پسر عموی کونی، بکن شد!

داستان های قبلیم👇
اولین دودول بازی

سلام بچه ها
شبتون بخیر
این سری اتفاقی که بین من و پسر عموم افتاد رو میخوام تعریف کنم
علیرضام ۲۴ سالمه. ۱۷۶ قدم و ۸۷ وزنمه الان. سبزه ام. پوزم بستگی به طرف مقابلم داره.
زمانی که این اتفاق می افتد من ۱۷ سالم بود و پسرعموم ۱۶. یواش یواش سر شوخی سکسی و دودول بازی باز شد بینمون. اولین بار که داشتیم کیرامونو نشون میدادیم یهو تا کیر منو دید چشاش چارتا شد و گفت عجب کیری داری تو.
اینو بگم من بلوغ زودرس داشتم و خیلی زود هم رشد و هم بلوغم قطع شد اما تو اون سن کیرم نسبتا خوب بود. کیرم ۱۶ سانته و شدیدا کلفت. کیر پسر عموم سعید هم قلمی و یکی دو سانت کوچکتر.
اوایل قبول کرده بود برام ساک میزد و موقع مثلا کردن چون نمیتونستم توش بکنم تهش به لاپایی میخورد. این دودول بازیامون ادامه داشت تا اینکه سال بعدش یه اتفاقی افتاد. بعد یه مدت که همدیگه رو ندیده بودیم دوباره خواستیم شیطونی کنیم که یهو من چشمام چهارتا شد اینبار.
کیر سعید قد کیر خر شده بود تو چشمم. یه کیر سفید و خوشگل. که شدیدا کلفت و دراز شده بود.
(۲۰ سانت اندازه گرفتیم)
بعد جالبش اینجا بود که کیرش همیشه آویزون بود و حتی تو حالت خوابیده هم بزرگ به نظرم میومد. بدجور تحریک شدم با دیدن کیرش. و آقا سعید هم دیگه کونی سابق نبود.
بم گفت رضا خداییش با این کیر به تو لاپایی بدم و برات ساک بزنم؟
منم برای این که کم نیارم و نشون ندم حس درونیمو باهاش کل کل میکردم . و تهش شد بازی شرطی. فوتبال دستی بازی کردیم و منی که بازیم حرف نداره عمدا باختم. وایی الان که یادم میفته چه اتفاقی افتاد خیلی حشری میشم.
براش ساک زدم و اونم اساسی دهنمو گایید. واقعا تو دهنم جا نمیشد ولی بزور تلمبه میزد. نوبت کردن که رسید با کلی توف و کرم جا کرد توم. اینم بگم اینکه خیلی راحت دردش عادی میشه کسشره ولی لذت رو داره. بعد ۳ ۴ دقیقه تلمبه زدن دنیا رو سرم خراب شد.
انقدر حال کرده بودم که بدون این که دست به کیرم بزنم ارضا شدم. اونم موقع دادن!
داشتم دیونه میشدم. از یه طرف کلی حال کرده بودم. از یه طرف تحقیر شدم. سعید میخندید و میگفت بلاخره کونیت کردم. خوشت میاد آره؟ و …
حرفای این مدلی. انقدر حالم بد شد که رفتم دستشویی خودمو بشورم. وقتی برگشتم حسم پریده بود و ادامه ندادم. قیافه سعید شاکی! خیلی ناراحت و عصبانی شد. خودمم واقعا حالم گرفته شد ولی واقعا حس نداشتم. که البته بگم سعید اینو بعدا جبران کرد با تلمبه های عمیق تو حلقی و …
ولی اولین و آخرین دخول با سعید همون شد و بقیه دفعات فقط ساک میزدم براش. اما همون سکس باعث جرقه کونی شدن بیوفته به جونم.و میل به مفعول شدن برای کمسن تر از خودم تو ذهنم رشد کرد.

نوشته: علیرضا

بازدید 2,978

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “پسر عموی کونی، بکن شد!”

  1. دوستان مراقب آبرو و حیثیت خود باشید . جوانترها تا بحثی پیش میاد بخاطر تحقیر کردنتون ، همه چی رو لو میدن .احتیاط کنید 😘

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید