نوشته: استاد طوفان
داستان و مطالعه
برنامه شبانگاهی گلهای ان تو ان شماره 9
اطلاعات داستان
تاریخ انتشارجمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴
زمان مطالعه1 دقیقه
دستهبندیداستانهای سکسی
اشتراکگذاری داستان
پسندیدن و بازدید
تعداد بازدید5,055
دیدگاهها (2)
ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.
کسی میدونه این برا چند سال پیش
استاد یحتمل فلفل در باسن خویش فرو برده بودن که چنین به شتاب شعر را خواندن . ای استاد گرام . بیش از حد تعجیل در بیان شعر نکن از حلاوت باسن میکاهد .