پسر حرف گوش کن

این داستان همجنسگرایی گی هستش و بدونید که اگر نخواستید نخونید
یه روز مهرماه بود که ناهار رو خورده بودیم و خونه همه خوابیده بودن، دراز کشیده بودم و توی اینستا می چرخیدم که گوشی ام زنگ خورد و دیدم عباس ه، گفت من دم درم، میای پایین، خیلی وقت بود که باهام کاری نداشت، راستش رو بخواهید دلم نمی خواست اون وضعیت رو ادامه بدم و این مدت که خبری ازش نبود خوشحال بودم که دیگه بیخیال من شده. می دونستم که نمی تونم جلوش مقاومت کنم و لباس پوشیدم و رفتم پایین.
دم در روی موتور نشسته بود، با لبخند همیشگی و مهربونی مصنوعی اش احوالپرسی کردم و دست دادیم و دستم رو گرفته بود و رها نمی کرد. گفت سهیل جان، چکاره ای جیگر؟ با جدیت و دلخوری گفتم: هیچی سر درس بودم. گفت بشین بریم. با ناامیدی و استیصال گفتم : بخدا کار دارم. بگذار برای بعد. گفت: حالا بشین حرف می زنیم.کار دیگه ای دارم باهات، نشستم و راه افتاد.
من سهیلم. 22 سالمه و اهل بابلسرم و خب از سالهای آخر دبیرستان کم کم حس های درونی که از بچگی همراهم بود و شاید گاهی به شکل وصله ناجور بودن توی جمع پسرها بروز می کرد، خیلی تلاش می کردم که خودم رو سانسور کنم و کسی نفهمه که چه حسی دارم و هرچی می گذشت بیشتر به مردا و پسرها جذب می شدم. توی مدرسه ناخودآگاه به همکلاسی ها و هم مدرسه ای ها و توی محل به بچه محل های با رفتارهای مردونه تر و شاید بزرگتر از خودم جذب می شدم. برخلاف چیزی که همه حواسشون هست که با آشنا و بچه محل و اطرافیان نرن توی فاز سکس و اینا بابت آبرو، من اشتباه بزرگی کردم و با یکی از بچه محل ها اول در حد سافت سکس داشتیم و بعدش دوستش اضافه شد و سکس تبدیل به هارد شد و اونا که رفتن سربازی و من رفتن دانشگاه، عباس سروکله اش پیدا شده بود که یکی دو تا خیابون اونطرف تر بود، از ما بزرگتر و حدود 35سالش بود و آمار من رو از یکی از اون دوتا که مشتری مغازه اش بود گرفته بود و خلاصه اولش بابت معرفی پسره و بعدش با کمی تهدید و آبروبری و اعتراف کنم کمی شهوت خودم رابطه سکسی با عباس شروع شد.
من شدم تک پر عباس و هر وقت که می زد بالا یا مکان اش جور می شد می اومد دنبالم و می برد برای سکس.مدتها بود بی خیال من شده بود و خوشحال بودم که دیگه با من کاری نداره.خیلی رفتار با شخصیتی نداشت و توی سکس هم خشن و بد بود،مدتها بود که خبری ازش نشد و منم تو اینترنت با مردی 40 و خرده ای سال آشنا شده بودم و دو بار هم سکس کرده بودم، تا قبل اون خیلی احمقانه بدون کاندوم و با هر کسی سکس کرده بودم و رابطه ام باهاش باعث شد که بترسم و حتی با بدبختی رفتم آزمایش هم دادم و خیالم راحت بشه که تا الان به چوخ نرفتم.
خونه عباس اینا بالای مغازه اش بود، یه مغازه لباس فروشی داشت، هنوز مجرد بود و با پدر مادرش زندگی می کرد. همیشه کوچه ما رو تا ته می رفتیم و خیابون اصلی رو می رفتیم و بعد از میدون می رسیدیم به مغازه اش و خونه اشون. ولی این دفعه رفت سمت دیگه و محله ای که کمی جدیدتر بود و آپارتمانی بود. ازش پرسیدم کجا میریم؟ خیلی توی خیابون جلو نرفته بودیم که یه جا واستاد و پیاده شدیم و کنارم ایستاد و اطراف و بعدش اون طرف خیابون رو نگاه کرد و گفت : آقا سهیل، یه دوستی دارم از تهران اومده، میخوام بهش حال بدی.
حس بدی بهم دست داد، ازش بدم اومد که چقدر آدم بی شخصیتی که مثل جاکشا من رو برای کسی آورده و حس اینکه بی ارزشم و مثل یه کالا داره می ده به کسی دیگه.از خشم و ناراحتی نمی دونستم بهش چی بگم، از چهره ام فهمید که ناراحت شدم. گفت ببین، ببخشید، من تهران رفتم خیلی بهم حال داده و کس و کون برام جور کرده و با هم کردیم، حالا اون اومده میخوام جبران کنم. داشتم به این فکر می کردم که یعنی قراره گروپ بزنن روم که با یه لحن مهربون و آروم گفت: ببین، بهت قول میدم که دیگه باهات کاری نداشته باشم. به جون مادرم دیگه من رو نبینی. یه کم مکث کرد. گفت : ببین آدم بدی نیست. منو ضایع نکن. گفتم این دوست پسرمه و حرف گوش کنه. یه کم نگاه کرد و در ادامه که راضی ام کنه گفت : ببین اصلا من نمیام. (می دونست که خب خیلی خشنه و همیشه توی سکس اعتراض می کردم که آروم باشه و …) خودتونید. آدم سن دار و با شخصیت ه. اینو که گفت کم کم شهوتم تلنگر خود رو وسوسه شدم. خلاصه با کمی ناز کردن و راضی کردن عباس قبول کردم.
اشاره کرد به اون طرف بلوار و گفت بریم اون طرف، یه مرده توی ماشین بود که ما رو دید پیاده شد و چشمش به من بود و با عباس و من احوالپرسی کرد. فکر کنم 45 اینا می شد. موهاش کمی سفیدی داشت و کمی هیکلی بود، نمی شد گفت چاق ولی خب هیکل مردونه معمولی ولی قد بلندش جذابش می کرد.
خب من از نظر هیکل و قیافه برای این کار خوب بودم و توجه مردا و پسرهایی که اهلش بودن همیشه جلب می شد. قیافه ام خیلی خوشگل نبود ولی خب پوست سفید و مژه های بلند و لب هام چیزهایی بود که همیشه توی سکس و پیشنهادها تاییدش رو گرفته بودم از تاپ هایی که سراغم اومده بودم. کمی اضافه وزن و رانها و باسنم نه خیلی بزرگ ولی خب توی یه شلوار تنگ و البته وقتی لخت بود خوب بودن.
خب برخلاف عباس که لاغر بود و من اصلا از مردای لاغر خوشم نمیاد خیلی به چشمم اومد و از اون فاز ناراضی بودن و مجبور بودن کم شد و توجه ام جلب شد. بعد عباس گفت : این آقا کریم رفیق گرمابه و گلستان ماست. بعد رو به کریم گفت: این آقا سهیل خیلی بچه خوب و حرف گوش کنی ه. دیگه خودت میدونی. اذیتش نکنی یه وقت.
کریم خیلی دوستانه نزدیک شد و دست روی شانه ام گذاشت و گفت : خیلی هم عالی، مراقبش هستم. بعد عباس انگار بخواد در بره از این وضعیت سنگین، گفت دیگه برید به کارتون برسید. فعلا و خیلی سریع دست داد و رفت اونور بلوار و رفت.
کریم گفت : بفرما آقا سهیل گل. اشاره کرد به ماشین و رفتم اون طرف ماشین و سوار شدم. توی راه خیلی سریع رفت سر حرف های جدی و منم چون می خواستم عهد و پی کنم خوشحال شدم که خیلی حاشیه نرفت. بهش گفتم که کثیف و خشن دوست ندارم و اون هم یه کم از رابطه من و عباس پرسید و اینکه اوکی ام و زوری نیومدم و این حرفها. مرد خوبی به نظر می رسید. راستش تجربه عجیب و غریبی بود برای من . بدون هیچ چک و چونه ای داشتم می رفتم با یه مردی که تایپ منم هست سکس کنم.
متوجه شدم از تهران میاد و اینجا یه آپارتمان کوچک داره و وقتی ازش پرسیدم متاهلی گفت بودم و توضیح چندانی نداد. خیلی دور نبود خونه اش. نزدیک دبیرستانی که می رفتم.بین پارکینگ 4 و 5 بابلسر بود، رفتیم بالا و یه آپارتمان نقلی آخرین طبقه یه ساختمون و وسایل کم، داخل شدیم همونجوری وسط پذیرایی ایستاده بودم ببینم چیکار باید کنم. گفت بفرما آقا سهیل. چی می خوری ؟ خنک یا گرم؟ گفتم یه کم آب فقط.
برام آب آورد و خوردم و نشست کنارم. توی ماشین هم کمی دست روی رون پام کشیده بود ولی اینجا نزدیک بود و دستاش داشت روی بدنم می چرخید. بوی عطر مردونه و بدنش که نزدیک می شد حشری ام می کرد. اول چند تا بوسه از لبهام و صورتم و بعد شروع کرد به لب گرفتن و دستاش دورم حلقه شد و یه کم ازم لب گرفت و بدن و کونم رو از روی لباس مالید و کمربند و زیپ شلوارم رو با یه دست باز کرد و دست دیگه اش رو کرد توی شورت و لپای کونم رو می مالید. انگشتش وسط رو گاهی روی سوراخم می کشید و با لذت گردنم رو می خورد. آروم توی گوشم گفت: تمیز کردی ؟ گفتم نه. بگذار برم خالی کنم و بیام. انگار دوست نداشت متوقف بشه، رهام کرد و سرویس رو نشون داد، بلند شدم و شلوارم رو درآوردم و بعد پیرهنم رو که روبروم ایستاد و یه کم بدنم رو نوازش کرد و شورتم رو درآوردم و یه کم با دودولم که کوچولو بود و شل و ول بازی کرد و رفتم سمت سرویس.
بدن من خب موی چندانی نداره، شاید فقط کمی بالای کیرم و کمی زیر شکم و وسط سینه ام که تقریبا دو هفته پیش شیو کرده بودم ولی کمی نیش زده بود. خودم دوست داشتم خیلی صاف و صیقلی باشم توی سکس و حتی دو سه تا شورت داشتم برای این کار که تنگ تر بودن و فانتزی تر ولی خب این سکس خیلی اتفاقی پیش اومده بود.
توی سرویس خودم رو خالی کردم، زانوهام و پست ساق پام گرفته بود اینقدر نشسته بودم، اومدم بیرون و با دستمال کاغذی روی میز خودم رو خشک کردم و دیدم لخت با یه شورت دم اتاق ایستاده و منتظر منه. بدنش حسابی پشمالو بود و رونهای عضلانی اش که تتو هم داشت خیلی سکسی بود. حتی از زیر شورتش هم می شد فهمید که کیرش شق شده و اندازه خوبی داره. گفت الان میام و رفت سرویس و دست و صورتش رو بشوره.
رفتم توی اتاق، اتاق بزرگی بود که یه پنجره بزرگ داشت که پرده هاش باز بودند و خیلی دور چند تا ساختمون بود و می شد دریا رو دید.نشستم لب تخت دونفره ای که بود. وقتی لخت هستم حس می کنم بدنم ظریف تر و کوچولوتر می شه. برگشت و کنارم نشست و بدنم رو توی دستاش بغل کرد و هدایتم کرد روی تخت و هر دو دراز کشیدیم و شروع کرد به لب گرفتن و با دستاش لپای کونم رو گرفته بود و پاهام رو بین پاهاش پیچیده بود و توی بدنش که داغ بود و پشمالو حس خوبی داشتم و حشری تر می شدم. دو تا انگشتش رو آورد و روی لبهام کشید و کمی فشار داد که فهمیدم باید بکنم توی دهنم و خیس اشون کنم، بعد رفت سراغ سوراخم و اول کمی من رو کشید به سمت بالاتر و سرش روی سینه هام بود و بعد یه انگشت اش رو آروم روی سوراخم مالید و کمی شل کردم و فشار داد داخل. بعد شروع کرد به مکیدن سینه هام و لیسیدن و خوردنشون. منم دستم رو بردم روی شورتش و کیر شق شده اش رو از روی شورتش می مالیدم. ، گاهی با دندون نوک اشون رو میگرفت و گاهی خوردنی شبیه گاز گرفتن کم از سینه ام انجام می داد. حالا دیگه انگشتش داخلم روون شده بود و آروم آروم عقب و جلو می کرد.
دستم رو کردم توی شورتش و کیرش رو توی دستم گرفتم و کشیدم بیرون، سایز خوبی داشت. نمی دیدمش و فقط با دستام لمس اش می کردم و می مالوندم. انگشتش رو درآورد و یه سیلی آروم به کونم زد و گفت: برو پایین ببینم چیکاره ای خوشگل پسر! رهام کرد و همونجوری که دراز کشیده بود و تکیه داده بود به بالشت و من رو تماشا می کرد، پایین پاهاش نشستم و اول شورتش رو کمک کردم درآورد و بعد پاهاش رو باز کرد و بین پاهاش اومدم و کیرش رو توی دستام گرفتم. کیر خوش فرمی بود. نمی شد گفت دراز ولی خب نسبت به کیرهایی که دیده بودم و کیر عباس کلفت تر و مردونه تر حساب می شد. عادت کرده بودم، همونجوری که عباس همیشه دوست داشت براش ساک بزنم، اول کیرش رو گرفتم و کلاهکش رو کردم توی دهنم و با لبهام نگهش داشتم و با زبونم میلیسیدم و می خوردمش. کمی سرم رو به سمتش کردم که ببینمش. دستاش رو برده بود پشت سرش و داشت از ساک زدن من لذت می برد. چشم تو چشم که شدیم. با لبخند رضایت اش از ساک زدنم رو نشون داد. یه کم توی این حالت بودم و سفت تر شدن کیرش رو توی دستم حس می کردم. بعد شروع کردم سرم رو روی کیرش بالا و پایین کردن. دستام رو روی رونها و شکم اش می کشیدم و همزمان کیرش رو می خوردم.
حالا دیگه آهش در اومد و با جونن گفتم و آفرین گفتن لذت بردن اش رو اعلام می کرد. کمی اومدم جلو که بتونم سر کیرش رو راحت و بدون عق زدن ته حلقم ببرم. چند تا عقب و جلو می کردم و بعد دهنم رو بازتر می کردم و سرم رو پایین می آوردم و کیرش رو توی دستم صاف نگه می داشتم و سر کیرش رو ته حلق فشار می دادم. تنگی حلق و سر حساس کلاهکش حس خوبی به تاپ توی اون لحظه می ده. وقتی این کارو میکردم قشنگ اوووفف و آه شهوتی اش بالا می رفت. بعد از چند بار گفت : بسه سهیل جون و کمی خودش رو جمع کرد و منم بلند شدم، خندید و گفت: فکر نمی کردم اینقدر خوب کارت رو بلد باشی پسر.
خودش رو هل داد کنار تخت و ایستاد و بهم گفت: خب سهیل جون قمبل کن لب تخت ببینم. چرخیدم و همونجوری چهار دست و پا داگی شدم لب تخت. زانوهام لبه تخت بود و روی دستام خودم رو نگه داشتم. اومد پشتم و دیدم داره به کیرش تف میزنه و کمی میریزه توی دستش و لای کونم می ماله. خب نمی شناختمش و اصلا هم دوست نداشتم مثل این همه سکس قبلی ریسک کنم و نادانسته بدون کاندوم بدم. بهش گفتم : کاندوم داری؟ اونقدر شهوتی بود که دلش نمی خواست متوقف بشه و دوست داشت زودتر شروع کنه. با یه حالت ضدحالی گفت: بی خیال. اونجوری حال نمی ده. توی اون همه شهوت که توی تنم بود کمی عقلم کار کرد و گفتم : من با خیلی ها هستم. بدون کاندوم نکن. یه مدلی گفتم که انگار یه جنده ام و هر روز دارم کون میدم.
یه کم یه جوری شد و گفت صبر کن ببینم. توی کشوهای میزی که توی اتاق بود رو گشت و بعد رفت بیرون و دوباره اومد تو. دیدم یه بسته که توش دو تا کاندوم هست دستشه. کیرش رو با دستمال پاک کرد و کاندوم رو کشید و تمام این مدت من توی اون حالت آماده سرم رو برگردونه بودم و نگاهش می کردم. بعد اومد کنارم و کیرش توی دستش بود. گفت خیسش کن، دهنم رو باز کردم و کیرش رو داخل دهنم کرد و کمی تف مالی اش کردم. مزه پلاستیک طوری و طعم دارش توی دهنم اومد. خود کاندومه روغنی طور بود نمی دونم چرا باید خیسش می

کردم. بعد رفت پشتم و اول کیرش رو لای کونم مالید و بعد دستش رو پشت کمر گذاشت و گفت برو پایین . سرو سینه ام رو روی تخت گذاشتم و دستام رو دو طرف ام روی تخت، که گفت خودت رو باز کنم.
دو طرف لپای کونم رو همونجوری گرفتم و به دو طرف نگه داشتم، سعی می کردم خودم رو شل بگیرم و سر کیرش رو روی سوراخم حس کردم. چند بار با کیرش روی سوراخم زد و با شستش یه کم انگشتم کرد و بعد کمی فشار داد و یه هل که خودم رو نگه داشتم و کیرش یه دفعه چند سانتی داخل شد. درد خفیفی پیچید توی سوراخم و تیر کشید و ناله ام در اومد و یه آخ بلند گفتم. ناخودآگاه دستم رو رها کردم و خواستم کمی خودم رو جلو بکشم که دو طرف کمرم و پهلوهام رو با دست گرفت و ثابت نگه ام داشت و با یه لحن خاصی گفت: جوون. تنگی پسر، بهت نمی داد خیلی داده باشی. کمی آروم خودش رو تکون می داد و کیرش خیلی کم داخلم فشار می آورد و دستاش که روی پهلوهام محکم تر شد فهمیدم که درد در راهه و هل دوم و کیرش تا انتها داخل شد. آیییییی … دستم رو بردم عقب که بفهمه درد دارم. دستم رو از مچ گرفت و روی کمرم نگه داشت و گفت : تکون نخور تا جا باز کنه. راستش رو بخواهید همیشه اول سکس و داخل شدن کیر درد داره ولی ایندفعه یه حالت خشک تری داشت و دردش متفاوت تر بود
شاید بخاطر اینکه کاندوم داشت یا شاید هم خیلی بازم نکرده بود. دردش داشت کم می شد و حالا حجم کیرش رو داخل حس می کردم. کیرش رو تا نصفه بیرون کشید و آروم داخل کرد. وقتی بیرون می کشید حس خالی شدن و خوشایندی بود و وقتی داخل میکرد ورود کیرش برام لذت بخش بود. حالا فاصله های عقب و جلو کردن هاش کم شده بود و داشت توم تلمبه می زد. نه خیلی تا ته می کرد و نه خیلی بیرون می کشید.
دردم کم شده بود و از این جور تلمبه زدن خوشم نمی اومد، اما کم کم کیرش رو خیلی بیرون می کشید و تا ته می کرد که واقعا لذت بخش بود، گاهی که زیادتر می کرد داخل، سر کیرش داخلم فشار می آورد و حس ارضا شدن مثل یه جریان خون از رونهام تا کیرم و تخمام حس می کردم. کمی سروسینه ام رو بلند کردم و لای پام رو نگاه می کردم، از کیر شل و آویزونم که داشت با تلمبه های کیرش تکون میخورد آب کمی آویزون بود. با دستی که آزاد بود کیرم رو گرفتم و آروم می مالیدم.
یکی دو بار کیرش رو درآورد و چند تا ضربه به سوراخم زد و دوباره داخل و ادامه تلمبه هاش، بعد دست دیگه ام رو از روی کیرم گرفت و همراه دست دیگه ام روی کمرم نگه داشت. صورتم روی تخت فشار داده می شد و حالا دیگه شروع کرده بود سریع و شاید کمی خشن داخلم تلمبه زدن. سوراخم داغ بود، وقتی کیرش رو تندتند داخلم عقب و جلو میکرد سوراخم داغ می شد ووقتی می کشید بیرون حس می کردم مایع گرمی داخل سوراخم تولید می شه. بعد انگار که یادش افتاده باشه، آروم گفت: یادم رفت قرص بخورم.
دستام رو رها کرد و کیرش رو بیرون کشید و من به بغل چرخیدم، دستم رو بردم روی سوراخم، خیلی نرم و باز شده بود و حس می کردم ملتهب شده. کمی هلم دار و کجکی روی تخت یه وری بودم، پاهام رو جمع کرد و به پهلو خوابوند و خودش زانوش رو گذاشت لبه تخت و کیرش رو توی سوراخم کرد و روی کونم و کمرم با دستاش خودش رو نگه داشت. حالا داشتم تماشاش می کردم. هیکل مردونه و پشمالوش مثل یه حیوون شکارچی که روی شکارش ایستاده بدنم رو توی دستاش گرفته بود و کیرش داشت توی سوراخم حسابی غوغا می کرد.
آروم چندتا سیلی به کونم زد، وقتی با ناله و آه شهوتی ام رضایت ام رو بهش نشون دادم، سیلی های بعدی محکم تر بود. درد خوشایندی داره سیلی روی کون. صدای بدنش که به بدنم می خورد و صدای نفس های و آه و ناله های من به همراه صدای سیلی های روی کونم حسابی هیجان می داد. کمی خم شد و سینه ام رو با یکی از دستاش گرفت و توی مشتش گرفته بود و می مالید و می چلوند، گاهی که خیلی حشری تر بود کیرش که ضربه می زد و می گایید، سینه ام رو هم فشار میداد و می کشید، جوری سینه ام رو چنگ مینداخت که ناخن هاش با اینکه کوتاه بودن روی پوست سینه ام رد می انداخت و عرق کردنم باعث می شد بسوزه.
وسط همین مدلی کردنش، یکی دو بار اروم چونه ام رو گرفت و بعد یه سیلی آروم می زد توی صورتم و می گفت: ای پسر شیطون، ای پسر بد. دیگه تحمل کردن اونطور گاییده شدن سختم بود، سوراخم درد داشت و حتی یه لحظه هم استراحت نمی داد. چندتا تلمبه تند توم زد و رهام کرد، کیرش رو کشید بیرون و با دست کمی مالوند و با یه لحن ناراضی گفت: آبم زود می آد امروز، عیب نداره. بعد منو طاق باز کرد و پاهام رو گرفت و کشید روی تخت سمت لبه تخت و یه بالشت گذاشت زیر کمرم و پاهام رو از هم باز کرد و کیرش رو داخل کرد و یکی از پاهام رو توی دستش گرفت و پای دیگه ام رو خم کرده بودم و روی کمرش نگه داشته بودم، یه کم کیرش رو داخلم همونجوری نگه داشت، انگار نمی خواست آبش بیاد و استراحت کنه.
بعد شروع کرد به تلمبه زدن، صورتش سرخ شده بود و خیس عرق بود، تلمبه هاش تند تند شده بود، حرکاتش نامنظم و گاهی رونم رو فشار می داد و گاهی دست روی شکمم می کشید و بعدش کیرم و تخمام رو توی دستش گرفت و حالا انگار مسلط تر تلمبه می زد. توی نفس زدن و کردن من بریده بریده گفت کجا بریزم؟ داشتم به این فکر می کردم که کاندوم داره، کجا میخواد بریزه! که کیرش رو کشید بیرون سرم رو چرخوندم که ببینم چی شده و چیکار میکنه که دیدم کاندوم رو سریع از روی کیرش کشید و پام رو از این طرفش رد کرد و روی زانو اومد روی تخت و کیرش توی دستش قرمز شده بود و داشت می ترکید و گرفت روی سینه ام و دستش رو کمی عقب و جلو کرد که آبش پاشیده شد روی بالای سینه هام و چونها م و کمی جلوتر اومد که پاشش دوم تا روی صورت و لپم ریخته شد.
هیچوقت تجربه ریخته شدن آب روی صورت یا حتی سینه نداشتم، غیر از این پسر آخری ه که توی کاندوم و داخل کونم ارضا می شد عباس و بقیه همیشه راحت و بدون کاندوم داخلم می ریختند. این صحنه و قبل اش که کیرم رو توی دستاش می چلوند باعث شد که ناخودآگاه ارضا بشم و سعی کردم با دستم بگیرمش و کنترل کنم که آبم بین دستم و زیر شکمم اومد. کیرش هنوز توی دستش بود، آروم سرش رو مالید به بدنم و کشید عقب و شروع کرد با دستمال کاغذی تمیز کردن، بعد جعبه رو گذاشت کنارم روی تخت و خودش اون سمت خالی تخت ولو شد. خودم رو تمیز کردم ولی یه جوری بودم.
بهش گفتم من برم دوش بگیرم، گفت چند دقیقه صبر کن باهم بریم. با خودم گفتم ای بابا، حالا میخواد دوباره بکنه. داخل حموم ولی خیلی با مهربونی و دوستانه خودش بدنم رو شست و اومدیم بیرون. خسته بودم. دوست داشتم بخوابم ولی خب موبایل ام چند بار زنگ زده بود. هرچی اصرار کرد یه چی سفارش بدم بخوریم و بعد ببرمت دیرم می شد و گفتم نه، با ماشین تا سر کوچه رسوند و رفتم خونه. ارضا شده بودم و بدنم کوفته بود. رفتم خونه و داشتم لباس عوض می کردم که توی آینه سینه ام رو دیدم که چند تا لکه کبود شده. برگشتم و کونم رو دیدم که کمی قرمز بود و حس میکردم داره کبود میشه.
روی تختم دراز کشیدم و ساعت رو نگاه کردم، ساعت نزدیک 5 بود، تقریبا 3 ساعت پیش اصلا فکر سکس پر هیجان و این مدلی رو نمیکردم ولی حالا با کونی گاییده شده و ارضایی خیلی باحال، خسته از زیر یه مرد بودن برگشته بودم خونه.

نوشته: سهیل

بازدید 11,604

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “پسر حرف گوش کن”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید