رفتم تو دیلدو فروشی یه دوری بزنم. همون اول که رفتم تو، هرکی اونجا بود برگشت نگام میکرد. شلوغ نبود کلا دو سه نفر. ولی خب جو سنگینی بود. بهشون نگا نکردم حواسم رفت پی دیلدو ها که یهو یکی اومد جلوم سبز شد گفت ببینمت. با یه پوزخند رو لبش. گفت معلومه با این قیافت اومدی برا خودت چیزی برداری ن کس دیگه. پوزخندشم پررنگتر شد. خواستم چیزی نگم و از کنارش رد شم ک یهو دست انداخت زیر لپای کونم و فشار داد بعد از پشت سرم دست برد یه دیلدو برداشت گفت نگا چی پیدا کردم. نشونم نداد. دامن پام بود. برداشت مستقیم برد زیر دامنم. اینکه ندیده بودمش استرس اورد بود ولی چیزی نگفتم. دستشو از کنار اورد لابد شورتمو کنار بزنه ولی دید شورت پام نیس! هی پوزخندش پررنگتر میشد. گذاشتش رو سوراخ کونمو فشار داد. یهو نه، ولی مداوم بود فشارش. خشک بود. امادگیشو نداشتم. نمیرفت تو. سرش باریک بود رفت ولی بعدش کلفت تر میشد. کمکم دردم اومد. فشارش کم نمیشد هی هل میداد توم. قیافم رفت توهم بخاطر اینکه صدام بلند نشه خب بقیه نشون، نگاهمو ازش گرفتم و سرمو اوردم پایین دستمو گذاشتم کنار کمرشو سرمو گذاشتم رو سینش. فشارشو خیلی بیشتر کرد و همش رفت توم. نزدیک بود صدام بلند شه. اشک اومد تو چشام. فک کنم یه ده سانتی میشد. دستش همون از روی دیلدو، رو سوراخم بود. انگار هنوز فشار میداد. گفت بیا بازم برداریم، چیزای باحالی داره. سرمو از رو سینش برداشتمو کنارش وایسادم. چن قدم برداشت، یکی دیگه که خیلی کلفت بود برداشت گفت این نمیره توت. با پوزخند. یکی دیگه برداشت که دراز بود. هربار یکی برمیداشت برمیگشت منو نگاه میکرد و باز میذاشت سرجاش، انگار میخواست اونارو بکنه رو صورتم! و صورتمو داشت اندازه میگرفت! اخری بیشتر از نیم متر بود، گفت ببین اینو. اخ تا تهت بره. لباشو گاز گرفت از تصورش تو من خیلی خوشش اومد. من فقط نگاش میکردم و همه مغزم تو کونم بود. رفتیم پای صندوق اون درازه رو حساب کرد ولی یه دونه شبیه اونی که تو کونم بود رو هم داد. وقتی خواستیم بیایم بیرون فروشنده گفت اینو یادتون رفت، گفتش ن یادمون نرفته بعدم هردوشون لبخند زدن.
ماشینشو نشونم داد گفت بریم سوارشیم. خواستم بشینم دردم گرفت. بجا اینکه عادت کنم، هی بیشتر اذیت میشدم. ن میتونستم زور بزنم بدم بیرون، ن میتونستم خودمو جم کنم بره تو. کلا ادم ناخداگاه این دوکارو معمولا انجام میده، ولی بهش فک نمیکنه. ولی الان که باید اونو توش تحمل میکردم، میدیدم که هر دوتاش سخته.
هیچ کدوم حرف نزدیم. رسیدیم خونش پیاده ک شدم از رو دامن دستشو گذاشت رو دیلدو تا رفتیم تو خونه. همون جلو در یه مبل بود گفت بده بالا ببینمت. منو خوابوند روشو پاهامو داد بالا سمت سرم. دستامم اورد زیر زانوم گفت نگهش دار. شرو کرد اسپنک کردن کونم، اول یواش میزد ولی کمکم محکم تر. خیلی زد. دستمو برداشت و پاهامو باز کرد از هم. زد رو کوسم. زیاد. نالم دراومد دیگه. گفت پاشو بریم دستشویی. لباسامم دراورد. تو دستشویی گفت کونتو خم کن رو توالت، دیلدو رو کشید بیرون. اخ انتظار داشتم حس رهاشدگی باید داشته باشم، ولی همزمان دراوردنش خیلیم درد داشت. شیر ابو باز کرد تو کونم. شستش. ینی پر می شدم از اب بعد ابو خالی میکردم. برگشتیم رو مبل. دمر خوابوند منو کیرشو گذاشت تو کونم. باز شده بودم برا همین راحت بود تقریبا ولی وقتی تلمبه زد هی سخت تر شد. صدای نالم بلند بود، چون دردش زیاد بود. نزدیکای نیم ساعت طول کشید بعد کیرشو دراورد مستقیم دیلدو رو بازم گذاشت توم. هم حین تلمبه هاش هم بعدش هم زیاد اسپنک میزد. کونم لذتی برام نداشت ولی انگار اذیت شدنم تحریکم میکرد. رفت خوراکی اورد بخوره، نشست کارم پاهامو باز کردو کوسمو اسپنک میزد تا خوردنش تموم شد. پاشد دیلدو رو دراورد بازم کیرشو کرد توم، این دفه انگار طولانی تر بود. حس میکردم دیگه کامل باز شدم، اذیتم نمیکرد زیاد. چشام تازه خمار شده بود گفت اوه میبینم خوشت میاد. دراورد از توم رفت یه چسب پهن و پارچه ای اورد چسبوند رو کوسم. گفت خب دیگه اتفاقی هم بهش دس نمیزنم ببینم این چشم خماریت ادامه داره؟ کیرشو کرد توم بازم چند بار تلمبه زد دید نزدیک ارضا شدن نیستم انگار. شروع کرد زدن رو کونم همزمان. نمیدونم چقد گذشت ولی ارضا شدم. به کونم حسی نداشتم ولی اون صحنه ای توش بودم، خیلی تحریکم میکرد. منکه ارضا شدم اونم ابش اومد تو کونم. بعدشم رفت اون ور مبل لم داد. یهو گفت ولی نمیشه خالی بمونی که. رفت دیلدو درازه رو اورد. کرد توم. سخت نبود. رفت تو، ولی هرچی بیشتر میرفت بیشتر اذیت میشدم. هرچند سانت که میرفت تو یکم باهاش تلمبه میزد بعد ادامه میداد. واقعا ازاردهنده بود ولی چیزی نگفتم گذاشتم تا اخر ببره. تو شکمم پیچ خوردنشو حس میکردم. اخ پیچ خوردنشو تو شکمم حس میکردم، وقتی یکمم تلمبه میزد توم. حس عجیبی بود. تهشو که خواست فشار بده بره توم کامل، نمیشد، انگار به ته رودم رسیده بود، ولی هی فشار میداد، بیخیال نمیشد. منم هی دردم بیشتر میشد. میخواستم داد بزنم. همچنان ادامه میداد. زیر دستش پیچ و تاب میخوردم و اون هی زور میزد، تا بالاخره همشو کرد توم. گفت اهااا حالا شد. بودنش توم درداور بود ولی اینکه از اون فشاره مداوم خلاص شدم باز جای شکرش باقی بود.اونم همچین خودشو ولو کرد رو مبل انگار اون جای من راحت شده! تخت گرفت خوابید ولی قبلش گفت نبینم اومده باشه بیرونااا. منم همونجور دراز کشیده بودم ولی بیشتر از چیزی که بتونم خوابم ببره درد داشتم. کم کم دردش عوض شد بیشتر فقط یه اذیت شدن بود. وول میخوردم رو مبل ک بیدار شد گفت چته. سرم رو دسته ی مبل بودو کونم سمته اون. دستشو اورد رو سوراخم دیلدو رو یکم فشار داد گفت جوون. کشیدش بیرون. هرچند سانت که میکشید بیرون باهاش تلمبه میزد بعد دوباره ادامه میداد. نصفشو دراورد بازم یهو همشو کرد توم، اینبار راحت رفت تو ولی هنوزم خیلی برای من سخت بود. وقتی دید دارم هی به خودم میپیچم، گفت میدونی الان چی ارومت میکنه؟ انتظار داشتم چیزی باشه که واقعا ارومم کنه ولی شرو کرد اسپنک کردنم. خییلی وحشی. راست میگفت اروم شدم، دیگه پیچ نمیخوردم تو خودم، چون کتکاش خیلی بیشتر درد داشت، انگار کونم یادم رفت.
بیحال شده بودم. نمیدونم از حال رفتم یا خوابم برد. بیدار ک شدم شب بود. کونم افتضاح درد میکرد. نمیتونستم کوچکترین حرکتی بکنم. اشپزخونه بود. منو دید اومد گفت بزا دیگه درش بیارم. دراوردنشم خودش جهنمی بود ولی خلاص شدم دیگه. کله این مدت من یه کلمه هم نگفته بودم. گفت یه چیزی بگو خب. گفتم چی بگم؟ گفت اها پس بلدی حرف هم بزنی.
اون روز تموم شد ولی کونم دیگه برای درازتر از نیم متری ها باز شده بود
نوشته: گیتا
3 پاسخ به “دیلدوفروشی”
ahora چرت ترین داستانی که خوندم
ahora چرت ترین داستانی که خوندم
عزیزم این داستان تو تهران اتفاق افتاد؟ کجا دیلدو فروشی هست که تو بدون شورت با یه دامن رفته بودی؟ حتما خواب دیدی