من و رفیقم و کس های پولی

سلام این داستانی که نوشتم کاملا واقعیه پس لطفا فحش ندین .
اسم من پدرامه 19 سالمه یه روز تو داشگاه دوستم بهم گفت کس مخوای منم که حرفش رو جدی نگرفته بودم گفتم اره اما وقتی گف فردا 75 تومن وردار بیار یکم جدی شدم سرغش رو که گرفتم دیدم واقعیه منم یکم پول پس انداز داشتم دیدم فرست خوبیه گفته بود از یه نرم افزار اندرویدی پیداشون کرده بوده که کس میدادن 150 و ما هم باهم تصمیم گرفتیم بریم نفری 75 اوردیم و رفتم سر خیابونشون (آدرس دقیق نداده بودن) اومدن با ماشین دنبالمون و رفتم خونشون خونه نسبتا بزرگی داشتن اول با میوه و شیرینی حسابی ازمون پذیرایی کردن بعد یواش یواش بردنمون تو اتاق اول بهمون یه تاخیری دادن چون خوب میدونستن بکشن بایین ما ابمون اومده گفتن تاخیری رو بزنیم بعدش کم کم داشتن لخت میشدن که وقتی بدنشون میدیم با وجود تاخیری داشت ابمون میومد وقتی کاملا لخت شدن نتوننستم خودم رو تحمل کنم زود کیرم رو در اوردم و دادن حلقشون دوستم که این ور چیزا خوشش نمیومد اومد سر اصل مطلب و کیرش رو گذاشت تو کسش رو داشت میکردشون منم بعد از این که کیرمو یه دست مفصل خوردن رفتم و بهشون یه حالی از کس دام و حسابی کسشون رو خووردم که یکیشون داشت ارضا میشد که دهنم رو گذاشتم رو کسش و همه ابش روخوردم بعد چون از کس زیاد حال نمیکردم و خوشم نمیومد رفتم سراغ کون یکیشون با وجود جندگیشون بازم کون تنگی داشتن کیرم که حدودا 17 سانت بود کردم توی کونشون و محکم تلمبه میزدم که اه ناله هر دوشون رو در اورده بودیم یه نیم ساعتی تلمبه زدیم که هر چهارتامون بی حس رو تختت افتاده بدیم بع از نیم ساعت استراحت که یکم سرحال شدم رفتم پول خودم و دوست رو بشهون دادم رفتیم اما هنوز که هنوزه به یاد این خاطره جلق میزنم.
پایان…

نوشته: پدارم

بازدید 3,692

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “من و رفیقم و کس های پولی”

  1. مرتیکه جقی احمق خودت شعور نداری چرا به شعور مخاطب توهین میکنی.مطمئنی خفتتون نکردند و پول و گرفتند و کونتونم نذاشتند؟

  2. کیرم تو دانشگاهی که توی فرست طلب پافیوز بیسواد را در خودش جا داده استکیرم تو اون کس که تو ناتوان در دروغ گفتن بعنوان دوست وشریک در ک.س کردن انتخاب کرددیوث ۹ ساله تو تا حالا کس را از نزدیک دیدی که بخوای بلیسشدر آخر بهت بیشنهاد میدم بیشتر بجلقی تا دست در کسشعر نویسی روانتر گردد…به خاک می سپارمت…

  3. خوبه یکی به جقی بودنش اعتراف کرد.داستان نویس اینقدر تحت تاثیر نوشته اش بوده که جق زده!!!

  4. DK Tehببين رواني كامنتت شدم لعنتي تو زندگي به هيچ كامنتي انقد نخنديدم بودم خداراشكر حال افتضاح مارو خوش كردي مشتيعالي بود عالييييي

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید