بازکردن کون عسل جون

سلام به دوستان جقی کیرتوکص

من نیما ۱۷۵ قدمه ۶۵ کیلو وزنمه و ۲۷ سال سن دارم

یه برادر زاده دارم ازم ۷ سال کوچیکتره

و اسمش عسله

بخاطر نزدیکی خونه داداشم بهمون، عسل از بچگی زیاد خونمون بود و به منم خیلی نزدیک بود و خیلی زیاد دوسش داشتم

کارم بخاطر اینکه از شهرخودمون دور بود ماهیانه چند روزی میومدم و میرفتم

چند روزی که خونه بودم دیگه عسل صبح تا شب خونمون بود و منم هرجا میرفتم میبردمش

خیلی بهم اعتماد داشت و همیشه هم باهاش شوخی فیزیکی میکردم

میومد می‌پرید از سروکلم‌ بالا می‌رفت

و مدام در حال شیطنت بود خیلی وقتا هم گازم می‌گرفت و منم متقابلا اینکار باهاش میکردم.

اون موقع‌ها که ۱۲-۱۳ سالش بود موقعی که میومدم اتاق و طبق معمول میخواستم لباس عوض کنم وقتی شلوارم درمی‌آوردم نگاهش روی شرتم بود و متوجه نگا من که می‌شد نگاهش میدزدید قشنگ معلوم بود حس کنجکاوی داره

منم کاری باهاش نداشتم و پیش خودم میگفتم حالا بچه هست و کنجکاوی میکنه،

بزرگتر که شدیم بخاطر زیبایی و سفیدیش و هیکل توپرش من حس کیرتوکصم بهش بیشتر می‌شد و گاهی وقتا بیادش جق میزدم

ما همچنان رابطه خیلی صمیمی خودمون حفظ کردیم تا اینکه عسل کنکور داد و قبول شد یه دانشگاه دیگه توی استان دیگه

دانشگاهش توی یه شهر بندری بود و خوابگاه داده بودن بهش

دیگه اون خوابگاه بود منم سرکار خوابگاهم یه اتاق تک نفره داشتم مینشستم شبا با هم چت میکردیم

عسل ازین دخترا بود که اصلا با کسی دوست نشده بود و کلا می‌ترسید از این جور چیزا

داداشمم خیلی روش حساس بود

من دیگه شبا کم کم دل زده بودم به دریا تصمیم داشتم شبا برم توی نخش ببینم اگه اوکیه تا جورش کنم بکنمش

شروع کردم لابلای جوک‌هایی که می‌فرستادم جوک بی تربیتی فرستادن

ببینم عکس العملش چیه

دیدم واکنش منفی نشون نمیده

توی صحبتا بعضی وقتا به شوخی میگفتم دانشگاه مراقب باش مختو نزنن از دستت بدم

اونم میگفت کی میشه تو

منم هی یه قدم میذاشتم جلوتر

یبار بهش گفتم تو مثل میوه‌ ممنوعه هستی برام و اگه برادر زاده‌ام نبودی ماشینم توی پارکینگت پارک میکردم

یهو کپ کرد چند دقیقه‌ای دیدم هیچی نگفت یخورده جا خورده بود

تا بخواد جواب بده ضربان قلبم زیاد شده بود و استرس داشتم که الان واکنشش چیه

بعد جواب: داد واقعا حیف…

یه بشکن توی دلم زدم و نوشتم البته میوه‌ی ممنوعه هم خوردن داره‌ها

دیگه از اینجا من همیشه مستقیم بهش میگفتم که قصدم اینه که زیرخوابش کنم اونم نه بدش میومد و نه میگفت که بیا

دیگه مدتها شبا کارمون شده بود چت کردن تا نصف شب

روزا حال و احوال پرسی میکردم شبا صحبتا رو می‌کشوندم به رابطه دوست دختر و دوست پسر

یبار براش یه عکس علمی بود مربوط به متوسط اندازه آلت تناسلی توی هر کشور براش فرستادم

نوشتم ببینم قسمت تو چی بشه

توی عکسه میانگین برای ایران ۱۵ بود و جز بزرگترینا هم بود

یه استیکر خنده فرستاد

نوشتم براش دوس داری بزرگتر از میانگین به پستت بخوره یا کوچیکتر؟

نوشت: نمیدونم فکر کنم بزرگتر بهتره

دیگه قشنگ وا داده بود و اگه پیشم بود کارش ساخته بودم

اصلا شبا هردو هورنی می‌شدیم.

نوشتم حدس بزن چنده

جواب داد تو!؟ نهایت ۱۴

همیشه توی صحبتامون شیطونی میکرد میخواست لج منو دربیاره

نوشتم برو بالاتر

۱۵؟

برو بالاتر

۱۶؟

برو بالاتر

۱۷؟

گفتم درسته در پارکینگ باز کن

فرستاد ‍♀️ ‍♀️ ‍♀️

نوشتم دیگه ولت نمیکنم عسل جون

نوشت من پارکینگم ماشین سبکم پارک نکرده دیگه برسه به تریلی

نوشتم عموت معماره پارکینگ بزرگ میکنه

دیگه داغ داغ کرده بود منم کیرم شق شق شده بود دستام داشت می‌لرزید

براش یه ❤️ فرستادم اونم لب فرستاد

دیگه راضی شده بود بهم کون بده فقط مونده بود کارای اداریش انجام بدم

اونشب بیادش یه جق حسابی زدم خیلی اب ازم رفته بود

روز بعدش صبح زود پا شدم رفتم سرکار

عسل می‌خوابید تا ۹-۱۰ صبح

منم دیگه براش پیامی ندادم اونم همینطور

تا دم ظهر براش فرستادم سلام میوه‌ خوشمزه نیستت ؟

زود جواب داد روم نمیشه بهت پیام بدم

گفتم رو نمیخاد تو فقط شل کن همین

دوباره شیطنتاش شروع کرد

که خیلی پررویی و فلان…

دیگه کارم شده بود باهاش لاس زدن

ولی هر موقع زنگش میزدم رومون نمیشد به همدیگه حرفای بی تربیتی بزنیم

شب که شد دوباره افتادیم توی واتساپ ازش عکس خواستم

رفت چندتا عکس از ممه‌هاش گرفت فرستاد

بعدش نوشت تو هم بده

من نوشتم منکه ممه ندارم

من فقط یه تریلی دارم اونم با پارکینگ معاوضه میکنم

براش یه عکس لخت با شرت فرستادم

نوشت چیزی پیدا نیست که

خوب کیرم مالیدم به اوج که رسید عکسش گرفتم و فرستادم براش نوشتم بزودی ‍♀️

روی زانوت که میتونی بشینی

نوشت باید امتحان کنم

براش نوشتم واست جاده قزوین بزودی اتوبان میکنم

نوشت جووون

دیگه شبا عملا داشتیم سکس چت میکردیم و هر شب ارضا می‌شدیم میخوابیدیم

تو فکر بودم حالا چطوری واقعا بکنمش

باهاش قرار مدار گذاشتم گفتم هر موقع خواستی بری خونه هماهنگ کن تا منم مرخصی بگیرم بیام یروز اونجا یه سوئیت اجاره کنم باهم باشیم بعدشم برگردیم به خونه هم من نمیگم کی میام

خلاصه روز موعود رسید و بعد مدت‌ها کف کون، عسل جون گفت میخواد بره خونه و ترم داره تموم میشه

من هماهنگ کردم مرخصی گرفتم عصر بود رسیدم بوشهر و رفتم داروخونه لیدوکایین و ژل روان کننده و کاندوم خریدم و زنگش زدم گفتم مثل اسنپیا میام دنبالت، ساک و وسایلت جمع کن

رفتم جلو خوابگاهشون مثلا اسنپ

اومد ساکش گذاشتم روی صندلی عقب خودشم نشست عقب

یه کمی ارایش کرده بود و خیلی خوشکل شده بود

دل توی دلم نبود

یخورده رفتیم نگهداشتم گفتم بدو بیا جلو ببینم توله سگ

اومد جلو نشست یه مانتو تا روی باسن و شال پوشیده بود

اومد جلو نشست بغلش کردم محکم بوسیدمش

ولی لب نگرفتیم

نمیدونم چرا انگار رومون نشد با اینکه توی این مدت خیلی عکس لختی همدیگرو دیده بودیم و کلی فیلم سوپر براش فرستاده بودم که یادش بدم.

گفتم خونه یکی دو تا از توی دیوار پیدا کردم تا بریم ببینیم کدوم بهتره برداریم

رفتیم یکی از خونه هارو دیدیم برای ۲۴ ساعت اجاره کردیم مکان هم جور شد

تو خونه که رفتیم نگاهمون به هم افتاد هردو خودمون گرفته بود

گرفتمش توی بغلم یه لب محکم گرفتم ازش گرفتم اونم همراهی کرد

کیرم بلند شده بود و داشتم از جلو به بالای کسش می‌مالیدم

از هم جدا شدیم بهش گفتم میخایی یه دوش بگیر تا منم برم یه خورده خوردنی بگیرم بیام

رفت توی حموم خودمم کیر شق شدم را حسابی لیدوکایین اسپری کردم

رفتم در سوپری یخورده انرژی زا و خوردنی خریدم برگشتم یه ربع، بیست دقیقه ای گذشته بود، دیدم حوله پیچیده دور خودش و داره موهای بلندش سشوار میکنه

منم لباسام درآوردم با شرت رفتم حموم کیرم خیلی بی حس شده بود و کامل خوابیده بود

چون لیدوکایین زده بودم اب گرم می‌ریخت روش میسوخت

دیگه جنگی دوش گرفتم حوله پیچیدم دور خودم و اومدم بیرون

تا نشسته روی مبل با موبایل داره صحبت میکنه

زن داداشم پشت خط بود داشت حال و احوال میکرد باهاش نمیدونست عسل جون بزودی پلمپ کونش میخواد باز بشه

رفتم دوتا انرژی زا آوردم گذاشتم رو جلو مبلی بغلش نشستم دست انداختم گردنش

اونم دیگه موبایل خدافظی کرد و قطع کرد

گفتم انرژی‌زا بخور جون بگیری که خیلی کار داریم امشب

هنوز کیرم از نزدیک ندیده بود

یخورده باهاش ور رفتم ممه هاش مالیدم لباش و گردنش خودرم

پاشدم یه پتو انداختم کف گفتم پاشو بیا کادوت باز کن

سرپا وایسادم

اومد جلوم ایستاد حوله‌ش اومده بود پایین روی باسنش. و کسش پوشونده بود بازش کردم یه دست از پشت کمرش کشیدم تا روی کونش، لپ کونش چنگ زدم دوباره یه لبی ازش گرفتم و دست گذاشتم روی شونه‌هاش فهمید که باید روی زانوش بشینه

زانو ضد حوله را با کردم کیر بلند شده بود

یخورده تعجب کرد و گرفت دستش اولش سرش گذاشت تو دهنش کیرم شق شده بود یخورده که سرش مک زد دستم گذاشتم روی سرش کیرم خودم یخورده عقب جلو کردم دیدم با دستش مقاومت میکنه که زیاد نکنم دهنش

یخورده دندون میزد

آخه اولین بارش بود درست بلد نبود

گفتم دستت ببر پایین

که نتونه مقاومت کنه

یخورده آروم آروم تلمبه زدم تو دهنش هی بیشتر میکردم دهنش که هوق زد

یخورده اشک تو چشاش جمع شده بود

فهمیدم داره بهش فشار میاد

دیگه گفتم کافیه بیا بخواب نوبت منه

یه تن سفید بلورین با سینه‌های مرمری سایز حدودا ۷۵ روی کمر خوابوندمش خودمم افتادم روش دوباره از لباش شروع کردم خوردن اومدم گردنش بوسیدم اومدم پایین‌تر به سینه هاش که رسیدم نفساش خیلی تندتر شده بود

با یه دستم یکیش میمالیدم اون یکی میخوردم

کیرمم داشت مالیده می‌شد به رونش

رفتم پایین تر توی مسیر شکمش بوس بوس کردم و رسیدم به کس سفید و تپلش خیلی جذاب بود برام

طاق بازش کردم

آروم نوک زبونم کشیدم کنار کسش بین رون و کسش حال به حالی شده بود

صدای نفساش می‌شنیدم

روش نمیشد ناله کنه

ولی دستم گرفته بود فشار میداد

زبونم کشیدم روی چوچوله کسش

کسش خیلی خیس شده بود و آبی که ازش راه افتاده بود رفته بود پایین سمت سوراخ کونش

با همین اب دهنم و اب کسش نوک انگشت اشاره‌م خیس کردم گذاشتم دم کونش آروم فشار دادم تو خیلی تنگ بود یخورده خودش سفت کرد همونجا نگهداشتم بیشتر کسش خوردم یخورده که شل میکرد انگشتم بیشتر میکردم تو کونش

همزمان هم کسش میک میزدم هم انگشتم عقب جلو میکردم

که دیدم یخورده پاهاش سفت کرد و یه آهی کشید

فهمیدم ارضا شده

بهش مهلت دادم تا بدنش شل کنه انگشتم درآوردم از سوراخ کونش بعد از چند لحظه گفتم حالا بشین تا بهت بگم چکار کنی پاشد نشست، رفتم کاندوم آوردم یخورده کیرم نرم شده بود، کاندوم دادم دستش گفتم بکش روش

بازش کرد اومد بکشه تا کیرم سفت نیست نمیره، گفتم از دهنت کمک بگیر، متوجه شد منظورم چیه یه کوچولو سرش کرد توی دهنش (مشخص بود سختشه) کیرم که سفت شد کاندوم کشید روی کیرم، گفتم خوبه حالا داگی شو،

مثل برده‌ای بود که تسلیم شده و هرچی بگم نه نمیگه

داگی شد دست گذاشتم روی کمرش که گود کنه سوراخ کونش پیدا بشه گفتم خوبه تکون نخور تا بیام (خیلی لذت بخشه وقتی توی این حالت نگهشمیداری) یعنی دست از پا خطا نکن تا بیام کونت بکنم

مثل یه دختر خوب منتظر موند تا ژل آوردم میالیدم به سوراخش خیلی بهتر از اب دهن لیزش کرده بود

با انگشت وسطیم شروع کردم به باز کردن سوراخش یه انگشت که اوکی شد کردم دو انگشت یه آخ گفت ولی تحمل کرد اروم انگشتام هل دادم جلوتر مدام با انگشتام عقب جلو میکردم تا کونش باز بشه و عادت کنه دیدم با دو انگشت هم اوکی شده کردمش ۳ انگشت بازم یه آخ گفت و تحمل کرد

گفتم تحمل کن الان اصل کاری بهت میدم عزیزم سه تا انگشتم که درآوردم دیدم سوراخش جمع شد یه سوراخ ریز باز موند

بهش گفتم حالا سرت بذار زمین و با دو تا دستت لاشو باز کن خوب بکش تا دردت کمتر بشه اونم گوش داد به حرفم

دوباره کلی ژل ریختم رو سوراخ کونش و با انگشتمم مالیدم یخورده ورودیش لیز کردم

سر کیرمم ژل زدم گذاشتم دم سوراخش

اصلا به هم نمیومدن قطر کیرم زیاد بود برای کونش ولی توی دلم با یه حس غرور از ابهت کیرم، گذاشتم دم سوراخش یه هل دادم یه آخ گفت پرید جلو

گفت لیزش کن

گفتم لیز ولی باشه دوباره میزنم

دوباره کلی ژل زدم و کیرم هل دادم جلو دیدم مقاومت میکنه

یه کوسن از روی مبل آوردم گذاشتم زیر شکمش دمرش کردم پاهاشم جفت، زانو زدم طرفین پاهاش

اینجوری دیگه نمیتونست فرار کنه

کیرم گذاشتم دم سوراخش با فشار سرش کردم توش کلی آخ و اوخ کرد

به حالت نشسته روی باسنش آروم آروم فشار میدادم و عسلم راهی جز تحملش نداشت

تا نصفه که کردم توش خم شدم کنار گوشش بهش گفتم سخت نگیر الان جا باز میکنه لذت میبری.

همینطور هم شد و یکم که صبر کردم و جا باز کرد شروع کردم عقب جلو کردن دیگه کم کم آه و ناله هاش داشت شروع میشد

دوباره کمرش گرفتم آوردمش بالا داگیش کردم

ایندفعه دیگه فرار نکرد کیرم توی کونش جا باز کرده بود و جولان میداد

موهاش بلند بود گرفتمش توی دستم سرش آورد بالا شروع کردم تلمبه زدن

تخمام که می‌خورد به کسش شالاپ شلوپ صدا میداد

الان که دارم این مینویسم باز هوس کردم این پوزیشن بکنمش

روی ابرا بودیم و من اوج شهوتم بود، نزدیک ارضا شدن که شده بودم سرعت گاییدنم بیشتر شده بود و با چند تا تقه عمیق ارضا شدم

لیدوکایینه خیلی خوب اثر کرده بود

حدود ۴۰ دقیقه از اول تا آخر سکسمون طول کشید

بعدش پاشیدم با هم رفتیم حموم توی حموم کلی بوسش کردم و قربون صدقه‌ش رفتم شب هم با هم رفتیم بیرون و گشتیم و شام خوردیم

این بود افتتاح کون برادرزاده‌ام که عاشقشم اگر دوست داشتین باز هم سکس‌های بعدیمون که روش کار کردم تا مطیعش کنم مینویسم

بستگی به بازخورد این داستان داره

نوشته: نیما

بازدید 7,473

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

10 پاسخ به “بازکردن کون عسل جون”

  1. سلام لطفا نویسندگی رو شرطی نکنین که بازخورد چی باشه . هیچکس از اول نویسنده نیست و کم کم بهتر میشه

  2. کسکش تو اگه بچه داداشت باشه میشی عموم چرا تو برچسب های داستان زدی دایی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.