جنده‌ی پسرخاله هام (۲)

فکر میکنم ساعت حدود 10 بود که با صدای خواهرم بالای سرم که داشت صدام میکرد بیدار شدم محمد و رضا رفته بودن بدن درد عجیبی داشتم نگاه کردم شلوارم پام بود اصلا یادم نیست کی پوشیده بودم سوراخم درد می کرد پاشدم نشستم تو جام که مامانیم گفت بسه دیگه پاشو بیا صبحانه رفتم صبحانه خوردم و رفتم دوش گرفتم روی شیکمم پر آب خودم بود که خشک شده بود اومدم بیرون که دیدم خالم اومده جمعه دم ظهر بود سلام کردم و رفتم تو اتاق لباس پوشیدم اومدم ناهار خوردیم که صدای موتور محمد اومد خالم غذا کشید داد ببرم تو حیاط بدم به محمد خجالت می کشیدم از رو در رو شدن ظرف و گرفتم رفتم تو حیاط خیلی عادی برخورد کرد گرفت و گفت می خوای بیای تعمیرگاه گفتم نه گفت پس شب میبینمت و رفت وای یعنی امشبم قرار بود باز گاییده بشم؟
نشستم پای فیلم دیدن که خالم اومد تو اتاق گفت من با مامانی و خواهرت می خوایم بریم جمعه بازار میای گفتم نه گفت پس پاشو سر راه میزارمت برو خونه ما پیش بچه ها من امشب پیش مامانم میمونم گفتم نه که اصرار کرد گفتم باشه پاشدم لباس عوض کردم لبتاب و شارژرم را برداشتم ساعت حول و حوش 5 عصر بود خونه خالم چنتا خیابون فاصله داشت خالم منو پیاده کرد و گفت برو بچه هام نباشن فرهاد خونس شوهرش بود اونم قطعات ماشین می فروخت رفتم دم در و در زدم خونه خالم یه خونه دو طبقس که جلوی خونه مغازه شوهر خالمه که چون جمعه عصر بود بسته بود در حیاط باز شد رضا بود گفت به اقا میلاد بیا تو رفتم تو حیاط با باباش نشسته بودن تو حیاط سلام کردم خیلی گرم باهام سلام علیک کرد و خوش امد گفت نشستم کنارشون داشتن قلیون می کشیدن اقا فرهاد حال مامان بابام و پرسید و رضا رو کرد بهم گفت برو بالا وسایلت را بزار تو اتاق ما لباس عوض کن بیا خواستی برو یه دوشم بگیر حسابی عرق کردی گفتم ممنون و پاشدم خونه خالم یه دو طبقه است که پایین خودشون ساکن هستن و طبقه بالا برای مهمون و پسراست زیاد اومده بودم اینجا رفتم بالا تو اتاق رضا صدای دوش آب می اومد که فهمیدم محمد توی حمامه که رضا اومد بالا با یه دستش یه در کونی بهم زد و گفت چطوری خوشکلم دیشب خوش گذشت خجالت کشیدم که تیشرتم را در اورد و شلوارمو کشید پایین و گفت بیا اینجا در حموم و زد که محمد درو باز کرد دید من لخت جلو درم به رضا رو کرد یه چشمک زد گفت بابا؟ گفت تو حیاطه من سرشو گرم می کنم شما پسرخاله را دریاب و من و هل داد توی حمام محمد درو بست و رضا رفت پایین حمام یه رختکن داشت کنارش یه سرویس بهداشتی و حمام اصلی که محمد دست انداخت شورتمو در اورد و گفت بیا یه دوش بگیریم دیشب متوجه بدن زیباش تو تاریکی نشده بودم سینه های عضلانی و پاهای تو پر پشمالوش داشت دیونم می کرد و اون کیر کلفت آویزون بین پاهاش که داشت ازش قطرات آب می چکید دنباش رفتم توی حمام رفت زیر دوش و بدنش را شست و من محو دیدن اون بدن و کیر نیمه خوابش بودم اومد جلو من نشستم لب سکوی رخت کن یه پاشو گذاشت بالا حوله را برداشت و شروع کرد به خشک کردن سرش و کیرش را گرفت تو دستاش و به دهن من نزدیک کرد چشمامو بستم و سر کیر خیسش را گذاشتم توی دهنم و شروع کردم براش ساک زدن رفته رفته تو دهنم سفت شد تا جایی که سرمو نگه داشت و شروع کرد به گاییدن دهنم سرعت تلمبه هاشو تو دهنم زیاد کرد و تا دسته هل داد تو دهنم که دهنم داغ شد با هر نبض آب کیرش داشت می ریخت ته حلقم نذاشت درش بیارم اخرین نبض و زد و خالی کرد حوله را پیچید دورش و گفت برو یه دوش بگیر بیا بیرون رفتم کلی آب قرقره کردم تو گلوم بدنمو شستم و اومدم تو رختکن ولی حوله ای نبود درو باز کردم کسی هم طبقه بالا نبود لباساشو برداشتم رفتم تو اتاق صدای محمد و رضا از پایین می اومد با باشون داشتن حرف میزدن صبر کردم یکم خشک شدم که صدای پا از راه پله اومد رضا بود اومد تو اتاق و درو بست و اومد طرفم و گفت خوش گذشت سرمو انداختم پایین که سرمو با دستش اورد بالا و لباشو گذاشت رو لبام یکم لب بازی کرد و سینه و کونم چنگ می گرفت راست کرد از زیر شلوارکش کیر کلفتش بلند شد که باباش صداش کرد یه تیشرت و شلوارک بهم داد و کیرشو تو شلوارک عقب جلو کرد و گفت بپوش بیا پایین
لباسامو پوشیدم و رفتم پایین محمد داشت با باباش قلیون میکشید و رضا هم کنارشون بود که اقا فرهاد بهم گفت عافیت باشه بیا پسرم رضا برا مهمونمون میوه بیار تشکر کردم و نشستم محمد چشمکی بهم زد و انگشت شست پاش را میمالید به کونم رضا با یه ظرف میوه اومد تو حیاط که اقا فرهاد به محمد گفت پاشو بریم یادم نیست کجا و برگردیم محمد پک اخر و به قلیون زد و داد دست رضا و رفت بالا اماده شد و اومد پایین و اقا فرهادم رفت اماده شد و به رضا گفت موتور میزارم ما با ماشین میریم خواستین برین بیرون رضا گفت باشه و محمد و بابش رفتن در که بسته شد رضا اومد کنارم و گفت خوب چه خبرا دیشب خوش گذشت گفت اره دستشو گذاشت رو پام گفت نکردت تو حموم خجالت کشیدم گفتم نه خندید و گفت بیا بریم تو کارت دارم پسر خاله و دستمو گرفت بلند شدم رفتیم تو تو راه پله ها دستشو کرد تو شلوارکم و با سوراخم بازی می کرد رفتیم تو اتاق گفت برو همونجوری که یادت دادم تمیزش کن بیا رفتم سرویس و خودمو خالی کردم اومدم که رضا لخت خوابیده بود روی تخت و گفت بیا ببینم وای کیر رضا راست توی دستش داشت عقب جلو میشد که رفتم سرشو گذاشتم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن دستشو میزاشت رو سرم و فشار میداد که براش حلقی بزنم و نالش رفت بالا بلندم کرد یکم لبامو خورد یکم زل مالید روش و گفت بشین روش میلاد جون تا حال بیای بلند شدم سر کیرو با سوراخم تنظیم کردم و سرشو گذاشتم تو سوراخم درد همه بدنمو گرفت دستشو گذاشت رو شونه هام و فشارم داد پایین تا دسته کیر کلفتش سوراخمو پر کرد حس درد و لذت بدنمو گرفت و شروع کرد به گاییدن سوراخم بلندم کرد گذاشت لبه تخت یه تف انداخت رو سوراخم و شروع کرد به گاییدنم که تلفنش زنگ خورد جواب داد چیه دستم بنده صدای محمد بود که میگفت داریم برمیگردیم گفت یکم طولش بده دارم پسر خاله جانو میگام و قطع کرد کیرشو کشید بیرون پاهامو گذاشت رو شونه هاش و شروع کرد به گاییدنم گفت حیف زیاد وقت نداریم میلاد جونم و با هر ضربه سوراخمو پر و خالی میکرد تا این که ارضا شد.
پاشدم رفتم خودمو تمیز کردم رضا اومد لباسامو داد پوشیدم و رفت پاین که صدای در اومد باباش با محمد بود که یکم وسیله خریده بودن منم رفتم پایین که صدای در اومد عموی محمد بود با پسرش چون خالم نبود اقا فرهاد دعوتشون کرده بود شام بیان پیش ما بساط جوجه و عرق را گذاشتن من زیاد راحت نبودم خواستم برم بالا که اقا فرهاد نزاشت نشستم محمد خواست بهم یه گیلاس عرق بده اما باباش نزاشت گفت نه ولی تو اشپزخونه که بودم رضا یه گیلاس بهم داد وای مزه بدی داشت ولی داغم کرد همه تو حیاط بودن برادر اقا فرهاد دو سالی از خودش کوچیکتر بود یه پسر داشت به اسم حسام که هم سن رضا بود تقریبا یکم گپ زدیم عرق و جوجه زدن و پاسور بازی کردن محمد و رضا هم هر دفعه ای منو دور از چشم بقیه انگشت میکردن و رضا بهم می گفت برا شب آماده باشم که قراره تا صبح حال کنیم و من دل تو دلم نبود حدود ساعت 11 اینا بود که عمو و پسرش دیگه رفتن رضا و محمد حسابی پیک ریختن واسه باباشون و مست مست بود تلو تلو می خورد رفت تو و یه راست رفت افتاد رو تخت و خوابید و ما سه تا تنها شدیم که رضا بساط قلیون جمع کرد و محمد اومد نشست کنار من روی تخت رفت بالای تخت تکیه داد و من و کشید سمت خودش نشستم بین پاهاش دو تا پیک ریخت و گفت بخور میلاد جونم به سلامتی گفتم نه از مزش اصلا خوشم نمیاد که گذاشت لیوان و رو لبام و ریخت تو دهنم و لباشو گذاشت رو لبام یه چیپس بهم داد با ماست و یه لیوان دیگه ریخت رضا هم اومد سه تایی دوتا گیلاس دیگه زدیم که حس کردم بدنم داغ شده گوشام داغ شده بود که رضا دستمو گرفت و بردم از پله ها بالا گفت برو خودتو تمیز کن بیا محمد اومد بالا و رفتن تو اتاقم منم رفتم سرویس سرم یکم گیج میرفت اومدم از سرویس بیرون و رفتم تو اتاق که محمد بغلم کرد لباشو گذاشت رو لبام و زبونش را تو دهنم چرخوند رضا از پشت شلوارکم را کشید پایین و شورتم را در اورد زبونش را کشید لای چاک کونم روی سوراخم که نالم بلند شد محمد نشست لب تخت و شلوارشو کشید پایین و کیرشو داد دستم و رضا سر زبونش را دور سوراخم می چرخوند و هر چند ثانیه سر زبونش را میکرد تو سوراخم که از گرماش ناله می کردم یه جوری کیر محمد را می خوردم که نالش رفت بالا رضا پاشد در اتاق و بست اومد لباساش را در اورد و نشست لبه تخت کنار محمد که محمد سرمو بلند کرد گذاشت رو کیر رضا حالا کیر محمد توی دستم بود و داشتم با ساک زدنم ناله رضا را در می اوردم که رضا رفت اخر تخت نشست و منو کشید روی تخت به حالت داگی و سرمو گرفت برد رو کیرش و به محمد گفت بزن حالشو ببر محمد کیرشو چرب کرد و گذاشت رو سوراخم چند باری سر کیرشو کرد تو در اورد که ناله هام بلند شد ولی رضا سرمو گرفت و تا دسته کیرشو داد ته حلقم همزمان محمد تا دسته کیرشو کرد تو سوراخم و نگه داشت تا جا باز کنه حال عجیبی داشتم مستی عرق و یه کیر کلفت که داشت تو سوراخم عقب جلو میشد و کیر رضا که داشت دهنمو میگایید هر ضربه ای که محمد با اون کیر کلفتش به سوراخم میزد کیر رضا بیشتر تو دهنم میرفت و داشتم از گاییده شدن همزمان دهن و سوراخم لذت می بردم چند دیقه ای تو داگ استایل محمد سوراخمو گایید که زانوهام سست شد خوابیدم روی تخت که محمد منو چرخوند حالا تکیه داده بودم تو بغل رضا که محمد پاهامو باز کرد کف پامو گذاشت رو شونه هاش و کیرشو کشید روی سوراخم و تا دسته جا کرد توی کونم اومدم ناله کنم که رضا لباشو گذاشت روی لبام و با دستای مردونش سینه هامو می مالید محمد داشت سوراخمو وحشیانه میگایید و رضا زبون و لباشو روی گردن و لاله گوشم می چرخوند که محمد کشید بیرون گفت نزدیکم پاشو رضا تو بکن رفت سرویس کیرشو شست و اومد از تو بغل رضا اومدم بیرون رضا خوابوندم روی تخت به پهلو خوابیدم توی بغلش که با یه حرکت کیرشو جا داد تو سوراخم و لاله گوشمو میخورد نرم توم تلنبه میزدو توگوشم زمزمه میکرد که دیگه کونی خودشم و من تو اوج حال کردن بود چند دیقه ای تو بغلش منو گایید بلندم کرد داگی گذاشتم لب تخت محمد کیرشو گذاشت رو لبام و حالا این رضا بود که داشت تقمو میزد جوری که با هر ضربه کیر بلند و کلفت محمد میخورد ته حلقم خیس عرق و شهوت بودم مستی بدنمو داغ کرده بود محمد خوابید روی تخت و رضا بلندم کرد و نشوندم روی کیر محمد باورم نمیشد که اون کیر رو بتونم اینجوری راحت تو خودم جا بدم حالا این من بودم که داشتم روی کیر شیک میزدم و محمد چشماشو بسته بود و داشت حال میکرد رضا اومد خوابید بغل داداشش که از روی کیر محمد بلند شدم نشستم روی کیر رضا که صدای جون و قربون صدقه رفتنش اتاق پر کرد چند باری عوض کردم دیگه نا برام نمونده بود روی کیر محمد بودم که دستاشو گذاشت دو طرف کمرم و کیرشو میکوبوند ته سوراخم تا نالش بلند شد و کونم و با آبش پر کرد کشید بیرون و با دستمال دور سوراخم را پاک کرد و رفت از اتاق بیرون رضا چرخید خوابید روم و با یه حرکت کیرشو تا دسته کرد تو سوراخم و شروع کرد به خوردن گردنم و گاییدن سوراخم دیگه سر شده بودم فقط خالی و پر شدن سوراخم و فقط حس میکردم که رضا هم نفساش تند تر شد و کونم و پر کرد با آبش و خوابید روم ولی من هنوز ارضا نشده بودم
بدنم خیس عرق و اب کیر پسر خاله هام بود که رضا بلندم کرد لباشو گذاشت رو لبام و گفت بریم یه دوش بگیریم محمد شلوارک و تیشرت پوشید رفت پایین اومد گفت خوابه خوابه منظورش باباش بود از آشپزخونه یکم میوه و خوراکی اورده بود یه شیرینی گذاشت دهن من و یکم لب بازی کردیم که رضا بلندم کرد گفت بیا بریم زیر دوش محمد بکن لباساتو بیا رفتیم با رضا زیر دوش آب گرم بودم و رضا داشت بدنمو زیر دوش می شست که محمد هم اومد تو از پشت بغلم کرد و گردنمو می خورد وای دوباره داشت اون کیر کلفتش بلند می شد دستمو گرفت گذاشت روش و کیرش تو دستم بزرگ و بزرگتر شد رضا یه نگاه کرد بهش و گفت ای سگ حشر رضا گرفتم تو بغلش و محمد باز سر کیرشو گذاشت روی سوراخم یه تف انداخت سر کیرشو باز هل داد توم وای نالم بلند شد التماس میکردم که نکنه که محمد به رضا گفت یه حالی بهش بده رضا نشست جلوی پام و محمد داشت سوراخمو پرو خالی میکرد که رضا لباشو گذاشت روی کیرم و یه لحظه همه درد برام به لذت تبدیل شد اولین باری بود که کسی کیرمو میخورد وای گاییده شدن با کیر کلفت محمد و کیرم که تو دهن داغ رضا بود بهترین حس دنیا بود که رضا کیرمو از دهنش کشید بیرون شروع کرد برام جق زدن و محمد کیرشو میکوبید ته سوراخم ناله دوتاییمون بلند شد که آبم پاشید روی بدن رضا سوراخم تنگ شد و ناله محمد هم بلند شد و باز سوراخمو پر آب کرد از حموم اومدیم بیرون نفهمیدم چجوری خوابم برد دم دمای صبح بود که چشمامو باز کردم محمد روی تخت خودش خواب بود و من کنار رضا بودم تقریبا توی بغلش که اومدم پاشم که رضا دستمو گرفت نگاه کردم ساعت شیش صبح بود رضا دستمو گرفت و گذاشت روی کیرش که حسابی راست بود گفتم نمیتوننم دیگه یه لبخند زد و سرمو برد پایین شلوارکش را داد پایین و کیرشو گذاشت رو لبام دهنمو باز کردم و تادسته کیرشو بلعیدم اون قدر تو دهنم تلنبه زد تا ارضا شد و ولم کرد پاشدم رفتم سرویس و اومدم لباس هامو پوشیدم از پایین صدا می اومد محمد هم بیدار شد یه ماچ از لبام کرد و رفتم پایین اقا فرهاد داشت صبحانه درست میکرد سلام کرد بهم و گفت بیا بشسن املت درست کردم دیشب خوب خوابیدی گفتم بله
صبحانه خوردیم و محمد منو رسوند خونه مامان بزرگ و خالم را برگردوند خونه تقریبا تو اون ده روز هر روز خدا خدا میکردم که باز منو بکنن دیگه خودم بهشون میگفتم بیان یا منو ببرن خونشون اون ده روز گذشت مامانم اینا اومدن و برگشتیم تهران شب اول تنهایی تو اتاق خودم بودم یاد سکس ها و گاییده شدن زیر محمد و رضا حسابی حشریم کرده بود در اتاقم و بستم و دراز کشیدم روی تخت به یاد کیر کلفت و بند محمد شروع کردم به جق زدن ولی هرچی بیشتر کیرمو میمالیدم حسم کمتر میشد انگشتمو چرب کردم گذاشتم روی سوراخم ولی فایده ای نداشت یه ماژیک روی میز تحریرم بود برش داشتم چربش کردم گذاشتم روی سوراخم و سانت به سانتشو کردم تو و شروع کردم به مالیدن کیرم که آبم مثل فواره پاشید بیرون من رسما یه کونی بودم دلم کیر میخواست منتظر بودم برگردم شمال پسرخاله هام منو کونی خودشون کردن.
پایان

نوشته: mt

بازدید 9,131

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

12 پاسخ به “جنده‌ی پسرخاله هام (۲)”

  1. تو گوه زیادی نخور انگار ربات باشه یعنی تو وای میستادی اونا کارهاشون میکردن جقی

  2. آخعاشق داستانتمخوشبحالت که همچین پسرخاله‌هایی دارییییییی 🤤

  3. قبلنا بکن تو همه داستانا جنس مخالف بود ولی الان یدونه داستان جنس مخالف نمیتونی پیدا کنی .همه گیفک کنم همه پسرای دهه ۸۰ ب اینور گی شدن

  4. خیلی خوب بود داستانت و واقعا لذت بردم ، امان از دست پسر خاله ها که هر چی میکشیم بخاطر اوناس چون منم کونی پسرخاله هام بودم با این تفاوت که تو ده روز بهشون دادی و من چند سال کونیشون بودم و یکسره میدادم

  5. من هم پسرخاله مو یه مدتی در دوران نوجوانی می کردم.البته خودش هم راضی بود.الان زن و بچه داره ولی اگر بهش رو بدم الان هم پایه ست. ولی دیگه کون پشمالو کردن نداره.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید