سکس گروهی من و دوستم و مژگان (۳)

تو قرار دوم با کامی و مژگان که خونه خودم بود ، مژگان پیشنهاد داد دفعه بعد دوستش رو با خودش بیاره ، تقریبا ۳ هفته گذشته و امشب خونه کامی هستیم .
عصر از سر کار آمدم و دوش گرفتم و تر و تمیز کردم و به سمت خونه کامی راه افتادم . سر کوچه به کامی زنگ زدم پرسیدم چیزی لازم نداری ، گفت اگه قلیون بخواهیم بکشیم تنباکو و زغال کمه ، منم تنباکو و زغال و یه کم میوه و تنقلات خریدم و رسیدم در خونه کامی ، زنگ زدم و بعد گذاشتن موتور تو پارکینگ ، رفتم بالا . ساعت حدود ۷ شب بود ، دیدم کامی تنهاست ، پرسیدم پس مژگان و دوستش ؟
گفت قبل اینکه بیایی باهاش صحبت کردم ، رفته بود دنبال دوستش که اجازه شو بگیره و بیاردش . نیم ساعت دیگه میان .
به کمک کامی خونه رو مرتب کردیم و میوه ها رو شستیم و قلیون هم آماده . دو تا تشک گذاشتیم کنار پذیرایی که هر وقت آمدن پهن کنیم . کامی قرص آورد خوردیم و نشستیم پای فیلم سکسی . که زنگ زده شد . کامی تو آیفون دید مژگان با یه داف خوشگل دم درن . درو زد و بهم گفت دوستش چه کوسیه .
آمدن بالا ، کامی درو باز کرد و سلام علیک کردن ، با مژگان روبوسی کرد و به مریم دوست مژگان دست داد و تعارف کرد آمدن داخل ، منم سلام کردم و با مژگان روبوسی و به مریم دست دادم و گفتم آرش هستم از آشنایی تون بسیار خوشوقت هستم. مریم گفت منم همینطور .
مژگان و مریم رفتن تو اتاق خواب تا لباس عوض کنن .
کامی گفت آرش تشک ها رو پهن کن و بند و بساط رو آماده کن .
داشتم وسایل لازم رو می چیدم کنار تشک که در باز شد اول مژگان آمد بیرون ، یه ساپورت نخی طلایی و یه تاپ کوتاه که کوس و کونش و سینه هاش کلا بیرون بود . بعدش لیلا آمد یه کم قدش بلند تر از مژگان بود ، دقیقا مثل مژگان ساپورت طلایی و تاپ کوتاه پوشیده بود . لامصب رفته بود لای کوس و کونش .
از نظر چهره از مژگان قشنگتر نبود ولی چند سال کوچکتر بود .
خلاصه آمدن نشستن روی تشک . کامی هم نشست و بعدش من با شربت آمدم . گرد نشسته بودیم ، اول شربت خوردیم و بلافاصله مژگان گفت کامی جون بند و بساط ات رو بیار . مژگان ادامه داد کامی تو برای من بگیر ،آرش هم برای مریم جون بگیره من یه پایپ و فندک دادم به کامی یدونه ام خودم برداشتم . کامی دود گرفت و داد دهن مژگان ، منم دود گرفتم و دادم دهن لیلا جون ، عجب لبی داشت ، ۲۰ ثانیه لب تو لب بودیم ، کیرم سریع بلند شد . دود بعدی رو برای مریم گرفتم و اون داد به من .
خیلی حرفه ای بود . من گیج و منگ شده بودم ، فاز گرفته بودم شدید . اصلا حواسم به کامی و مژگان نبود . یهو مریم بهم اشاره کرد اونا رو ، دیدم کامی ساپورت مژگان رو در آورد و مژگان تکیه داد . یه دود خفن برای کامی گرفت و ، کامی با سر رفت لای پای مژگان و دود رو لای کوسش خالی کرد و بعدش حالا نخور کی بخور . ناله های مژگان بلند شده بود .
مریم زد به پام گفت حواست کجاست ، خودش ساپورت رو در آورد و تکیه داد . برام دود گرفت و لای پاشو باز کرد ، منم رفتم لای پاش و دود و خالی کردم و شروع کردم خوردن کوسش . سرمو بلند کردم و دیدم عجب کوس سفید و تپلی از کوس مژگان تپل تر و سفید تر بود ، بهش گفتم یه دود دیگه بگیر ، دوباره رفتم لای پاش و دود رو تو کوسش خالی کردم و بخور بخور شروع شد . سرمو به کوسش فشار میداد
بعد سه چهار دقیقه آمدم بالا ، کامی گفت خوشمزه بود گفتم عالی بود . چشمک زد ، یعنی جاها عوض . من رفتم سمت مژگان و کامی سمت مریم . مژگان با خنده گفت چطور بود گفتم مثل خودت عالی دمت گرم ، حالا دود رو بده که برات میخوام حسابی بخورم . کوس ش رو حسابی خوردم . یهو دیدم کامی کیرش رو درآورده گذاشته دهن مریم براش ساک بزنه . منم بلند شدم و تکیه دادم . کامی برای خودش و من چند تا دود گرفت . من به مژگان گفتم قمبل کن وقت کردنه . مریم هم قمبل کرد برای کامی . دو تایی تو دو تا شاه کوس تلمبه میزدیم .
من زانوهام خسته شد ، گفتم یه کم بشینیم نفس بگیریم . مژگان هم گفت راست میگه ، یه چیزی بخوریم بعد دوباره شروع میکنیم . مژگان و مردم رفتن حمام خودشونو بشورن . به کامی گفتم دم مژگان گرم ، مریم عجب کوس و کونی داره ، به نظرت از کون هم میده ، کامی گفت وقتی قمبل کرده بود چند بار انگشت کردم تو کونش ، اگه بدش میومد میگفت نکن . حتما میده
رفتم زغال گذاشتم برای قلیون و ۴دتا چای ریختم . تازه ساعت ۹ شب بود و تا ۸ صبح فردا وقت داشتیم تا حسابی کوس و گون مژگان و مریم رو همه جوره بکنیم .
ادامه داستان در قسمت بعدی

نوشته: آرش

بازدید 6,430

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

8 پاسخ به “سکس گروهی من و دوستم و مژگان (۳)”

  1. مریم بود یا لیلا آخرش نه خودت فهمیدی کی بود نه ما فهمیدیم کی بود فقط فهمیدیم تو بی سواد دروغگویی

  2. چه اصراری به داستان نویسی دارین شماها، باشه رفتی سکس گروهی کردی نوش جونت ولی گاییدی داستان نویسی تو ایرانو

  3. چی مغز مریم رفت تو اتاق لیلا آمد بیرون ثبت احوال به این سرعت اسم عوض نمیکنه که تو کردی 🤣🤣🤣

  4. ارواح اجدادتون مواد مخدر را تبلیغ نکنیدنوجوان بی تجربه زیاد هستنکنید اقا

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید