با احترام به عزیزان من محسن هستم اهل بزرگ شده روستای هستم بدنم ورزیده عاشق اب وهوایی هستم 37 سالمه مجردم ام دختر باب دلم بود ان ازدواج کرد دختر خاله ام بود خیلی دوستش داشتم ودارم بارها بهش همه جوره پیشنهاد دارم بیاد بامن قبول نکرد دختر اسمش مهدیه هست 26 سال سن داره از وقتی ازدواج کرد توی کف بدن اش رفتم اخه دختر به این قشنگی وبه این سفید بودن و کون نگو طاقچه ای سینه نگو هلو سپر مبکنه جلو راه میره شهوتی انگیز من حدود دوسالی دیگه کاری بهش ندارم فکرش بودم وهستم ولی نزدیک برم حرف بزنم نبوده برم سر اصل مطلب هروز وارد فکر اندام ان هستم این کیر لامصب میخواه بترکه سایز کیرم 25 ورگ داره کلفت جون دار بهش همیشه وعده میدهم یکروز حالی بهش بدهم چن ماهی گذشت تا بک روز شوهر خالم مریض شد رفت شهر بهم پیغام دادن کمک مهدیه امشب وفردا آبیاری کن محصول ودرست باغ ها اینها همگی از روستا حداقل 10 کیلومتر دور هستن بوسیله جاده خاکی توی کوه باید برید وتا برسید دم دمای غروب بود من رفتم اب انداختم به صحرا دیدم مهدیه خانم از ان دور میاد امد باهم صحبت کردیم وخلاصه باکمک هم زمین ومحصولات اب دادیم به مهدیه گفتم اتش کن توی باغ چای درستون تا کارم تموم بشه هوا کاملا تاریک مهدیه با اطمینان که پسر خاله هستم ونظر بد ندارم بخاطر شوهر داره خیالش راحت ولی من افکار شیطانی و عشق قدیمی هنوز داشتم خلاصه وقت شام شد تو هوای تاریک کنارت یشت مشغول خوردن شدیم من نگاهم از سینه های قشنگی و باسن اش برنمیداشتم یک ربع گذشت گفتم بگیر بخواب من نگاهی به اب کنم ببینم درچه وضع هست تا رفتم امدم دیدم کنار اتش خوابیده مدتی نگاهش کردم چونطوری خوابیده بود باسن داده بودند لذت وشهوت بود دست از دل برداشتم کمر بند شلوارم باز کردم آماده شدم یک حرکت از پشتبام چسبد تا چسبد بیدارشد شروع وبه سروصدا من هم محکم بغلش کردم و کیرم گرمی کونش حس کرد داشت کم کم بلند میشد خلاصه با کلی دعوا وحشتی وکلنجار وکمک تونستم تو تاریکی شلوار مهدیه بکشم پایین اوبا یک حرکت روی دخترخاله دراز بکشم وکیوم لای پا گذاشتم داغی کوس حس کرد شروع کرد به تکان خوردن تا بتونه فرار کنه متاسفانه هیکل من نسبت ان بزرگ بود نمیتونست و خلاصه بانمک تکان وتلاش تونستم پاهای مهدیه ازهم بازکند وبین پاها قرار بگیرم بطوری که کیرم آماده داخل رفتن بود دختر خالم داشت تکان میخورم از زیر من فرار کنه کیرم با یک فشار تا نصف داخل کوس اش کردم وای چقدر داغ و تنگ بود وقتی داخل شد مهدیه از درد یکباره جیغ و ایییییی گفت منم سریع سینه هایش محکم گرفتم وبا دست دیگه سرهنگه داشتم ازش لب گرفتم گفتم تکون نخور تموم آروم باش تو همین حال کیرم باز فشار دادم رفت داخل کوس از درد قوس کمر انداخت با صدای ناله ایییییی اخخخخ گفت من تکون نخوردم تا درد آروم بشه خدای دلم سوخت ان لحظه گفتم تحمل کیرم نداره یک چند دقیقه آروم تکون نخوردم تا درد کوس اش آروم بشه ومن لب گرفتم ولب های نازش مک زدم حس عجیبی روی کیرم کردم دیدم کوس اش داره دل دل میکنه سفت و شل میشه آروم عقب جلو کردم یک کم بیشتر فشار تا خایه ام خورد در کوس اش یک لحظه یک نفس عمیق کشید .و شروع به اوووف اوووف کرد بودنش لرزید فهمیدم ارضا شد لامصب کوس تنگ ونرم آنچنان فشار به کیرم آورد گفتم الا قطع میشه بیحال شد منم آهسته عقب جلو کردم کم کم آروم شد و تنگ به سکس داد منم کیرم کامل بیرون نکردم دوباره یواش میخرید داخل و صدای ناله اوووف بکنند مرررردم بنزین بلند شد من از شدت شهوتی شلاقی میزدم تو این وضعیت روش بودم 40 دقیقه تلمبه زدم تا آبم آمد از شدت شهوتی لبهاش گرفتم آبم داخل کس اش ریختم دیدم جیغ زدم چیکار کردی متوجه شدم وای ریختم داخل کوس اش وقتی کیرم بیرون آوردم صدای چلپ بلند شد گفتم جون تنگه خلاصه بعد از ان تاصبح ناراحت از حامله شدن داشت خدارشکر بعداز مدتی باردار نشد از ان موقع ماهی یک بار دزدکی کنارم میاد بهترین لذت ومیبره
نوشته: محسن
13 پاسخ به “خفت کردن دخترخاله”
با این نوشتن و ادبیات و کصشعرها شک ندارم که از روستایی ولی احتمالا سایز کیر ۲۵ سانتی و ۴۰ دقیقه گاییدن باهم ترکیب عمو جانی و خر خودتون بود فقط با این فرق که عمو جانی هم ۴۰ دقیقه نمیکنه ، تو کص دختر خاله ۲۵ سانت جا نمیشه فقط سایز ۲۵ سانت الاغ تون درست پسر جان ، حالا بگذریم از کصشعر گفتن دختر و آبیاری شبانه . فقط دیگه ننویس .
با 25 سانت زوری کردی رازی شد کیر خر روستا تو کون آدم لاف زن
کص گفتی
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست ۱۴ساله
د آخه چطور 25 سانتو تا دسته جا دادی یزید رو راست باش ، برداشتی کص خرو با دول 5 سانتیت گذاشتی اونم ک ب کیر خر عادت داشته ی جفتک گذاشته تخت سینت گفته سیک ، سرت ب سنگ خورده به خودت بیا…
تا سایز 25 بیشتر نخوندم جقی اسکول تو کف دختر خالت بمون تا زیر پات کیر خر 25 سانتی سبز بشه
مامانتو گایدم
اخه کیرم تو شورت مادرت بره عنتر کیر ۲۵ سانتی اکوادوری ها ندارن تو چوپون داری ۴۰ دقیقه منظورت ۴۰ ثانیه ههه کیرم تو مغز جلقیت حیف نتم
امشب هر چی داستان خوندم نویسندش گویا یه نفره بی سواد و جقی دست داخل شورت در حال جق زدن و نوشتن
عزیز روستازاده کصمغز بیسواد سلام پیشنهاد بنده اینه که دسته بیل باغبانی بابات را ببری طویه و در حالی که کیر خر خاکستری پدر گرامی را میمکید دسته بیل را نیز به اندرونی خود داخل فرموده شاید مغزتان تکانی خورده و نوشتارتان زیبا شود. دیوث این فحشی که بهت دادم از نظر ادبی و سبک نگارش در ردیف بزرگان ادب و هنر بود . بعد تو منیوچ الدوله آمدی با بیست و دو میلیمتر بلبل ( شما بخوانید کیر) کسشعر انشا کردی
عزیزان، لطفا اول جق خود را کامل کنید سپس دست به نوشتن بشین
سرهنگه چی شد ؟ گفت چلپ و تنگ به سکس داد
۲۵ تا کیر ۲۵ سانتی تو کس و کون خواه ادم دروغگو چی فکر میکنین راجع به خواننده داستاناتون که این اراجیف رو مینویسید مادر جنده ها علاف شما که نیستیم کس کش پدرا همش چرند همش چرت و پرت مینویسین.درضمن کیرم تو سواد نوشتاریت کس کش