدم و فهمیدم بله شورت نداره هدا جونم و خشتکشم حسابی خیسه. هدا رو بردم داخل اشپزخونه رفتم جلوی پاش نشستم طوری که به اپن تکیه داده بود و پشتش به سالن و محمد بود. منم یکم شلوارشو دادم پایین و کسشو لیس زدم و نالش در اومد ولی سعی کرد اروم باشه و هر از گاهی سرشو بر میگردوند که محمد نفهمه. ولی ظاهرا محمد یه چیزایی بو برده بود و به روش نمیاورد چون یه لحظه اینورو میدید و دوباره چشش سمت تلویزیون میرفت. هدا که حسابی تحریک شده بود من زبونم تو کسش فرو کردم یه لحظه نزدیک بود از شهوت جیغ بزنه که با دستش جلو دهنشو گرفت و بدنش لرزید و چشماش خمار شد و همون لحظه سرشو برگردوند گه ببینه محد روش کدوم وره که با محمد چش تو چش شد و هر دو ناخاسته تو چش هم قفل شدن و هدا هم خواست یه حالی به محمد بده لباشو برد یه حالت گاز مانندی گرفت تا محمدو حسابی تحریک کنه. منم شلوار هدا رو دادم بالا و بلند شدم و بدون اینکه صورتمو بشورم رفتم سمت محمد و محمد به شوخی گفت کمک نمیخایی؟ منم با خنده گفتم نه عزیزم خودم از پسش بر اومدم و فقط دور لبم خیس شده میخوای خشکش کنی. اونم فهمید داستان چیه و دور لبم آب کس هدائه گفت چرا که نه و اومد کنارم نشست و صورتشو اورد نزدیک صورتم و با زبونش دور لبمو بلیسه و منم گفتم با خنده داری چیکار میکنی؟! اونم گفت دارم تمیزش میکنم لباتو دیگه. منم فهمیدم حشری شده و میخواد اب کس هدا رو مزه کنه و هدا هم چشمش افتاد سمتمون فک کرد داریم از هم لب می گیریم و دوید سمتمون و با تعجب گفت دارین چیکار میکنین مگه شما دوتا گی هستین؟ منم سریع جواب دادم نه عزیزم محمد داره اب صورتم رو تمیز میکنه و اونم فهمید قضیه چیه بلند خندید و گفت وااا دیوونه و به شوخی گفت انقدر اب دوس داری میگفتی خودم واست اب بگیرم. منم یه جورایی از حرفش میخکوب شدم و محمد هم با خنده گفت کاش میشد و هدا هم از رو میز یه دستمال برداشت و کرد تو شلوارش و حسابی مالید به شرتشو بعد درش اورد داد به محمد گفت بیا عزیزم اینم اب خالص و خندید و با قر رفت سمت آشپزخونه طوری که کونش چپ و راست میشد. منم دیدم محمد دستمال رو گرفته کرده تو دهنش و منم اولش تعجب کردم و بعد گفتم دوست داشتی؟ خوشمزه بود؟! اونم دیوث گفت خیلیییی کاش بازم میداد و منم لبخند زدمو گفتم دیگه پر رو نشو و اونم خندید. منم گوشیمو برداشتم چند تا عکس بدون چهره لخت از هدا به محمد نشون دادم که که مثلا غریبس و محمد هم با ذوق نگاه میکرد و ظاهرا فهمید بدن هدائه بخاطر زمینه تصویر که خونمونه ولی چیزی نگفت و گوشیو از دستم گرفت و شروع کرد ورق زدن و اتفاقی رسید به عکسی که چهره هدا معلوم بود خواستم گوشی رو ازش بگیرم ولی محکم گوشی رو نگهداشت گرفت اونور و نذاشت البته با خنده و تصاویر رو به آرومی ورق میزد و عکسای لخت هدا رو از زوایای مختلف گرفته بودم رو میدید و با دست دیگش کیرشو میمالید و حسابی تحریک شده بود و تا اینکه رسید به فیلم سکسی من و هدا و پخشش کرد خوشبختانه من همیشه صدای گوشیم رو حداقل صداست. محمد هم فیلمو میدید و کیرشو میمالید و انقدر حشری شد بهم میگفت میشه فیلمو عکسارو منم داشته باشم منم گفتم اصلا حرفشو نزن و تو گوشی من ببین حال کن. بعد واسه اینکه بیشتر تحریکش کنم بهش گفتم دوس داشتی الان لخت بغلت بود و اونم گفت معلومه خیلی دوسش دارم و دوس دارم کل بدنش رو‌بخورم و خوش بحال تو همش بغلت میخوابه و …

منم گفتم میخوای به آرزوت برسونم اونم گفت از خدامه و تو چه داداش مهربونی هستی و کلی قربون صدقم میرفت. بهش گفتم مستقیم که به هدا نمیتونم بگم بیا یه برنامه ای ردیف کنیم. مثلا من میگم من خستم و بیا منو ماساژ بده بعد من تو حال دراز میکشم یکم که از رو لباس ماساژ دادی بگو میخوای لخت شی با روغن ماساژ بدم و … که همین کارو انجام داد و موقعی که گفت میخوای با روغن ماساژ بدم و گفتم اره عزیزم چرا که نه و به هدا گفتم تو یه کاسه یه مقدار روغن زیتون بده به محمد بیاره که گفت روغن زیتون چرا روغن بچه داریم الان میارم بعدم اومد که اره روغن بچه قبلا گرفتم که هدا رو باهاش ماساژ میدادم و چند لحظه بعد هدا روغن بچه رو با یه پارچه ای که مخصوص ماساژ بود بهمون داد گفت زیرت پهن کن فرش کثیف نشه. منم لخت شدم و به محمدم گفتم تو هم لخت شو لباست کثیف نشه و چفتمون با شورت جذب یقه هفتی یا اسلیپ بودیم و کیر راست شدمون تابلو. هدا هم از آشپزخانه که مشغول بود چپ چپ مارو نگه میکرد و لبخند میزد. من دمر دراز کشیدم و محمدهم اومد رو کونم نشست و یه مقدار روغن پشتم ریخت و با دستاش اروم پشتمو ماساژ میداد. سفتی کیرشو روی کونم حس میکردم و لذت میبردم و بعدش روی کمرمو ماساژ میداد و رفت اروم پائینتر روی رونم نشست طوری که حس میکردم برجستگی کیرش لای کونمه. بعد محمد گفت شورتت ایراد نداره چرب بشه گفتم چرا درش بیار و محمد هم در اورد و انداخت شورتمو رو مبل و هدا با تعجب نگاه کرد و گفت چیکار میکنی امیر زشته و منم گفتم غریبه که نیست داداشمه و شورتم چرب میشه و هدا پوزخندی زد و چیزی نگفت. به محمد گفتم شورتتو در بیار که شورت تو هم کثیف نشه. اولش مخالفت کرد و بعد گفتم کس نگو پذ بیار و با خجالت درآورد و کیرش زد بیرون . لامصب کیر پسر ۱۶ ساله فکر نمیکردم انقدر بلند و کلفت باشه و با خنده گفتم کیرتو باشگاه میبری؟! اونم خندید و گفت خودم ورزشش میدم و هدا هم با تعجب نگامون میکرد ولی دیگه چیزی نمیگفت. دستشو تکیه داده بود رو اپن و سرش رو گذاشت رو دستش و منو محمد و کیر محمدو نگاه میکرد و انگار بدشم نیامده بود از کیر محمد. اروم به محمد اشاره کردم پشتم جوری قرار بگیره که کیرشو هدا بتونه ببینه دقیقا هم همین کارو کرد و هدا هم نگاه میکرد و انگار اونم کیف میکرد. احساس کردم هدا یه دستش رو کرده بود تو شلوارشو کسش رو میمالید و چشماش خمار شده بود. محمد هم به بهانه اینکه پشت و کتفمو خوب ماساژ بده اومد جلوی صورتم طوری که کیر خوشگلش جلوی صورتم بود و‌شروع کرد پشتمو ماساژ دادن و منم نگاهم به کیر محمد بود و دیگه طاقت نیاوردم و سرمو بردم سمت کیرشو شروع گردم بوسیدن کیرشو و سر کیرشو لیس زدم و محمد هم فهمید کیرشو اورد نزدیک تر و منم شروع کردم کل کیرشو لیس زدن و تخماش رو هم لیس میزدم و بعد کیر محمد رو کردم تو دهنم و میک میزدم. محمد هم حسابی شهوتی شده بود و ماساژ دادن رو شل کرده بود و ناله میکرد و یه لحظه هدا رو دیدم داره با کیف ما رو میبینه و بعد چشاشو میبنده و کسشو میماله و به خودش میپیچه. همانطور که کیر محمد و میخوردم به هدا اشاره کردم بیاد نزدیک و بهش گفتم دوس داری محمد با روغن ماساژت بده و اونم گفت اره از خدامه یعنی تو اجازه میدی؟؟!!! گفتم عاره عزیزم چرا که نه و رفت اتاق و بعد چند دقیقه با یه شورت و سوتین کاملا فانتزی اومد تو سالن و چشمون افتاد بهش دیگه طاقتمون طاق شد و منم انقدر کیر محمد رو خوردم تا آبش اومد و محمد یه آهی کشید و ارضا شد. بعد من دیگه دست خودم نبود و بلند شدم هدا رو بغل کردم شروع کردم ازش لب گرفتن و اب کیر محمد که یه مقدارش تو دهنم بود رو تو دهن هدا خالی کردم و هدا هم قورتش داد و بعدش کیرمو از رو شورت بهش مالیدن و با دستم کونشو مالوندن. شورتش مثل لامبادا مانند بود که از دو طرف بند داشت و گره پاپیونی زده بود و جلوی شورتش بندی بندی بود که کسش معلوم بود حسابی. بعدش بهش گفتم دمر دراز بکشه و تا محمد که رفته بود سرویس بیاد و‌ شروع کنه ماساژ رو، منم تا محمد بیاد پشتش دراز کشیدم و کیرمو از پشت فرو‌ کردم تو کسش و از بس حشری بودم ابم زود اومد و خالی کردم تو کسشو بعدش در اوردم و کنارش دراز کشیدم و لباشو میخوردم و هدا هم لبخند زد و گفت مرسی گلم خیلی خوب بود. محمد هم اومد و روغنو گرفت شروع کرد ماساژ دادن هدا و منم رفتم سرویس و بعد ۵ دقیقه ای اومدم بیرون دیدم محمد پاهاشو گذاشته دو طرف کون هدا و رو کونش نشسته اونم بدون شورت و مشغوله و داره پشت هدا رو با روغن ماساژ میده از کتفش شروع کرده و دور گردنش و پشتش و پشت کمرش رو ماساژ میده. بعد شروع کرد از بالا به پایین ماساژ دادن و هر دفعه که ماساژو انجام می داد خودشم روی هدا جابجا می شد و کیرش لای کون هدا مالیده می شد. من با دیدن این صحنه دوباره حشری شدم و‌ رفتم بالا سر هدا با دو تا دست پشت هدا رو ماساژ میدادم و به محمد گفتم تو برو‌ کمر به پائین رو‌ماساژ بده و محمد هم همینکارو‌ کرد و یکم روغن رو کمر هدا ریخت و شروع کرد به ماشاژ دادن کمرش و بعد روغن رو‌ برداشت ریخت رو کون هدا و شروع کرد ماساژ دادن شورت هدا گفتم که از این فانتزیا بود و جلوش بصورتی بود که حالت بند بند بود و با دوتا بند به بندهای عقبی گره میشد و از دو طرف یعنی از بغل باسن گره ها رو باز میکردی شورته در میومد. و قسمت عقبش یه بند بود که میرفت لای کون و عملا کون کاملا مشخص بود و محمد قشنگ با حوصله ماساژ میداد و منم که بدون شورت جلو صورت هدا بودم و هدا رو ماساژ میدادم و هدا چشاش بسته بود و لذت میبرد و اروم ناله میکرد. موقع ماساژ دستش رو جابجا کرد که خورد به کیرم سرشو بلند کرد و چشاش افتاد به کیرم لبخندی زد و اروم با زبونش سر کیرم رو لیس میزد و تو چشام با خماری خاصی نگاه میکرد. منم پشت هدا رو ماساژ میدادم. محمدو دیدم داره رونای هدا رو ماساژ میده و رفت ساق پارو ماساژ داد و بعد کف پا و دوباره همون مشیرو برگشت بالا و رسید به کون هدا و یه نگاه با لبخند به من انداخت و منم اشاره کردم آروم دوتا گره بند شورتشو باز کنه و منم اروم بند سوتینش که اونم ست سوتین و گره ای بود رو باز کردم بعد یکم ماساژش دادیم و محمد موقع ماساژ کون هدا لمبرای کون هدا رو باز میکرد و سوراخ کن هدا رو میدید و مقداری از سوراخ کس هدا دیده میشد و محمد با ذوق خاصی نگاه میکرد و هدا هم کیرم که دستش بود کیرمو گهگاهی زبون میزد و با این حرکت محمد انگار تحریک شده بود کیرمو یه مالش محکمی داد و بعد کرد تو دهنش و شروع کرد به مکیدن و منم به محمد اشاره کردم اگه دوس داره کون هدا رو بلیسه و اونم از خدا خواسته قبول کرد و پائین پای هدا دراز کشید و لمبرای کون هدا رو با دستاش باز کرد و زبونش رو مالید رو سوراخ کون هدا و همینکه مالید هدا یه تکونی خورد و یه لحظه برگشت محمد رو دید که سرش لای کونشه یه لبخند شهوتناکی کرد و دوباره برگشت و با چشای خمار و پر از شهوتش کیرمو کرد تو دهنش و اروم میمکید. معلوم بود راضیه از این اتفاق. محمد هم زبونشو میکشید رو سوراخ و آروم فرو میکرد تو سوراخ کون هدا و هدا دیگه نالش در اومد و حال میکرد و میگفت جوووونننن ادامه بده خیلی خوبه جوووونننن چه حالی میده و منم میگفتم دوست داری عشقم؟ اونم میگفت آره عزیزم عالیه مرسی که انقدر خوبی. محمد چند بار زبونش رو فرو‌میکرد تو کون هدا و در میاورد و بعد من یه بالش گذاشتم زیر شکم هدا طوری که کونش بیاد بالاتر اینجوری کسش هم قشنگ جلو چش محمد بود و محمدم شروع کرد به لیسیدن کون هدا و بعد زبونشو حرکت داد سمت کس هدا و لبای کس هدا رو لیس میزد و بعد چچول هدا رو لیس میزد و زبونشو فرو میکرد تو واژن هدا و دماغش می چسبید رو کس هدا و دیگه ناله های هدا به جیغ و لذت تبدیل شد و منم میگفتم از الان تو‌ هم زنمی و هم زن داداشم و اونم با سر تایید میکرد و میگفت عاره عزیزم و الان دیگه دوتا شوهر مهربون دارم، اوووففف چه حالی میده اوووفففف بخور کسمو محمدم عشقم دوست دارم چه خوب میخوری محمد شوهر ناز و کوچولوم. بعد کیرمو ساک میزد. هدا هم بعد چند دقیقه ای ارضا شد و محمد هم بلند شد و به هدا گفت برگرد جلو رو هم ماساژ بدم، هدا برگشت و محمدو کیر راست شدش نگاه کرد و یه لبخندی زد و ازش تشکر کرد و یه بوس واسش فرستاد. محمد هم روی هدا دراز کشید و شروع کرد بوس کردن گونه های هدا و بغل گوشش و بعد خوردن لبهای هدا. حسابی همدیگه رو‌ بوس کردن و لبای همدیگه رو خوردن و قربون صدقه همدیگه رفتن و محمد همد کیرش رو روی کس هدا میمالید.

محمد خودش رو حرکت داد پایینتر و با دستاش ممه های خوشگل هدا رو گرفت تو دستش یکم مالید و بعدش شروع کرد به خوردن ممه ها و هدا هم ناله میکرد. بعد از خوردن ممه های هدا شکم هدا رو لیس میزد و آروم میرفت سمت پایین و رسید به کس هدا. لبه های کس هدا رو لیس میزد و بعد وسط کس هدا رو با چوچولشو حسابی لیس زد و چچولو با لباش میک میزد و ناله هدا دیگه به جیغ تبدیل شد و منم رفتم سمت هدا ازش لب میگرفتم و محمد هم کس میخورد. خیلی صحنه تحریک کننده بود. محمد زبونشو تو واژن هدا فرو میکرد و بعد کل کس هدا رو میکرد تو دهنش و هدا هم چند باری ارضا شد. هدا به محمد اشاره کرد که بیاد بالا و از همدیگه لب گرفتن و بعد محمد دو تا زانوهاش رو گذاشت دو‌طرف سر هدا و هدا هم کیر محمد رو ساک میزد و با ولع خاصی میخورد و با حالت مست و خمار محمد رو نگاه میکرد. منم رفتم لای پای هدا و کیرمو گذاشتم دم سوراخش و کردم تو و شروع کردم تلمبه زدن تا اینکه آب منم اومد و ریختم تو کس هدا. هدا هم کیر محمد رو انقدر ساک زد تا اینکه آب محمد اومد و همشو قورت داد. بعدش محمد رو هدا دراز کشید و لبای همدیگه رو میخوردن و با هم معاشقه میکردن و در حین معاشقه محمد کیرشو روی کس هدا میمالید و از هدا لب میگرفت. من با دیدن این صحنه دوباره تحریک شدم.

بالاخره محمد هنگام معاشقه کیرشو فرو کرد تو کس هدا و آروم بالا و پایین میکرد و از هدا لب میگرفت و ممه هدا رو هم میمکید. با اشاره هدا غلط زدن و محمد رفت زیر و هدا هم اومد روی محمد و کسش رو تکون میداد منم رفتم پایینشون دراز کشیدم و سرم نزدیک کون هدا بود و با زبونم کون هدا رو لیس میزدم و زبونم بردم لای کونش و سوراخ کونش رو لیس میزدم و کس هدا رو میدیدم که روی کیر محمد بالا پایین میرفت. وای این چه صحنه سکسی و حساسی بود. آبم میخواست همونجا بیاد. منم با زبونم کس هدا و کیر محمد رو که تو کس هدا پایین و‌بالا میشد، لیس میزدم تا اینکه آب محمد اومد و ریخت تو کس هدا و هدا همچنان بالا و پایین کرد تا با یه جیغ تیز ارضا شد. همون حالت روی محمد دراز کشید و از هم لب میگرفتن و با هم معاشقه می کردند. بعدش رفتم کنارشون دراز کشیدم و از هدا خواستم بیاد روم و هدا هم اومد رو‌م دراز کشید و کسشو رو کیرم مالید و منم با دستم کیرمو تنظیم کردم بره تو کسش و اونم‌ رو کیرمو اروم بالا پایین میکرد و منم که حشری بودم پنج دقیقه ای آبم اومد و هدا هم رو خوابید و از هم لب گرفتیم و محمد هم اومد پشت هدا و سوراخ کون هدا رو در حالیکه هدا روم دراز کشیده بود و کیر منم تو کسش بود لیس میزد و زبونش رو تو سوراخ کونش فرو میکرد و من و هدا خیلی حشری بودیم، با اینکه دیگه انرژی نداشتیم ولی مدام با هر حرکتی تحریک میشدیم. هدا که با لیس زدن محمد دوباره حشری شدو خودشو رو کیرم میمالید و منم از اینکه داداشم داره کون زنمو میلیسه بیشتر حشری شدم و کیرم تو کس هدا راست شد و بعدش محمد بلند شد کیرشو دم سوراخ کون هدا تنظیم کرد و اروم کرد تو کون هدا و یکم نگه داشت تا دردش بخوابه و هدا که اولش درد میکشید بعدش اروم‌ شدو محمد هم اروم‌ اروم‌ کیرشو عقب جلو میکرد و هدا که دیگه خیلی حشری شد گفت تند ترش کن جوووننننن محمد بکن تندتر زن داداشتو بکن من دیگه زنتم و بکن زنتو‌ و رو منم کسشو تکون میداد آب محمد هم اومد موقع اومد هدا گفت بریز تو کونم خیلی حال میده و محمد هم ریخت تو کون هدا و یه چند ثانیه کیرشو تو کون هدا نگه داشت و یکم عقب جلو کرد تا ابش کامل تو کون هدا خلی بشه. بعد کیرشو در اورد هدا ازش خواست بیاد جلو و شروع کرد کیر محمد رو‌ مکیدن و لذت میبردن جفتشون، بعد محمد کیرشو در اورد و سرشو اورد پایین و از هدا لب گرفت و جفتشون لبای همو‌ میخوردن.

بعدش هدا غلت خورد کنارم دراز کشید و یه نگاه هوسناکی منو کرد و یه لبخند رضایت بخشی رو لباش نشست و یه بوس از لبم کرد و گفت مرسی گلم بهترین لحظه زندگیم بود خیلی حال داد و منم گفتم فدات شم و از این به بعد بیشتر لذت میبریم و بعدش از هم لب میگرفتیم. محمد هم کنار هدا دراز کشیده بود و هدا رو نگاه کرد و گفت مرسی هداجون خیلی عاشقتم کاش زنم بودی همیشه باهم حال میکردیم و از منم تشکر کرد که اجازه دادم با زنم سکس و معاشقه کنه و لذت ببره و زنمم بهش گفت فدات شم من محمدم من الانم فکر کن زنتم و هر وقت خواستی بهم بگو خودم تو رو‌ داماد میکنم و روشو طرف من کرد و ازم پرسید مگه نه امیر جون؟ منم گفتم چرا که نه گلم همینطوره و بعد سرشو کرد طرف محمد از هم لب گرفتن و همدیگر رو‌ بغل کردن و‌ بدن همو نوازش میکردن.

فعلا تا اینجا نوشتم بقیشو اگه خوشتون اومد بعدا میذارم بخونین و لذت ببرین…

نوشته: امیر

بازدید 4,182

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

16 پاسخ به “امیر و هدی و داداشش (۱)”

  1. یه سوال اصلا به کسشر بودن داستانت که یه بحث طولانیه کاری ندارم تو تا ۱۵ سالگی ب گفته خودت کیر داداشتو دیده بودی بعد تو۱۶ سالگی توقع نداشتی کیرش انقدی باشه؟

  2. کسکش لاشی خالی بند کونی هستی بگو هستم چرا انقدر دروغ میگی بعد چطور ده سال قبل تو با محمد 6ساله جلق میزدید و فیلم سوپر میدید؟؟؟ لاشی خالی بند

  3. زنتو بده من و داداشم هم بکنیمش، قول میدیم گشادش نکنیم و فیلمشو برات بفرستیم باهاش جلق بزنی

  4. به نظرم تا حالا سکس نداشتی یه زمان هست که به اون زمان میگن «دورهٔ تحریک‌ناپذیری جنسی» اسم علمی‌ترش هم هست: Refractory Period (دوره رفرکتوری) یعنی بازه‌ای بعد از انزال که بدن موقتاً به تحریک جنسی پاسخ نمی‌ده و نعوظ یا جفت‌گیری دوباره ممکن نیست. مدتش بین گونه‌های مختلف خیلی فرق داره: بعضی حیوانات فقط چند دقیقه بعضی‌ها چند ساعت در انسان هم بسته به سن، شرایط جسمی، استرس، هورمون‌ها و… از چند دقیقه تا حتی یک روز می‌تونه متغیر باشه در این مدت بدن از نظر عصبی و هورمونی «ریست» می‌کنه تا دوباره توان پاسخ جنسی برگرده. شما فیلم سوپر هم که ببینی برای نزدیک شدن به واقعیت با انزال آقا صحنه تموم میشه و دوباره خانوم باهاش ور نمیره که نخوابه چون ممکن نیست ولی زن ها ۲۰ بار پشت سر هم میتونن ارضا بشن که البته بسته به آدمش اون هم متفاوته ولی شدنیه پس موقع داستان نوشتن یکم در نظر بگیر مخاطبی که میخواد بخونه یه بزرگساله نه مثل خودت یه بچه سکس نکرده چهار تا چیز یاد بگیر که درست بنویسی و فانتزی بین دو تا برادر و ساک زدن برای هم حتی برای گی ها یکم چندشه

  5. هدا شلوار جذب پوشبده بود و تابلو بود شورت نپوشیده!!! چند تا پاراگراف پایینتر ، هدا دستمال دو بردتشت کرد تو شلوارش و شرتش تا خیسش کنه و بده به محمد بخوره!!! بگذریم از اسم داستان که امیر و هدی و داداشش بود که نشون میده نویسنده علاوه بر جقی بودن خیلی بیسواد هم هست! چون محمد داداش هدی نبود که بنویسه هدی و داداشش! باید مینوشت هدی و امیر و داداشش.هیچی آقا سایت پر شده از بچه هایه ۱۶ ساله جقی و تخیلاتشون! شک نکنید امیر ، محمدو گایبده الان محمد با انوشتن این داستان میخواد انتقام بگیره

  6. من فقط موندم یه مرد چطوری میتونه پشت سر هم اینقدر آبش بیاد و دوباره کیرش شق بشه

  7. نه اصن گی نیستی فقط کیر دوست داری ساک میزنی کون میدی ولی نگران نباش گی نیستی این حرفا چیه

  8. بسیتر زیبا بود جای فمیلی بایسکشوال توی این سایت خالی بود ای کاش قسمت بعدی محمد رو بکنند

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...