سلام من ۳۲ سالمه و تازه تو ۲۵ سالگی فهمیدم که به همجنس خودم هم حس دارم هر کسی زیر کیر ناله میکنه اینکه یکی که خودش کیر داره زیرت ناله کنه جذابتره،بخاطر همین حس هم از ازدواج طفره میرفتم همیشه با وجود اینکه هم تیپم خوبه هم ورزشکار و خوش هیکلم هم خونه و ماشین و یه کار ثابت دارم ،در ضمن اسمم حسامه،تا اینکه دیگه خانواده گیر دادن که ازدواج کن یکی پیداشده که عالیه خانواده کم جمعیت تک دختر پدر رئیس بانک و وضع خوب،منم رفتم خواستگاری دختر بدی نبود اما باباش چشمو گرفت از همون دیدار اول عاشقش شدم،یه مرد با حال خندون خوش انرژی قیافه و اندام خوب،بخاطر باباش اصلا باهاش ازدواج کردم😅اسمش تامارا بود زنم،پدر زنم آقا منوچهر، همیشه برای احوال پرسی بغلش میکردم و تو حرف زدنم هم نشون میدادم که دوستش دارم،اونم دوستم داشت از حرف زدن و نگاهش مشخص بود.
چند وقت بعد عقد رفتم خونشون منوچهر نیومد پیشوازم،گفتم بابا کو؟زنم گفت کمرش درد میکنه افتاده رو تخت،رفتم اتاقشون احوال پرسی کردم گفت آره کمرم گرفته و درد دارم،من گفتم مگه من مردم خودت ماساژت میدم باباجون،گفت نه خسته ای از سرکار اومدی و گفتم نه این چه حرفیه،به تامارا گفتم روغن زیتون چیزی دارید بریز تو پیاله بیار،گفت باشه به مادر زنمم گفتم ممکنه ملافه کمی چرب بشه گفت اشکال نداره میشورم،روغن که رسید گفتم منوچهر جان بذار زیرپوشتو دربیارم،درش آوردم گفتم پات چی به پات دردش نمیزنه گفت چرا اتفاقا گفتم پس اونم در بیار کامل ماساژت بدم کمی مقاومت کرد گفت آخه من عادت دارم شورت خونه نمیپوشم،اینو خودم فهمیده بودم،قند تو دلم آب شد گفتم همون فرصتیه که میخواستم همیشه.
گفتم اشکال نداره بابا جون جفتمون مردیم خجالت نداره،درم قفل میکنم که یهو مامان اینا نیان تو،به اوناهم گفتم چون راحت باشیم درو میبندم کاری داشتید در بزنید.
همونطوری دمر که افتاده بود شلوارشو در اوردم،یه بدن سفید کم مو بحال جلوم لخت بود منم شروع کردم به مالیدن کمرش با روغن میدیم چقدر حال میکنه،تشکر میکرد از منم کم کم رسیدم به باسن و پاهاش خودم حسابی شق کرده بودم،منم تیشرتو درآورده بودم گرم بود تو تابستون، بالا تنه لخت،می گفت دمت گرم با اون هیکل و دستهای ورزشکاری داری سرحالم میاری،همیشه از هیکل و بدنم تعریف میکرد جلو همه که دامادم درجه یکه چه قیافه چه هیکل…
بالای کونشو میمیمالیدم رسیدم به بغلاش اونارم مالیدم ری اکشن بدی نشون ندادمنم پیشروی کردم رو کونشم مالیدم حال میکرد موهای تنش سیخ شده بود،منم داغ کرده بودم گفتم بابا پاهاتو کمی باز میکنی تو رونتم بمالم،که کامل پاهاشو باز کرد اونجا بود که سوراخشو دیدم وای بی مو ناز تمیز،با تیغه دستم آروم کشیدم لای کونشو و کمی فشار دادم یه ناله ریز کرد،۲ سه بار دیگه اینکارو کردم هیچ مقاومتی نکرد،جسور شدم همینطور که با دست راستم کمرشو میمالیدم با انگشت وسطیم مستقیم با سوراخش ور رفتم مالیدمش به حرف اومدم گفتم منوچهر جون خوشت میاد ها، گفت قسم بخور بین خودمون میمونه گفتم خیالت راحت،گفت از تو چه پنهون آره،قدیما شیطونی کرده بودم از اون اولم که تو رو دیدم یاد اونوقت ها افتادم و دوست داشتم باهات خلوت کنم،حس همجنس بازیم دوباره بیدار شد،منم گفتم منم همیشه از شما خوشم میومد و منم عاشقتم،پس با اجازت جیگر،لاچشو باز کردم تف کردم رو سوراخشو انگشتمو یواش یواش کردم توش آروم عقب جلو کردم بعد کشیدم بیرون و با زبون افتادم به جون کونش،گفت ممکنه کثیف باشم لیس نزن گفتم فدای کونت،بیخیال،من کلا عاشق لیسیدن کس و کونم کلی برای تامارا هم اینکارو کرده بودم،قشنگ با زبون و انگشت بهش حال میدادم،ریز ناله میکرد حالا مادرزن و زنم هم تو آشپزخونه بودن ما تو اتاق خواب تو عشق و حال🤣
حسابی سوراخش باز شده بود از خودش بیخود شده بود میگفت بکنم حسام پارم کن کیرتو میخوام،گفتم چی میگی خونه پره الان جاش نیست یه وقت دیگه،با انگشتم تو کونش رسیدم به پروستاتش،آروم شروع کردم مالیدنش کمی که گذشت همینجوری دمر دیدم لرزید فهمیدم آبش اومد خالی شدن آبشو حس کردم بدون اینکه اصلا دست به کیرش بزنه یا ببینمش،شق کرده بود هی مالیده شده به تشک و از اونورم من با پروستاتش ور میرفتم که گفت خیلی حال کردم و دمت گرم،اما گفت مگه میشه از کیرت بگذرم،درش بیار برات بخورمش،گفتم باشه منم که شق کرده بودم کشیدم پایین کلی هم پیش آبم اومده بود گفت کیرت هم مثل خودت پر از رگه و خوشگل و ورزشکاری 😅
برام چند دقیقه ساک زد تا آبم اومد و همشو خورد گفت یه بار میریم باغ اونجا حسابی پارم کن،گفتم چشم،یه باغ ویلای مشت هم حاشیه شهر دارن,با زنم اونجا رفته بودیم،حالا قرار شد با منوچم تنها بریم و کلی باهم حال کنیم
یه لبی هم از هم گرفتیم و تمام…
اگه خوشتون اومد براتون ادامشو مینویسم…
میگفت با اومدن آبشو حالی که کرده انگار کمرشم ول کرده و همون شب از جاش پاشد،همه هم ازم کلی تشکر کردن من هم کلی خوشحال که با یه کیر دوتا سوراخ میزنم😁
چند وقت بعد عقد رفتم خونشون منوچهر نیومد پیشوازم،گفتم بابا کو؟زنم گفت کمرش درد میکنه افتاده رو تخت،رفتم اتاقشون احوال پرسی کردم گفت آره کمرم گرفته و درد دارم،من گفتم مگه من مردم خودت ماساژت میدم باباجون،گفت نه خسته ای از سرکار اومدی و گفتم نه این چه حرفیه،به تامارا گفتم روغن زیتون چیزی دارید بریز تو پیاله بیار،گفت باشه به مادر زنمم گفتم ممکنه ملافه کمی چرب بشه گفت اشکال نداره میشورم،روغن که رسید گفتم منوچهر جان بذار زیرپوشتو دربیارم،درش آوردم گفتم پات چی به پات دردش نمیزنه گفت چرا اتفاقا گفتم پس اونم در بیار کامل ماساژت بدم کمی مقاومت کرد گفت آخه من عادت دارم شورت خونه نمیپوشم،اینو خودم فهمیده بودم،قند تو دلم آب شد گفتم همون فرصتیه که میخواستم همیشه.
گفتم اشکال نداره بابا جون جفتمون مردیم خجالت نداره،درم قفل میکنم که یهو مامان اینا نیان تو،به اوناهم گفتم چون راحت باشیم درو میبندم کاری داشتید در بزنید.
همونطوری دمر که افتاده بود شلوارشو در اوردم،یه بدن سفید کم مو بحال جلوم لخت بود منم شروع کردم به مالیدن کمرش با روغن میدیم چقدر حال میکنه،تشکر میکرد از منم کم کم رسیدم به باسن و پاهاش خودم حسابی شق کرده بودم،منم تیشرتو درآورده بودم گرم بود تو تابستون، بالا تنه لخت،می گفت دمت گرم با اون هیکل و دستهای ورزشکاری داری سرحالم میاری،همیشه از هیکل و بدنم تعریف میکرد جلو همه که دامادم درجه یکه چه قیافه چه هیکل…
بالای کونشو میمیمالیدم رسیدم به بغلاش اونارم مالیدم ری اکشن بدی نشون ندادمنم پیشروی کردم رو کونشم مالیدم حال میکرد موهای تنش سیخ شده بود،منم داغ کرده بودم گفتم بابا پاهاتو کمی باز میکنی تو رونتم بمالم،که کامل پاهاشو باز کرد اونجا بود که سوراخشو دیدم وای بی مو ناز تمیز،با تیغه دستم آروم کشیدم لای کونشو و کمی فشار دادم یه ناله ریز کرد،۲ سه بار دیگه اینکارو کردم هیچ مقاومتی نکرد،جسور شدم همینطور که با دست راستم کمرشو میمالیدم با انگشت وسطیم مستقیم با سوراخش ور رفتم مالیدمش به حرف اومدم گفتم منوچهر جون خوشت میاد ها، گفت قسم بخور بین خودمون میمونه گفتم خیالت راحت،گفت از تو چه پنهون آره،قدیما شیطونی کرده بودم از اون اولم که تو رو دیدم یاد اونوقت ها افتادم و دوست داشتم باهات خلوت کنم،حس همجنس بازیم دوباره بیدار شد،منم گفتم منم همیشه از شما خوشم میومد و منم عاشقتم،پس با اجازت جیگر،لاچشو باز کردم تف کردم رو سوراخشو انگشتمو یواش یواش کردم توش آروم عقب جلو کردم بعد کشیدم بیرون و با زبون افتادم به جون کونش،گفت ممکنه کثیف باشم لیس نزن گفتم فدای کونت،بیخیال،من کلا عاشق لیسیدن کس و کونم کلی برای تامارا هم اینکارو کرده بودم،قشنگ با زبون و انگشت بهش حال میدادم،ریز ناله میکرد حالا مادرزن و زنم هم تو آشپزخونه بودن ما تو اتاق خواب تو عشق و حال🤣
حسابی سوراخش باز شده بود از خودش بیخود شده بود میگفت بکنم حسام پارم کن کیرتو میخوام،گفتم چی میگی خونه پره الان جاش نیست یه وقت دیگه،با انگشتم تو کونش رسیدم به پروستاتش،آروم شروع کردم مالیدنش کمی که گذشت همینجوری دمر دیدم لرزید فهمیدم آبش اومد خالی شدن آبشو حس کردم بدون اینکه اصلا دست به کیرش بزنه یا ببینمش،شق کرده بود هی مالیده شده به تشک و از اونورم من با پروستاتش ور میرفتم که گفت خیلی حال کردم و دمت گرم،اما گفت مگه میشه از کیرت بگذرم،درش بیار برات بخورمش،گفتم باشه منم که شق کرده بودم کشیدم پایین کلی هم پیش آبم اومده بود گفت کیرت هم مثل خودت پر از رگه و خوشگل و ورزشکاری 😅
برام چند دقیقه ساک زد تا آبم اومد و همشو خورد گفت یه بار میریم باغ اونجا حسابی پارم کن،گفتم چشم،یه باغ ویلای مشت هم حاشیه شهر دارن,با زنم اونجا رفته بودیم،حالا قرار شد با منوچم تنها بریم و کلی باهم حال کنیم
یه لبی هم از هم گرفتیم و تمام…
اگه خوشتون اومد براتون ادامشو مینویسم…
میگفت با اومدن آبشو حالی که کرده انگار کمرشم ول کرده و همون شب از جاش پاشد،همه هم ازم کلی تشکر کردن من هم کلی خوشحال که با یه کیر دوتا سوراخ میزنم😁
نوشته: کیر کریس رونالدو
14 پاسخ به “پدر زن اهل حال”
روغن زیتون بود ولی تف زدی در سوراخش؟ مطمئنی داستان برعکس نبوده؟
فکر کنم توو تاریخ بکن تو این اولین داستان گی پدرزن و داماد بود 😀 😂
کون دادنتو به اسم دیگرون تموم نکن
داستان پدر زن کونی نداشتیم که اینم شنیدیم 😂😂😂
معاملهی دوسر برد 😂
کوصکش از اسم منوچهر خجالت بکش اوبهت داره…حرمت داره
خدا از این پدر زنا گیر ما هم بندازه
کیر دیو سفید تو اول آخرتون، آخه پدرزن؟اینو دیگه مد نکنید لاشیا،
ترند جدید عرزشی هاپدرزن و داماد
من با یه زوجم داماد هم دارن هم مردرو میکنم هم زنشو ولی کسی خبر ندارن اینکه مرده به من میده قرار نیست به دامادشم بده
گوه زیادی نخور
برا همین برگشتنی راه خونتونه گم کرده بودی🤣مطمئنی پدر زن کونی بوده؟!ولی بیستر به نظر میرسه خودت کونی بودی،هااااا
win win
دمتگرم حال کردم با داستانت 👍🏻😜کاش منم پیشتون بودم گروپ میزدیم