کس خیس (۳)

بیشتر ادامه میدادم گریه ام می‌گرفت برای همین به سمتش رفتم دستشو گرفتم و بردمش تو اتاق تاریک .ذوق زده مثل بچه ای که میخواد بره پارک دنبالم میومد.دستش را گرفتم کشوندمش سمت دیوار .فکری که از ظهر تو فکرش بودم و خیلی شبا بهش فکر میکردم رو میخاسم عملی کنم .بی حرکت و هاج وواج بود که بش گفتم ۴زانو بشینه .پاهام رو خم کردم تا کس خیسم ریشاش رولمس کنه .باحالت التماس وپرازشهوت گفتم بخورش احمد زبون بزن .احمد خیلی حرفه ای اول بوسیدمش و بعد زبون زد .دیگه نمیتونم صدام رو نگه دارم با ناله ازش میخواستم که محکم تر واون حجم بیشتری از چوچولم رو تو دهن میگرفت ومیمکید.خودم رو بهش فشار میدادم با خم کردن بیشتر پام بیشتر به سمتش رفتم .با اینکه سرش به دیوار چسبیده بود ولی دستمو تو موهای پرش کردم و بیشتر به کسم فشار دادم .دیگه انگشتش رو آورده بود کمک زبونش با انگشت فاک تو کسم ضربه میزد وقتی میچرخوندش صدای ناله من بلندتر و طاقتم طاق می‌شد. چه لذتی داشت .
انگار رو ابرا بودم .مثل وقتی که میری سرسره استپ استپ یهو زیر پات خالی میشه ،انگار پام رو زمین فرو رفت .پاهام کامل میلرزید انقدر بدنم سست شد که با ناله روی پای احمد فرود اومدم .نفس نفس میزدم انگار هوا کم بود و داشتم نفسای آخرو میکشیدم .سفت تو بغلش کشیدم .اونقدر چسبوندم به خودش که هیچ فاصله ای بینمون نبود دستاشو برده بود زیر لمبرای کونم ولباش ،لبامو قاپید و مکید .دهنش بوی منی میداد ،بدم میومد ولی ناچار مکیدن. زبونش روفرستاد تودهنمو منم گرفتمشو مکیدم.نمیدونم چرا نفسای اونم بلند بود .انگشت فاکشو کردتوکونم .بااینکه خشک بود ولی لذت داشت .کاراَش آروم و با طمانینه بود .وقت میذاشت .برای من می‌کرد. فقط سکس نبود بیشتر لاسیدن بود .ایمان خیلی عجله ای هول هولکی منو میکرد .بیشتر دنبال لذت خودش بود تامن .اولش بوس داشتیم بعد فقط بکن بکن بود بی معطلی .ولی الان که دیگه احمد کارشو کرده بود ولی باز منومیبوسید یاد ایمان می افتادم که حتی اگه ازش میخواستم خودم سمتش میرفتم ،پسم میزد یا خیلی سرد برخورد میکرد که بعد ارضا شدن دیگه سمتش نرم.با گفتن دوستت دارم توی گوشم از گذشته به حال اومدم .گونه ام روبوسید .
-خیلی عشقی مینا جان .آدم ازت سیر نمیشه .
دراز کشید و گردنمو لیس زد به ممه ام رسید و مکید و گاز گرفت
-آخ احمد آروم
دستش که باز لای پام رفت و اون دستش روی کونم انگار درد ممه ام کم شد و شروع کرد مکیدن .هیچ وقت اینجوری تحریک نشده بودم .به ذهنم رسید که دخول میخام وانگار آخرش ارضا شدن باکیر یه چیزدیگس .اومدم برم سمت کیرش که دستم رو گرفت و برد سمت پستونم و گفت بمالش. دوباره شروع بناله سکسی کردم .خیلی لذت می‌بردم. همین که یه مرد از روی شهوت خودش نمالدت ،خیلی اعتماد بنفس خوبی بهت میده یا لااقل به من حس خوبی میداد .نوک ممه ام رو پیچوندم .کسم نبض میزد .دلم میخاس بشینم روی کیرش تا تهشو تو خودم فرو کنم ولی بفکر اینکه شق نیست دیگه زشته انقد ازش بخوایم ،بهمون لذت بسنده کردم .زبونش دور ممه ام می چرخید و من بیشتر مشتاق کیر می‌کرد. دو دستی سینه هام رو گرفت و نوک هر دو روتودهنش کرد .از خوشی جیغ زدم .دهنم رو روی سرش فرو کردم فشار دادم و اون میمکید .یه درد شیرینی تو ممه هام می‌پیچید و لذت بود که به بدنم تزریق می‌شد.
