کوس خیس و کلبه ماسال

********بارون دیگه مثل دیوانه‌ها می‌کوبید به پنجره، انگار جنگل ماسال می‌خواست همه‌ی دنیا رو غرق کنه تا فقط صدای «چق چق» کُسم و ناله‌هام بمونه.

هنوز روی زمین دراز کشیده بودم، پاهام باز، کُسم پُف‌کرده و قرمز، پر از مَنیِ داغش. مَنی سفید غلیظ از بین لبای کُسم می‌ریخت، روی سوراخ تنگ کُنَم می‌لغزید و بعد روی فرش چکه می‌کرد. با انگشتم یه کم ازش برداشتم، کشیدم، یه نخ بلند سفید درست شد، گذاشتم رو زبونم و آروم مکیدم.

خندیدم و به کیرش که هنوز سفت و خیس بود نگاه کردم:
«وای ببین… فکر کردی با این تمومه؟ هنوز جا داره تو کُسم، مگه نه؟»

رفتم جلو، کیرشو گرفتم تو دستم، آروم فشار دادم و گفتم:
«بیا ببینم، هنوز چیزی توش مونده برام یا همه رو یه جا ریختی تو کُسم؟»

زانو زدم، کیرشو تا ته گرفتم تو گلوم، با صدای «غلوپ غلوپ» بلند. هر بار که تا ته می‌رفت، گلوم باد می‌کرد، بزاق از گوشه‌ی لبم می‌ریخت روی سینه‌هام. کشیدم بیرون و با خنده گفتم:
«آخ آخ، ببین چقدر کثیفش کردی… باید دوباره تمیزش کنم، کیرِ بدجنس.»

بلندم کرد، برد سمتم دیوار چوبی. پشتِم به چوب سرد خورد، پاهامو دور کمرش پیچیدم. کُسم دقیقاً روبروی کیرش باز شد، لباش ورم کرده و صورتیِ صورتی، پر از مَنی. وقتی تا ته کرد تو کُسم، یه جیغ کشیدم و گفتم:
«آخ… محکم‌تر… این کُس مینا مال توئه، پاره‌ش کن ببینم این کیرِت می‌تونه یا نه؟»

هر بار که می‌کوبید، کُسم مَنی و آب رو بیرون می‌پاشید. چند دقیقه بعد ارضا شدم، کُسم دور کیرش مثل یه مشت داغ تنگ شد، آبم پاشید بیرون و گفتم:
«آره… همین… کُسم داره می‌خوردت، ببین چقدر تنگه برات… کیرِ خوبِ من.»

چرخوندم، دستامو گذاشتم روی دیوار، کونمو دادم عقب. کون گرد و سفیدم زیر نور شومینه برق می‌زد. اول نوک کیرشو مالید به سوراخ کُنَم، لرزیدم و گفتم:
«آروم… نه، امروز فقط کُس… ولی بعداً این کُنِ تنگم مال توئه، قول.»

یهو تا ته کرد تو کُسم، صدای «چق چق چق» پر شد. موهامو گرفت، محکم کوبید. هر ضربه کُنَم موج می‌انداخت و گفتم:
«آره… کُسمو نگاه کن چطور داره می‌مکه این کیرتو… بیشتر… کیرِ حشریِ من.»

نزدیک پنجره برد، نشوندم روی طاقچه، پاهامو تا آخر باز کردم. کُسم کاملاً باز بود، لباش قرمز و براق، پر از مَنی سفید. دوباره تا ته کرد تو کُسم و گفتم:
«آخ… کُسمو ببین چطور داره می‌خوردت… انگار نمی‌خواد ولت کنه، مگه نه کیرِ من؟»

خودم رفتم بالا، نشستم روش. کُسم تا ته بلعید کیرشو، صدای «چلوپ» بلند شد. شروع کردم بالا پایین کردن، تند و محکم. هر بار که می‌نشستم، کُنَم به تخم‌هاش می‌خورد و گفتم:
«بگو… مینا، کُسِ من بهترین کُس دنیاست… بلند بگو… می‌خوام جنگل بشنوه… کیرِ حرف‌گوش‌کنِ من.»

آخرین پوزیشن، خوابوند به پشت، پاهامو تا کنار گوشم برد بالا. کُسم کاملاً باز، سوراخ کونم هم معلوم بود، تنگ و صورتی و خیس از مَنی. کیرشو گذاشت دم کُسم، یه لحظه فقط مالید، بعد یهو تا ته کوبید تو کُسم. شروع کرد تند و وحشی کوبیدن. جیغ می‌کشیدم و گفتم:
«آره… پاره‌م کن… کُسمو پر کن دوباره… کیرِ من، فقط تو می‌تونی این کُسو ارضا کنی…»

چند ثانیه بعد دوباره همه‌ی مَنی‌شو ریخت تو کُسم، تپ تپ تپ، داغ و غلیظ. منم همزمان ارضا شدم، آبم پاشید بیرون، کُسم دور کیرش نبض زد، بدنم لرزید و جیغ کشیدم:
«آخ… پرم کردی… کُسم پر از مَنیِ توئه… کیرِ خوبِ من…»

چند دقیقه فقط نفس‌نفس‌زنان تو بغل هم بودیم. کُسم هنوز باز و پر از مَنی، هر تکون می‌دادم یه کمش می‌ریخت بیرون. انگشتمو بردم تو کُسم، تا ته کردم، کشیدم بیرون؛ پر از مَنی سفید بود، گذاشتم تو دهنم و با لذت مکیدم.

خندیدم و گفتم:
«دیگه واقعاً پر شدم… تا صبح راه برم، از کُسم می‌چکه… کیرِ بدجنسِ من…
***»»»»»»»
نویسنده: مینا . بی.بی

نوشته: مینا. بی.بی

بازدید 16,815

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

16 پاسخ به “کوس خیس و کلبه ماسال”

  1. 9 بار این کلمه رو تکرار کردی( کس پر از منی)… جملات تکراری خسته کننده س… یه بارش قشنگه باقیش اضافه

  2. بد نمینویسی مینا بانو،حقیقتش داستانت،نات!(دیدم یه داستان دیگه هم با اسمت هست که هنوز نخوندم،شایدم بیشتر باشه)بد نبود فقط به نظرم یه اشکالی داشت که اول به چشمم نمیومد ولی وقتی یکم از اون‌یکی داستانو (چند خط)خوندم فهمیدم مشکل کجاست،اینه که از همون شروع داستانت از وسطا یا اواخر سکس شروع میشه و این یکم تو ذوق خواننده‌ای که میخواد یه داستان سکسی بخونه میخوره،شاید بخاطر طبیعت سکس،که طرفین همدیگه رو آماده میکنن برای سکس باشه،اما بهرحال …این روش ممکنه برای یک داستان جواب خوبی بده،که خودم معتقد نیستم،اما تکرارش به نظرم زیبایی یه داستانو لوث میکنه،نمیدونم شاید من اینطورم،اما دست خوبی برای نوشتن داری،سعی کن اصطلاحاتتو مدام تکرار نکنی،مثل چلپ‌چلپ یا غیره و …مرسی

  3. من به سلیقه ی همه احترام میزارمولی در مورد خودم باید بگم که داستانهایی که یهو از سکس شروع میشه را نمیخونم.داستان توراهم نخوندمبه احترام اونایی که لایک کردن دیسلایک بهت ندادمولی لایک هم نمیدم چون داستانت سلیقه ی من نبود.

  4. من کصتو ندیدم ولی:۱- داستانت وقتی شروع شد که کصت پر از منی بود ینی لذت معاشقه قبل از شروع سکس رو حذف کردی.۲- آخر سکس وقتی بکنت ارضا شد کصت با انقباض خودش بخش زیادی از منی رو به بیرون میریزه یخورده غلو کردی.

  5. قشنگ بود، از زاویه دیگه از یک زمان خاص و از یک پلان خاص، روی هم خوب بود. کیر من را که راست کرد. امشب عملیات صد درصد شد، دمت گرم👏👏💐

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید