دایی بی عرضه و زندایی ناراضی!

سلام و وقت بخیر خدمت همه عزیزان
بنده با داشتن مدرک دکترای ختنه آلت تناسلی بانوان هر هفته به 10 کشور اروپایی سفر میکنم و هر روز حدود 20 فقره کوس را مورد عنایت قرار می دهم . بسیار از شغل و موقعیت خود راضیم . درآمدم ماهیانه حدود 500 هزار دلار می باشد . سخنرانی های متعددی در چند کشور اعم از فرانسه و آلمان و کانادا و استرالیا و بریتانیا و نزدیک 2 ساله به ایران بازگشتم و از بازگشت به ایران پشیمون شدم چون اصلا مثل آمریکا شرایط کس کردن فراهم نبود و بالاخره زنداییم چشمم رو گرفت و یه بار که باهاش تنها بودم جوری وانمود کردم که انگار دکترای مشاوره خانواده از دانشگاه هاروارد دارم نه ختنه و زنداییم که دید من اطلاعاتم بدک نیست نشست و کلی گلایه از دایی بی عرضه من کرد و که این داییت هیچ وقت به من توجهی نمیکنه و رابطمون سرده و کلی از این حرف و … زن داییم که روش خیلی باز شده بود کم کم بحث برد به اینجا که شوهرم یعنی داییم کیرش کوچیکه و نمیتونه منو خوب ارضا کنه برد و از من میپرسید که مسعود سایز استاندارد کیر یه مرد چقدر باید باشه و منم کلی واسش در مورد سایز و نحوه ارضا کردن زنها گفتم.بعد کلی بحث چرت و پرت زن داییم گفت مسعود جان کاش داییتم مثل تو یه کم فهم و شعور داشت و نسبت به این مسائل حالیش میشد،منم که دیدیم زن دایی کسش بدجور میخاره گفتم زن دایی جونم عیبی نداره که بیا جور داییم و من بکشم که زن دایی خودش و به اون راه زد و گفت که نه نمیشه و گناه داره و اگه داییت بفهمه و … من گفتم زن دایی توام که گناهی نداری انقدر زجر میکشی و دایی بی اورضمو تحمل میکنی و منم یه جون مجردم که نیاز به سکس دارم، و کلی رو مخش راه رفتم تا آخرش راضی شد که باهم یه بکن بکن مشتی راه بندازیم و اون گفت که منتظر باش تا خبرت میکنم.یه دو سه روز گذشت تا اینکه شب زن دایی داخل تلگرام بهم اس داد که فردا شوهرم میره شهرستان مامان مریضش و ببره دکتر و تا چهار پنج روز دیگه ام برنمیگرده و منم که اسم چهار پنج روز شنیدم تو کونم عروسی بود.صبح ساعت ده و یازده بلند شدم و یه دوشی گرفتم و خودم و تر وتمیز کردم تا عشقم زن دایی کس تپلم بهم زنگ بزنه،ساعت یک بعد ازظهر که شد زن دایی زنگ زد و گفت بیا خونمون داییت رفته و منم سریع لباسامو پوشیدم و رفتم خونشون.از در که رفتم دیدم زن دایی نشسته رو مبل با یه تاپ صورتی و یه شلوار ساپورت تنگ که هر کیری و دیوونه میکرد و از هیکلش بگم که ممه های تپل و خوش فرمش چشام و به خودش خیره کرد و یه کون پل و با روون های کشیده و پوست عین برفش. رفتم پیشش و یه بوس خوشگل ازش کردم و گفتم که خیلی خوشگلی زن دایی جونم و اونم با ناز گفت مرسی و رفت واسمون شراب بیاره .بعد اینکه شراب و آورد دوتایی خوردیم رفتم کنارش و خودم و نزدیک بهش کردم و بی اختیار لبام بردم رو لباش و ازش لب گرفتم و زن داییم که بعد خوردن شراب حشری شده بود من و کشید به سمت خودش و لباش و گذاشت رو لبام و کلی لب و لوچه هم و خوردیم و زبونمونو میکردیم تو دهن هم خیلی لذت بخش بود انگار این دنیا نبودم و داشتم پرواز میکردم و بعد کلی لب گرفتن عین این وحشی ها سریع لباس زن دایی رو بیرون آوردم و افتادم به جون ممه های سفید و تپلش،باور نمیشد که انقد ممه های زن داییم خوشگل و خوش فرمه و به زن دایی گفتم خیلی نامردی که این همه مدت منو از یه چنین نعمتهایی محروم کردی،زن داییم گفت عیب نداره عشقم از این به بعد هر چقدر دلت خواست ممه هامو میتونی بخوری و همین و که گفت کلی حشری شدم و ممه هاش و یکی پس از دیگری تو دهنم میکردم و میخوردم و کلی میکشون زدم.زن داییمم انگار رو هوا بود و عشق میکرد و میگفت محمد جونم عشقم فدات بشم ممه هام بیشتر بخور و منم تند تند میخوردم.بعد کلی ممه خوری دستم و کردم تو شلوار زن دایی با کسش بازی کردم،وای کس زن دایم خیلی تپل و نرم بود خیس خیس شده بود،منم که کیرم شق شق بود سریع شلوار زن دایی رو کشیدم بیرون و با زبون افتادم به جون کس خیسش.بهترین لحظه عمرم بود یه کس تپل و سفید که هیچ وقت به خواب هم نمیدیدم زیر زبونم بود و داشتم میخوردمش و چوچولش و بوس میکردم.زن داییم کلی حشری شده بود و میگفت عشقم کیرت بکن تو کسم خواهش میکنم دارم میمیرم جون من کسم و جرر بده پاره اش کن بکن توش،منم با شنیدن صدای زن دایی حشری شدم و گفتم چشم عزیزیم و خودمو انداختم وسط پاهای تپل و داغش،کیرم و گذاشتم روی کسش و هی میمالونمدم به کسش که زن دایی جیغش دروامد پ گفت کسکش بکن توش کیرت و تا ته بکن تو کسم،منم تا این و شنیدم کیرم و کردم تو کسش و تند تند تلمبه میزدم،کسش انقدر داغ بود که کیرم داشت میسوخت هنوز که یاد اون روز میوفتم کیرم شق شق میشه،عجب کس داغ و تنگی داشت زن داییم خوش به حال دایی بی اورضم.از داستان دور نشیم بعد از کلی تلمبه زن در کس زن دایی کیرم و درآوردم و گفتم از عقبم میخام که زن دایمم چون به دایی کون داده بود گفت باشه،منم برگردوندم زن دایی و به حالت داگی استایل کیرم و گذاشتم دم سوراخ کونش و کم کم هلش دادم تو که یه جیغ کوچیک از روی لذت زد و منم داشتم عشق میکردم کونش خیلی عالی بود تنگ و داغ و منم تند تند کیرم میکردم توو درش می آوردم و زن داییم میگفت عزیزم نفسم قربون کیرت کلفتت برم ،بکن کونمو پارش کن، جررش بده همش مال توه،کیرت تو کونم بعد چند دقیقه بدنم شل شد و احساس کردم که آبم داره میاد و بهش گفتم آب داره میاد میخوریش یا نه که گفت عزیزم آبتو بریز تو کونم و این و که گفت منم حشری تر شدم و تند تند تلمبه زدم و تمام آبمو ریختم تو کونش بعد از اون خسته شدم و خودمو انداختم تو بغلش و کلی بوسش کردم و کلیی قربون صدقش رفتم. تو اون دو سه روز که داییم نبود هر روز دو سه بار زن دایی رو میکردم و هنوزم بعد سه چهار سال با زن دایی کس تپلم و ممه برفیم سکس میکنم. این بهترین سکس عمرم بود که حیفم اومد که برای دوستان تعریفش نکنم. ولی هنوزم از بازگشت به ایران پشیمونم. با وجود اینکه سال ها در ایالات متحده آمریکا زندگی کردم و از محیط زندگی در آمریکا و از فرهنگ مردم در آن کشور اصلا راضی نبودم تصمیم بر ترک آن کشور نمودم و از زندگی در ایران اصلا راضی نیستم . در این مدتی که در ایران زندگی میکنم پیشنهاد های زیادی از طرف کشور های آلمان و فرانسه و بریتانیا و کانادا برای کار داشتم و دارم . در ایران وضعیت حقوق پزشکان برام جالب نیست و بنا به دلایلی میخوام ایران رو ترک کنم و بیمه … سوال من اینجاست به کدام کشور برم برای زندگی ؟ زمانی که برای سخنرانی و ارائه مقالات به این کشور ها میرفتم اصلا به فرهنگ و وضعیت حقوقی پزشکان آن کشور دقت نکردم اما الان تصمیم جدی دارم برم . خواهشمندم از شما عزیزان ،هر کدومتون تجربه ای در این باره دارید به بنده حقیر ارائه دهید تا منم وضعیتم نسبت به رشته تحصیلیم مشخص شه و ببینم باید چیکار کنم ! کدام کشور برام بهتره ؟ از اقوام و دوستان شما هر کسی در این کشور ها مشغول تحصیله و یا کار میکنه نظر بدید ! از این چند کشوری که نام بردم دعوت به کار شدم با حقوق فوق العاده ولی واقعا الان حیرون و هاج و واج موندم کجا برم زندگی کنم؟ بعضیا میگن همین ایران بمون ماهی دویست هشتصد میلیون که کم نیست ولی باور کنید برای من خیلی کمه. اون زحمتی که کشیدم باید نتیجه شو ببینم یا نه؟ فرهنگ هم برام خیلی مهمه. امریکا اصلا فرهنگ درست و حسابی نداره. یکی با اسلحه میاد … المان نمیدونم چطور کشوریه. یک بار رفتم برای کنفرانس . اونم زمانی که تو امریکا بودم دعوتم کردم . اون موقع که خیلی احترام میزاشتن. شاید اون احترام برای این بود که از خارج از کشور رفته بودم… نمیدونم … کمکم کنید.

از اینکه وقت گرانبهاتون رو در اختیار پست بنده قرار دادید و مطالعه کردید بی نهایت سپاسگزارم !

نوشته: مسعود

بازدید 6,687

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

13 پاسخ به “دایی بی عرضه و زندایی ناراضی!”

  1. تنها راهنمایی من به تو حقیر اینه که گوه نخور واسه سلامتیت خوب نیست این که تو میگی دکتری ش را داری تو خیلی از کشورها مجازات داره در حد نقص عضو تو دیپلمم نداری جوانک مجلوق

  2. اقای دکتر تو که ادعای دکترا داری و بی عرضرو (بی ارضه ) مینویسی فکر کنم دکتر نیستی هیچ حتی پیش دلاکهای قدیم روستایی شاکردی هم نکردی

  3. کیرم از عرض تو مدرک دکتریت،همون چند خط اول معلوم بود یه جغی کس مغز کس ندیده هستی.شرط میبندم دیپلمم نداری.

  4. این کوسشعرا راجب دکتری و کنفرانس و مقاله و درآمد ۵۰۰ هزار دلاری واسه این گفتی که بچه های شهوانی وادار کنی کامنت بزارن و بازدید بره بالا،اما این طرفند دیگه جواب نمیده اصغر آمپول زن که از بس تو کف کوس موندی اجبارا رفتی سراغ زن دایی هفتاد ساله کوس چروکیده

  5. ماهیانه 500 هزار دلار؟ یعنی خارکصه تو توی دو ماه 1 میلیون دلار در میاری؟؟ بر وکیرم تو ناموست بره حرومزاده

  6. دویست هشتصد تومن رقم جدیده؟؟؟دکترررررر ریدی که بیا بشین روش ببین المان پیداست

  7. کصخول زنداییت هیچ وقت نمیگه شوهرم فردا داره میره مسافرت میگه داییت داره فردا میره مسافرت.

آخرین ویدئوها

آخرین ریلزها

ریلزهای تصادفی

برای ویدئوهای بیشتر، به چپ بکشید
دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی