اخاذی از دخترخاله

با سلام خدمت تمامی اعضای سایت بکن تو امیدوارم داستانی که میخوام براتون بگم مورد پسندتون باشه و اینکه تمام این داستان بدون حتی یک کلمه دروغ نوشته شده
داستان از جایی شروع میشه که من و دختر خالم نازنین توی دوران بچگی کارهایی در رابطه با دکتر بازی و اینا انجام داده بودیم که ناموفق بود و همه فهمیدند و حتی برای چندین بار بعدش هم همین اتفاق افتاد و یا توسط مادر من به گا می رفتیم یا مادر اون و خلاصه که انقدر لذت میبردیم که حتی اگر کار به جا های هم بیخ پیدا می کرد باز هم ادامه می دادم ولی این داستانی که میخوام بنویست برای سال قبل هستن که حدود دو ماه مونده بود به عید سال 1404 و شروع از اونجایی بود که داخل روستا همه ی اعضای خانواده مادری خونه ی خالم دیگم دعوت بودیم ( پنج تا خاله دارم و با همشون تا قبل این قضیه رابطه خوبی داشتم ) و با پسر خالم که نوه دوم خانواده بود رفتیم بیرون برای بادبادک بازی و اون جلوی ما با یکی دیگه از پسر خاله هام در حال راه رفتن و پیدا کردن جایی بود که محوطه باز باشه و بشه بادبادک رو هوا کرد و من و دختر خالم که یک سال از من کوچیکتر بود عقب تر بودیم. به فکرم زد که سر صحبت رو باهاش باز کنم و دوباره جورش کنم و از پسش بر بیام و گفتم یادته پشت مبل خونه مامان جون اینا مامانم تو چه وضعیتی دیدمون که گفتم چیزی یادم نمیاد و براش با جزئیات بیشتری گفتم و هی میگفت یادم نیست و خودشو میزد به اون راه و اونجا من نتونستم کاری انجا بدم موفق نشدم گذشت و چند وقت بعد خونه مامان جونمون بودیم و من تنها پسر اونجا بودن و اونجا سه تا اتاق داشتن که یکیش خاله هام و اینا نشسته بودن یکیش هم دختر خاله هام و منم توی یک اتاق زیر پنکه نشسته بودم و توی اینستا میچرخیدم. تشنم شد و رفتم اب خوردم و اومد سمت اتاق خالم اینا و اینکه تمام اتاق ها کنار هم بودن و اتاقی که دختر خاله هام بودن در شیشه ای مشجر داشت ولی گوشه شیشه شکسته بود و میشد داخل رو دید من داشتم میرفتم که چشمم به رنگ کرمی داخل اتاق افتاد وقتی از گوشه نگاه کردم دیدم بله دختر خاله من با اونیکی دختر خاله ها دارن نوبتی شلواراشونو رو تا زانو میکشن پایین و همدیگه رو میمالن و من هم همونجا گوشی رو در اوردم و یه فیلم سی ثانیه ای گرفتم البته از زمانی که دختر خالم که داستان در رابطه با اونه فیلم گرفتم و رفت دستشویی و یه جق مشتی زدم اومدم بیرون. کیفیت فیلم زیاد خوب نبود ولی میشد چهرهرو فهمید که کیه و چکار میکنه و من هم از همون برای تهدید استفاده کردم و زمانی که تنها شدیم در حد دو دقیقه که اون هم برای پیدا کردن کش مو اومد توی اون اتاقه که من بودم فیلمو نشونش دادم و بدجور سرخ شد و وایساد به التماس که پاکش کنم و از این حرفا که منم گفتم باید کار هایی که میخوام رو انجام بدی وگرنه فیلم رو نشون بابات میدم و اون هم قبول کرد و سر فرصت تصمیم گرفتیم که اون یک کاری بگه و من براش انجام بدم و من دوتا و هروقت موقعیت میشد یا لب میرفتیم و میمالیدیم و براش میخوردم ولی برام نمیخورد و میگفت حالم بد میشه و بیشتر از اون بهش فشار نمیاوردم تا یک روز داخل اتاق بودیم و گفتم باید از پشت بکنم تو کونت و گفت به شرطی که فیلم رو پاک کنی و دیگه این اخرین باری باشه که باهم همچین کاری میکنیم منم دو به شک بودم ولی دیگه قبول کردم و رفتیم پشت مبل و اول یک سوراخ کونشو لیسیدم و به خودشم گفتم توف بزنه و خودمم کیرم رو توف مالی کردم و گذاشتم دم کونش و یکم فشار دادم داخل و سرش رفت داخل و به اخ ریز گفت و یواش یواش داشتم تلمبه میزدم و با هر حرکتم یکم دیگه از کیرمو میکردم داخلتا اینکه کامل کردم داخلش و مثل وحشی ها تلمبه میزدم و ابم رو ریختم داخلش و کشیدیم بالا. امیدوارم که خوشتون اومده باشه و اینکه همینطور که گفتم هیچ دروغی در کار نبود و همه چی طبق اتفاق هایی بود که افتاد

نوشته: amir

بازدید 15,931

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

5 پاسخ به “اخاذی از دخترخاله”

  1. به نظرمن برعکسش اتفاق افتاده پسر خالت دیده داری جق می زنی ازت فیلم گرفته مجبور شدی درعقب روباز کنی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید