کردن خواهر دومادم

سلام رفقا من رضا هستم متولد 84
من یه پسر معمولی ام با قد و وزن متوسط ولی یکم لاغرم
طرف دیگه این داستان خواهر دامادم مریم هست که متولد 71 هست مریم ما قدش یکم از من کوتاه تره من حدودا 175 هستم ولی مثل من لاغر نیست پاهای گوشتی و کون ژله ای داره ممه هاش هم 75
خب بریم سراغ اصل مطلب
دامادم چند سال پیش اومد و نامزد کرد و خلاصه کاری نداریم من اوایل کص موتور بودم و اصلا به مریم خواهر دامادم توجه نمی کردم و مثل الانم هیز نبودم که چشم بره سمت اندامهای برجسته دخترا در ضمن دامادم فقط همین یه خواهرو داره مثل من ولی یه داداش دیگه هم داشته که تو تصادف جونشو از دست میده.
من تقریبا از 2 سال پیش کم کم رفتم تو نخ مریم تازه سنم داشت به اون نقطه کص لازم شدن میرسید تو سن بلوغ همون جق برات کافیه ولی وقتی 17 رو رد میکنی میفهمی نه باید کس بکنی جق فایده نداره خلاصه منم از اونا هستم که با دخترای تینیجر و جوون حال نمیکنم و بیشتر دوست دارم زنای بالای 25 سال رو بکنم چون اندامشون دیگه کامل شده و رو فرمه و اماده اماده هستن .
مریم مجرد بود ولی طبق شنیده ها بیکار هم ننشسته بود و رل داشت ولی خانوادش یجوری ان که نمیزارن تنهایی جایی بره و مراقبن
بعد تو یه سال اول زیاد برام مهم نبود میگفتم خوب کسیه اگه بشه بکنمش عالی میشه ولی بعد یکسال که بزرگتر شدم دیگه دیدم نه از فکرم بیرون نمیره همیشه بهش فکر میکردم دیگه چند سال بود مثل خانواده بودیم جلوم با تی شرت می گشت یسری وقتا با شلوارک میدیمش یا سرلخت یه جورایی عادی بود منم از خدا خواسته یواشکی دید میزدم یه جوری که هیچکس نفهمه یه نیم نگاه می انداختم. گذشت و گذشت تا چند ماه پیش که عروسی پسر خاله مریم بود منم طبق معمول تنها بودم رفتم یه شیشه ودکا گرفتم و یه وینستون هم گرفتم تو شهر کس چرخ میزدم منم چون یه آدم مورد اعتماد بودم تو خانواده دامادم اکثرا تاکسی مرسی بودم براشون ماشین بابامم که کلا دستم بود هرجا میرفتن زنگ میزدن به من منم با مریم روباز شده بودم شوخی میکردیم مسخره بازی وضعیت پوشش هم که گفتم خلاصه بعد کمی کسچرخ دیدم بابا دومادم زنگ زد برام گفت کجایی گفتم تو شهر گفت برو ارایشگاه دنبال خواهرت و مریم گفتم حله ادرسو گرفتم و رفتم دنبالشون.
ننه بابای من که گفتن نمیان اینجوری شد که منو ابجیم و مریم رفتیم تالار خانواده مریم هم با دومادم اومدن داشتیم میرفتیم تو تالار که یهو گوشی دومادم زنگ خورد مریم بود بعد صحبتشون فهمیدم که اینا یادشون رفته کادو هارو بیارن دومادم گفت من نمیرم حوصله ندارم گفتم اگه میخوای من برم گفت برو بعد زنگ زد برا مریم که بیاید با رضا برید رفتم جا ماشین دیدم مریم تنها اومد یه ارایش سکسی کرده بود نگم براتون گفت زود باش بریم سوار ماشین شد چادرشو در اورد گفت چقدر گرمه کولر ماشینو روشن کن یه لباس مجلسی جیگری با یه رژ قرمز و عطری کیر شق کن چاک سینه هاش معلوم بود یه نگاه انداختم و رفتم پایین دیدم از رون پاش لباسه چاک داره تا پایین یه پای گوشتی سفید هم لای این چاک لباسه کم مونده بود شق کنم یه نگاه انداختم و سرمو برگردوندم راه افتادیم با شهر یکم فاصله داشت یه نخ سیگار روشن کردم گفتم داشبورد باز کن باز کرد گفتم شیشه رو بده ودکا رو باز کردم یکم خوردم رفتیم خونشون برداشت و اومد دوباره یکم از ودکا رو خوردم پشت فرمون گفتم تو نمیخوری گفت من زیاد نخوردم تا حالا فقط چنتا پیک تو عروسیا خوردم گفتم خب الانم عروسیه دیگه گفت میدونم ولی نمیدونم پیک که نداری میترسم سر بکشم زیاد بخورم حالم بد شه و از خود بی خود شم گفتم خود دانی من مجبورت نمیکنم نزدیک تالار که شدیم گفت کون لق دنیا میخورم هرچه بادا باد یکم خورد گفت مزه نداری دارم میسوزم یه بطری اب داشتم تو ماشین دادم بهش رفتیم و رسیدم اونجا خلاصه که عروسی تمام شد دم تالار واستاده بودم کنار ماشین که بریم عروس کشون دیدم مریم امد گفتم بقیه کجان گفت من رفتم دسشویی به اونا گفتم شما برید منم میام دیگه خلاصه هرچی زنگ زدیم کسی جواب نداد مریم گفت بریم دیگه همه رفتن از عروس کشون جا موندیم خسته شدم حوصله اینارو ندارم منم از خدا خواستم سوار شدیم شیشه رو برداشتم شروع کردم به خوردن گفت چقدر میخوری گفتم ببین ماکه از عروس کشون جا موندیم بزار از سکوت لذت ببریم کی حوصله عروس کشون داره (و من تا لحظه اخر نمیدونستم که این دختر منو به چه چشمی میبینه ولی میگفتم حتما منو به چشم داداشش میبینه)گفتم اگه میخوای به عروس کشون هم برسیم مشکلی نیست تند میرم گفت نه مستی به کشتن میدی مارو گفتم پس حالا که نگرانی تصادف کنیم با ۶۰ تا سرعت میرم نترس خوشگله این کلمه رو از سر مستی گفتم و اصلا برنامه ای پشتش نبود یهو با خودم گفتم وای ریدم الان دیگه میفهمه روش نظر دارم ازم بدش میاد یهو دیدم خندید گفتم پس نه خوشش اومده حالا که تا اینجا گفتم ادامه هم بدم کص خار دنیا چی میشه مگه گفتم راستی امشب خیلی خوشگل شده بودی گفت گوه نخور رضا تو به قیافت نمیخوره اینجوری حرف بزنی گفتم خب حق داری تا حالا ندیدی من اینجوری حرف بزنم شنیدی که میگن مستی و راستی گفت اره هی میخواستم تو چشاش نگاه کنم ولی پشت فرمون مجبور بودم جلو رو نگاه کنم ولی جملات حساس رو تو چشاش یه نگاه مینداختم با خودم گفتم رضا امشب بعد ۲ سال به ارزوت میرسی بعد که هردوتا ساکت شدیم یه نخ سیگار روشن کردم گفت علی بنظر حال روحیت خوش نیست بنظرم زودتر بریم خونه منم خسته ام گفتم باشه پس بریم تورو بزارم خونه بابات گفت منظورم اون نبود گفتم پس چی گفت تو برو خونه ما من میگم بهت . بعد عروس کشون هم ملت رفته بودن خونه بابا عروس برا بزن و بکوب که از خود عروسی هم بیشتر طول میکشه گفتم حله بریم شیشه رو برداشت گذاشت تو داشبورد گفت زودتر بریم خونه اونجا ادامه بده اینو که گفت گفتم اوه اوه مثل اینکه خبرایی هست پامو کردم تو موتور تخته گاز رفتم تا خونه رسیدیم گفت گفتم سریع تر نگفتم که مارو به کشتن بدی خندیدم بعد گفت ماشینو جلو در نزار اگه بیان ببینن من و تو تنهاییم خودت بهتر میدونی ولی ماشین نباشه خودتو میشه کاری کرد هرچند که خیلی نزدیکم ولی بازم بد میشه گفتم صد در صد ماشینو گذاشتم کوچه بقلی اومدم رفتیم داخل رفت تو اتاقش گفت بیا رفت یه دلستر اورد گفت اینم مزه یه استکان هم اورد گفت الان میتونم بخورم نشستیم براش یکم میریختم خودمم که تا خرخره الکل بودم بازم عین سگ میخوردم شیشه تموم شد بلند شدیم اونقدری کم دادم بهش که راحت رو پای خودش وایستاد و شیشه رو برد تو کمدش گذاشت خودم ولی تلو تلو میخوردم درسته هیزم ۲ سال هم بود میخواستم مریمو بکنم ولی اینقدر بی ناموس هم نبودم که طرفو مست کنم که نفهمه چکار میکنه بکنمش بعد که گذاشت برگشت چش تو چش شد با من گفت رضا تو ماشین یسری حرفا زدی میشه اینبار صاف تو چشام بگی گفتم مریم تو خیلی خوشگل شدی امشب نه امشب تو همیشه خوشگلی ولی هیچ وقت مست نبودم جلوت که جرائت راست گفتنو داشته باشم گفت دروغ نگو گفتم مریم من ۲ ساله تو فکرتم ببین صاف تو چشات دارم میگم من خیلی خیال بافی کردم با تو الانم بلخره یکی حقیقی شد که حرف دلمو بزنم بهت گفتم تو واقعا خوشگلی مریم امشب که فراتر از خوشگ… یهو لبشو گذاشت رو لبم پشمام ریخته بود یعنی بلخره بعد دو سال فکر و خیال واقعا اتفاق افتاد .
دیگه فرمونو خودم گرفتم فقط میخواستم اون شروع کنه شروع کردم خوردن لبش پرتش کردم رو تخت رفتم روش کیرم که حسابی شق شده بود میمالیدم رو کصش از رو لباس و گردنشو میخوردم یهو خیلی اروم یجوری که از حس نیام بیرون بهم گفت رضا من باکره ام گفتم چنتا راه داریم میتونم بهت یه حالی با دست و زبون بدم و میتونیم از یه در دیگه وارد شیم گفت میترسم گفتم میترسم نداریم اره یا نه و همزمان شروع کردم مالوندن کصش که حشری شه نه نیاره و موفق شدم گفت باشه ولی یجوری که دردم نیاد دوس دارم حال کنم گفتم باشه بلند شدم نگاه کردم دیدم تو اتاقش ابرسان و اینجور کصشرا هست ولی فایده نداره یه لب گرفتم گفتم الان میام رفتم تو آشپزخونه یه روغن زیتون پیدا کردم خودش بود از اسمون امده بود انگار بهتر از این نمیشد رفتم روش دوباره از اول همینجوری خوردم و خوردم رسیدم به ممه هاش دادم پایین چه ممه های بلوری سفید و تمیز عین یه وحشی افتادم به جون ممه هاش دستمو از همون چاک لباسش فروستادم لا پاهاش شورتشو کشیدم پایین و دستمو بردم جا اصل کاری انگار دستمو کردم تو اب جوش اتیش بود خیس و داغ خیلی مالوندم کصشو تا قشنگ حشری شه و منم که تاخیری نداشتم میخواستم بدون کیر ارضا کنمش چرخوندمش زیپ لباسشو دادم پایین کلا درش اوردم خودمم لخت شدم تو حالت داگی گذاشتمش و روغن زیتونو برداشتم ریختم رو سوراخ کونش و انگشتمم حسابی چرب کردم رفتم با زبون سراغ کصش و شروع کردم لیسیدن دیدم داره منفجر میشه گفتم الان دیگه کاملا اماده اروم اروم انگشتم فرستادم تو کونش یه اه ریزی کشید نزدیک بود ابم بیاد به شدت حشری کننده بود صدای نالش همینجوری کصشو میخوردم کونشو انگشت میکردم بعد دو انگشتی میکردم توش بعد چند دقیقه دیگه خودش گفت رضا کیرتو میخوام کیرم داشت از جاش در میومد با این حرفش حسابی کیرمو چرب کردم اروم اروم دادم تو کونش خیلی تنگ بود استرس داشتم ابم زود بیاد دیدم کونش اینقدر تنگه جای حال کردن درد دارم چند دقیقه اروم اروم خیلی اروم تلمبه میزدم کیرم کامل نمیکردم توش نصفه میدادم تو بعد دیگه سرعت بردم بالا کون ژله ایش که همیشه پشت لباسا قایم بود الان در اختیارم بود چنتا اسپنک ابدار زدم بهش اه و ناله هاش بلند تر شد دیگه داشتم دیوونه میشدم دیدم ابم داره میاد کشیدم بیرون و چرخوندمش و اوردمش لبه تخت پاهاشو گذاشتم رو شونم ممه هاشو گرفتم تو دستم دوباره کیرمو روغنی کردم این بار وحشیانه فرو کردم تو کونش دادش رفت هوا دستمو گذاشتم جلو دهنش و شروع کردم تلمبه زدن هنوزم کونش تنگ بود ولی با اون همه روغن میشد تلمبه های سریع تری زد دوباره دیدم ابم داره میاد کشیدم بیرون خیلی سخت گذشت برام دقیقا لحظه ای که میخواد ابت بیاد کیرتو بکشی بیرون واقعا سخته ولی موفق شدم وقتش بود زبون و دستم برا کیرم وقت بخرن شروع کردم لیسیدن کصش دوتا انگشتمو هم کردم تو کونش من اماتور که تا حالا کص نکرده بودم کاملا حرفه ای و مسلط داشتم پیش میرفتم دیگه دیدم اه و ناله هاش داره بیشتر میشه با تمام توان ادامه دادم یهو دیدم لرزید بلند شدم شروع کردم خوردن لباش ممه های نرمشو فشار میدادم در گوشش اروم گفتم میتونی ادامه بدی گفت نه کافیه برام و بعد چند لحظه بی حرکت بودن و نفس نفس زدن اومد رو زانو هاش نشست جلوم شروع کرد به ساک زدن دیگه داشت ابم میومد که اونم از حرکات بدنم متوجه شد دستشو انداخت دور کیرم و شروع کرد ور رفتن با کیرم حسابی داغ بودم بعد چند لحظه انگار آتشفشان فوران کرد ابم اومد سریع کیرمو گرفت سمت ممه هاش ابم پاچیده شد رو ممه هاش دوباره کیرمو کرد تو دهنش مشخص بود تازه کار و اماتوره بعضی وقتا دندون میزد دردم میومد ولی چیزی نمیشد گفت دیگه هردوتامون خسته بودیم افتادیم رو تخت بقلش کردم شروع کردم بازی کردن با موهای لخت و بلندش گفتم ظالم میدونی من چند ساله منتظرتم گفت منم یه فکرایی اومده بود تو ذهنم ولی جدی نمیگرفتم ولی تو دیگه الان به چیزی که میخواستی رسیدی گفتم جانننن؟ چیییی ؟ رسیدم ؟؟؟؟ من تازه پیداش کردم برنامه ها دارم باهات شروع کردم خوردن لباش رفتم گردنشو خوردم عین سگ بودم بعد این همه صبر بلخره در اختیارم بود تو پوستم نمی گنجیدم نگاه انداختم دیدم کل گردنش کبوده گفتم هواست به گردنت باشه خیلی ناجوره منم دیگه میرم ولی در اولین فرصت که وقتت ازاد بود زنگ بزن بهم بیام دنبالت بریم دور دور سکس قسمتی از کاره گفت خیلی دوس دارم بمونی گفتم من بیشتر ولی نمیشه …
بعد اون شب تا یه هفته سکس نداشتیم و فقط دو بار بردمش بیرون دیت و عشق بازی اینجور کارا تا یه شب خونشون خالی شد رفتم پیشش هنوزم رابطه داریم ولی هردومون میدونیم این رابطه آخرش بن بسته و اینکه که یه روزی کلا همو باید فراموش کنیم
…پایان…

نوشته: Alinovaf

بازدید 11,506

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “کردن خواهر دومادم”

  1. به قول سهراب آمپول زن:خواهم آمد لای این کس ملنگ،پای آن سوراخ تنگ،امپولی خواهم زد …تاشوی گشادومنگ…جملات ناب:من بامریم روباز بودماوایل کص چرخ میشدمدستشو انداخت دور کیرم و شروع کرد ور رفتن با کیرم حسابی داغ بودم

  2. فقط جوجو با این سن قشنگت ودکا بی مزه رو کی یادت داده بخوری نکنه بابات سرجهیزیه تو رو هم داده ولی چه دادمادی دارید دمش گرم بجز تو خواهرت مطمئنی کسی رو نزده زمین جقی

  3. کصشعر بود ببین هر چند نویسنده ای خوبی بودی اما سوتی داشتی تو گفتی متولد 84 یعنی تازه داره میشه 20 سالت و توی داستان گفتی که چند سال چشم دنبال اینه و جق میزدی و یک سال بعدش فهمیدی هیچی جای کص و نمیگیره گفتی و دوباره یک سال گذشت تو که رسید به شب عروسی حتی گفتی که قبلا رل داشته پس تازه کار توی نه اون چون وسط سکس گفتی فهمیدم تازه کار خلاصه همین یه جمله ات یعنی سوتی دادی و داستانت خیالی شب خوش

  4. گوه نخور رضا ، علی !؟ (میتونست این تیتر داستان باشه)😁عمو یه جوری مدام تکرار میکنی میگی دومادم که آدم فکر میکنه مادر زنی چیزی هستی 😂

  5. چه جوری کیر عنیو که تو کون بوده درمیارن و براشون ساک میزنن؟!!! والا ما که هر کیو از کون کردیم کیرمون عنی شده بود

  6. ببین خودت گفتی کیرم کردم توکونش دردم اومد،پس برعکسش بوده سوراخت کونت روکردن غارداری داستان روتحریف می کنی، یه دختر۳۲ساله باتونمی پره کودک

  7. اگ یه بار قبل اپلود کردن،داستانت رو میخوندی و غلط غولوطا و سوتی های اسمی رو درست میکردی و سن و سالتم متوجه میشدی جور نیست رو درست میکردی بهتر بود.

  8. پاتو کردی تو موتور و تخته گاز رفتیواشر زدی😁پای بچه های بکن تو تو کونتتخته گاز😂👉

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید