یه گی دوطرفه ی دوجنسگرای متاهل
۱۵ ساله ازدواج کردم و یه بچه ۱۲ ساله دارم ، مثل خیلی ها از بچگی با همجنس بازی آشنا شدم و همه مدلی رو تجربه کرده بودم ، از ساک زدن ۶۹ با بچه محل ها ، تا فاعلی برای یه بیغیرت ، تا سکس تو دستشویی سینما ، ساک زدن و دادن تو سواری و ساک زدن واسه راننده خاور غریبه و …
ولی یه پارتنر از نوجوانی بود که رابطه ی خوبی باهاش داشتم که اونم متاهل و ۲ تا بچه داره ، ۸ سال پیش دوباره رابطه رو شروع کردیم ، همه مدلی باهم بودیم از دوطرفه تا مفعول خاص بودن و ساک و … ولی دیگه این اواخر رابطه مون بیشتر اینجوری بود که برای هم ساک میزدیم پوزیشن ۶۹ بعد که من حسابی حشری میشدم به دوستم کون میدادم .
تا اینکه بنا به دلایلی دیگه از هم جدا شدیم و یک سالی میشه که باهم رابطه نداریم .
در تمام مدت این سالها هیچ رابطه ی احساسی نداشتم ، تصورم این بود که یه دوجنسگرا ام که در مقابل جنس مخالف احساسی و فاعل هستم و در مقابل همجنس بیشتر تمایل به خوردن کیرم توسط پارتنر همجنسم هستم و مفعول شدن .
فانتزیمم هم این بود که وقتی دارم کون میدم کیرمو یکی بخوره و آبم همون موقع کون دادن بیاد . این اوج فانتزی های من بود که هنوز تجربه نکردم، ولی تجربه پاشیدن آبم موقع دادن رو دارم که یکی از بینظیرترین تجربه های جنسی ام بود .
بهار امسال توی سایت بکن تو با یکی آشنا شدم ، همشهری بود ، بعد از بیشتر چت کردن فهمیدم حتی خیلی نزدیک به هم زندگی میکنیم ، معمولا اینجور مواقع سریع چت و تموم میکنم و با معذرت خواهی و تمام .
ولی ، ولی ، ولی ، ایندفعه فرق میکرد ، یه چیزی نمیذاشت ازش دل بکنم ، نوع حرف زدنش ، حس خوبی که وقتی چت می کردیم ، هم حس بودنش ، سایز و شکل کیرش ، حشریت من ، … حالا هر چی بود نذاشت من این رابطه رو کات کنم و حتی برا هم عکس چهره فرستادیم ، تا اینکه بالاخره قرار گذاشتیم خونه اون که اینم برام خط قرمز بود همیشه برای امنیت خودم مکان جور میکردم .
کم سن تر ازم بود ، ولی با شخصیت ، مودب و با احساس
زندگیم تقسیم شد به قبل از شروع رابطه با میلاد و بعد از اون
وقتی درو باز کرد و من وارد خونه شدم ، وقتی کیرمو با لباش لمس کرد ، بغلم کرد ، نوازشم کرد تا استرسی که داشتم کم شه ، دیگه من اون علی سابق نشدم که نشدم .
اینکه میشه به همجنس هم حس داشت ، میشه بوسید و بوسیده شد و لذت برد ، برای من قفل بود .
برای اولین بار وقتی کون میدادم حس تحقیر بهم دست نداد ، بجاش فقط حس رضایت و احترام بود و لذت . حس خواستی بودن برای همجنس ، حسی فراتر از حس جنسی ، حسی که تا به حال تجربه نکرده بودم .
ببخشید که زیاد سکسی نبود ، ولی اگه دوست داشتید بگید تا از شروع تا امروز و براتون تعریف کنم
میخوام داد بزنم به همه بگم چه حسی دارم ، ولی نمیشه ، ولی اینجا میشه داد زد و اعلام کرد .
من همجنسگرای هستم
ادامه دارد
نوشته: Ali.gey.shoomall
2 پاسخ به “من همجنسگرا هستم (۱)”
اصن همجنس گرا بودن معنیش رابطه جنسی نیست فقط
اوووققق🤮بوی زگیل و ایدز و… از داستان همون دو جمله اولو خوندم حالت تهوع گرفتم دیگه نخوندم اسکل چ با افتخار میگه هر مدلی رو تجربه کردم گمشو برو خودکشی کن بهتره احمق اسم همجنسگرا رو هم رو از رو داستانت بردار همجنسگرا بخاطر نیاز جنسی خودشو در اختیار هرکسی نمیزاره بدنش و حسش براش باارزشه تو یه همجنسباز کثیفی و کثیف تر از خودت اون دوازده احمقی هستن بهت👍🏽دادن🤮