لیسیدن سوراخ کون خواهر متاهلم (۲)

‎درود به همه ی شما

‎قصد نداشتم داستان بازاریابی شبکه ای با خواهرم را ادامه بدم ولی بازدید بالایی که داستان قبلی داشت باعث شد که منم مثل کارگردان ها که فصل دوم میسازن , قسمت دوم بنویسم . امیدوارم که با خوندن این قسمت از قضیه من و آبجیم توی سیستم شبکه ایی بیز لذت ببرید و بتونم با توضیحی که از بدن محرم خودم یعنی خواهر متاهل خودم میدم تحریکتون کنم که اگه با پارتنرتون میخونین حال خوبی براتون بسازه ، اگه
‎تنهایید امیدوارم بتونم بدن آبجیمو براتون خوب تداعی کنم تا به یادش با کیر راست شده تو‌دستتون بقیه داستان‌ بخونین اگه برادر خواهر هم هستین با خیال راحت و بدون ذره ای عذاب وجدان تو بغل هم لخت باشین و این قسمتو بخونین و تجربه ی خوبی از زنای با محارم بزرگسال راضی را تجربه کنید.

‎آبجی من ریز نقشه ، با قدی حدود ۱۶۰ وزنی حدود ۵۷،۸ ، بدنی سفید در حدی که اگه با انگشتتون بزارین رو قنبلش و فشار بدید جای انگشتتون مدتی روش میمونه ، باسنش گرد و گنده و روناش پره ، ساق ‌پاهاش ظریف و کشیده با کمری باریک . اصلا شکم نداره ولی سیکس پکم نیست ، یکمی نرم و دنبه ایی ولی صافه ، با اینکه خیلی سفیده نمیدونم چرا کسش صورتی نیست، اما برعکس چیزی که خیلی خوبه سوراخ کون سفید صورتی شه . لامصب اصلا انگار نه انگار که اون سوراخ کارش ریدنه ، انگار خدا وقتی خواهر منو می ساخته عمدا لای باسن سفیدش یه سوراخ کمی صورتی برای خوردن مردا گذاشته ، باور کنید هر کدوم از شما هم اگه با خواهرم بودید حتما اینو تجربه میکردید .
‎اینو خودشم میدونه و یبار از دهن دوست دخترمم شنیدم که موقع سکس بهم گفت خواهر جنده ات امروز دیگه پُز سوراخ کونشو میداد و میگفت من سوراخ کونمم سفید و خوردنیه . این جمله دوست دخترم موقع سکس خیلی حشریم کرد البته من جرات نکردم تایید کنم و‌فقط خاطراتم تداعی شد 😜
خلاصه که من خودم اقرار میکنم اگه تو دبی بود حداقل قیمتش ۱۰۰دلار بود و به راحتی صد دلار می ارزید ولی خب متاسفانه ایران بود و با یه خانواده شوهر مذهبی و یه شوهر حساس و غیرتی نمیتونست کسب و کار خودشو راه بندازه و بابت این بدن زیبایش پول خوبی در بیاره.

‎خلاصه دو سال من و خواهر متاهلم با وجود مخالفت های دومادمون توی نتورک فعال بودیم . داستان سکس با محارمی که به راحتی شروع شد خیلی خیلی راحت تر ادامه یافت . توی این دو سال من با دوست دخترم کات کردم . چندین بار تلفنی دعوا کردیم و ناراحت کننده جدا شدیم چون من درگیر رابطه با آبجی خودم شده بودم و از این رابطه رضایت داشتم ولی مشکلی وجود داشت که کم کم زیاد شد و‌ اونم سرد شدن خواهرم به رابطه جنسی بود . بر خلاف اینکه من برا آبجیم سنگ تموم میزاشتم کم کم میلش کم میشد . در طول این مدت بارها میشد که با یک تماس تلفنی فورا توی مکان حاضر می شد و بعد از دستشویی رفتن با لبخند رضایت امیز شروع به لخت شدن میکرد و یک سکس عالی بهم میداد البته که منم همه کار براش میکردم ، از خوردن کف پاهاش و انگشتاش و لیسیدن کسش تا زبون کردن لای خط باسن و لیسیدن سوراخ کونش ، هر چند موقع لیسیدن سوراخ کونش میگفت این چه کاریه آخه ؟!؟! ولی خم شدن و شل کردن کپل هاش نشونه ایی از بی میلی نداشت و نشون میداد که اتفاقا خیلی خیلی بیشتر از اونی که فکر کنید لذت می برده .
‎ شایدم دلیل سرد شدنش دید صددرصد جنسی من بوده .
چون‌من همیشه سریع میرفتم سراغ اصل مطلب و بعد از ارضا هم عشق ورزی نمیکردم البته خواهرم کمی زود انزال بود و زود سیر میشد🥺
سال ۹۱ یک اتفاق شوکه کننده افتاد . خواهرم بدون داشتن رابطه با شوهرش باردار شده بود .
بهم زنگ زد و گفت اعصابم خورده!
من : چرا ؟ چی شد؟
خواهرم: اوم ، گند زدیم
من : چی شده بابا مردم از استرس
خواهرم: تو ، ریختی توش هیچوقت؟!
من : نمیدونم‌ ، نه . مگه یکمش . چی شده؟
خواهرم با ناراحتی : حامله ام دادا با … هم سه ماهه قهرم ولی الان دوماهه دارم 😞
من : من نریختم توش که
خواهرم : پس کی ریخته؟ بقال سر محله؟؟؟ گندو تو زدی دیگه ، صدبار گفتم بهت منو به باد میدی آخرش با کاندوم نزدنت
من : سکوت
خواهرم: اگه خانواده … بفهمن که حیثیت نمیزارن برام.
من : چیکار کنیم حالا؟؟؟؟
خواهرم : باید بندازیمش

و اینا مکالمه های بود که بارها و بارها بین منو خواهرم رخ داد و با یک دردسری توسط دکتری که رفیق دوستم مسعود بود این کار انجام شد که بعدها فهمیدم رفیقم مدتی بعد آبجیمو تو خیابون دیده و حالا با مخ زنی یا به هر شکلی بوده بردتش خونه اش و باهاش خوابیده .
اینو خود مسعود حدود یکسال بعد تو مستی تعریف کرد برام و مغز من سوت کشید وقتی بهم گفت راستی زنه که بردیش پیش دکتر سقط کرد و بردمش خونه و تپوندم تو کونش 😝
من به روم نیاوردم ولی بازم گفت ناراحت شدی؟
گفتم نه بابا یاد اون دردسر افتادم چقدر استرس کشیدم ( ولی واقعا ناراحت شدم)
مسعود گفت اره خیلی ناراحت بودی ولی خب نوش جونت خیلی سفید بود خوارکسده
گفتم چجوری کردیش؟
گفت هیچی بابا بردمش خونه یکم حرف بزنیم راجع به داستانتون و بعدشم رفتیم رو تخت از عقب مثل پنبه بود لامصب گذاشتم درش و تپوندمش براش تا دسته جا .
گفتم نه بابا خوشش اومد؟
گفت : خیلی حرفه ایی بود دیوث ، خوب ساک زد بعد گفت کسمو بمال و از پشت بکن تو ، اووووو یه ناله ای میکرد کسکش که نگو . جنده میگفت در نیار بزار توش بمونه . این دقیقا حرف آبجیم بود درست روز بعد پریودی . اصرار که در نیار بزار توش بمونه.
فهمیدم مسعود راست گفته .
مسعود ادامه داد ولی خیلی با حال بود خدایی . دیوث چرا اینقدر سفید و حشری بود؟!
لبم تو لبش بود کیرمم تا دسته تو کسش و میگفت انگشت بکن کونم . باور کن این زنی که من دیدم کاسب بود و خیلی حالش خراب بود .
حرفای مسعود خیلی بد بود ولی منم مست بودم .
چندین ماه با هم بودن دیوثا .
الان حسرت میخورم کاش منم خونه مسعود بودم و تو نوبت برا خواهرم پشت اتاق خوابش وایمیسادم . کاش من از سوراخ در میدیدمشون .

نوشته: Alex

بازدید 11,062

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

10 پاسخ به “لیسیدن سوراخ کون خواهر متاهلم (۲)”

  1. راستش من هم خواهرت گاییدم.خودش کیرم گذاشت تو کونشمی‌دونی ،من راننده تاکسی هستم که باهم خواهرت بردیم پیش دکتر. من فهمیدم که آبجیت کونیه همونجا ازش شماره گرفتم،و…

  2. پیش خودت چه فکری کردی قسمت دوم این کصتان رونوشتی؟ باشه بابا فهمیدیم خواهرت جنده هست درش واسه همه بازه

  3. اخه کوسکش سوراخ کون یه دف بزاری و خون بیاد طرف همین طور می ایسته و میگه بزار جلو؟اوه کیر اسب ترکمن تو کونت خودت و ننه ات با این بچه زاییدنش می رید بهتر از زاییدن تو بود

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید