شعر سکسی ((حزلیات معاصر))

دوبیتی :

//عاقل به زن فاحشه خود را مفروش

وندر بغل هرزه مشو دل مدهوش

کیرت برود به زیر ساطور اگر

ناموس کسی گرفتی اندر آغوش//

و شعر دوم درد دل((امان از بی کسی))

از تو دیدم چه نازنین حرکات

لای پایت پر است از برکات

بر کوص تو هزار بار سلام

من بلیسم نپخته آن را خام

من ببوسم میان یکوجبت

کله اش در میان آن دولبت

می‌فرستم پیام کیرم را

مردم از بی کوصیم در اینجا

کون طلای زمانه ای تو مگر

یا کوص تو علوی تازه و تر

آفرین باد بر کوصت ژیلا

زیر کیرم تو خفتی در ویلا

شاخ کیر مرا شکانیدی

کیر ما را تو، پر، پرانیدی

دو سه روزی عرق نمودم من

کیرخود شیو و شق نمودم من

بعدازآن جق زدم دو روز و دو شب

پوست کندم ز کی خود سه وجب

سه چهار بار پشت و رو کردم

زخم آن را به ژل رفو کردم

در خیالم کوص تو یاد آمد

یا از آن لحظه های شاد آمد

می پرید ی دو متر بالاتر

روی کیرم به تخت شاه فنر

می‌زدی روی کیر من قی قاج

پا روی گاز و آن همه ویراج

کون تو فال همچو انباری

من بودم در پی سوار کاری

کیر وحشی ما که شصت کیلوست

داده ام جا به کونت این جا دوست

باز بودست مقعدش سر جاش

نه سرک یافت باسنت نه خراش

کیر ما را که خوب بودو کلفت

هر که برداشت آفرینش گفت،…

نام مستعار شاعر ، رامین،

نوشته: مرتضی قربانی

بازدید 5,574

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “شعر سکسی ((حزلیات معاصر))”

  1. ممد اصیل آنقدر طوفانیم که باد را هم میکنم در هوای یاد تو من یاد را هم میکنم در چنین حال و هوا استاد اگر گوید سخن با همه شاگردیم استاد را هم میکنم کردنی ها بود بسیار وقت اندک زین سبب هرکه نامش از قلم افتاد را هم میکنم جلق راه نیک از پیر مقان بوده ولی هرکه دستش رفت بر جق تا سحر هم میکنم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...