سلام. من اسمم متین و 25 سالمه. بی مقدمه شرو میکنم. من خودم ترکیه زندگی میکنم و خونوادم تقریبا میشه گفت مزهبین اما نه از اون سخت گیراش. من 3تا خاله دارم که ایران زندگی میکنن. یه روز یکی از خاله هام با 3تا دختر خالم اومدن پیش ما.یه دخترخالم 1سال ازم بزرگتره که اسمش شهلا و واقعا هیکل توپی داره و قدش 175 . بعدش رفتیم خونه دایم که اونم (انکارا) زندگی میکنه. این و نگفتم که ما استانبل هستیم و ده سالی هست که اومدیم اینجا. خلاصه رفتیم اونجا و شب موندنی شدیم و منم 6.7سالی میشد که خاله اینا رو ندیده بودم. به خاطر همینم صحبت انچنانی باهاشون نداشتم و نمیشد اصلا از این چیزا حرف زد. اما تو این مدت متوجه نگاههای یکی از دخترخاله هام شده بودم که یه جوری بود اما زیاد واسم مهم نبود چون قرار بود زود برگردن. همینجوری شوخیهای الکی و بی مورد و شروع کرد و منم دیگه یه خورده باهاش راحت بودم. خلاصه شب شد و دیگه وقت خواب بود و چون فقط من پسر بودم تو خونه جام و تو پذیرایی انداختن و منم رفتم اونجا و سرگرم بازی با گوشیم بودم که 2تا دختر خالم اومدن و گفتن ما خوابمون نمیاد. منم گفتم خوب منم همینطور بشینین اینجا . بعد یه یاعت یکی از دخترخاله هام خوابش میومد رفت بخوابه اما شهلا نرفت. گفت من هنوز خوابم نمیاد تو که خوابت نمیاد؟ منم گفتم نه. اینم بگم من اصلا هیچ فکری از اون لحاظ نداشتم چون همه اطاق بغلی بودن و معلوم نبود کی خوابه کی بیدار. همین جوری حرف میزدیم و گفت حتما اینجا دوست دختر زیاد داری نه؟ منم گفتم نه بابا دختر چی دوست چی. گفتم تو چی؟ ایران هنوز گیر میدن؟ گفت اره اما ما که توجه نمیکنیم! بعد گفت توجه نمیکنن! گفتم با کسی دوستی؟ گفت نه. با یکی دوست بودم که میدونستم بابام من و بهش نمیده جدا شدیم و منم دیگه حوصله این چیزارو نداشتم. گفتم رابطتون چطور بود؟ گفت مگه رابطه ها چطورن؟ گفتم پاک بود؟ گفت به خدا فقط در حد بوس و بغل کردن. منم یکم ابراز همدردی کردم و بعدش باهاش راحتتر بودم. واسش یه داستان که واقعی بود تعریف کردم که نیمه سکسی بود و درباره عروس و دوماد که طولانیه بگم خسته میشین. تو هین تعریف کردن داستان اومد پتو من و برد رو مبل دراز کشید و انداخت رو خودش. منم گفتم من از بوس بیشتر از هر چیزی خوشم میاد. گفت اااااا مگه فقط تو خوشت میاد. گفتم توام خوشت میاد؟ گفت نه فقط من همه خوششون میاد. دیدم موقشه گفتم اگه الان ازت یه بوس بخوام چی میگی؟ چیزی نگفت. دوباره پرسیدم بازم چیزی نگفت. روشنایی اطاق جوری بود که معلوم نبود در چه حالیه. رفتم جلو دیدم پتو و کشیده رو خودش و با ستاش محکم پتو و گرفته زیر چونه اش. و چشاشم محکم داره به هم فشار میده. گفتم بزنم؟ باز چیزی نگفت یه کم میلرزید. منم دیگه جرات تمام پیدا کرده بودم و لبم و گذاشتم رو لبش اول بسته نگه داشته بود اما بعد باز کرد و همکاری کرد منم اروم پتو و از روش کشیدم و روش دراز کشیدم. مبل جوری بود که به زورمیشد روش دراز بکشی هم از لحاظ درازی هم پهنی واسه همین همه جامون خوب باهم تماس داشت. بعد یه کم لب بازی دیگه معلوم بود حشرش زده بالا و دستم و بردم رو سینش دیدم چیزی نمیگه و شروع کردم مالیدن. این و نگفته بودم که بخاطر مهمونی همینجوری الکی لباس (کردی) پوشیده بود و به راحتی نمیشد به لختی رسید. هنوز به جاحای حساس نرسیده بودم که صدا نفساش در اومد. لباسش و دادم بالا و سوتینشو برداشتم. واقعا سینه هاش رو فورم بودن . اناری و یه خورده بزرگ. شروع کردم به خوردن سینش و اونم دیگه قشنگ همکاری میکرد. دستم و بردم طرف کسش و اول گفت نکن اونجارو دست نزن اما انقد حشری شده بود که دیگه چیزی نگفت و میمالیدمش اما رو شلوار. دستم و بردم زیر شلوار رو شرتش احساس کردم خیسه. بردم زیر شرتش و انگشتم و کردم تو کسش و همش 1دقیقه نشد که ارضا شد. اما بازم میخواست. منم کیرم و دراوردم و بردم پیش صورتش که گفت نمیتونم و لب نزد اما با دست خوب مالیدش و منم بلندش کردم رو زمین و همون با دست یه بار ابم و اورد و گفتم دیگه بسه و برو هنوز کسی نیومده گفت باشه و ساعت و نگاه کردم دیدم ساعت 1 شبه. میخواست بره که گفت (نه) و ایندفه اون من و خوابوند و روم دراز کشید. اینفه جوری لبم و گاز میگرفت که خیلی دردم میومد. برش گردوندم و شلوارش و کشیدم پاین و گفتم اوپنی؟ گفت نهههههههههههههه. گذاشتم لاپاش و گفت بیچارم نکنی. گفتم نه هواسم هست. لاپایی یه بار دیگه ابم اومد و باز دیدم اونم ارضا شد. دراز کشیدم کنارش و بعد 10 دقیقه گفت برم؟ گفتم نمیدونم! میری؟ چیزی نگفت. خودم و قلت دادم روش و گفت دیگه جون ندارم. گفتم جون میگیری. شروع کردیم باز لب گیری و ایندفه گفتم باید بزارم توش. گفت بخدا سالمم. گفتم از عقب. گفت نه بخدا خیلی تنگم. گفتم اگه دردت اومد نمیزارم. به اصرار زیاد چرخید و همین که سر کیرم رفت توش داد کشید و اول گفتم دیگه همه میان اما کسی ننشنیده بود. دیگه ترسیدم بزارم و باز از جولو شروع کردم ایندفه تا ابم اومد پدرم درومد اما اون زودتر ار من ارضا شد و ابم و ریختم رو کسش و ساعت و نگا کردیم دیدم 3.30 شده. گفت واای و خودش و جمع کرد و رفت جلو در و برگشت یه لب دیگه گرفت و گفت واقعا حال دادی . صبحش ساعت 10 که از خواب بیدار شدم رفتم بیرون دیدم دارن صبونه میخورن و یکی از دختر خاله هام گفت وااای چی شده؟ گفتم چی چی شده؟ گفت برو جلو اینه. رفتم دیدم گردنم همش کبود شده و برگشتم دیدم همه یه جوری نگام میکنن و دیگه همه فهمیده بودن اما کسی چیزی از دختر خالم نگفت و فقط میگفتن دیشب کجا بووودیییی؟؟؟ تا چند روز کبودیش رو گردنم موند و بعد اون روز 4.5باری همینجوری باهاش سکس داشتم اما همیشه عجله ای و سرپایی.
دیگه هر نظری میدین به خودتون بستگی داره اما وژدانن حقیقت بود و میدونم غلط املایی زیاد داشتم چون خیلی وقته ازایران اومدم و فقط 3کلاس اونجا درس خوندم.
دیگه هر نظری میدین به خودتون بستگی داره اما وژدانن حقیقت بود و میدونم غلط املایی زیاد داشتم چون خیلی وقته ازایران اومدم و فقط 3کلاس اونجا درس خوندم.
نوشته: matin
73 پاسخ به “شب اول و 3بار سکس با دخترخالم شهلا”
بد نبود،خوبم نبودراستی چرا باهاش ازدواج نکردی
کیر ابرام تاتلیس با هرچی ترک استانبولی توکونت بچه کونی.جای توبودم میرفتم استادادبیات دانشگاه صنعتی شریف میشدم.آقای مزهبی.خداتا غلط املایی داشتی بچه ترکیه ای.
خدمت جونور اقامیرزابروسلی برسونم بااحترام فراوان اینجاجای الواطی نیست یه تاپیک بزنید هرکی اینجابساط لحب ولعب درسته کنه وشاپورتی بازی دربیاره بامن طرفه.من پراید ندارم مثل امیرزا تااخرنظرات برم باید پیاده برم خسته میشم
نخیر چی دعوتتون کردم نه بابا شاوغش نکنید کتک]
[/quote]
نخــــــــــیر.هرکی بیاد دیگه پای چشم و بادمجان و ازجورحرفها
جناب جونور واقامیرزا نمیان چون من گفتم بهتره شمام بری پیش اونها…..دبرودیگه تانصفت نکردم
اهای امیرزاسلام. اینجا بساط میکنید خوب یکی بخواد نظر بده باید 10فرسق رابره خوب ادم خسته میشه توپراید داری ماکه نداریم چیکارکنیم
همون که اسمتونمیتونم بخونم مثل اینکه حوس کتک کردی .بیاین اینجا سربزنید خوشهال میشم.http://shahvani.com/content/پیام-های-ولنتاین
پس معلمای انشای ترکیم خوب نیست…یادت ندادن خوب انشا بنویسی!هه . . .
وای خدا…این دیگه کیه؟ تو دو سه خط میدونی چند تا غلط املایی داری؟بچه من فهمیدم که امثال اینا میخوان زبان مارو از بین ببرن،مثل عربها که اومدن و خط پهلوی رو از ما گرفتن و الفبای عرب رو به خورد ما دادن و الانم میخوان با از بین بردن اصل زبان ماها هم مثل ترکیه و… بی هویت بشیم.تو یکی از کامنت ها هم اینو گفتم قبلا:گفت دیدی با زبان پاک ماکینه توزی های آن تازی چه کرد؟……بچه نذارید یه بار دیگه تاریخ تکرار شه و شعری بیاد که بگه،کینه توزی های غربی ها چه کرد…متاسفانه این فاجعه به پیامک های مردم(حتی قشر تحصیل کرده) سرایت کرده و همه به دو دلیل میگن پیامک انگلیسی میدیم:1.کلاس داره2.کم سوادیمماها کسایی هستیم که پیامبر سعادت مارو پیش بینی کرده:هم از نظر علمی و هم ایمانچرا اونا نباید فارس بشن؟؟حتی دکتر حسابی هم گفته:زبان فارسی می تونه یه زبان بین المللی بشهپس بیایید و قبل از نوشتن ویراستاری کنید و کلماتی که به طرز نوشتنش شک دارید،رو با تحقیق ویرایش کیندموفق باشید:شری جون
موجود پریشان نحیفی هستمپیش تو تمنای ضعیفی هستمتو سطل زبالهای پر از خوشبختیمن گربهٔ ولگرد کثیفی هستم !
پدر به دختر :دخترم این موقع شب تو بالکن چیکار میکنی ؟؟دختر : دارم ماهو میبینم بابایی !پدر : پس بی زحمت به ماهت بگو ماشینشو خاموش کنه ، صداش نمیذاره بخوابیم!
منم لاپایی دادم. خیلیییییی حال میده/ یه جوریییی میششششه آدم / جوووووووووووووووووون
بابا شما بس ناجوانمردیدمن باید کلی بگردم بی معرفتا؟چرا نمیگید بساط شامورتی بازی کجاست ها؟
آغا امروز نهار برنج پاکستانی هوار هوار خوردم بعدشم با رفیقم رفتیم ماشین سواری داداش بچه مایه داری امروز رو به شب رسوندیمدر ضمن تو روح اونی که منو نظر کرده بود امروز گوشیم افتاد به 3 قسمت باطری و پشت بند و شاسی تبدیل شدحالا من از کجا برم گوشی بگیرم :’’( :’’( :’’( :’’(
داداش اون n8 که گفتم پارسال داشتم همون بلای خلا رو تجربه کرد و بعد با یک شستشو بعد تعمیر به پسر داییم قالب گشت 😀
آقا امروز تو ماشین دوست داشتم برای اون لحظه عرفانی که هم سوار پراید بودم هم تو شکمم برنج بود هم مرغ اینو به صورت ضبط شده رو گوشی مهیا کردم و براتون مینویسممنم خوش بخت عالم این دم که بر پراید سوارمشکم سیر از آن عشق خواجه که باشد همه از او هوارمهوار و داد و فغان از او که برنج را به کامم تلخ کردهدانم که او مرا دعایی تلسمی بس سخت کردهگوشی برفت به فاک عظما به کیرشگویی تو من کی رها شوم ز نفرینششکم سیر و سوار بر ابر پولی به نام پرایدحال برای ادامه روم خانه سراغ یخچال ساید بای سایدخورم از آن برنج و مرغ و کوفت و زهرمارالهی بلای گوشی من بر سر خواجه هم بیار
نه بابا من پارسال هنوز لبتاب نداشتم واسه بیرون رفتن و استفاده از نت اونو خریدم وگرنه ما کجا بچه مایه دار کجامیبینی که یه برنج و مرغ خوردیم از طریق این تریبون همه رو خبردار کردیم از خوشحالیدرضمن گلکسی 3 خواستی یکی دارم دست دو هستش ولی خب حداقل یه سال برای تو کار میکنه 😀
وژدانن فیلم نجیب خان خیلی روت تأثیرگذاشته اونم مثل تو مزهبیه !!!:-D
نه داداش خدا شاهده 650 دلار نقد پول دادم برام از دبی آوردنخواستی کنارش عکس بگیری بگو آدرس بدم :Dدرضمن تو زمان دلار 3850 تومنی من 650 دلار دادم دیگه محاسبه با خودت داداش 😀
درود بر اساتید بزرگوار… ازانجا که در بهبوهه ی جشن ولنتاین هستیم… بگفتم اندکی از داستان های اینجا در تنهایی و سوگ خود بنوازم… بلکه مارا اندکی حالکی بود در این سوگو اندکی کیر راستدکی… که براستی چقدرکس شعر بگفتی چنپرتکی… و حالا بسرایدم من برای تو سرودکی بلکه در تخلیط اعضا فتد…
سیخی جون چون تعداد ناظران داستان کم شده دیگه حسش نیست عزیزم وگرنه در خدمت هستم عزیزدل برادر
عزیزان بنده بلاخره از اسپم به بیرون بیامدی اما… از درد خود بسی اندوه چه گویم که کلی وقت گذارده بودم و بسی حکایت نبشته بودمو مهر و موم شده بنهادی در اقاصیص اما ارور 404 بیامدندی و من انیشیدمی که ان بنشته شده اینجا چون هنر ان است که همیشه اینگونه بود… اما این سری اینگونه نبوی و حکایت اپلود نشدندی و زحمت بر باد برفتی و چون من نیز سواد بشستم ان هجو مندرس گشت و از صفحه تاریخ تارو مبهوت… اما گر یاری دهد ذهن به قلمو خون خود نویسم کز این اندوه حکایت ها…
آمیرزا که دفتر مشاوره زدهبروس که نمیدونم کجا غیبش زده مدتیکه اطلاعاتی نمالیدی که مریضهتو هم که داری اینوسط با خودت حرف میزنیمنم که دارم مشکل ایمیلم رو به ادمین میگمپس کی هست واسه شامورتی بازی؟
داداش گوشی ما رو سوژه نکنید ما روش غیرت داریم ها گفته باشم 😀
آقایون منو با فلانی میونم ردیف شده ببینید اسمم رو هم به فارسی تغییر داد 😀
باران هنگامه می کند بسی نرمنرمکمرا یاد تو اندازد اندک…که روزی روزگاری در کف خویش…بود کف یار گل خویش … اما اینک…بود سما و بی خوابی …بود درد ها و بی تابی…اگر کز عشق بگویم من … مرا رین حال انداخته…بگویند تو را اینک… شکم سیری رپ انداخته…نمی دانند نداریم ما ز خانه مرغو نونو و قلیونی…نمیدانند بود برنج فورشش دون دونی…نمی دانند چه ها از دردت کشیدم…در بارگه عشق… نهین من تو را بوسیدم…نمی دانن کز ره عشق ولنتاین در سرما پوسیدم…کارگری… بسی عملگی کردم… با پوتین لگد زدند به پوستینم…که توانستم خرم کادویی بهر لاو و هاتی…که امروز می گویند من حق ام هست در دنیای الواتی…بشینم من به یاد ان روزها… کشیم اری من بکس بکس…سیگار اسی بلک اری برم کز دود ان سرخ…اگر باز نیز بگویم من… نیوفتد در تخلیط چونکه…چنین کویند مریض عشق خرست … اگر کند کس مفته…ندهد تف اراجیفو نزند جرقی نیم خفته…تف دهد کز کس زینهار گویند بود زندگی اندر او خفته…
داداش گلکسی هنوز سالمهبه همون خدا که میگن عالمهامروز xperia از دستم افتادواسه همین الان این حالمهدوستان من گوشیبازی کارمهفردا میدمش تعمیر ،دوروز دیگه پولش کنارمه
لیدی مریضه دوستان بیاید با هم دعا کنیم یا زودتر بمیره که زجر نکشه و انقدر تو این دنیای کثیف رنج نبره و پرایدش مال ما بشه یا اینکه دعا کنید خوب بشه و هی با اون پراید خیلی میلیونیش برای ما فخر فروشی کنه
خب مال کیه ماهم در جریان باشیم داداش
عاقا موضوع اون پراید رو روشن کنید ببینیم ورثه کیه ما امیوار باشیم یانه 😀 ~X(
آمیرزا اون موضوع پراید رو روشن کن من براش کلی برنامه ریزی کردم جون داداش :B
عاقا چرا میزنی؟خب برای تو ولی کلک با کی قرار داری؟ها؟:D
X( salam dostane azizشراره یه متنی داده بود که من باید حتما جواب میدادممن عربم … تو اهواز زندگی میکنم … من نه میخوام بگم زبان عربی چنان است نه زبان فارسیهرکسی میدونه کاملترین زبان زبان عربیهولی یکم مراقب گفتارمون باید باشیم شراره تو پیشرفت رو بین عرب ها میبینی یا فارس ها ؟ اینو کار نداشته باش هرکسی مراقب خودش و اعمالش باشه کافیه …
دوستان منم خونه قلب مسین دعوت کنید بابا میخوام رکورد دو بار برنج خوردن تو یه هفته رو تو دفتر افتخاراتم بنویسم 😀
عاقا من آزاد شدم بالاخره آخیـــــــــــــــــــــــــــــشدر ضمن حق با بروس لیه 😀
azizam enghadar az ab koset va koset baraye en khozavalat maye nazar .vaghean hif koset nist
عاقا آمیرزا برو بزن این سیستم جمع و تفریق رو تبدیل کن به محاسبات 20 مجهولی من که آزادم خودتم که هواتو دارم بزار این بروس نتونه خوابهاش رو بگه مرتیکه مامورنما 😀
بروس من که بلد نیستم معادله حل کنم :Dمیخوای ازون بجنوردیه بپرس 100%بلده 😀
به به داستانها دارن تو قسمت نظرات به صفحه 4 هم میرسن ها :))
ببین میرزا هواستو جمع کن من کنگ فو بلد نیستم ولی میگم بروس بیاد دوتا فن روت بزنه تا دیگه واسما معادله طرح نکنی
دوستان من دارم کلیپ آپ میکنم نمیرسم زیاد بگم و بنویسم شما چرا حناق گرفتید ها؟ 😀
بچه ها برید شروع کنید به حل کردن من میام ورقه ها رو جمع کنم :Dاوهوی بروس مامور نما تقلب نکن :Dمروا سرت رو برگه خودت باشه بچه 😀
جونور من که تقلب نکردم :’’(همش تقصیره میرزاست حواس منو پرت میکنه 😀
نشان مخسوس هم داری میرزا کومون؟ :))
من که ندیدم :))
باشه تصور میکنم با چشم دل عجیجم خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
دوستان همتون فردا اسپم هستید تا دو روز ادمین خودش به من گفت 😀
اول تو رو اسپم میکنم بروس مامور نمای بیتربیت بوگندوی تهمت زننده شائولینیان پور #:Sاه چه فامیلی دورودرازی داری پسر نفسم بند اومد
بگم ؟! بگم؟!میگم ها!! بعدا نگید طرف نامردی کرده!!
بوگو منو اسپم نکنه ها من تازه آزاد شدم (عادمی در حال التماس)میرزا رو اسپم کنه یکم بخندیم بهش 😀
دلتون بسوزه من بیکارم فردا تا ظهر میخوابم
عاقا بساط لهو لعب تعطیل برید کپه مرگتون رو بزارید دیگه اَهباید بیام بزور بندازمتون بیرون برید بخوابید فردا کارو زندگی دارید بدبختا برید دیگه ~X(
اه اه توام که همش امتحان داریباشه من این مسئولیت خطیر رو به عهده میگیرم
امروز ازبروس علی گرفته تالیدی امیرزاجونور قلب نمیدونم چی چی سخ کاکتوس ماتو .هرکدومتونوببنم تیکه بزرگتون گوشتونه فقط امدید جرات داشتید پیام خصوصی بدید سریع بیام .هــــــمـــــتـــــــونــــــومـــــــیــــــــکــــــشـم…
عاقا تهدید میکنن من نمیام اینجا 😀
دوستان من رفتم سر افسانه رو کردم زیر آب بیاید و هر چی دوست دارید انجام بدید ولی تو رو خدا وسط این لهو لعب تخمه نخورید که اینجا کثیف بشهبا تشکر :جونور
عاقا نشد که ما تا لنگ ظهر بخوابیمتا پیدا شدن خودجوش مکان بعدی ،بساط شامورتی بازی در همین مکان ادامه خواهد داشت
بروس بروس بروس بروس =D>
برسلی دست منه وباید 60شنای بی دست رودماغت بری تاتنبیح بشی .بهت بدم
به به انگار وجود نازنین منو کم دیدید که به اون بروس مامور نما رو میندازید برای محافظت از خودتونعاقا اعلام میکنم من درجه یک چاقو کش محل خودمون هستم :Dمرد میخوام بیاد جلوااااااااااااااای نفـــــــــــــــــس کِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِــــــــــــــــــــــــــــــشهمتون :SS اینجوری کنید تا ببینم کی ترسیده
معلوم نیست بااین امیرزاچه برنج. تایلندی اوفففف میخورید که شبها بیدارید.بخاطر همین مجازات میشید که بابزرگتر خودتون که حد اقل99999سال بزرگتره نگردید. وبدونید یکی میاد نظر میده باید چهرصفحه پیاده بیاد چون پراید نداره میمون فضایی نداره پیادم بیاد قیمت یه جفت کفش مساویه با10قاشق برنج تایلندی.شماهادارید مانداریم چیکارکنیمحی ماتو بروس که هیچ پد پسر شجاع باتمام حیوانات جنگل سبز بیان گربه نره باروباه مکارهم بیاد استاد معبد هم بیاد گوشتوول نمیکنم
بروس انقدر شکمتون پربود که همگی خوابتون برد صبح زود امدم کرکره بکشم بالا دیدم پشت درافتاده برش داشتم به این نشون که روی دسته اش یه دایره دوتا خط قوس توش هست روی دسته ی سمت چپش …
بروس لی جان فعلا میبینیم مورد حمله ای و دستت خالی برای انجام هرگونه دفاع شخصی و غیرشخصی حالا چطور میخوای از بقیه دفاع کنی؟اژدها وارد نمیشودمارمولک کراتین خورده وارد میشود و اژدهاپنداری میکند =))
بروس جون نانچیکو رو من دم صبحی داشتم اینجا رو تمیز میکردم با آشغالا گذاشتم دم در حتما بچه ها ورداشتن بردنعاقا لطفا شبا اینجا رو کثیف نکنید صبحی 2 ساعت نظافت کردم هادر ضمن شارژ این هفته رو ندادین هی دارید میاید زیرداستانی کامنت میزارید 😀
شمشیر تو میرزا.عاقا ماجادوکی خوندکی جونورکی مارویین تن بودنکی.خخخخبوروسععلی بروتاپیک پیام های ولن تاین برشدار تانشکستمش.راستی اقایون یه سربیاین اونجا یه چیز مختص شماها نوشتم
بابا جریان اسگل جون فرق داره بزنید به رگ کامنت رو من خودم میدونم اون چرا حذف میشهمن از خود ادمین پرسیدم جریان داره
چقدرامدید تاپیک پیام های ولن تاین .خجالت زدم کردید.امشب دورهم جمع شید بخورید زنگ میزنم ادمین بیاد ببرتتون بلاک اب خونک بخورید.جونورشمادرجریان باش
هوی بروس مامور نمای نانچیکو گم کرده پاچه خوار خواب نما شده باسن گشاد میمون دوست 5800 یان پورچرا از خودت مایه نمیزاریمردک مامو رنما 😀
افسانه 19 شرمنده من کلا آدم فروش نیستم برای چی در جریان باشم؟ولی اگه منظورت بروس و آمیرزا و ماتو و قلب مسین و لیدی باشه راحت در حد یه کیلو خیار حراج میکنم :Dفقط کافی لب تر کنی 😀
عموجونور اینانباید یه جاپاتوق کنن اونم سرکوچه خوب ناموس مردم میخواد بیاد رد بشه روش نمیشه . یه تاپیک بیاید الواتی کنید….قلب مسی من شیطونم دستت دردنکنه.
دنبال یک خانوم واسه سکس تل میگردم اگه کسی هست پیام بده لطفا
akheyyyyyyyyyyyyyy