آگهی نظافت

سلام دوستان داستانم کاملا واقعیه و فقط اسم هارو تغییر میدم به یسری دلایلی… تا حالا سابقه نوشتن نداشتم اگه بد شد دیگه به بزرگی خودتون ببخشید❤️

من مانیام ۱۹ سالمه، زیاد اهل تعریف از خودم نیستم ولی هرکی منو میبینه از چهره و اندامم تعریف میکنه، بشدت دختر حشری ای هستم ولی تاحالا رابطه کامل با هیچکس نداشتم، با همه دوس پسرام در حد خوردن و مالیدن بوده رابطه هام، داستان من ازونجایی شروع میشه که دنبال یه کار میگشتم که فوری همونموقع پولشو بگیرم چون بشدت پول لازم بودم، رفتم تو آگهی های دیوار همشون باید حداقل یه ماه کار میکردم تا حقوق بدن، آگهی نظافت خونه توجهمو جلب کرد توش گفته شده بود که هرروزی که نظافت انجام داده بشه پولش پرداخت میشه، منم پیام دادم شرایط کار رو پرسیدم قرار بود فرداش طرف بیاد دنبالم، خلاصه فرداش شد بیرون بودم، طرف اومد دنبالم ماشینش خیلی خوب بود مشخص بود که طرف پولداره، نشستم تو ماشینش شروع کرد حرف زدن از خودم پرسید از خانوادم پرسید و اینکه چرا اینکارو انتخاب کردم وقتی سنی ندارم منم سوالاشو چندتا یکی جواب میدادم که پررو نشه، و فقط دوتا سوال ازش پرسیدم اینکه متاهله یا مجرد و اینکه چندسالشه، که گفت مجرده و ۳۵ سالشه، حقیقتش یکم وقتی فهمیدم مجردی زندگی میکنه ترسیدم باهاش برم خونش ولی خب از یه طرفم به پولش نیاز داشتم و هیچی نگفتم تا رسیدیم، درو باز کرد رفتم تو دیدم خونش اونقدرام بهم ریخته نیست و کارم سبک بود خودشم اومد داخل نشست و نگام میکرد، شروع کردم به شستن ظرفا اپن و سینکو اینا که لباساشو آورد که بزارم تو لباسشویی بشورم و به بهانه های مختلف دستمو میگرفت و دستشو میکشید به بدنم، خودشو چسبوند پشتم منم خیلی وقت بود رابطه نداشتم خیلی حشری شدم کونمو مالیدم به کیرش در حد یه ثانیه و رفتم نشستم رو مبل با گوشیم بازی میکردم منتظر بودم لباسا شسته شه اومد کنارم نشست به بهونه اینکه با گوشیم بازی کنه دیگه علنا چسبیده بودیم بهم اینقد جفت هم بودیم دستاش یخ بود اینقد سرد شده بود، خودشم همش نفس نفس میزد و نفساش کش دار شده بود، دستمو گرفت گفت چقد تو داغی، گفتم کلا چه تو فصلای سرد چه گرم بدنم همیشه گرمه،گفت پس منم دستتو بگیرم شاید یکم گرم شدم دستمو گرفت اون‌یکی دستشم که انداخته بود پشت سرم کم کم به زیر لباسم حرکت داد گفت بدنتم که خیلی داغه این دستمم گرم کنم و دستشو از زیر لباسم گذاشت رو شکمم منم سرم تو گوشیم بود بازی میکردم، خیلی حشری شدم دستشو از رو شکمم آوردم بالاتر رو سینه هام گذاشتم که یهو گوشیمو از دستم کشید گذاشت کنار و شروع کرد مالیدن سینه هام و خوردن لبام، همه جامو بوسید و لبامو میخورد کم کم اومد سمت گردنم لیس میزد و میمکید و همش نفس نفس میزد نفسای منم کش دار شده بود بهم گفت چقد نفسات که به گردنم میخوره داغن و حشری شد و با شدت بیشتری سینه هامو مالید و گردنمو خورد، کم کم هودیمو زد بالا از بالای نافم میبوسید و لیس میزد تا رسید به سینه هام اینقد مک میزد که آخم در اومده بود و آه و ناله هام دیگه دست خودم نبود، مث بچه ای که از سینه مادرش شیر میخورد همونجوری سینه هامو میخورد و تو همون حین از دستشو از رو شلوار برد سمت کصم و میمالید آه که میکشیدم بیشتر حشری میشد و سینمو گاز میزد دوباره میرفت سراغ اون‌یکی اونم گاز میزد و میخورد منم همش بش میگفتم بیشتر بخور حشری شده بودم خیلی دستشو از رو کصم برداشت اومد روم و کیرشو میمالید به بین پاهام به شکمم به سینه هام که یهو آبش اومد ریخت تو شلوارش، اینقد حشری شده بودم شلوار و شورتشو کشیدم پایین و دور کیرش هرجا آبش ریخته بودو لیس زدمو خوردم وقتی تمیز شد یهو بلند شد کیرشو کرد تو دهنم تندتند تلمبه میزد داشتم خفه میشدم با کیرش که واسه بار دوم آبش اومد و همرو ریخت تو دهنم، دهنم پر از آب کیر شده بود سرمو گرفت بالا ک نریزمش و قورتش بدم منم به هر زوری بود تا قطره آخرشو قورت دادم جفتمون بی‌حال شده بودیم و رو مبل افتادیم، بعد از یکی دودقیقه شماره کارتمو ازم خواست و واسم ۳ میلیون زد، خواست برسونتم خونه چون نمیخواستم خونمونو یادبگیره پاپیچم بشه اسنپ گرفتم رفتم، وقتیم رسیدم کلا بلاکش کردم از همه جا، ببخشید اگه طولانی شد تجربه اولمه داستان سکسمو مینویسم، فعلا خدانگهدار

نوشته: P.r

بازدید 2,522

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

4 پاسخ به “آگهی نظافت”

  1. بازم میخوردی براش چی میشد؟ چه کاریه میخورین میرید بلاک میکنید؟

  2. داستان یک پسره کص ندیده بدبخت بیناموس دلقک کص ننت دوبارم میام ننتو میدزدن از تخت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...