هلن خواهرزاده‌ی نانازم

سلام

اول از همه خودم دارم میگم اگه داستان های دایی و خواهرزاده دوست ندارید نخونید رد کنید بره

از خودم بگم صادقم ۲۴ سالمه و قدم بلنده بدن معمولی ای دارم و کیرم حدود ۱۶ ۱۷ سانت با قطر معمولیه

از هلن براتون بگم یه دختر خوشگل که تازه ۱۴ سالش شده و بدنش رو توی داستان براتون میگم.

برگردیم به داستان

از اونجایی شروع شد که من رفتم خونه خواهرم اینا چند روزی بمونم و هوا عوض کنم و صبح رسیدم خونشون هلن اومد درو باز کرد و بوس و بغل و این چرت و پرتا کاری ندارم

بعد از دو روز هلن صبح رفته بود مدرسه ساعت ۱۲ آبجیم گفت من میرم استخر (آموزش شنا میره) ساعت ۴ اینا میام خونه بعدش میخوام برم خونه دوستم.

ساعت ۱ بود که هلن زنگ خونه رو زد و از مدرسه برگشت خونه باباش چون کارمند بود تا ساعت ۵ نمیومد خونه و عملا من و هلن توی خونه تنها بودیم دیگه کسی نبود که

هلن که اومد خسته نباشید و یکم سوال کسشر پرسیدم که مدرسه چطور بود و اینا رفت لباسشو عوض کرد یه لباس خانگی پوشید که خطی بود و یقه اش یکم باز بود شلوارش هم از پایین زانو بود و پاهای سفیدش خودنمایی میکرد.

یکم با هلن کلنجار رفتیم ناهار چی بخوریم که تهش هم به داغ کردن شام دیشب رسیدیم و ناهارو خوردیم و من دراز کشیدم تا برم توی اینستا یکم ول بچرخم هلن هم اومد چسبید بهم و کنارم دراز کشید تا باهم ببینیم

بزور اینستا رو وصل کردم و پستا رو بالا پایین میکردم یهو یه پست اومد که دختره بیکینی تنش بود ردش کردم و چیزی نگفتم چند تا پست بعد بازم همینطوری یه چیز سکسی میومد و هلن تهش اعتراض کرد دایی اینا چیه میاد اکسپلورت خجالت بکش و اینا گفتم وا خب دایی به من چه ربطی داره

هلن: خب تو اگه نگاه نکنی نمیاره که حتما میشینی نگاه میکنی

من: آدم چیز قشنگ و نباید نگاه کنه؟

هلن این موقع روی شکمش دراز کشیده بود و از توی یقه اش خط سینه اش دیده میشد با چشم یکم سرک کشیدم توی یقه اش و گفتم توام داری دیگه چیه مگه؟

هلن: زشته دایی خجالت بکش به مامانم میگما!

من: خب بگو منو از چی میترسونی؟ داری دیگه مگه نداری آخه؟

-بس کن چقد بی ادب شدی اصلا باهات قهرم

روشو کرد اون طرف و اومدم از دلش دربیارم همونطوری که دراز کشیده بودم گرفتمش و کشیدمش تو بغلم اونم داشت زور میزد از دستم در بره گفتم ها فک کردی زورت از من بیشتره و میتونی از دستم فرار کنی؟ و خندیدم

هلن هم داشت زور میزد بپیچه که نمیتونست

یکم که بهش مسلط شدم شروع کردم بوسش کنم و هی بازوشو صورتشو میبوسیدم و قلقلکش میدادم یهو کیرم راست شد

کم موند بزنه خشتکمو پاره کنه

در تلاش بودم در کمال خونسردی ازش جدا شم که یهو داد زد اوی این چی بود؟

ولش کردم و جوری که کیرمو نبینه گفتم چی شد دایی؟

-یه چیزی خورد به پشتم

+خیالاتی شدی چیزی نخورد به پشتت که

-مطمئنم خورد محکم بود

+احتمالا استخون من بود دردت گرفت؟ ببخشید

-اون چیه گذاشتی تو شلوارت؟

دیدم کیرم داره دیده میشه

+چیزی نیست دایی ولش کن

-نه چی گذاشتی اون تو؟

+دایی چیزی نیست ولش کن

رومو برگردوندم که بیخیال بشه یهو پرید روم نه بزار ببینم چیه و دست انداخت از روی شلوار کیرمو گرفت

شوک شد یه چند ثانیه نگهش داشت و بعد ولش کرد

از روی لباس دیدم نوک سینه هاش یه کوچولو داره دیده میشه باد کرده

+هلن چیکار میکنی دایی بیخیال شو دیگه

-دایی چقدر بزرگه

+ادم بزرگ میشه اینم بزرگ میشه

-ببینمش؟

+نه زشته خجالت بکش

-من که به مامان میگم

+چیو میگی؟

-میگم دایی اومد به زور پشتمو مالید

+هلن چرا چرت میگی مگه من این کارو باهات کردم؟

-پس ببینمش دیگه

اینجا قشنگ فهمیدم این بچه همه چی میدونه خودشو زده به اون راه

+من روم نمیشه خودت بیا ببینش

-که تو روت نمیشه؟

+بله روم نمیشه

هلن اومد جلو زد کف سینه ام گفت بگیر بخواب

با دستش آروم کش شلوارمو زد پایین و شورتمو کنار زد کیرم قلفتی افتاد بیرون ولی کش شلوار هلش میداد بالا

-دایی کمرتو بگیر بالا یکم بکشمش پایین

شلوار و شورتمو یکم کشید پایین و با تعجب شروع کرد برانداز کردن کیر من

یکم با دست اینور اونورش کرد منم دیگه کاملا حشری شده بودم از سر کیرم آب راه افتاده بود

-دایی این چیه از این میاد؟

+چیزی نیست دیدی؟ تموم شد؟

-چرا لیزه؟

+من چه میدونم چرا لیزه ول کن دیگه

هلن صورتشو برد جلو و نفسش خورد روی کیرم یکم پریدم

کیرمم شروع کرد نبض زدن

یه گرما روی کیرم حس کردم دیدم هلن داره با زبون سر کیرمو لیس میزنه

هلن چیکار میکنی برو عقب

هلن نشست و دیدم قیافش عوض شده خیلی هول شده گفت دایی خوشمزه اس

با یه دستش شروع کرده بود داشت از روی شلوار کسشو میمالید

+چیکار داری میکنی؟

-دایی حالم خوب نیست خیلی گرممه

+زده بالا؟ برو تو اتاق کارتو بکن منم میرم سیگار بکشم

نه نرو

+کجا نرم؟

از پیشم نرو من میخوام

تو بچه ای زشته تازه خواهرزاده ی منی

به هیشکی نمیگم

+من کاری نمیکنم که اصن بخوای بگی

-بکن خب

هلن بسه

هلن دراز کشید و گفت تروخدا

عین مار داشت پاهاشو تو خودش میپیچید

دلم برا بچه سوخت گفتم حالا یکم میمالمش ارضا میشه تموم میشه میره

رفتم بغلش کردم گفتم دایی میخوام آرومت کنم اصلا حرف نزن فقط هرچی گفتم انجام بده

شورت و شلوارم رو درآورد و تیشرتمم کندم

پیرهن هلن رو دراوردم و سوتین نبسته بود

یه بدن ظریف و کاملا دخترونه با سینه هایی که اندازه نارنگی بودن

نوک ممه هاش صورتی بود و هنوز کامل بزرگ نشده بود

با دستام شروع کردم میمیاشو مالیدن

هیچ حرفی نمیزدیم و فقط صدای نفس بود که میومد

با دوتا دستم می گرفتمشون و دایره ای میچرخوندم

هلن پاهاشو هی جمع میکرد و باز میکرد

اصلا تو خودش نبود دیگه

صداش کم کم داشت در میومد

صورتمو بردم جلو و با زبون نوک می می اش رو لیس میزدم

هر یه دونه اش کامل تو دهنم جمع میشد

شروع کردم به خوردن که خودش دستمو گرفت برد پایین

دستمو گذاشتم روی کسش و از روی شلوار مالیدم

اه و ناله بود که از هلن میزد بیرون

دستمو از زیر کش شلوار و شورتش بردم تو و وای وای

سیل راه انداخته بود

کسش خیس خیس بود

خیلی خیس

اروم اروم شروع کردم بوس کردن بدنش و رسیدم به شکمش

شلوارشو دراوردم و فقط شورتش تنش بود

از روی شورت میشد خیس بودنش رو حس کرد

زبونمو کشیدم روی شورتش

خیلی مزه شیرینی داشت

هلن دیگه بلند ناله میکرد

نتونستم تحمل کنم و شورتشم درآوردم

وای پشمام یه کس خیلی کوچولو

هیچی لبه نداشت

تمیز تمیز

بدون حتی پرز

رنگ لبه های کسش با بدنش فرقی نداشت و همونطوری سفید بود ولی توی کسش آخ خود خود بهشت لامصب

صورتی خیلی پررنگ

زبونمو نزدیک کسش کردم و شروع کردم لیس زدن هلن دیگه کم کم داشت جیغ میکشید

نمیخواستم بکنمش ولی اصلا نمیشد گذشت

واقعا نمیشد

اومدم بالا و شروع کردم لبای هلن رو خوردن

کیرمو روی کسش میمالیدم و اون فقط داشت لذت میبرد

بلندش کردم بردمش روی مبل و خوابوندمش

پاهاشو از هم باز کردم و یکم بردم بالا

کیرمو سر کسش تنظیم کردم

خواستم بکنم توش که هیچ جوره نمی رفت

از شدت پیشاب من و هلن دیگه هیچی لازم نبود

یکم بیشتر تلاش کردم و بالاخره تونستم سر کیرمو بکنم تو کسش

انقد تنگ بود که حس کردم آبم داره میاد سریع کشیدم بیرون و پوووف ابم پاشید روی سر و صورت هلن

پشمام ریخته بود

سر کیرم خونی بود

هلن داشت گریه میکرد خیلی درد داشت انگار ولی هنوز حشری بود

بغلش کردم بردمش حموم فقط خودمونو آب کشیدیم برگشتیم رو مبل

بدنمون خیس بود و من گفتم هلن میخوای؟ با سر گفت آره

کیرمو روی کسش تنظیم کردم اینبار راحت تر تونستم بکنم توش

همینکه سرش رفت هلن جیغ کشید

شروع کردم مالیدن ممه هاش

انقدر حشری بودم حتی بعد از اومدن ابم کیرم نخوابیده بود

یکم نگه داشتم هلن دیگه قیافش عادی شده بود همینطوری آروم اروم کیرمو کردم تو کسش

تا نصف رفت دیگه تو نرفت

انگار جا نداشت دیگه

خیلی داغ بود

آروم آروم داشتم تلمبه میزدم و سکوت هلن هم تبدیل شده بود به ناله

همینطوری توی کس کوچولوی هلن داشتم تلمبه میزدم و با دستم کسشو میمالیدم که بالاخره هلن ارضا شد و بدنش شروع کرد لرزیدن و همزمان باهاش جیغ خفیف میکشید

روش خیمه زدم و بوسش کردم و گفتم حالا نوبت منه

دوباره شروع کردم تلمبه زدن و کم کم آبم داشت میومد کشیدم بیرون سریع رفتم بالا سرش و کیرمو کردم تو دهنش یکم تلمبه زدم و برای بار دوم آبم پاشید بیرون و خالی کردم تو دهن هلن

هلن داشت عق میزد و بدش اومده بود ولی همشو قورت داد و منم بغلش کردم شروع کردم ازش لب گرفتن

تو بغلم کامل گم بود

یکم تو بغلم بوس بوسیش کردم و گفتم دوست دارم

اونم گفت منم دوست دارم

بهش گفتم بریم حموم؟

با سر تایید کرد

بغلش کردم بردمش حموم اونجام فقط مالیدمش.

برگشتیم و لباس پوشیدیم و انگار که هیچی نشده

حالا خانوم هی زنگ میزنه دایی پاشو بیا خونمون دلم تنگ شده

نمیدونم برم یا نه

شما بگید

نوشته: دایی پرحاشیه

بازدید 1,821

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

9 پاسخ به “هلن خواهرزاده‌ی نانازم”

  1. badid پرسیدی نمیدونم برم یا نه . … لذا پاسخ من و خیلی از اعضای کیرتوکص به تو این است: آره حتما برو ، اما ولی برو تو کون خر که بعدش رنگی در بیای… اگه موافق هستید لایک کنید

  2. badid پرسیدی نمیدونم برم یا نه . … لذا پاسخ من و خیلی از اعضای کیرتوکص به تو این است: آره حتما برو ، اما ولی برو تو کون خر که بعدش رنگی در بیای… اگه موافق هستید لایک کنید

  3. به همین راحتی پرده شو زدی حالا میگی نمیدونم برم یا نه؟ نه، نرو، آدرس بده ما بریم. کونکش خالی بند

  4. دیوس پردا طرفو تو سن ۱۴ سالگی جر دادی حالا میگی نمیرم خوب اون دختر بدبخت میره جنده و زیرخواب اینو اون میشه حداقل دیگه گاییدی ادامه بده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.