سلام دوستان
ادمه قبل رو واستون ب اشتراک بزارم،لذت واقعی من و خواهرم
بچها،انگار این حس جندگی خواهرم بعد ۳۹ سال شکوفا شده بود
ادامه…
وقتی که رضا با ی داد بلند ارضا شد،سمانه کامل نشست رو کیر خوشگلش
رضا،خیلی آه و ناله کرد وقتی ابش اومده بود،کمر ابجی متاهلمو سفت گرفته بود
سمانه هم مدام قربون صدقش میرفت،
سمانه: جون جون جون عشقمممممم،جوووون
اخ،چه داغه کسکش،جوووووون
رضا: آه آه آه
سمانه: با عشوه رضا
رضا: جوووونم
سمانه: همشو ریختی تو کصم تا معدم رفت
رضا: جووووون مگه دوست نداری
سمانه: چرا خیلی میخوام،ولی خب حامله میشماااا
رضا: اخ دوس دارم حامله کنم خاهر متاهل دوستمو
سمانه: رضا
رضا: جوووونم
سمانه: اوووف دلم میخواست بریزش دهنم
رضا: برگرد جنده خانم
سمانه همینطور ک برگشت و ابکیر رضا از کصش ریخته بود بیرون روی شکم و کیر رضا
برگشت ی نگا ب رضا کرد
رضا گفت زود باش
شروع کرد آبشو روی شکم رضا جم کردن با زبون و نشون رضا میداد و شروع کرد ساک زدن،
اینقدر کیرشو ساکید
ک رضا گفت جنده سابیدیش ولش کن
وای یهو رفت زیر تخماش
به رضا گفت پاهات بده بالا
داد بالا
باورم نمیشد
شروع کرد سوراخ کون رضا رو لیسیدن
رضا همیشه شیو بود
واقعا نمایی ک میدیم از اون کون،لیسیدنم داشت
رضا دیگ توی فضا بود
رضا: جنده جونم
سمانه: جوووونم
رضا: داری چیکار میکنی
سمانه: جندگی دوست داداشمووووووو میکنم
دارم کیرو کونشو میخورم
اخ ک چقد دوست دارم
چقدر مستم میکنه
رضا: سمانه
سمانه: جووووون دلم
رضا: کیرمم بمال هرزه
سمانه: چشممممم
همینطور ک کیرشو میمالید کونشم میلیسید
کیر رضا دوباره شق شده بود
سمانه بلند شد،ی نگاه بیرون در بمن کرد
برگشت به رضا گفت
دوس داشتی دوست بیغیرتت بود جلوش خاهر متاهلشو جر میدادی
رضا: اره اگ دوست داره ببینه بگو بیاد من مشکلی ندارم
سمانه بلند شد گفت میبینه با خنده
ولی رضا اول متوجه نشد
سمانه دوباره نشست رو کیر رضا
رضا ی نگاهش کرد،که سمانه گفت کصم کیرتو میخاد هنوز
شروع کرد بالا پایین کردن
لبای رضا رو میخورد
چند دقیقه ای بالا پایین کرد
تا ته نشست رو کیرش دوباره برگشت طوری ک طرف من بود
سمانه: اخ سینااا بیا ببین چجوری دوستت خواهرتو میگاد
سمانه: سیناااا بیا ببین چجوری تا ته کرده تو کس خواهرت
سمانه: سیناااااا جق بززززن لاشی بی غیرت
تو ک غیرت نداری،دوستت باید حال خاهرتو جا بزاره
اخ چقدر کیرش خوبه
چقدر بدنش خوبه
خیلی حال میااااام
عاشق رضاممممممم
سینا،مرسی ک رضا رو وارد زندگیم کردی
رضا: جنددددده
سمانه: جوووونم
رضا: جنده پدرسگ کسکش هرزه داره ابم میاااد
اخ چقدر خوبی
چقدر حشری بودی توی جنده چرا زوتر ندادی این کص و کونو حال بیاررررررم
سماااانه: اخ الانم دیر نشده مال خودتم دیگ بکن جندتو
سمانه: رضا اگ اومد بهم بگو
ک رضا گفت عشقم داره میاد
سمانه برگشت کیرشو تا ته کرد توی حلقش رضا چند تا آه کشید
آبش خالی شد سمانه دهنشو باز کرد یکمی ایکیر رضا دهنش بود،جلو صورت رضا قورتش داد
رضا باورش نمیشد ک صاحب چنین جنده ی حرفه ای شده
ادامشو بعد میگم بچها
( داستان بچها کاملا واقعیه و اتفاقاتی افتاد که زندگی چند نفر تغییر کرد)
ادمه قبل رو واستون ب اشتراک بزارم،لذت واقعی من و خواهرم
بچها،انگار این حس جندگی خواهرم بعد ۳۹ سال شکوفا شده بود
ادامه…
وقتی که رضا با ی داد بلند ارضا شد،سمانه کامل نشست رو کیر خوشگلش
رضا،خیلی آه و ناله کرد وقتی ابش اومده بود،کمر ابجی متاهلمو سفت گرفته بود
سمانه هم مدام قربون صدقش میرفت،
سمانه: جون جون جون عشقمممممم،جوووون
اخ،چه داغه کسکش،جوووووون
رضا: آه آه آه
سمانه: با عشوه رضا
رضا: جوووونم
سمانه: همشو ریختی تو کصم تا معدم رفت
رضا: جووووون مگه دوست نداری
سمانه: چرا خیلی میخوام،ولی خب حامله میشماااا
رضا: اخ دوس دارم حامله کنم خاهر متاهل دوستمو
سمانه: رضا
رضا: جوووونم
سمانه: اوووف دلم میخواست بریزش دهنم
رضا: برگرد جنده خانم
سمانه همینطور ک برگشت و ابکیر رضا از کصش ریخته بود بیرون روی شکم و کیر رضا
برگشت ی نگا ب رضا کرد
رضا گفت زود باش
شروع کرد آبشو روی شکم رضا جم کردن با زبون و نشون رضا میداد و شروع کرد ساک زدن،
اینقدر کیرشو ساکید
ک رضا گفت جنده سابیدیش ولش کن
وای یهو رفت زیر تخماش
به رضا گفت پاهات بده بالا
داد بالا
باورم نمیشد
شروع کرد سوراخ کون رضا رو لیسیدن
رضا همیشه شیو بود
واقعا نمایی ک میدیم از اون کون،لیسیدنم داشت
رضا دیگ توی فضا بود
رضا: جنده جونم
سمانه: جوووونم
رضا: داری چیکار میکنی
سمانه: جندگی دوست داداشمووووووو میکنم
دارم کیرو کونشو میخورم
اخ ک چقد دوست دارم
چقدر مستم میکنه
رضا: سمانه
سمانه: جووووون دلم
رضا: کیرمم بمال هرزه
سمانه: چشممممم
همینطور ک کیرشو میمالید کونشم میلیسید
کیر رضا دوباره شق شده بود
سمانه بلند شد،ی نگاه بیرون در بمن کرد
برگشت به رضا گفت
دوس داشتی دوست بیغیرتت بود جلوش خاهر متاهلشو جر میدادی
رضا: اره اگ دوست داره ببینه بگو بیاد من مشکلی ندارم
سمانه بلند شد گفت میبینه با خنده
ولی رضا اول متوجه نشد
سمانه دوباره نشست رو کیر رضا
رضا ی نگاهش کرد،که سمانه گفت کصم کیرتو میخاد هنوز
شروع کرد بالا پایین کردن
لبای رضا رو میخورد
چند دقیقه ای بالا پایین کرد
تا ته نشست رو کیرش دوباره برگشت طوری ک طرف من بود
سمانه: اخ سینااا بیا ببین چجوری دوستت خواهرتو میگاد
سمانه: سیناااا بیا ببین چجوری تا ته کرده تو کس خواهرت
سمانه: سیناااااا جق بززززن لاشی بی غیرت
تو ک غیرت نداری،دوستت باید حال خاهرتو جا بزاره
اخ چقدر کیرش خوبه
چقدر بدنش خوبه
خیلی حال میااااام
عاشق رضاممممممم
سینا،مرسی ک رضا رو وارد زندگیم کردی
رضا: جنددددده
سمانه: جوووونم
رضا: جنده پدرسگ کسکش هرزه داره ابم میاااد
اخ چقدر خوبی
چقدر حشری بودی توی جنده چرا زوتر ندادی این کص و کونو حال بیاررررررم
سماااانه: اخ الانم دیر نشده مال خودتم دیگ بکن جندتو
سمانه: رضا اگ اومد بهم بگو
ک رضا گفت عشقم داره میاد
سمانه برگشت کیرشو تا ته کرد توی حلقش رضا چند تا آه کشید
آبش خالی شد سمانه دهنشو باز کرد یکمی ایکیر رضا دهنش بود،جلو صورت رضا قورتش داد
رضا باورش نمیشد ک صاحب چنین جنده ی حرفه ای شده
ادامشو بعد میگم بچها
( داستان بچها کاملا واقعیه و اتفاقاتی افتاد که زندگی چند نفر تغییر کرد)
نوشته: سینا
6 پاسخ به “خواهر نه، پورن استار (۳)”
عااالی
ا ایمو اوردی برای خواهرت
امیدوارم داریوش بفهمه و کون شما دوتا یجوری بذاره که نتونین حتی بشینین
عالس ادامه روبذار
عاااالی گفتی ادامشو بذار
جووون داستانت قشنگه ولی قابل باور نیس