شروع گی شدنم با پسر عموم

ساعت حدود ۵ عصر بود فروردین سال ۹۹
من کلاس انلاین داشتم و ۱۵سالم بود
پسر عموم کنارم بودم و کلاس من در مورد نحوه لقاح بود
پسرعموی کرم ریز ما گفت بیا کیر همو ببینیم من مقابله کردم و دستش رو پس زدم
خیلی از اون اصرار و از من انکار خلاصه من راضی شدم گفت باشه مال تورو ببینم فقط
تا اون روز اصلا توی فاز این چیزا نبودم شلوارش رو پایین اورد شروع کرد به مالوندن کیرش یه کیر کوچیک قلمی داشت بعد من نشون دادم گفتم نگاه کن ببین این کیره😂یکم دق دادم اونو حالش گرفته شد گفتم بزار بکنمت گفت نه خطری داره و اینا لای پاش گذاشتم با تف ابم رو اوردم و تمام شد تا اینکه من رفتم خونشون هفته بعد پسر خالشم اونجا بود این پسرخاله ش ناخلف بود و پسرعموی مارو وارد این کار کرد منو بردن اتاق درم بستن منم بی خبر از همجا فک کردم قراره کالاف بازی کنیم دیدم لخت لخت شدن پسر عموی کونی هم داره ساک میزنه 😑 گفت همه چیزو گفتم
کیر پسر خالش نگم براتون راحت ۱۹سانت بود بعد یه uبرعکس کلفت بود منم گفتم حالا که داری ساک میزنی منم بازی برا منم شروع کرد ساک زدن این بیشرف حرفه ای بود توپ ساک زد پسر خاله گفت بیاین قطاری پشت هم وایسیم من آخر وایسادم😂 پسر عمو جلو پسرخالش وسط
من کردم تو 😐ناشی بودم بار اولم بود خوب بیچاره از درد داشت می مرد دیگه تکون نخوردم اونم لاپایی گذاشت برا پسر عموی کونی ما خلاصه نفر وسط تلمبه میزد و من ثابت بودم اینطوری خیلی حال داد سر آخر یه ۱۰ دقیقه اینطور وایسادیم که اب وسطی اومد و برای منم با جق زدن ابمو اوردن خلاصه تا روزی شد که پسرعموم اومد خونه ی ما
قرار شد فقط لب بازی باشه ولی همین که گذشت داشتم سوراخشو لیس میزدم و اونم لذت میبرد رفتم روغن بچه اوردم چسابی چرب کونش کردم خونه ما هم چی خالی بود مکان بود دیگه چشاشو بسته بود فقط داشت لذت میبرد منم چند باری انگشتش کردم اونم یه آهی میکشید
که یهو چشماش باز شد بله کیر من توی کونشه بدون حرکت وایسادم توی همون حالت سفت گرفته بودمش زور زد بره کنار نتونست گفت ۵ دقیقس فحش و ناسزاش شروع شد
منم بی توجه شروع کردم تلمبه زدن یه ۱۰ دقه همونطوری تلمبه زدم گفت توی کونم خالی نکنی گفتم باشه ولی خوب اون لحظه که به ارضا میرسی اینقدر لذت بخشه دوست نداری تموم شه منم بی خیال خالی کردم توش
بعد در اوردم آب از سوراخش سرازیر شده و یه گوزم زد
بردمش دستشویی شلنگ آب ولرم رو کردم تو سوراخ باز شدش اب خودم رو میدیم از کونش میومد یه حس خوبی داشت حمامش دادم جق زدم براش فرستادمش خونشون ولی لنگ میزد😂
دیگه بعد این یکی دوبار بهم داد و دیگه نداد گفت اذیتم بزرگه سایزت
دیگه منم خوشم نیومد از رابطه باهاش باید تا آخرش میموند
و اینکه بعد اون من یه حس فول گی سراغم اومد یعنی الان فقط میخوام با همجنس خودم آرامش داشته باشم
اولویتم شده ارضای روحی نه جسمی
تا الان هم که ۱۹سالمه دوتا رل داشتم که کات کردیم یکی ازدواج کرد و اون یکی هم رفت دانشگاه🥺
یعنی الان حاضرم با کسی باشم که روحم رو آرام کنه
نه فقط جسم
اگه خواستین میتونم در مورد رابطه هام هم براتون بنویسم****

نوشته: ممد

بازدید 10,260

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “شروع گی شدنم با پسر عموم”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید