دوست دختری که خودکشی کرد

سلام دوستان عزیز این داستان سکس داره ولی آخرش احساسی هستش اگه دوست نداری فقط دنبال شهوت تنها هستی نخون.
این داستان مال چند سال پیش
اسم من نیما ( مستعار) 26 سالمه توی دنیای مجازی با دختر آشنا شدم اسم دختره میزارم نجمه ( مستعار) نجمه عرب بود دختر زیبا و خوش هیکل بود سینه های بزرگ و کون گنده دعوتش کردم بیاد خونمون اونم برای اولین بار بدون اینکه چیزی بگه آمد توی حرف های که میزد وضعیت مالی خوبی نداشتن شیش تا برادر و خواهر بودن نجمه یک برادر بزرگتر داشت خودش هم دومی بود توی یک خونه کوچک دوتا اتاق خواب ولی تو پذیرایی کولر داشتن مجبور بودن تابستان شیش تا برادر و خواهر و پدر و مادر داخل پذیرایی بخوابند منم بهش گفتم نگران نباشی خودم پول تو جیبی بهت میدم به نجمه گفتم بریم تو اتاق خواب بدون هیچ وقفه ای گفت بریم رفتیم تو اتاق خواب من پشت سر نجمه بودم از پشت سر بغلش کردم با لبخند نگاه کرد گونش از پشت بوسیدم دستم گذاشتم رو سینه هاش دیدم چشماش خمار شد سرش از پشت گذاشت رو شونم دکمه های مانتو از بالا باز کردم دست کردم تو سینه هاش وای چقدر نرم بودن اون موقع من تخت خواب نداشتم رو تشک می‌خوابیدم دستم تو سینه هاش بود بهش گفتم دراز میکشی رو تشک گفت باشه مانتو درآورد با شلوار لی آبی پاش بود و یک تک پوش دکمه ای دراز کشید و پتو کشید رو خودش منم لباس هام درآوردم با شورت رفتم زیر پتو تقریباً نیم ساعتی معاشقه کردیم لب سینه هاش از زیر لباسش درآوردم نوک سینه هاش میخوردم دستش گرفتم گذاشتم رو کیرم تا اونم با کیرم بازی کنه گفتم نجمه شلوارتو در میاری راحت شلوار و شورت درآورد دست کشیدم رو کسش خمار شد کس تپلی داشت بهش گفتم دختری یا زن شدی گفت نه هنوز دخترم اگه پردم پاره بشه خانواده من سر من میبرن گفتم از پشت بکنم گفت باشه بکن گفت بخواب میخوام برات ساک بزنم رفت زیر پتو شروع کرد برام ساک زدن خوب میزد دو سه دقیقه ای زد گفتم بسه بیا بالا خوابید رو شکم یکم با لپای کونش بازی کردم لاش باز کردم سوراخ دیدم تف زدم به کیرم رو سوراخ کونش گذاشتم سرش رفت داخل خوابیدم روش تا نصف کیرم رفت گفت آخ کل کیرمو گذاشتم گذاشتم داخل هیچی نگفت و منم تلمبه میزدم تو کون نرمش ولی احساس میکردم چرا اذیت نکرد حالا اگه هر دختری بود حداقل ده دقیقه تا نیم ساعت زمان لازم بود با درد و آخ و اوخ دارم پاره میشم غیره تا بتونم بکنم داشتم تلمبه میزدم از زیر سینه هاشو گرفته بودم ماشاءالله سینه هاش بزرگ بودن بهش گفتم آبم داره میاد گفت بریز داخل دوست دارم تمام آب ریختم تو گفت بلند نشو بزار کیرت داخل بمونه دوست دارم گفتم باشه سرش از پلو آوردم همینجوری ازش لب میگرفتم با دست راست سینه شو فشار میدادم کیرم تقریباً تو کونش کوچک شده بود یک بیست دقیقه ای همینجوری روش بودم باهم حرف می‌زدیم و لب میگرفتیم دوباره حشری شدم کیرم تو کونش بلند شد آروم آروم تلمبه زدم کونش پر شده بود از آب منی خودم کیرم راحت عقب و جلو میکرد دستام گذاشتم این ور اون ور خودمو از روش بلند کردم و کیرم توش و تلمبه میزدم دستش برد زیر شکمش با کسش بازی میکرد در حین تلمبه زدن اون آبش آمد سرش گذاشت رو بالشت و آرم شد منم چند دقیقه بعد آبم ریختم داخل از روش بلند شدم رفتم کنارش دراز کشیدم نگاهمون به همدیگه بود حس خوبی داشتم که برای اولین بار بیاد ولی از پشت بده اونم دوبار بدن خوبی داشت.
بهش گفتم نجمه گفت جانم گفتم یک سوال داشتم گفت بگو گفتم به غیر من دوست پسر هم داری ؟ گفت نه به جان بابا و مامانم گفت چرا میپرسی ؟ گفتم آخه از پشت راحت دادی نه دردی نه چیزی هر دختری جای تو بود طول می‌کشید تا از پشت بده تا همه کیرم بره داخل گفت نه من خیلی حشری هستم چون نمیتونم از جلو بدم میرم حمام داخل حمام یک برس مو داریم اونو چرب میکنم میکنمش پشتم با کسم بازی میکنم تا آبم بیاد.
منم حرفش قبول کردم بهش گفتم دیگه این کار نکن هر وقت خواستی من از پشت میکنمت گفت باشه ولی هر وقت نجمه میومد از کون بکنمش راحت کیرم می‌رفت داخل انگاری فایده نداشت باهاش دعوا کردم که داری دروغ میگی تو هر روز به یک نفر از کون میدی تو دوست پسر داری و همش میگی ندارم مگه برس مو قرار نبود نکنی پشتت هر روز صبح می‌آیی پیشم راحت کیرم میره داخل مگه میشه ؟
دیدم زد زیر گریه گفت میخوام یک واقعیت بهت بگم ولی تو نمیتونی کاری بکنی هر شب که میخوابم برادر بزرگتر من شب ها که همه خوابیدن میاد از پشت من میکنه هر جا اتاق میخوابم میاد جفت من که فقط منو بکنه خونه هم فقط تو پذیرایی کولر داره نمیتونم جای دیگه بخوابم اصلأ حالیش نیست که همه اینجا خواب هستند اگه به پدر و مادرم بگم ممکنه هر اتفاقی بیوفته حتی ممکنه سر منم ببرن چیکار کنم میگی ؟ و مثل بارون اشک می‌ریخت دلم براش سوخت نمیدونستم چیکار کنم واقعا هیچ راهی نبود هیچ راهی هرچی فکر کردم نتیجه نداشت بهم ریخته بودم منم سعی میکردم بیشتر هواشو داشته باشم مدتی خوب با هم رابطه داشتیم .
یک روز بهم زنگ زد و مثل صدای جیغش میومد با گریه بلند می‌گفت نیما خسته شدم میخوام خودمو بکشم هیچکس خونه نبود برادر نامردم تو خونه منو گرفت به زور پرده بکارت منو پاره کرد و جیغ میکشید بعد تماس قطع شد هرچی بهش زنگ زدم در دسترس نبود ماشین گرفتم از در خونشون رد شدم دیدم چقدر شلوغه و صدای جیغ زنها میومد رفتم سوپرمارکت پیش خونشون پیاده شدم که سیگار بخرم و آمار بگیرم حالم بد شده بود رفتم تو مغازه خود صاحب مغازه داشت نگاه خونشون میکرد همه همسایه ها بیرون بودن یک پاکت سیگار مگنا سفید خریدم به صاحب مغازه گفتم کسی ازشون فوت کرده ؟ گفت بله دخترشون خودش از پل انداخت تو رودخونه خودکشی کرده حالم بدتر شد رفتم سوار ماشین شدم برگشتم سمت رودخانه ماشین آتش نشانی و پلیس کلی آدم آنجا بودن دنبال جنازه نجمه میگشتن رفتم سمت خونه دلم براش سوخت و تنگ شده بود چقدر مظلوم بود به فکر انتقام شدم یک شب جریان نوشتم تو یک پاکت نامه انداختم تو خونشون و رفتم.
دیگه نفهمیدم چی شد.
ممنون که وقت گذاشتید خوندید.
این واقعیت چند ساله که ذهنم بیرون نمیره آخه همیشه میدیدم یک غمی تو صورتش بود نگو بابت این برادر بیشرفش بود.
بلخره آدم حس داره.

نوشته: نیما

بازدید 9,564

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

8 پاسخ به “دوست دختری که خودکشی کرد”

  1. تو شرف داشتی دختر مردم رو بی عصمت نمیکردیاون بدبخت از بی پناهی بود میومد پیش توهیچ جای فرار و گریزی نداشت از ترس اژدها به تو افعی پناه آورده بودتو بی شرف چرا انتقامش رو نمی‌گیری چرا اون برادر حرومی رو تیکه پاره نمیکنی مادر بخطا

  2. انتقام تو هم شده انتقام سخت آخه احتمالش هست گیرنده نامه همون برادره باشه یا اینکه یکی دیگه از اعضای خونه باشه میگه حتما یکی با خواهرمون کاری کرده و الان این نامه رو انداخته وگرنه از کجا از ماجرا خبر داشتهتازه اگر داستانت راست باشه که دروغه احتمال اینکه پلیس و خانوادهش بیان سراغت زیاده آخرین تماس گوشیش با تو بودهشهر ما چند سال پیش دختری که قصد ازدواج داشت و دوست پسر سابقش به قتل رسوندش و در رودخون انداختش و صحنه سازی کرد که دختر خودکشی کرده از روی نامه ای که تو خونه دختره بود از دوست پسر سابق که اگر بخوای با کسی دیگه ازدواج کنی… خلاصه گیر افتاد

  3. من نظری راجب این کصشعری که نوشتی ندارم ولی از جایی که من ۳۰ سال کنار عرب ها دارم تو اهواز زندگی میکنم باید بگم این ادما بخاطر ناموسشون هم جون میدن و هم جون میگیرن. پس کمتر کصشعر بباف برا خودت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید