تو تمام طول روز فکرم پیش عمو مجتبی بود و جای کیرش تو سوراخم دل دل میزد . با اینکه تو شلوغی کارای اداری دانشگاه بودم تا یه لحظه میرفتم تو فکر و به یادش می افتادم کیرم شق میشد . کارامون رو انجام دادیم . نشسته بودیم تو حیاط دانشگاه منتظر عمو مجتبی . دوستم همش حرف میزد و از باباش و مشکلات روابط خانوادگیش میگفت . منم حسابی پر رو شده بودم اصلا بهش محل نمیدادم. هرزگاهی یه سر تکون میدادم . فهمیدم رابطه خوبی با مادرش نداره و احتمالا سکسی هم به اون صورت نداره که کمرش انقدر پر بود و خودش هم حشری. تو همین فکرا بودم تا اینکه بالاخره باباش اومد . رفتیم بیرون ، سمت ماشین . تو دلم استرس داشتم ، یه جوری هیجان زده بودم . رسیدیم به ماشین . من رفتم عقب نشستم .سرم پایین بود ، خجالت میکشیدم . برگشت سمت عقب و با لبخند گفت خسته نباشی مهندس ، چطوری ؟ . خیلی سرحال و خوب تحویلم گرفت . دستش رو آورد جلو باهام دست داد و حسابی خوش و بش کرد . اصلا انگار نه انگار که چند ساعت پیش کیرش تو کونم بوده . خیالم راحت شد . منم یخم باز شد و شروع کردم حرف زدن . فقط با من حرف میزد و سوال میکرد . پسرش که به کل ناامید و افسرده شده بود کامل ساکت بود . فقط ما دو تا حرف میزدیم . راه افتادیم سمت شهر خودمون. تو طول مسیر همش نگاهش به من بود و باهام حرف میزد . منم حسابی دور برداشته بودم و دلبری میکردم . دستم رو کیرم و بود و خودم رو میمالیدم و هرزگاهی با انگشتم رو سوراخم رو از رو شلوار میمالیدم . از تو آینه میدید و میخندید . حسابی برای هم دلبری می کردیم . بین راه نگه داشت و پسرش رو فرستاد یه کم خوردنی بخره . تا پسرش رفت برگشت عقب و دستش رو گذاشت رو رون پام و شروع کرد فشار دادن و مالیدن و گفت دهنت رو سرویس شق درد گرفتم پسر، انقدر شیطونی نکن ، همین وسط بیابون میکنت ها . هر دو خندیدیم . کیرم رو با دستش گرفت و گفت تو هم که شق هستی ، بستت نبود ؟ . تا پسرش بیاد کلی حرف زدیم و قرار و مدار دفعه بعد رو جور کردیم . شماره ها رو رد و بدل کردیم . قرار شد با احتیاط به هم زنگ بزنیم و همدیگر رو همکار خطاب کنیم و کلا این چیزا رو هماهنگ کردیم . گفتش که پیدا کردن مکان براش سخته ولی تلاشش رو میکنه . خلاصه تا رسیدیم ، من که رو هوا بودم . با خودم فکر میکردم اومدن کجا ، برگشتن کجا . انقدر خوش گذشت که نفهمیدم کی رسیدیم . انگار مسیر خیلی خیلی کوتاه تر شده بود . موقع خداحافظی با هم دست دادیم . دست گرم و مردونش رو گرفتم و فشار دادم . گفتم به امید دیدار ، گفت حتما و رفتن . از همون موقع شروع کردم به فکر کردن که کی و کجا دوباره میشه ببینمش . هر وقت یادش می افتادم کیرم شق میشد . تا تنها میشدم و یا میرفتم حموم به یادش جق میزدم . هر روز که میگذشت بی تاب تر میشدم. گفته بود بهش زنگ نزنم یا حداقل کم بزنم یا اگر مکان جور شد زنگ بزنم . یه هفته گذشت خبری ازش نشد . حسابی حشری بودم . فکر کردم حتما واقعا براش سخته زن و بچه رو بپیچونه . چند روز دیگه صبر کردم . دیگه طاقت نیاوردم و زنگ زدم . جواب داد ، خیلی جدی و سرد فهمیدم نمیتونه حرف بزنه ، گفت دنبال کار هستم ولی جور نمیشه ، پیگیرم ولی خیلی سخته تو هم یه تلاشی بکن . قطع کرد . فهمیدم براش واقعا سخته و اگر به امید اون باشم شاید ماه ها طول بکشه. شب همینجوری که داشتم با خودم ور میرفتم و خودم رو زیرش فرض میکردم به ذهنم رسید که چرا من نیارمش تو خونه . تا حالا کسی رو نیاورده بودم تو خونه ، ولی این فرق داشت . هم خیلی سکسی بود و هم خیلی مطمئن بود . چند شب با همین فکر با خودم کلنجار رفتم تا آخر تصمیم گرفتم . شهوت عقلم رو گرفته بود . بهش زنگ زدم ، همونجوری مثل همکار با سردی سلام و علیک کرد . دوباره حالیم کرد که پیگیره و هنوز نشده بالاخره گفتم خوب شما تشریف بیارین . یهو ساکت شد . کمی طول کشید گفتم الو ، گفت جدی ؟ خیلی خوبه ، عالیه ، کی ؟ کجا ؟ چه جوری ؟ براش توضیح دادم که از صبح تا عصری خونه خالیه . همه سر کارن و میتونه بیاد . خودم حسابی عرق کرده بودم . باورم نمیشد دارم دعوتش میکنم تو خونه ، منو رو تخت خودم بکنه .ولی خیلی استقبال کرد .همونجا قرار رو قطعی کردیم . قطع کردم . تازه داشتم فکر میکردم کجا و چه جوری باید سکس کنیم و چه کارهایی باید بکنم . تا روز موعود دل تو دلم نبود . شب خودم رو حسابی شیو کردم . کل بدنم رو . روزش همه که رفتن سر کار و بیرون بهش زنگ زدم . گفت نزدیک خونه هست . تلفنی مسیر رو بهش گفتم و اومد دم خونه . لخت شدم . فقط یه شورت سفید تنگ اسلیپ پام بود . از طبقه ها اومد بالا . از لای در دیدمش و بهش گفتم بیا تو . سریع اومد تو و پشت سرش در رو بستم . یه پیرهن مردونه سفید و شلوار پارچه ایی . کیر سفت شدش از زیر شلوار پیدا بود . همدیگر رو بغل کردیم و شروع کردیم لب گرفتن . حسابی قربون و صدقم رفت . گفت که چقدر دلش برام تنگ شده بود و کیرش چقدر بی تابی منو میکرده . حسابی لیسم زد و از هم لب گرفتیم . کفشاش رو درآورد . گفتم بفرمایید تو . دستش رو گرفتم و بردمش تو اتاق خودم . اومد تو اتاق . من رفتم نشستم رو تخت و تکیه دادم به دیوار . وسط اتاق و ایستاده بود و دور و برش رو نگاه میکرد . گفت به به چه اتاق تمیز و مرتبی داره پسرم ، آفرین . بعد شروع کرد به لخت شدن . اول پیرهنش رو درآورد و بعد شلوارش رو درآورد و انداخت رو میز کنار تخت . با یه شورت سفید تنگ و نازک که حسابی جذب بدنش شده بود وایساده بود کنار تخت . انگار میدونست ضعف منو . یه پاش رو گذاشت رو تخت و به من نگاه کرد و لبخند زد . کیرش شق شده بود و شورتش رو بلند کرده بود . با نگاهش حالیم کرد که پاشو وظیفت رو انجام بده . رفتم جلو زیر پاش زانو زدم . شروع کردم شورتش رو لیس زدن . کیرش رو از رو شورتش با لبام میگرفتم و لیس میزدم . از بالا بهم نگاه میکرد و لبخند میزد. سرش و به علامت رضایت تکون میداد . با دستش با موهام بازی میکرد و سرم رو نوازش میکرد . حسابی شورتش رو خیس کردم همونجوری که با لبخند و مهربونی داشت نگاهم میکرد گفت میتونی درش بیاری پسرم . دو تا دستام رو گذاشتم دو طرف شورتش و آروم کشیدمش پایین . کیرش پرید بیرون . شورتش رو کامل از پاش درآوردم و انداختم رو تخت . شروع کردم کیرش رو ساک زدن . چیزی که خیلی خوب و جالب بود اینکه پشمای کیرش رو نزده بود . فقط روی تخماش رو کامل شیو کرده بود و کمی اطراف کیرش رو آنکادر کرده بود . چون بهش گفته بودم من کیر پشمالو دوست دارم و پشم کیر خیلی تحریکم میکنه . همینجوری کیرش و تخماش رو لیس میزدم . پشماشو لیس میزدم . کیرش رو لیس میزدم و میکردم تو دهنم . هرزگاهی کلم رو میگرفت و تو دهنم تلمبه میزد . حسابی صورتم و دهنش تف مالی شده بود . حسابی که کیرش راست شد . سرم رو ول کرد و کیرش رو از تو دهنم در آورد . گفت دراز بکش رو تخت . دراز کشیدم رو کمرم . پاهام رو گرفت و کشید لبه تخت . پاهام رو داد بالا ، خودمم کمکش کردم و پاهام رو بالا نگه داشتم . شروع کرد سوراخم و کونم رو لیس زدن و تف مالی کردن . چند تا تف سنگین کرد و با دو تا انگشتش مالید به سوراخم و داد توم . آروم انگشتم میکرد . یکم آخ و اوخ کردم . درد داشت . گفت هی ساکت ، هنوز که چیزی توت نکردم و خندید . پاشد و همینطور که میخندید کیرش رو گذاشت روی سوراخم و خودش کمی خم شد رو من و همزمان کیرش رو فشار داد توم . کونم درد گفت و شروع کردم آیی آیی کردن . کامل خم شده بود روم و افتاده بود رو سینم . چشم تو چشم بودیم و نفساش میخورد تو صورتم . نگاهم میکرد و لبخند میزد و آروم کیرش رو فشار میداد تو . گفتم عمو یواش ، یواش درد داره . گفت جوووون الان خوب میشه حال میکنی ، تحمل کن . آروم عقب و جلو میکرد و بیشتر و بیشتر میداد توم . شروع کرد ازم لب گرفتن و سر و گردنم رو لیس زدن . کم کم پشم کیرش رو روی کونم حس کردم . کیرش تا ته رفت بود توم . یه آه بلند کشید و یکم خودش رو داد بالاتر و بهم نگاه کرد و با خنده گفت دیدی تونستی ، همش رو جا دادی شیطون ، حالا حالش رو ببر . راست میگفت. درد کونم افتاده بود . کیرش توم کامل جا افتاده بود . داغ بود و سفت . شروع کرد آروم تلمبه زدن توم . بهم نگاه میکردیم . من به اون هیکل و موهای سیاه و سفید بدنش نگاه میکردم . پاهام دوره کمرش بود . کیرم حسابی سفت شده بود . همینطور که داشت تلمبه میزد با خنده به کیرم نگاه کرد و با دستش کیرم رو گرفت و فشار داد و شروع کرد جق زدن و گفت ببین چه شقی کرده ، برای چی شق کردی پسر جون؟ میخوایی عمو رو بکنی شیطون ؟ شروع کرد خندیدن . من زیرش داشتم فقط آه و اوه میکردم . رو تخت خودم داشت کونم میزاشت . کم کم تلمبه هاش عمیق تر و محکم تر میشد . کیرم رو ول کرده بود و دو تا دستش رو شونه و سینم میچرخید .خنده از رو لبش رفته بود و قیافش حشری و جدی شده بود . یه چند باری از لب گرفت و سر و گردنم رو خورد . چهرش تو هم رفته بود . معلوم بود داره آبش میاد و داره خودش رو کنترل میکنه . شروع کردم آروم برای خودم جق زدن . پاهام رو دوره کمرش حلقه کرده بودم . کیرش محکم میرفت تو کونم . سفت بود و داغ . بدنش عرق کرده بود . یه دستم رو کیرم بود و یه دستم رو سینش . داشتم سینش رو میمالیدم و موهای سینش رو چنگ میزدم . حالا دیگه آه و اوه اون بود که بلند شده بود .با هر تلمبش یه آه میکشید .مم فقط نگاهش میکرد و جق میزدم . منتظر بودم که آبش بیاد .یهو چند تا تلمبه محکم و تند زد و یهو وایستاد و شروع کرد آه کشیدن و لرزیدن . کیرش تو کونم دل دل میزد و خالی میشد . با هر بار خالی شدنش یه لرزشی میکرد و یه آهی میکشید .شروع کردم تند تند برای خودم جق زدن که یهو آب منم پاشید رو شکم و سینم .فقط آه میکشیدم . اونم که همینجوری داشت نفس نفس میزد ، منو نگاه میکرد . آروم کیرش رو از تو کونم درآورد . هر دو داشتیم بهم نگاه میکردیم و نفس نفس میدیم . یهو بهم لبخند زد و با شوخی گفت ببین چیکار کردی پسر ، همه جا رو به گند کشیدی. یه دونه آروم زد تو گوشم و گفت پسر شیطون و بی تربیت. افتاد کنارم و دراز کشید . آب کیر رو سینه و شکمم جمع شده بود و داشت کم کم میریخت رو تخت . با سختی دستم رو دراز کردم و جعبه دستمال رو برداشتم و خودم رو تا حدی پاک کردم . عمو مجتبی کنارم بی خیال دراز کشیده بود . براش مهم نبود. میدونست تخت منه و مشکل اون نیست . بدش هم نمیومد که یه اثری رو تختم بزاره.کمی کنار هم دراز کشیدیم. اون رفت تو چرت . منم چند تا چورت کوتاه زدم . حسابی خالی شده بودم . یه چند دقیقه تو همون حالت چرت زدیم . بعد من پاشدم، رفتم توالت خودم رو تخلیه کردم و شستم . اومد بیرون و برگشتم تو اتاق . همینجوری دراز کشیده بود رو تخت . کیرش کامل خواب بود و رفته بود تو پشماش. با اون بدن تو پر و درشتش همه تخت رو گرفته بود . رفتم کنارش دراز کشیدم . گرمای بدنش رو کامل حس میکردم . دوباره کنارش خوابم برد . بعد یه مدت بیدار شد و چرخید سمت من . از حرکت بدنش بیدار شدم من پشتم بهش بود .اونم برگشت و از پشت بغلم کرد . کامل چسبید بهم . سرش کنار گوش و گردنم بود . گفت آخيش چه چرت مرغوبی زدم چقدر چسبید . بعد شروع کرد گردن و گوشم رو لیس زدن .منم گفتم خسته نباشی عمو جون ساعت خواب . گفت قربونت برم پسرم. شروع کرد دوباره ازم تعریف کرد و همزمان مالیدنم . موهای سینش میمالید به پشتم. سرش تو گردن و صورتم بود و داشت همینجوری لیسم میزد و هرزگاهی بوسم میکرد و ازم لب میگرفت .با دستش سینه و شکمم رو میمالید . بعد شروع کرد حرف زدن که چقدر بد هست که هر وقت بخوام نمیتونم پسرم رو ببینم . همینجوری که حرف میزد بدنم رو میمالید و میخورد . قربون صدقم میرفت و ازم تعریف میکرد. مثل بچه ها تو بدنش ولو شده بودم و باهام بازی میکرد . حسابی لوس شده بودم . میگفت حیف که مکان نداره وگرنه هر روز میکردمت و کلی حال میکردیم . گفتم آره اگر مکان داشتیم خوب بود ،خونه من هم همیشه خالی نیست و یکم سخته . گفت آره میفهمم ، نمیشه تابلو کردو ضایع هست ولی حتما یه جایی رو پیدا میکنه . همینطور که پشتم بود همش سعی داشت حشریم کنه یا حرفاش و مالوندنم . واقعا دوباره حشری شده بودم و از خود بی خود . با دستش کیرم رو گرفت و با همون لحن آروم و حشریش گفت واییی چه پسر حشری دارم من ، چه شقی کردی دوباره . بعد همینجوری آروم با کیرم بازی کرد ، طوری که فقط حشری بشم ولی آبم نیاد . دستش داغ و سفت بود . حسابی بغلش بی تاب شده بودم و خودم رو بهش میمالیدم و با شهوت و آه و اوه باهاش حرف میزدم . وقتی خیالش راحت شد که حسابی دیوونه شدم گفت معلومه کیر عمو رو خیلی دوست داری . گفتم آره خیلی بعد گفت یه دوست دارم هم سن و سال خودمه و یه خونه مجردی داره ، خیلی کوس بازه .خیلی آروم و با شهوت حرف میزد . سرش کنار گوشم بود . یکم صبر کرد و با تردید ادامه داد خیلی مرده خوبیه و با حال و خوش هیکل هست . یکم هوشیار شدم ببینم منظورش چیه . مثل اینکه مردد بود حرفش رو تموم کنه . همش کیرم رو میمالید و سر و صورتم رو لیس میزد و میبوسید . ادامه داد راستش مکانش خیلی خوبه ، من چند بار رفتم ، خیلی خوبه ، اصلا برای همین کارا گرفته اونجارو ، ولی خوب راستش فقط یه مشکل داره که میگه خودش هم باید باشه . حسابی جا خوردم . پشتم بهش بود . هیچی نگفتم . داشتم فکر میکردم منظورش واقعا چیه ، میخواد با دوستش منو بکنه . کیرم رو گرفته بود و آروم برام جق میزد . یکم صبر کرد و ادامه داد ولی خوب من هنوز بهش نگفتم ، نمیدونم اهل کون کردن باشه یا نه ، شاید اصلا نخواد پسر بکنه و یا شاید بزار من و تو تنها بریم اونجا . بعد شروع کرد گردنم رو خوردن . حسابی گیج شده بودم ولی شهوت امانم نمیداد . تو دست و بدنش حسابی مسخ شده بودم . همونجوری که گردنم رومیخورد گفت عزیزم نظرت چیه ؟ قربونت برم ، من به خاطر تو همه کاری میکنم . همینجوری شروع کرد حرف زدن و مخم رو خوردن . من که عقلم کامل ضایع شده بود یهو گفتم عمو جون شما هرچی بگین من گوش میکنم، حرف ، حرف شماست . یهو مثل اینکه یه بار رو از رو دوشش برداشته باشن راحت شد و از اون حالت تردید و دودلی در اومد و شروع کرد ازم لب گرفت و بعدش گفت ای که قربون پسرم بشم که انقدر خوبی تو ، حرف نداری ، مطمئن باش با من بهت خوش میگذره . شروع کرد از این حرفا زدن . کیر داغ و سفتش رو گذاشته بود لای کونم و آروم فشار میداد و بالا و پایین میکرد . منم غرق شهوت و تو فانتزی که خودش و دوستش دارن همزمان منو میکنن . حسابی حشری بودم فقط زیرش نفس نفس میزدم و آه میکشیدم . معلوم بود اونم از این فکر که بله رو از من گرفته و حالا با دوستش میخواد منو بکنه حسابی حشری و خوشحال شده بود . کیرش حسابی جون گرفته بود و با قدرت و شهوت بیشتری ازم لب میگرفت و سر و گردنم رو لیس میزد.دستش رو برد جلو دهنش و چندتا تف غلیظ انداخت رو انگشتاش و بعد برد لای کونم و کشید رو سوراخم و دوتا انگشتش رو کرد تو کونم و شروع کرد عقب و جلو کردن و چرخوندن انگشتش . حسابی آه و اوه میکردم . اونم بهم نگاه میکرد و کیف میکرد . گفت جوووون ببین چه باز شده ، دیگه هم سایز کیر عمو شده سوراخت . یه مدت همینجوری انگشتم کرد . بعد انگشتش رو درآورد و کیرش رو گذاشت رو سوراخم و دوباره کمی تف ریخت کف دستش و مالید به کیرش . کیرش رو آروم فشار داد توم . سرش رفت توم . یه آه کشیدم . گفت جووون و بیشتر فشار دارد.
سوراخم باز بود و مقاومتی نمیکرد . کیرش آروم آروم رفت توم. کیرش تا ته رفت توم . یه آه بلند کشید و گفت همش رفت توت ، ببین چقدر باز شدی حالا تو بیشتر از من حال میکنی شیطون و شروع کرد خندیدن . بعد آروم شروع کرد تلمبه زدن . همینجوری آروم تلمبه میزد و سر و گردنم رو میخورد و ازم تعریف و تمجید میکرد . کم کم تلمبه هاش تند تر تند تر شد و یهو استوپ کرد و شروع کرد بلند آه کشیدن و لرزیدن . آبش اومد . خودش رو چسبوند به من و افتاد روم و همینطور می لرزید و آه می کشید و ارضا میشد .کیرش تو کونم دل دل میزد و خالی میشد . کم کم آروم شد و افتاد کنارم . کیرش شل شد و از کونم افتاد بیرون . افتاده بود کنارم و نفس نفس میزد . منم شق و حشری بهش نگاه میکردم. دستش رو سرش بود و چشماش رو بسته بود . کمی گذشت و آروم شد پاشد و بدون اینکه چیزی بگه رفت دستشویی و خودش رو شست . اومد بیرون . قیافش یکم بی حال بود . برام عادی بود . مردایی که خالی میشن تا یه مدت اینجورین . کیرش خیس بود و کامل خوابیده . یکم این پا و اون پا کرد و گفت خوب من دیگه برم . شروع کرد پیرهنش رو پوشیدن . من پاشدم . گفت مواظب باش ازت نریزه بیرون . گفتم چشم الان میرم میشورم خودم رو . گفت آفرین پسر خوب برو . از کنارش رد شدم و رفتم تو دستشویی و خودم رو شستم. اومدم بیرون همه لباساش رو پوشیده بود . باهام دست داد و گفت دستت درد نکنه خیلی زحمت کشیدی ، خیلی خوب بود، دفعه بعد حتما برات جبران میکنم . من هنوز ارضا نشده بودم . تو تمام مدت کیرم شق بود و جلوش وایستاده بودم. میخواستم ازش لب بگیرم یا حداقل برام یه جق بزنه ولی معلوم بود کامل تموم شده بود و هیچ حوصله نداشت یا شاید میخواست به عمد منو تو کف و شهوت بزاره . دستم رو ول کرد و رفت بیرون . منم گفتم به منم خوش گذشت و تا دفعه بعد . رفت و منم در رو پشت سرش بستم . من مونده بودم و یه کیر شق . رفتم از پشت پنجره رفتنش رو دیدم . برگشتم تو اتاق . پر از دستمال کثیف شده بود و کمی بهم ریخته بود . با بی حوصلگی دستمال ها رو جمع کردم و ریختم تو توالت . اتاق رو کی جمع و جور کردم . کیرم نمیخوابید. شروع کردم رو تخت رو مرتب کردن که دیدم شورتش زیر متکا جا مونده . برداشتم ، آره مال خودشه . چه جوری جا گذاشته . نشستم رو تخت . شورتش تو دستم بود . بهش زنگ زدم و گفتم عمو جون یه چیزی رو جا گذاشتین اینجا ؟ بلند خندید و گفت چی عزیزم . گفتم شوت تون رو . دوباره خندید و گفت ای جووون قربونت ، اونو برای تو گذاشتم ، یادگاری ، به یادم باشی ، دیدم دوسش داری ، نگهش دار . همش میخندید و با خنده حرف میزد . منم ولو شدم رو تخت . گفتم ممنون عمو ، چشم ، نگهش میدارم . تلفن رو قطع کرد . شورتش رو باز کردم و نگاه کردم . شروع کردم همزمان جق زدن و با دستم خودم رو انگشت کردن و با سوراخم بازی کردن . جای کیرش رو تو کونم حس میکردم . بوی کیرش و بدنش تو شورتش بود . تو همون حالت آبم اومد و پاشید رو شکمم . پاشدم صاف رفتم تو حموم . تازه مغزم کار افتاده بود و داشتم فکر میکردم که چی کار کردم و چی کار میخوام بکنم . دیگه فکرم این شده بود که چه نقشه ایی برام داره و واقعا میخواد با دوستش منو بکنه …
ادامه دارد …
سوراخم باز بود و مقاومتی نمیکرد . کیرش آروم آروم رفت توم. کیرش تا ته رفت توم . یه آه بلند کشید و گفت همش رفت توت ، ببین چقدر باز شدی حالا تو بیشتر از من حال میکنی شیطون و شروع کرد خندیدن . بعد آروم شروع کرد تلمبه زدن . همینجوری آروم تلمبه میزد و سر و گردنم رو میخورد و ازم تعریف و تمجید میکرد . کم کم تلمبه هاش تند تر تند تر شد و یهو استوپ کرد و شروع کرد بلند آه کشیدن و لرزیدن . آبش اومد . خودش رو چسبوند به من و افتاد روم و همینطور می لرزید و آه می کشید و ارضا میشد .کیرش تو کونم دل دل میزد و خالی میشد . کم کم آروم شد و افتاد کنارم . کیرش شل شد و از کونم افتاد بیرون . افتاده بود کنارم و نفس نفس میزد . منم شق و حشری بهش نگاه میکردم. دستش رو سرش بود و چشماش رو بسته بود . کمی گذشت و آروم شد پاشد و بدون اینکه چیزی بگه رفت دستشویی و خودش رو شست . اومد بیرون . قیافش یکم بی حال بود . برام عادی بود . مردایی که خالی میشن تا یه مدت اینجورین . کیرش خیس بود و کامل خوابیده . یکم این پا و اون پا کرد و گفت خوب من دیگه برم . شروع کرد پیرهنش رو پوشیدن . من پاشدم . گفت مواظب باش ازت نریزه بیرون . گفتم چشم الان میرم میشورم خودم رو . گفت آفرین پسر خوب برو . از کنارش رد شدم و رفتم تو دستشویی و خودم رو شستم. اومدم بیرون همه لباساش رو پوشیده بود . باهام دست داد و گفت دستت درد نکنه خیلی زحمت کشیدی ، خیلی خوب بود، دفعه بعد حتما برات جبران میکنم . من هنوز ارضا نشده بودم . تو تمام مدت کیرم شق بود و جلوش وایستاده بودم. میخواستم ازش لب بگیرم یا حداقل برام یه جق بزنه ولی معلوم بود کامل تموم شده بود و هیچ حوصله نداشت یا شاید میخواست به عمد منو تو کف و شهوت بزاره . دستم رو ول کرد و رفت بیرون . منم گفتم به منم خوش گذشت و تا دفعه بعد . رفت و منم در رو پشت سرش بستم . من مونده بودم و یه کیر شق . رفتم از پشت پنجره رفتنش رو دیدم . برگشتم تو اتاق . پر از دستمال کثیف شده بود و کمی بهم ریخته بود . با بی حوصلگی دستمال ها رو جمع کردم و ریختم تو توالت . اتاق رو کی جمع و جور کردم . کیرم نمیخوابید. شروع کردم رو تخت رو مرتب کردن که دیدم شورتش زیر متکا جا مونده . برداشتم ، آره مال خودشه . چه جوری جا گذاشته . نشستم رو تخت . شورتش تو دستم بود . بهش زنگ زدم و گفتم عمو جون یه چیزی رو جا گذاشتین اینجا ؟ بلند خندید و گفت چی عزیزم . گفتم شوت تون رو . دوباره خندید و گفت ای جووون قربونت ، اونو برای تو گذاشتم ، یادگاری ، به یادم باشی ، دیدم دوسش داری ، نگهش دار . همش میخندید و با خنده حرف میزد . منم ولو شدم رو تخت . گفتم ممنون عمو ، چشم ، نگهش میدارم . تلفن رو قطع کرد . شورتش رو باز کردم و نگاه کردم . شروع کردم همزمان جق زدن و با دستم خودم رو انگشت کردن و با سوراخم بازی کردن . جای کیرش رو تو کونم حس میکردم . بوی کیرش و بدنش تو شورتش بود . تو همون حالت آبم اومد و پاشید رو شکمم . پاشدم صاف رفتم تو حموم . تازه مغزم کار افتاده بود و داشتم فکر میکردم که چی کار کردم و چی کار میخوام بکنم . دیگه فکرم این شده بود که چه نقشه ایی برام داره و واقعا میخواد با دوستش منو بکنه …
ادامه دارد …
نوشته: رضا
14 پاسخ به “سکس با پدر دوستم (۲)”
خواهر هر چی گی من گایدم
از کجا میشه فالو کردت؟
داستانت خوب بود شروع و پایانش جالب بود قسمت اولش رو هم خونده بودم یاد کسی افتادم بنام اقا نادر مثل همین عمو مجتبی عاشق کون پسر ها بود آقا نادر زن و ۲ تا بچه هم داشت و دایم دنبال کون پسر بچه ها بود آنوقت زنش هم با قصاب محل رابطه داشت و تو شهر مردم کم و بیش از این موضوع مطلع بودند تا جاییکه میگفتن بچه های خونه اقا نادر از اون قصاب محله هست . حالا میگم نکنه زن عمو مجتبی رو یکی دیگه سرویس میده !
باز هم عالی و درجه یکممنون که غلط املایی نداری و از لغات خارجی استفاده نمیکنی
خیلی قشنگنوشتی داستانتو حسابی منو حشری کردی
کاشاین عمو مجتبی یبارم منو بکنه😋😋😋عاشق سنبالاهای هیکلی و سیبیل دار هستمحیف تاحالا نشده با کسی اشنا بشم
عالی❤️
کسی عمو مجتبی خواستبهم پیام بده 😅
منم اولین بار به دوست برادرم دادم
دوستان عزیزهر کسی میخاد خودش رو باز کنهیه شیشه مثل نوشابه(تمیز با آب و مایع بشورید )لوبریکانتو یه کیسه زباله آماده کنید
خیلی عالی نوشتید. جالبه بدونید هالستون اولین ادکلن برند معروف خودش رو از رایحه بوی شورت دوست پسرش ساخته. ( هالستون ترنسه)
ادامه اشو بذار لطفا
تا اینجا که خیلی خوب بود دومی بهترم بودسفت ومحکم ادامه بده یجوری گفتی دلم خواست جای عمومجتبی بودم
عالی بود