-اجازه میدید خانومم ؟
نمیفهمیدم چی میگه باید چی بگم ولی وقتی صافم کرد تو تاریکی سرکیرش دنبال سوراخ کسم بود فهمیدم چی میگه .انقدر خیس بودم که انگار کسم ،کیرشو مکید داخل .ناله می‌کرد وآخ آخ میگفت

انگار سلول‌های کسم داشت از هم باز می‌شد درد داشتم ولی یه درد دوست داشتنی .با همون سر کیرش بیشتر حال می کردم .برای همین یکم خودمو کشیدم بالاتر و در جواب احمد که میگف چقدر داغه ،باسکسی ترین لحنی که میتونسم گفتم آروم .پارم کردی .احمد در حالی که سعی می‌کرد بیشتر بیاد آروم گفت کلفته ؟ دوسش داری؟ حالت میاره؟
عاشق صحبت کردن توسکس بودم انگار شهوتم روبیشتر می‌کرد. گفتن از کاری که داری انجامش میدی هم هیجان رو بیشتر میکنه هم حس بهتری داره وصف العیش نصف العیش یا شایدم بخاطر ممنوعیت‌های ایمان شوهر سابقم بود که دوست داشت تو سکس هردو آروم باشیم بقول خودش تمرکز کنیم .هیچ وقت توسکس جواب سوالای منو نمی‌داد. ما دوتا آدم متفاوت بودیم اون درون‌گرا وخوددار، من برون گرا وشیطون.درسته توسکس کمم نمیزاش ولی همپام نبود .
الان که احمد داشت ازم می‌پرسید برای اینکه میدونستم چه حس بدی میگیری اگه تو ذوق پارتنر جنسیت بزنی ،آروم تو گوشش گفتم عاشقشم .دوس دارم زمان نگذره ،ارضا نشی تا صبح زیر کیرت زجه بزنم حتی اگه درد بکشم .یکم اومد پایین تر تا حجم کیرش که توکسمه کم بشه وتوگوشم گف آی گفتی دلم میخواد تا صبح بگامت برام ناله کنی .امروز میرم اسپری میخرم که بتونم ۱ساعت بگامت
کیرشو درآورد و روی کسم نالید .هر دو همزمان ناله میکردیم .حجم سنگین کیرش روی کسم انگار لذت بیشتری تا دخول داشت و ناله ام بلندتر شد
-دوس داری؟ در مالی بهتره یا بگامت؟
-آآی جفتش خوبه .یکی از یکی بهتره .
لبام رو مکید نوک کیرش فشار میاورد روی چوچولم و حرکت برگشتش انگار صاف میرف وسط چوچولم .بار اولم بود که اینجوری تحریک میشدم .هر فشار روی کلیتوریس شهوت و لذتم رو چند برابر می‌کرد. ناله میکردم با اینکه لبام تو لبای احمد قفل شده بود با ولع می مکید .پاهام لرزید ودنبالش کل بدنم منقبض شد .حتی سرم میلرزید .انگار یه ویبره قوی تو بدنم فعال شده بود .
بی حال شدم و بدنم آروم گرفت .یه حس کرختی دوست داشتنی .احمد شروع کرد به قربون صدقم رفتن .جوووون عشقم حال اومد .باور میکنی از ارضا شدنت بیشتر از شدن خودم لذت میبرم .گونه ام رو بوسید .بریم دور دوم؟فقط بگو چطوری بخورم من نمیدونم چجوری لذت میبری یه چیزایی یاد گرفتم ولی خودت باید بگی
باورم نمیشد چمبره بزنه پایین پام،لنگام رو بده رو هوا و شروع کنه بخوردن کسم .هم لذت می‌بردم هم دلم میخاس هیجان سکسو بیشتر کنم .یه سری کلاس سکس تراپی میگفت مرد عاشق هیجانه .باید بش هیجان بدی
-آخ احمد کسمو کندی آرومتر انگشتم کن زبونتو بچرخون رو چوچولم آهان عالیه فشارش بده .حالا هی بزنش ب چوچولم .آفرین خیلی عالی میخوری .عاشقتم احمد .چه خوب به کسم حال میدی آآآآه وای احمد
احمد شروع به حرکت دایره وار زبونش رو چوچولم شد و گف اینجوری بهتر نیست
داشتم از خوشی میمردم آره احمد بهتره وای چقدر خوب میخوری هرطور خودت بلدی بخور وااااای احمد کیر میخوام کیر کلفتتو میخام
-چی نشنیدم
شنیده بود ولی انگار از التماس برای کیرخواستن خوشحال می‌شد چقدر کلاسهای سکسی درست میگن
-سالارتو میخام .فروکنی توکسم .حالم بیاره
-همشو بکنم ؟
-نه نه دردم میاد نصفشو میخوام احمد توروخدا دارم میمیرم کیرتو میخوام کسم آبتو میخواد .کسم داغ بشه با کیرت
بین حرفای من اون میگفت الان کیر بت میدم یه حس خوب ارزشمندی داشت از اونا که توکلاسا میگفتن ومن تو ایمان ندیده بودم .

از بالای چوچولم مالید آورد پایین تر وباز فروکردتوکسم .باز خودمو کشیدم بالاتر .آه و ناله میکردم و اون باجوووون گفتن جواب میداد .کیرش داغتر از ایمان بود شاید چون بچه شیراز بود .خوابید روم وتکون نمی‌داد وم لذت می‌بردم. آخ احمد دوستت دارم کیرتو دوس دارم .دوس دارم همش توکسم باشه .برخلاف ایمان ،خیلی لذت می‌برد طوری که بوسم می‌کرد می گفت همش مال خودته جوووون به کس داغت که کیر دوست داره .عاشقتم مینا .عاشق کس تنگتم که آبمو میکشه .جرات نمیکنم رگباری تلمبه بزنم .
انقدر اون گفت ومن گفتم تا اخر من برش گردوندم نشستم روی کیرش و بادرمالی کردن باز ارضا شدم .انقدر بی‌حال بودم که افتادم روش نوک ممه ام رو تو دهنش گرفت ومن سرکیرشو فرستادم توکسم وباجیغ لرزیدم .طوری که گفت آروم مینا آپارتمانه ‌.باز کسم رو کیرش کشیدم بیرون وبا فروکردن دوم صدای آه و ناله احمد بلند شد و درحالیکه کمرمو بیشتر به خودش فشار میداد تا کیرم بیشتر توکسم بره ،تمام آبشوتوکسم خالی کرد .حالا که لیز شده بود مثل قحطی زده ها آرنجم رو دو طرف بدنش گذاشتم و تا نصفه کیرش روش بالا و پایین میشدم .انقدر اینکارو کردم تا کیرش کوچیک شد و هر دو خسته نفس زنان تو دل هم آروم گرفتیم.این دفعه من لباشو مکیدم و اون استقبال کرد .
-تو خیلی خوبی مینا .زن مثل تو کم گیر میاد
-انگار خیلی با زنا بودیا
-خیلی سعی کردم یکیو پیدا کنم تواین سایتا تو پارک حتی تو اداره تو حواست نبود با دوتا هم استخدامیام ولی کار پیش نمیرفت سرد بودن رفتاراشون مثل
-نذاشتم ادامه بده حالا خوبه که کلا نگذاشتی کنار و دنبال یه همدم بودی
-نه مینا الان خوب شدم روزی ۳ساعت پیش مشاور بودم به توصیه اون اومدم اصفهان اون گف باید با خانمها رابطه بگیرم تا بتونم از فکر اون دربیام
-باچندتا سکس کردی؟
-مینا آبمیوه بیارم یا قهوه میخوری ؟ راستی یادت باشه بریم قرص اورژانسی بخریم
-الان می پوشم بریم در حالی که شلوارکشو می‌پوشید گف
-نه نگفتم الان منظورم اینه یادمون نره دیر بشه خوب نیست
از اینکه حتما میخواد دنبالم باشه و ببینه قرص رو میخورم حتی آب هم آورده بود از دستش دلخور بودم .خیلی راحت بخوانم فروشنده گف اگر دومی رو با فاصله ۱۲ساعت بخوره اونوقت تا چه ساعتی خاصیت جلوگیری داره ؟ چیزی که من که زنم روم نمیشه از یه زن بپرسم .آب بهم داد و بیرون داروخانه مجبورم کرد قرص رو بخورم
-مینا میشه فردا صبح نریم سرکار بیای خونه من ؟
هم دلخور بودم و هم واقعا سیر از سکس بودم
-نه احمد بمون شک میکنن توهم تازه اومدی دیدی که رییس گفته حق مرخصی ندارین بزار یه روز دیگه
-کله پاچه دوس داری بگیرم صبح زود بیای من دکتر آشنا دارم برات استعلاجی بگیرم ۲روز خودمم ب بهانه خرابی ماشین دیر برم مثلا ۱۰یا۱۰ ونیم
-نه احمد میترسم
-نه جون من نه نیار یه بار قرص خوردی حیفه یه ماساژ توپ پیش من داری قول میدم فردا بیشتر از امروز حالت بیارم.بازم تو همون اتاق تاریکه که تو دوست داری هر جور تو بگی
هم از حرفاش باز شهوتی شده بودم هم دلخوریم به خاطر سوالش تو داروخونه کمتر شده بود هم بدم نمیومد دوروی نرم سرکار بدنم واقعا خسته بود.دم ماشینم رسوندم ،از هم خدافظی کردیم و اون رف بقول خودش دنبال خریداش منم رفتم سمت خونه .تو راه هزارتا فکر میومد توذهنم .انقدر تنم آروم گرفته بود که پشیمون نبودم از کاری که کردم ولی اینکه احمد بچگی نکنه ونخاد آبروریزی کنه و نباید تو محل کار همچین رفتاری میکردم و این همه مرد بیرون است و آخر سر هم به این نتیجه می‌رسیدم که دیگه خوب یا بد کردم. الان احمد رو خیلی بیشتر از ظهر دوسش داشتم .انگار سکس خوب باعث میشه یه محبتی از طرف مقابل تو دلو جونت بیاد .الان حس محبت و ترحم بش داشتم .چقدر بهش زور گفته بودم .چقدر یکطرفه توسکس برام مایه گذاشته بود .ایمان بااینکه شوهرم بود اگه ۲دقیقه کسمو به خاطر دل خودش می‌خورد تا ۴دقیقه کیرشو دارکوبی تو دهن من تو وبیرون می‌کرد ول کنم نبود .چرا هیچ وقت از ایمان نخواستم کسمو توالت‌توحالتهای مختلف یابادستور من بخوره؟ شاید اگه میخواستم می‌کرد. چرا اینقدر بین ما با اینکه زن و شوهر بودیم انقدر فاصله ورودربایستی بود ؟ چرا روز اولی انقدر روسراحمد خراب شدم و وادارش کردم به خواسته هام؟ چون اصرار کرد،چون تشنه سکس بودیم هردومون ،شایدم چون رابطمون آخرش موقته .دلمون خوشه امروز هس فردا نیست .
صبح ب مادرم گفتم بچه ها گفتن براشون آش بخرم با برداشتن قابلمه تونستم ۴۰دقیقه ای زودتر از خونه بزنم بیرون .به اصرارش برای سشوار کردن موهام گوش ندادم و هول هولی راه خونه احمد رو پیش گرفتم .تو راه فقط به این فکر میکردم که امروز ازش چی بخوام و توجه پوزیشنی بگادم با همین فکرا خیسی شورتم بیشتر می‌شد. ۶صبح قرص اورژانسی رو خورده بودمو یه بلوز دامن چندتا شورت سکسی تو کیفم گذاشته بودم .برخلاف فکرم که احمد هنوز خوابه خیلی تمیز و ادکلن زده در رو روم باز کرد .همون پشت در ورودی که بست چسبوندم به دیوار و لبامو مکید سینه هامو از رو مانتو مالید

نفس نفس میزدم و با نوک انگشتام کمرش را نوازش میکردم گونه ام رو بوسید وتوگوشم گفت امروز لختتو ببینم ،امروز روتخت بلیسمت .کستو ببینم و بخورم.
-نه احمد روم نمیشه اتاقتم عالیه
-چشماتو میبندم منو نبینی
خندیدم و گفتم چشمای خودتو ببند
انگشتاش رف لای پامو گف خواهش کنم فایده نداره
انگار دلم از حال رفت .با اینکه رابطه عاشقانه ای بین ما نبود ولی خیلی بیشتر از ایمان منو به سکس ترغیب می‌کرد. دلم می خواست لخت شم وکامل دراختیارش باشمو محکم توکسم تلمبه بزنه وباحرفاش هورنی ترم کنه .برای اینکه ون دم گفتم احمد گرسنمه چه بوی خوبی میاد
-لباسات رو عوض کنی تو اتاق منم کشیدم .لباس برات خریدم ببین دوست داری .
-خودم آوردم احمد لازم نبود
-ببخشیددیروز اذیت شدی حتی حوله نبود مجبور شدی موهاتون شوری
-نه احمد همه چی خوب بود مهم خودت بودی که عالی بودی
-قرص خوردی؟
با حرص بسمت اتاق رفتم و گفتم آره احمد تا بیدار شدم
از حجم خریدی که برام کرده بود و گرانی خریداش تعجب کردم .چندتا کت و دامن شیک چندتا لباس راحتی ترکیه ای و۵تا لباس سکسی بادی اکثرا مشکی .واقعا خوشگل بودن .دلم میخاس بپوشم وتن بزنم ببینم توتنش چه شکلیه .ولی ترجیح دادم همون لباسی که از خونه آوردم رو بپوشم ولی زیرش اون بادی مشکی با طرح های لوزی رو پوشیدم واز تو آینه به سفیدی تنم که با مشکی لباس تضاد و جذابیت خاصی رو ساخته بود ،خیره شدم .روی میز کنار آینه پرازلوازم ارایشی بود با اینکه آورده بودم ولی انقدر شیک و خاص بود که ترجیح دادم اونا رو استفاده کنم .موهام رودم اسبی بالا بستم وازادکلن رومیز بهش اسپری کردم ورفتم تو حال.
با دیدن من چشماش میخ شد روی تنم .
-حالا چطوری کله پاچه بخوریم ؟
اومد سمتم و در آغوشم گرفت دستاش اومد روی لمبرای کونم و لبام روعمیق مکید ‌.بااحمد حس زن بودنم زنده می‌شد. یه چیزی تو ذهنم نصیبم میزد اینم اولشه بزار براش تکراری میشم .یه روزی میاد اگه روسرمم راه برم حتی منو نبینه مثل ایمان
باورم نمیشد خودش پخته باشه بس که خونه بوی خوب و ادویه میداد .من عاشق آب کله پاچه بودم یعنی یه لقمه بخورم و یه قلپ آب ولی هیچ آبی روی میز نبود.
-احمد آب نداره
-آب دوست داری با چشمک بهم لبخند زد
-عاشقشم
-امروز میخوریش؟
-بتونم اره
آب را داشت تو خورشت خوری می‌ریخت که گفتم احمد کاسه نداری ؟ آبو باید از سرش خورد
-چرا کاسه هم داریم ،از سرمم میدم بخوری
حرفای سکسیش که بازیرکی وگاهی پراز شهوت وخواستن بمن می‌کرد، لای پاهام روخیس کرده بود .بادی تنگ بود و ممه هام بهم فشرده شده بود و داشت پارش می‌کرد. دلم میخواد کله پاچه نبود و همین الان زیر هیکل بزرگ و مردونه احمد لنگام رومیدادم بالا واون بافشار حداکثری توکسم تلمبه میزد ولی آخرش باید زن باشی ،باید ناز داشته باشی ،باید خواستنی بمونی برای مردت تا برای بدست آوردنت تلاش کنه .من هرچی راحت خودمو در اختیار ایمان گذاشته بودم یا پیش قدم شده بودم ،کمتر دیده شده بودم کمتر اهمیت داده شده بودم ،کمتر خواسته شده بودم .انگار ثابت شده بود که بی هیچ تلاشی این خواستن من همیشه هس …
-برای خودتم بکش احمد .گوشت با آبش خوشمزست
باخنده کاسه دیگه ای کشید ومن یه قلپ آب کله پاچه رو خوردم وبا به به کردن گفتم احمد نون خشکه نداری ؟
دستاش رو ستون بدنش جلوی میز کرد و زل زد بهم گف دوست دارم فقط نگات کنم .وایسم اینجا تموم ظرافت و زنانگی یه زن زیبا را ببینم .اینکه خودتی اینکه فیلم بازی نمیکنی اینکه انقدر با من راحت وبی آلایشی
درحالیکه لقمه میگرفتم و لیمو روش میچکونوم گفتم مگه تو خودت نیستی مگه فیلمی ؟
-نه مینا میدونی ما ۳ماه باهم بودیم خیلی بیشتر از نصف دیروزی که باهم بودیم ولی هیچ وقت انقدر بهم نزدیک نبودیم اینقدر با هم راحت نبودیم همیشه انگار کلی فاصله بینمون بود .اون انگار از من دور بود ،من از اون دورتر .با من راحت نبود با هم زیاد حرف نمیزدیم ،بغض کرد حتی توسکس حتی تومسایل شخصیمون میدونی مینا انگار برای هم نبودیم با هم نبودیم
سعی کردم بخوردنم ادامه بدم تا یادم نیاد شرایط ما هم بهتر نبود .
اومد ادامه بده که گفتم کجاس نون خشکه ها بگو بیارم که انگار احمد منتظر باشه بلند بلند زد زیر گریه .نشست روی صندلی وباگریه ادامه داد میدونی فقط ۲۴سالم بود بلد نبودم سکس بار اولم بودم ،مثل یه شیر که به بدن طعمه اش حمله میکنه ،مثل ندیده ها میکردمش و اون بجای اعتراض یا صحبت، فقط ازم دور شد فقط ازم متنفر شد .من نمیفهمیدم
گرسنه ام بود هم شکمم و هم کسم ‌.اصلا حس کنجکاوی یاحوصله درد دل نداشتم .تنها راهی که به ذهنم رسید مثل دیروز براش یه لقمه چرب بگیرم وادارش کنم بخوره
درحالیکه می‌خورد گریه امونش

نداد با دست به پیشونی می‌کوبید و گریه می‌کرد
-اینطوری کنی منم میزنم زیر گریه ها ،احمد رابطه زناشویی خیلی پیچیده حالا تو دلت خوشه یه اشتباهاتی کردی با ش صمیمی نبودی بهرحال دلتو یه جوری راضی میکنی من چی بگم که مدام جمله اش تو گوشم میپیچه وقتی بش گفتم من بی تو اذیت میشم تو بری من تنها میمونم یه مکثی کردم تا اشکاش کمتر بشه وقتی کنجکاوانه زل زد تو چشمام ادامه دادم : باورت میشه احمد خیلی راحت گف تو زیبا و جوونی تو تنها نمیمونی شاید بهتر از من برات پیدا بشه
یه لقمه دیگه گرفتم ولی نمیتونم پرده اشک جلوی چشمم رو باش قورت بدم .در حین خوردن آروم اشک ریختم
-چطور میشه یه مرد انقدر زنشو نخواد که راحت اونا با یکی دیگه تصور کنه اونوقت میدونی من بیچاره تا قبل این حرفش بعضی وقتا غصه میخوردم که حالا میره سوئد کلی زن متنوع در حین گریه خندیدم و گفتم احمد میرفتم عکس زنای سوئدی روتو نت میدیدم که چجورین ،خوشگلن یا من زیباتر از اونام
مثل روانیا بلند بلند خندیدم درحالیکه احمد بهت زده نگاهم می‌کرد گفتم ببین تا چه حد یه زن میتونه درمونده بشه احمد یخ کرد بزار بخوریم برای اینکه جو عوض بشه با لبخند گفتم کس ننه جفتشون ،اونا نرفته بودن ما الان با هم نبودیم
خندید و گفت بگم کس عممه ام؟
تازه یادم اومد دختر عمش بود با دلبری گفتم قرار بود یه نون خشکه بما بدی از کس عمت سردرآوردی
-بزار برات داغش کنم
-نمیخواد نزاشتی یه کله پاچه رو با دل سیر بخوریم
وسط خوردن بودیم که گف وقتی گفت تو تنها نمیمونی چی گفتی
مکث کردم طوری که از نگاه کردن به چشم برداشت
-قفل شدم هیچی نگفتم پاشدم رفتم حموم زیر دوش با صدای آب زار زدم که چرا اینقدر بی ارزشم میدونی احمدیه وقتی تو خودت میشکنی تو خودت پودر میشی اون هیچ دوایی نداره بعدش فقط سعی کردم منم مثل اون بی تفاوت بشم مثل اون بی احساس دیگه فکر کردم شاید فقط بخاطر اینکه از دست من راحت بشه داره میره .درخواست دانشگاه برای بورسیه شدنش و فرستادن دعوتنامه براش همه بهانه رفتنشه.
ته مونده لیمو له شده رو توکاسه انداختم و به سمت سینک رفتم .حتی یادآوری اون روز ها آزارم میداد با اینکه هر روز حتی بدون اینکه بخوام مثل یه فیلم سینمایی فشرده از جلوی چشمم رد میشد .
داشتم بشقاب رو آب میکشیدم که از پشت بغلم کرد ‌.احمد تو نخوردی برو بخور
-میخوام کس بخورم کس آبدار .آب کستو بیشتر دوست دارم
انقدر گوشهامو لیسید و ممه های فشرده شده تو بادی رو مالید که باز لای پام خیس شد .
سرم رو به سمتش چرخوندم و لبام روتولباش جا دادم ومکید .بااینکه کفش پوشیده بودم ولی مثل یه فنچ تو بدن مردونش گم شده بودم وبا تسلط تمام بدنم روبادستاش دستمالی می‌کرد از ممه میرف روی کس واز کس به سمت کون …

انقدر حرکاتش با طمانینه و شاید عشق بود که هر لحظه خیسی پام بیشتر می‌شد. هرم نفسای داغش که تو گوشم می‌خورد وتعریفاش از خوش هیکلی من وکس قلمبه ام ،اینکه عاشقمه وتاحالا کسی رو قد من دوست نداشته ؛ بااینکه میدونستم غلوه وعاشق دختر عموش بوده ،عجیب شهوتی و آماده کس دادنم می‌کرد. تو ذهنم چند مدل سکس رو بالا پایین میکردم و آخر به این نتیجه می‌رسیدم که آخرش داگی یه چیز دیگس .اینکه نبینیشو فقط کلفتی کیرشو توکست حس کنی واون بی‌رحمانه بت ضربه بزنه وکیرشو تو کست فرو کنه فقط صداش از همه پوزیشنا بهتره چه برسه به لذتش
ممنون از نظرات همه
ذهن یه زن با مرد تفاوت‌های اساسی داره وقتی یه مرد کیرش شقه تنها فکرش اینه که چطور پارتنرشو بهتر بگاد تا بیشترین لذتو ببره ولی همون موقع یه زن داره به صدتا موضوع دیگه فکر میکنه که شاید حدس رفتار بعدی پارتنرش کوچکترین و بی اهمیت ترینش باشه .از اینکه حالا اون مرد در موردش چه فکری میکنه تا اینکه حتی شام چی بپزه مثل اینکه زنها میتونن چند تا کارو باهم انجام بدند ولی مردها نه .فکرهای زن تو روابط درست مثل زن وشوهری خیلی کمتر وجسم وروح زن آرومتره .شاید بخاطر این فکرا و دعواهای روانیه که زنهای جنده زودتر از بقیه پیر میشوند و حالت صورت و چشماشون با یه زن معصوم تفاوت داره …

نوشته: مینا

بازدید 3,442

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “کس خیس (۳)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید