داستان و مطالعه

اولین سکس من – زن صاحب خانه

سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 8 دقیقه مطالعه
سلام به همه دوستان عزیزم، اسم من کاوه است و 20 ساله هستم. با قد حدوداً 193 ، وزن 100 کیلو و هیکل درشتم همه دوستان منو آرنولد صدا می کنند. از اون موقعی که یادم میاد چون پدرم کارمند دولت بوده ما همیشه مستأجر مردم بودیم. اواخر پائیز سال 1387 بود که صاحب خونه مون ازما خواست دنبال یه خونه جدید باشیم چون اونها می خواستند پسرشون رو داماد کنند و به این خونه ضرورت داشتند. پدر بیچارم که خیلی کار داشت و اصلاً نمی تونست این موقع سال مرخصی بگیره و دنبال خونه بگرده. مادرم که کلاً یه زن محجوب بود اصلاً حاضر نبود پاشو بخاطر پیدا کردن خونه بیرون بگذارد. خلاصه من مجبور شدم از فردا دنبال خونه بگردم.
بعد از یک هفته خیلی خسته کن، بلاخره موفق شدم یه جائی در تهران پارس پیدا کنم. طبقه اول یک آپارتمان بود که خود صاحب خونه هم با ما طبقه دوم همون جا قرار بود سکونت داشته باشد. وقتی رفتم تا خونه رو ببینم یه زن تقریباً 30 تا 32 ساله درو باز کرد. من بیشتر از اینکه خونه رو ورانداز کنم، داشتم این زن را نگاه می کردم. چشای سبز تیره، موهای خرمائی و یه قد متوسط تقریباً 170 زیبائی خاصی به این زن داده بود. بعد از حدود نیم ساعت دیدن خونه ما در مورد مقدار کرایه و بعضی مسایل دیگر مربوط به خونه صحبت کردیم و قرار شد همون روز بعد از ظهر قرارداد ببندیم و بعدش فردا به اون خونه کوچ کنیم. هنوز چند روزی از رفتن ما به این خونه جدید نگذشته بود که متوجه شدم شکیلا خانم (زن صاحب خونه) شدیداً دچار افسردگی بود. چون ده سال قبل شوهرش به ژاپن واسه کار رفته بود و تا حالا به جزء اون سه سال اول که پول میفرست هیچ خبری از خودش نداده بود. شکیلا خانم بیچاره هم مونده بود با پسر 11 سالش و همه زنده گیشو گذاشته بود تا اونو بزرگ کند.
سه ماه تو این خونه جدید به سرعت سپری شد و بهار اومد. برای اولین بار بعد از اومدن به این خونه رفتیم خونه شکیلا خانم تا سال نو بهشون تبریک بگیم و اونو واسه شب خونه خودمون دعوت کنیم تا تنها نباشد. اونم با بی میلی قبول کرد. شب وقتی زنگ در به صدا در اومد و من درو باز کردم برای چند لحظه در جا خشکم زده بود. شکیلا خانم با اینکه یه آرایش خیلی کمی کرده بود اما آنقدر خوشگل شده بود که برای یه لحظه می خواستم همونجا بغلش کنم. اون چشای سبز و موهای خرمائی با اون لبهای برجسته و موج دار منو شیفته خودش کرده بود. دعوتش کردم بیاد تو و دست پسرش (سامان کوچولو) رو گرفتم و بردمش تو اتاق خودم تا با کمپیوترم بازی کنه، میدونستم تنها راه رسیدن به این خانم خوشگل از طریق سامان کوچولو است و راه دیگری نیست. اون شب تمام فکرم این بود که سامان کوچولو را به طرف خودم جذب کنم و موفق هم شدم طوریکه آخر شب وقتی داشتند میرفتن سامان کوچولو لج کرده بود که کمپیوتر لب تاب منو میخواد و شکیلا خانم هم از من خواهش کرد تا فقط واسه اون شب کمپیوترمو به سامان قرضی بدم، منم قبول کردم. ساعت تقریباً 12 همون شب بود که شکیلا خانم زنگ زد و با شرمنده گی گفت کاوه جون میشه یه لحظه تشریف بیارید بالا آخه سامان کمپیوتر خراب کرده و من نمی دونم چیکار کنم. رفتم در خونه شون و شکیلا خانم بیچاره با شرمنده گی درو باز کرد و منو تعارف کرد تا داخل برم. یه سی دی که کمپیوترو هنگ کرده بود در آوردم و برای سامان یه گیم خوب گذاشتم تا بازی کنه و بعد از اتاقش بیرون اومدم. خواستم بیام بیرون که دیدم شکیلا خانم بیچاره داره سعی می کنه که ماشین لباس شوئی رو که بعد تعمیر واسش آورده بودند سرجاش تو آشپزخونه ببرد. با یه سرفه بهش فهموندم که من اونجام و می تونم بهش کمک کنم. که اونم گفت ببخشید کاوه خان می شه تو بردن این ماشین لباسشوئی به من کمک کنید و منم که حسابی فردین بازیم گل کرده بود گفتم آره حتماً، فقط به من بگید کجا بزارمش…
اونشب گذشت اما بعد اون هر وقت شکیلا خانم کاری داشت منو صدا می کرد. حتی بعضی وقتا از من می خواست تا باهاش خرید برم، البته سعی می کرد مامان و بابام نفهمند. یه روز از من خواست تا باهاش برم به جمعه بازاری که همون نزدیکی بود، ساعت 4 بعد از ظهر بود و جمعه بازار حسابی شلوغ بود. یه ده دقیقه ای دو جمعه بازار راه می رفتیم که متوجه شدم شکیلا خانم سعی می کنه همش جلو من باشه، و اینطوری من همش به کون اون تماس پیدا می کردم. کیرمن حسابی شق کرده بود و اگرچه خجالت می کشیدم اما منم هی خودمو به بهانه های مختلف به کون اون می چسبوندم. وقتی دیدم شکیلا خانم هیچی نمیگه منم حسابی حشری شدم و دیگه تقریباً داشتم همش تو شلوغی جمعه بازار بغلش میکردم و کیرمو لای کونش میذاشتم. وای عجب کونی داشت خیلی نرمی داشت. وقتی برگشتیم خونه شکیلا خانم به من گفت کاوه جون میتونی فردا بیای بالا تو بعضی کارا به من کمک کنی، منم گفتم حتماً شکیلا خانم و بعد رفتم خونه …
فردا صبح ساعت 10 بود که رفتم بالا، شکیلا خانم درو باز کرد اما چیزی رو که دیدم اصلاٌ نمی تونستم باور کنم. اون یه شلوار استرچ با تاپ تنش کرده بود که حسابی تموم خوشگلی های بدنشو برجسته می کرد. حسابی گیج شده بودم یه کون خوش تراش، سینه های متوسط و پوست تنش که از بس سفید بود من برا یه لحظه به یاد سفید برفی انداخت. تا حالا شکیلا خانم را بدون چادر ندیده بودم و با دیدن این صحنه کیرم حسابی شق کرد و منم که یه شلوار ورزشی تنم بود نتونستم اینو قایم کنم. شکیلا خانم منو تعارف کرد تا داخل برم و منم داخل رفتم. پرسیدم سامان کجاست و اونم گفت که چون امروز کار داشتم فرستادمش خونه مادربزرگش!
خوب شکیلا خانم از کجا شروع کنیم. اول کاوه جون بیا میخوام این کمدو جابجا کنم. و رفتیم طرف اتاق خواب تا کمد از اونجا جابجاش کنم اما لعنتی خیلی سنگین بود. واسه همین هردومون مجبور بودیم با هم اونو هل بدیم. وقتی داشتیم هل میدادیم یهو چشمم به کون شکیلا خانم افتاد که حسابی قمبل شده بود… وای چه کونی داشت این زن…با دیدن این صحنه کیرم باز شد مثل کله یه مار کبری که دنبال طعمه بود. آروم آروم خودمو به پشت اون نزدیک کردم و نشون میدادم انگار که دارم کمده رو هل میدادم. بغل پامو به رونش مالیدم اما هیچی نگفت و فقط دست چپشو یهو ول داد که راست اومد رو کیرم خورد. الان اونم دیگه داشت خودشو به طرف من می کشید. کم کم اون کاملاً پیشروی من بود و من داشت به جای کمک کیرمو رو کونش میمالیدم که یهو روش برگردوند و کیرمو با دست های ظریفش گرفت. روش به طرف من کرد… جلو شلوارش کاملاً خیس شده بود و حشر مثل آتش از سر و صورتش میبارید. آروم دستمو گذاشتم رو کمرش و کشیدمش جلو بعدش لباشو به لبم چسبوندم و حسابی لباشو خوردم. خیلی خوشمزه بود. همینطور که لباش رو لبم بود بغلش کردم و بردم رو تخت خوابوندمش…
آروم با دندونام لباساشو از تنش در آوردم و بعد خودمم لخت کردم. همانطور که هیکلم گنده بود کیر خیلی بزرگی هم داشتم. زن بیچاره با دیدن کیرم شوکه شده، و کیرمنم مثل یک کیر اسب جلو اون با یه چشم چشمک می زد. یهوئی شکیلا به طرف من حمله کرد، نمی دونستم چیکار می خواد بکنه، اون اومدو کیرمو دستش گرفت بعد تو یه چشم به هم زدن دهن خوشگل شکیلا نصف کیرمو در خودش غیب کرده بود و داشت با ولع تمام اونو می مکید. گرمای عجیبی سراسر وجودمو فرا گرفته بود. احساس می کردم عنصر عجیبی بعد از سالها در کیرم زنده شده بود. بدون اینکه بخوابم کار دیگه بکنم یهو ناخود آگاه شکیلا رو از جاش بلند کردم و رو تخت انداختمش و خودمم افتادم روش… نمی دونستم دارم چیکار می کنم حسابی عصبی بودم و قدرت عجیبی که در کیرم بوجود آمده بوده منو بیشتر و بیشتر عصبی می کرد. بدون توجه به حرفای شکیلا کیرمو تا ته تو کسش فشار دادم که شکیلای بیچاره جیغ وحشتناک زد. آره کسشو پاره کرده بودم. خون از بغل کوسش روان شده بود…
خیلی هول شده بودم. به طرف لباسام دویدم، اونها را پوشیدم و از خونه فرار کردم…
این داستان تقدیم می کنم به سارا.س که داستان ” پاره شدن بكارتم و بهترين سكس عمرم نوشته بود. این داستان ادامه دارد، دوستان در صورتی که این داستان باب ذوقشون هست، نظر بدن تا من ادامه شو بنویسم. …

نوشته: کامیaxo23

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارسه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
زمان مطالعه8 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید8,884

دیدگاه‌ها (48)

  1. Sigma2025

    دیگه الان بچه کلاس اولی هم می‌دونه پرده بعد از ازدواج و بچه دار شدن از بین می‌ره توعه کصمغز چجوری نمیدونی؟!😂

  2. همسر شهوتی

    برای شوهرم جذابه وقتی میبینه من دارم زیر هیکل درشت و کیربزرگ یه مرد جنتلمن و خوش استایل ارضا میشمشنیدن ناله های لذت وار من تو اون لحظات همسرم رو عاشق‌تر میکنه و منو براش سکسی تر میکنه.برای من هم جذابیت غیر قابل وصفی داره وقتی میبینم همسرم داره با هیکل درشت و کیر برافراشته ش یه زن دیگه رو جلوی من ارضا میکنه و شنیدن ناله های اون زن و بوی تنشون و صداهاشون منو هم عاشق تر میکنه و شوهر گلم رو واسم سکسی تر میکنه.

  3. Armin69vers

    ۲۰ ساله ۱۹۳ میشه نردبون داروخونه دیگه 😐😂

  4. Mashhad5848

    اصلا خوشم نیومد

  5. Hosseinsezar

    وای کیرم تو زندگی آخرش ریدی حیف از وقت 😂😂

  6. Mehrdad.k.a

    چطوری خون اومد؟مگه زن نیست؟

  7. عامو جونی

    زنی که باردارشده بچه اورده کونی لاشی پرده توکونت بوده دیگه احتمالا پرده کون خودت زدن خبر نداری وکونت پاره کردن

  8. zebve

    عالی بود حال داد

  9. Reza.tor

    من چون خودم کارم املاکه میگم ک کسشعر محض میگی به دودلیل یکی اینکه هچ مشاور املاک کصخلی مشتری رو تنهایی نمیفرسته خونه ای ک مالک ساکنه چون سه سوت دور میخوره دوم هیچ بازدید خونه ای هم نیم ساعت طول نمیکشه ینی تو داشتی نیم ساعت توخونه یارو کصچرخ میزدی و سرامیکارو میشمردی؟؟؟

  10. khonsaa

    متوجه شدی همه چی داشتی قدبلند کیر بزرگ ناخن دراز، الان چی تغییر پوزیشن دادی کون شدی…!!

  11. mra John wick

    کیرم تو این کصشعرایی که نوشتی ننه هشت پا

  12. GHOMAR00

    آرنولد میگم یا اینکه ما کوس ندیدیم و کوس نکردیم یا شما اشتباهی به جای کوسش گذاشتی تو سوراخ بینیش که اونطوری خون ازش اومده که باعث فرارت بشه یا کل داستانت رو برعکس کردی کون خودت گذاشتن پارت کردن و فرار هم کردن ولی مواظب باش اینطور ادامه بدی تو کوس کردنهات باید یک دکتر و نخ و سوزن بخیه همیشه همراهت باشه نکنی و فقط بدی خوبتره

  13. shemale010

    خوبه 👍

  14. AAMIRAMIR

    تو ی چشم بهم زدن خشکل شکیلا کیرمو غیب کردخودت تو چند حرکت میتونی بیا پایین کص شعر نگو بیا برو توکوچچچچ

  15. siya.20

    دقیقا کس گفتی،، کس کش تو چطور مامان محجوب داری، بابای کارمند، ولی خودت اینقدر بی شرف از آب در میای، هیکل آرنولدی،کیر اسبی، شکیلا هم کون لوپزی، خندیدم، داستانت رو نصفه رها کردم بیام فوش بت بدم، دیوس، دیگه ننویس

  16. NA

    آرنولد به منم میدی؟کونی

  17. NA

    بیچاره شکیلا احتمالا بیماریش افسردگی نبوده خشکی کس بوده

  18. NA

    کیرم تو کونت ارنولد با این داستانت

  19. علیبرقی

    تابلو کردی جلقی

  20. NA

    باحال بودولي نميدونم اين سامانه ازکجا به دنيا اومده که زنه هنوز پرده داشتهدر کل عالي بود!کيرم با کس ساناز تو دهنت بخور تا جونت بالا بياد!!!

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی