سلام من آرش هستم ۴۰ ساله ، یه دوست از دوران مدرسه دارم به اسم کامران که یک سال از من بزرگتر هست.
کامران با یه خانوم به اسم مژگان دوست شده بود و حسابی باهاش سکس میکرد.
یه روز که پدر و مادر کامران رفته بودن شهرستان ، به من زنگ زد گفت کجایی و بیا یه سر پیشم .
منم بعد نیم ساعت با موتور رفتم در خونه پدرش . زنگ زدم گفت بیا بالا .
رفتم طبقه سوم و رفتم داخل واحد، کامران آمد جلو و سلام علیکی کردیم . نشستم رو صندلی تا نفسم بالا بیاد ، یه کم آب خوردم . دیدم کامران رفت تو اتاق بغلی ، منم رفتم دنبالش ، یهو دیدم یه خانوم خوش هیکل و زیبا به اسم مژگان اونجاست ، کامران گفت اینم مژگان خانوم ، و ایشون دوست قدیمی من آرش . مژگان بلند شد دستش رو آورد جلو منم باهاش دست دادم و گفتم از دیدنتون بسیار خوشوقتم .
اون روز مژگان با عجله رفت و من و کامران موندیم ، بهش گفتم عجب چیزی بود ، تا کجا پیش رفتی که گفت سه ، چهار ماهه حسابی از کوس و کون میکنه مژگان رو .
گفتم خوش به حالت .
چند وقت از اون ماجرا گذشته بود که یه روز غروب کامران زنگ زد بهم و گفت فردا ۸ صبح برم خونش ، راستی کامران یه خونه مجردی برای خودش داشت . گفتم خبریه ، گفت تو بیا خبری هم میشه .
صبح ساعت ۷ بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و حسابی پشما رو با موبر زدم . موهامو سشوار کشیدم و ادکلن زدم و دو لقمه صبحانه خوردم و از خونه زدم بیرون.
سوار موتور شدم و حدود ۱۲ دقیقه بعد در خونه کامران بودم ، درست راس ساعت ۸ صبح.
زنگ واحد ش رو زدم و درو باز کرد .
بعد از پارک کردن موتور تو پارکینگ ، به سرعت رفتم بالا.
رسیدم پشت در واحد ، در رو نیمه باز گذاشته بود ، آروم رفتم داخل و بدون سر و صدا در واحد رو بستم.
دیدم کامران لخت لخت فقط با یه رکابی آمد به استقبالم . کیر کلفت ش نیمه راست بود.
بهم گفت سریع لخت شو که کلی کار داریم . منم لخت شدم با رکابی و شورت . بهم گفت آماده ای ، گفتم آماده چی ، خندید و گفت الان متوجه میشی .
رفتیم تو اتاق خواب ، دیدم مژگان خانوم با یه شلوار لی کشی تنگ و یه تاپ لب تخت نشسته . سلام کردم و کیرم تکونی خورد .
کنار تخت کاناپه بود . نشستم اونجا ، مژگان هم کنارم نشست .
یهو گفت کامی بند و بساط رو بیار .
کامران یه کیف کوچیک رو آورد و بازش کرد .
دیدم دو تا پایپ و چند تا فندک درآورد از داخل کیف . کامران فندک زد زیر پایپ و دودش رو کشید. بعد دو سه ثانیه با مژگان لب تو لب شد و دود رو تو دهن مژگان خالی کرد . این بار مژگان برای خودش دود گرفت و اونو تو دهن کامران خالی کرد . بعد دو سه بار که این کارو کردن .
کامران گفت دو تا بزنی میری فضا و حسابی حشری میشی . بعد به مژگان گفت راش بنداز .
یه دود پر ملات برای مژگان گرفت ، یهو مژگان لبش رو رو لبم چسبوند و دود رو تو دهنم خالی کرد . من گیج و مات بودم .
این بار آرش برای من گرفت و گفت ۳ ثانیه نگه دار بعد بده تو دهن مژگان ، دود و گرفتم و لب تو لب با مژگان شدم . مژگان دستم رو گرفت گذاشت روی سینه دخترونه اش ، منم شروع به مالیدن کردم . بعد دو سه تا دود ، مژگان شورت منو درآورد ، سر پا دولا شده بود و کیر منو ساک میزد ، همچین از کیرم تعریف میکرد که حسابی راست شده بود . کامران هم دکمه شلوار مژگان رو باز کرد و تا سر زانو کشی پایین ، از پشت کیرش رو گذاشت لای کون گرد و قلمبه و خوش فرم مژگان.
کیر منم تو دهنش بود . چند دقیقه که گذشت خودش شلوارش رو کامل درآورد . نشست لب تخت ،گفتم میشه بخورم کوست رو ، گفت بفرما .
با سر رفتم لای پاش و کوس قلمبه و تپل اش رو میخوردم ، کامی هم داشت سینه هاشو میمالید و لب میگرفتن .
۱۰ دقیقه ای که خوردم ، مژگان گفت کیر میخوام ، کامی گفت اول مهمون ، منم گفت چشم ، کیرم رو گذاشتم روی کوس پر از آبش ، یه کم مالیدم لای کوسش تا حسابی خیس و لیز بشه . آروم فرو کردم توش . کیر من هم کلفته هم دراز ، آخ و اوخش درآمد و میگفت بکن بکن جر بده ، بعد چند تا تلمبه کیرم رو درآوردم . مژگان گفت چرا درآوردی ، گفتم این کوس داغ و تنگت میخواست آبم رو بیاره . کامی آمد جلو و پایپ رو برام گرفت ، دو سه تا دود زدم و آخری رو لای کوس مژگان جون خالی کردم. بعد دوباره کیرم رو فرو کردم تو کوسش . حسابیدتلمبه زدم و آب کوسش راه افتاد . بخاطر آیس ، آبم نمیومد . خیس عرق شده بودم و نفس نفس میزدم . بلند شدم از روش و کمی دراز کشیدم . کامی گفت چیه کم آوردی ، گفتم نه نفسم گرفت ، دمت گرم عجب کوسیه . گفت برو سر یخچال آب بخور و دست و صورتی بشور تا سرحال بشی
برگشتم پیش مژگان و کامی دیدم ، مژگان قمبل کرده روی تخت و کامی کیر کلفت ش رو داره تو کون مژگان جا میکنه . بعد آروم شروع کرد تلمبه زدن ، وقتی ناله مژگان بلند شد، کمی تند تر تلمبه میزد .
رفتم روی تخت کنارشون . کامی گفت برام دود بگیر تا آبم نیاد . براش گرفتم و دود رو تو دهن مژگان خالی کرد . مژگان گفت برای منم بگیر ، براش گرفتم و دود رو سر کیر کامی خالی کرد و حسابی ساک زد ، بعد خودش دوباره کیر آرش رو کرد تو کونش . دیگه کونش باز شده بود و راحت میرفت توش . کامی چند دقیقه تو کون مژگان تلمبه زد و به من اشاره کرد بیا نوبت توئه. رفتم پشت مژگان و کیرمو گذاشتم در کونش . کیر من یه کم کلفت تر از کیر کامی بود ، بخاطر همین قبل فرو کردن کیرم ،با وازلین چربش کرده بودم ، کلاهکش رو گذاشتم درش ، آروم فشار دادم، بخاطر چرب و لیز بودن سوراخش ، به راحتی رفت تو کونش ،نصف کیرم که رفت توش ،مژگان گفت جون چه کیری ، بکن بکن کونم رو پاره کن .
آروم عقب جلو کردم تا شکمم چسبید به کونش . کیرم تا بیخ توش بود. ، تلمبه زدم و کمی تندش کردم ، آنقدر توش تنگ و داغ بود میخواست آبم بیاد ، مژگان هم از نبض زدن کیرم تو کونش فهمید میخواد آبم بیاد ، به کامی گفت بسازش . کامی برام دود گرفت ، گفت کیرت رو در بیار و دود رو تو کونش فوت کن ، با کله رفتم لای کوس و کونش ، آب کوسش راه افتاده بود ، خوردم آبشو ، بدون بو و مزه بد بود ، مژگان هم حسابی حشری تر شده بود و داشت کیر کامی رو ساک میزد، کامی یه دود دیگه برام گرفت و گفت حالا دوباره فرو کن توش و تلمبه بزن .
خلاصه اون روز از ۸ صبح تا ۳ و ۴ عصر همه مدله مژگان جون خوش کوس و کون رو کردیم .
حالا امشب حدود یک ماه بعد از اولین قرار ، من مکان ردیف کردم ، قراره ساعت ۸ شب کامی و مژگان بیان تا صبح حال کنیم
کامران با یه خانوم به اسم مژگان دوست شده بود و حسابی باهاش سکس میکرد.
یه روز که پدر و مادر کامران رفته بودن شهرستان ، به من زنگ زد گفت کجایی و بیا یه سر پیشم .
منم بعد نیم ساعت با موتور رفتم در خونه پدرش . زنگ زدم گفت بیا بالا .
رفتم طبقه سوم و رفتم داخل واحد، کامران آمد جلو و سلام علیکی کردیم . نشستم رو صندلی تا نفسم بالا بیاد ، یه کم آب خوردم . دیدم کامران رفت تو اتاق بغلی ، منم رفتم دنبالش ، یهو دیدم یه خانوم خوش هیکل و زیبا به اسم مژگان اونجاست ، کامران گفت اینم مژگان خانوم ، و ایشون دوست قدیمی من آرش . مژگان بلند شد دستش رو آورد جلو منم باهاش دست دادم و گفتم از دیدنتون بسیار خوشوقتم .
اون روز مژگان با عجله رفت و من و کامران موندیم ، بهش گفتم عجب چیزی بود ، تا کجا پیش رفتی که گفت سه ، چهار ماهه حسابی از کوس و کون میکنه مژگان رو .
گفتم خوش به حالت .
چند وقت از اون ماجرا گذشته بود که یه روز غروب کامران زنگ زد بهم و گفت فردا ۸ صبح برم خونش ، راستی کامران یه خونه مجردی برای خودش داشت . گفتم خبریه ، گفت تو بیا خبری هم میشه .
صبح ساعت ۷ بیدار شدم و رفتم دوش گرفتم و حسابی پشما رو با موبر زدم . موهامو سشوار کشیدم و ادکلن زدم و دو لقمه صبحانه خوردم و از خونه زدم بیرون.
سوار موتور شدم و حدود ۱۲ دقیقه بعد در خونه کامران بودم ، درست راس ساعت ۸ صبح.
زنگ واحد ش رو زدم و درو باز کرد .
بعد از پارک کردن موتور تو پارکینگ ، به سرعت رفتم بالا.
رسیدم پشت در واحد ، در رو نیمه باز گذاشته بود ، آروم رفتم داخل و بدون سر و صدا در واحد رو بستم.
دیدم کامران لخت لخت فقط با یه رکابی آمد به استقبالم . کیر کلفت ش نیمه راست بود.
بهم گفت سریع لخت شو که کلی کار داریم . منم لخت شدم با رکابی و شورت . بهم گفت آماده ای ، گفتم آماده چی ، خندید و گفت الان متوجه میشی .
رفتیم تو اتاق خواب ، دیدم مژگان خانوم با یه شلوار لی کشی تنگ و یه تاپ لب تخت نشسته . سلام کردم و کیرم تکونی خورد .
کنار تخت کاناپه بود . نشستم اونجا ، مژگان هم کنارم نشست .
یهو گفت کامی بند و بساط رو بیار .
کامران یه کیف کوچیک رو آورد و بازش کرد .
دیدم دو تا پایپ و چند تا فندک درآورد از داخل کیف . کامران فندک زد زیر پایپ و دودش رو کشید. بعد دو سه ثانیه با مژگان لب تو لب شد و دود رو تو دهن مژگان خالی کرد . این بار مژگان برای خودش دود گرفت و اونو تو دهن کامران خالی کرد . بعد دو سه بار که این کارو کردن .
کامران گفت دو تا بزنی میری فضا و حسابی حشری میشی . بعد به مژگان گفت راش بنداز .
یه دود پر ملات برای مژگان گرفت ، یهو مژگان لبش رو رو لبم چسبوند و دود رو تو دهنم خالی کرد . من گیج و مات بودم .
این بار آرش برای من گرفت و گفت ۳ ثانیه نگه دار بعد بده تو دهن مژگان ، دود و گرفتم و لب تو لب با مژگان شدم . مژگان دستم رو گرفت گذاشت روی سینه دخترونه اش ، منم شروع به مالیدن کردم . بعد دو سه تا دود ، مژگان شورت منو درآورد ، سر پا دولا شده بود و کیر منو ساک میزد ، همچین از کیرم تعریف میکرد که حسابی راست شده بود . کامران هم دکمه شلوار مژگان رو باز کرد و تا سر زانو کشی پایین ، از پشت کیرش رو گذاشت لای کون گرد و قلمبه و خوش فرم مژگان.
کیر منم تو دهنش بود . چند دقیقه که گذشت خودش شلوارش رو کامل درآورد . نشست لب تخت ،گفتم میشه بخورم کوست رو ، گفت بفرما .
با سر رفتم لای پاش و کوس قلمبه و تپل اش رو میخوردم ، کامی هم داشت سینه هاشو میمالید و لب میگرفتن .
۱۰ دقیقه ای که خوردم ، مژگان گفت کیر میخوام ، کامی گفت اول مهمون ، منم گفت چشم ، کیرم رو گذاشتم روی کوس پر از آبش ، یه کم مالیدم لای کوسش تا حسابی خیس و لیز بشه . آروم فرو کردم توش . کیر من هم کلفته هم دراز ، آخ و اوخش درآمد و میگفت بکن بکن جر بده ، بعد چند تا تلمبه کیرم رو درآوردم . مژگان گفت چرا درآوردی ، گفتم این کوس داغ و تنگت میخواست آبم رو بیاره . کامی آمد جلو و پایپ رو برام گرفت ، دو سه تا دود زدم و آخری رو لای کوس مژگان جون خالی کردم. بعد دوباره کیرم رو فرو کردم تو کوسش . حسابیدتلمبه زدم و آب کوسش راه افتاد . بخاطر آیس ، آبم نمیومد . خیس عرق شده بودم و نفس نفس میزدم . بلند شدم از روش و کمی دراز کشیدم . کامی گفت چیه کم آوردی ، گفتم نه نفسم گرفت ، دمت گرم عجب کوسیه . گفت برو سر یخچال آب بخور و دست و صورتی بشور تا سرحال بشی
برگشتم پیش مژگان و کامی دیدم ، مژگان قمبل کرده روی تخت و کامی کیر کلفت ش رو داره تو کون مژگان جا میکنه . بعد آروم شروع کرد تلمبه زدن ، وقتی ناله مژگان بلند شد، کمی تند تر تلمبه میزد .
رفتم روی تخت کنارشون . کامی گفت برام دود بگیر تا آبم نیاد . براش گرفتم و دود رو تو دهن مژگان خالی کرد . مژگان گفت برای منم بگیر ، براش گرفتم و دود رو سر کیر کامی خالی کرد و حسابی ساک زد ، بعد خودش دوباره کیر آرش رو کرد تو کونش . دیگه کونش باز شده بود و راحت میرفت توش . کامی چند دقیقه تو کون مژگان تلمبه زد و به من اشاره کرد بیا نوبت توئه. رفتم پشت مژگان و کیرمو گذاشتم در کونش . کیر من یه کم کلفت تر از کیر کامی بود ، بخاطر همین قبل فرو کردن کیرم ،با وازلین چربش کرده بودم ، کلاهکش رو گذاشتم درش ، آروم فشار دادم، بخاطر چرب و لیز بودن سوراخش ، به راحتی رفت تو کونش ،نصف کیرم که رفت توش ،مژگان گفت جون چه کیری ، بکن بکن کونم رو پاره کن .
آروم عقب جلو کردم تا شکمم چسبید به کونش . کیرم تا بیخ توش بود. ، تلمبه زدم و کمی تندش کردم ، آنقدر توش تنگ و داغ بود میخواست آبم بیاد ، مژگان هم از نبض زدن کیرم تو کونش فهمید میخواد آبم بیاد ، به کامی گفت بسازش . کامی برام دود گرفت ، گفت کیرت رو در بیار و دود رو تو کونش فوت کن ، با کله رفتم لای کوس و کونش ، آب کوسش راه افتاده بود ، خوردم آبشو ، بدون بو و مزه بد بود ، مژگان هم حسابی حشری تر شده بود و داشت کیر کامی رو ساک میزد، کامی یه دود دیگه برام گرفت و گفت حالا دوباره فرو کن توش و تلمبه بزن .
خلاصه اون روز از ۸ صبح تا ۳ و ۴ عصر همه مدله مژگان جون خوش کوس و کون رو کردیم .
حالا امشب حدود یک ماه بعد از اولین قرار ، من مکان ردیف کردم ، قراره ساعت ۸ شب کامی و مژگان بیان تا صبح حال کنیم
نوشته: آرش
18 پاسخ به “سکس گروهی من و دوستم و مژگان (1)”
😂😂😂😂شیشه کشیدی داری،توهوم میزنی توهوماتتم به خورد ما میدی اوسکل
تا بند و بساط پایپ قابل خوندن بود.
چطور لخت بود شورت نداشت ولی با رکابی بود احتمالا نئشه بودی داستان مزخرف سرهم کردی
کیرم تو روح و روان و خانواده کسی که با این اراجیف داره شیشه این چیزا رو تبلیغ میکنه.
از 8 صبح تا 4عصر گیرم اون آیس بی صاحاب عمل کرد و آب هیچکدومتون نیومد ولی زخم نشدین؟
من به هیچ کسشعریت کاری ندارم
ببین…تو مملکتی که کم کمش نصف جووناش معتادن نمیشه به این راحتی در مورد ایس!!و دود گرفتن و فوت کردن تو فلان جای طرفو …همینطور فله ای کسشعر تفت داد…مردم از هیچیم سر درنیارن در ضمینه انواع مواد مخدر ومحرک و…ونحوه وکیفیت استعمال اونا وسایر موارد مربوطه تک تکشون پی اچ دی دارن اونوقت نو نشستی بین اینهمه متخصص هر چرت وپرت و شر و وری رو همینطور میزیزی بیرون .امیدوارم دوستان برات کم نذارن وطوری فحش کشت کنن که یادت بره پایپو باید بگیری دستت یا بکنیش تو کونت…
تو واقعا رو شیشه اومدی نوشتیحرفی نمیمونه
داداش اونی که خاصیت تاخیری توسکس داره تریاکه نه شیشه!شیشه یه چیزیم خاصیت تسریعی داره چون حشریترت میکنه ضمنا کی گفته تاثیر اون ثانیه ایه وبمحض دود گرفتن همون لحظه اثرشو میذاره…کس شعره محض بود ویک کلمش به واقعیت نزدیک هم نشده بود.خر خود درازگوشتی حمار دانکی پور!!!
اووووق
کوس کش داره مردم را تشویق به کشیدن شیشه میکنه .بینا. موس کثیف امیدوارم هر چی بطریه شیشه وجود داره توی کوس خواهر و مادر بینا مو. ست بره که با لجن پراکنیهات داری جونای مردم را منحرف میکنیکثافت
کامی کیر آرش را کرد تو کونش و و بعد آرش و کامی به مژگان دادندمشنگ قبل از ارسال به سایت یه بار میخواندیش
تبریک میگم شما به انجمن کونیان شیشه ای ملحق شدین
من حاضرم آبم ۳۰ ثانیه ای بیاد ولی لب به شیشه و تریاک و شیره و هر مزخرفی هس نزنم،چارتا عملی جقی مثل تو این مزخرفات رو میگن و چارتا بچه سال احمق هم باور میکنن و زندگیشونو به باد میدن،سکس اینقدر مهم نیس که یه زندگی رو بخوای به پاش به باد بدی
خدا شانس بده مگه میشه؟ مگه داریم؟
همون کیر دراز و کلفتت توی کون آدم دروغگو و چاخان
کصخل حواست باشه توهم نزنی سر اطرافیانتو ببری وسط داستان بگی حس کردم حضرت ابراهیمم 😁
بنظرم شما درصدد نوعی گرایش جوانان به سمت دراگ بوده و در این مسیر از دروغ و مضخرف دریغ ننموده اید.بچه فلان اون مواد چون صنعتی و برروی مغز تاثیر میذاره و سبب سستی بدن خواهد شد وقاعدتا انزال با سرعت انجام خواهد شد .نیت شوم شمارو در همین نکته و اون جذابیتی که درصدد القای بدبختی و کارتن خوابی را ترویج میکردی میتوان دریافت ،