پاهام رو می خواست یا خودمو

عصر بود از باشگاه برگشته بودم. قبلش که بخوام حرکت کنم به سمت باشگاه، پسر همسایه رو به رویی دید می زد. متوجه شده بودم که یه چند باری با کفشام ور میره ولی نه دیگه بیاد آمار رفت و آمدم رو در بیاره. منم بهش زیاد محل نمی دادم.
پسر خوبی بود ۲۶ سالش بود ولی خیلی با ادب و اروم بود. گذشت و گذشت که با مامانش آشنا شدم متوجه شدم که از شوهرش طلاق گرفته و به این خونه اومده و شانس ما پسرش به پاهای من علاقه پیدا کرده بود ولی فقط پا هم نبود.
علاقه مندی به پاهای من از موقعی شروع شد که مامانش به من دسری که درست کرده بود داد منم برای تشکر ازش کیک درست کردم، گذاشتم توی ظرفش تا بهش برگردونم.یه تی شرت با یه لگ ورزشی دیدم دم دست بود، پوشیدمش، یکم از تتو مچ پاهام هم معلوم شده بود، دمپایی پوشیدم، رفتم جلوی واحد رو به رویی که خونشون میشد، زنگ زدم دیدم پسرش اومد، تا نگاهش به من خورد از پایین به بالا یه نگاهی بهم انداخت، بعد خیلی سعی کرد تا خودشو جمع کنه، می دونستم تو ذهنش چی می گذشت
یه زن ۳۸ ساله مجرد با دمپایی مجلسی، ناخن های نسبتا بلند صاف و تمیز با لاک بنفش و لگ تا ساق پا جلوش وایساده.
سلام بهش کردم
گفت: سلام، بفرمائید؟
گفتم: این ظرف مادرتون هست، ازش بسیار تشکر کنید.
گفت: زحمت کشیدید، چشم حتما.
خداحافظی کردیم.
فرداش، پشت چشمی در دیدم که کفش کالج که پام بوده داره میبینه ولی جرات دست زدن نداشت، یه لحظه دل رو زد به دریا شروع کرد بو کردن.
دوباره چند روز بعد پاشنه بلندی که سر کارم اومده بودم، داره بو میکنه و کفیش رو داره لیس میزنه.
می دونستم که کثیف نیست چون‌خودم خیلی به پاهام می رسیدم.
هر دفعه که میومد باهاش کاری نداشتم چون بلافاصله بعد از رسیدنم به خونه میومد که کفشمو بو کنه یا باهاش ور بره.
یه روز دیدم دیگه به جق زدن داره میرسه و کفشای منو میپیچوند می برد خونه بعد آبشو توش خالی میکرد، میذاشت جلو در.
موقعی که فهمیدم‌این کارو میکنه متوجه شدم که علاقه مندی شدیدی داره، منم کفشمو برداشتم. دیگه خبری از کفش نبود.
شروع کرده بود که دید زدن یا به هر بهونه ای در خونه رو میزد زل میزد به پاهام.
منم هر ماه با رنگ لاک جدید، حسابی میذاشتم بلند بشه بعد اروم اروم‌ کوتاهش می کردم، ناخن های پاهام خیلی فرم قشنگی داشت، انگشت های پاهام کشیده بود، ناخن پاهام کناره های صاف داشت و ناخنام جنس خوبی داشت رنگ لاک قشنگ بهش می نشست.
برمیگردم به زمان حال. خیلی خسته بودم از باشگاه برگشته بودم، سرکار هم حسابی کار ها سنگین شده بود، کفشام رو دیگه نیاوردم تو. کفش کالج پوشیده بودم. پا برهنه اومدم تو خونه دیدم یه صدایی از در اومد.
بعد موقعی که در رو باز کردم دیدم یه لنگه از کفشم نیست، سریع رفت تو خونه.
تو دلم گفتم پسره احمق.
رفتم سمت درشون، خودمم دیگه بدم نیومده بود راجب حسش باهاش صحبت کنم. در زدم مامانش خونه نبود. با استرس در رو باز کرد
گفت: سلام خانم فریدی
گفتم: سلام، کفشی که الان بردید خونه رو لطف میکنید برگردونید؟ (با لحن جدی)
هول شده بود، گفت: شرمنده قصدی نداشتم.
گفتم: قصد نداشتی؟! حدود دوماهه داری کفشامو بو میکنی از پشت چشمی سریع میای دید میزنی.
گفت: پاهاتون رو خیلی دوست دارم.
یکم شوکه شده بودم که انقدر راحت و سریع گفت.
گفتم: منظورتون چیه؟
گفت: پاهاتون خیلی زیباست، دوست دارم بگیرم دستم و بوسش کنم.
منم با لحن جدی گفتم: غلط کردی
گفت: آروم صحبت کنید همسایه ها می فهمن.
گفتم: بفه… (با صدای بلند)
یهو منو کشید تو خونه.
بهم گفت: خیلی پاهات رو دوست دارم، هیچ مزاحمتی ندارم
پاهاتون خیلی زیباست، خوش فرمه به دلم خیلی میشینه.فقط روی پاهاتون رو دیدم، آرزومه کف پاهاتون رو هم ببینم.
توی دلم گفتم که اروم‌ هست، هول هم شده، خودمم بدم نیومد یه همچین تجربه ای داشته باشم.
گفتم: خب لابد میخوای بهت نشون بدم؟
گفت: لطف می کنید.
من آروم شده بودم.
گفتم: مامانت یهو نیاد
گفت: امشب کلا نیست.
من نشستم.
بهش گفتم: روی زانوهات بشین.
نشست هیجان توی چشماش موج می زد. منم نشستم.
پاهام از صبح تا ظهر توی کفش بود. ظهر، قبل باشگاه رفتن یه دوش گرفته بودم. دوباره رفته بود تو کفش تا اون موقع.
کف پاهام قرمز بود.
اروم کف پاهام اوردم بالا. اروم بوسشون کرد. شروع کرد لیس زدن. پاهام رو جفت کردم گذاشتم روی صورتش فشار دادم. نقش میکشید و لذت می برد. می گفت بی نظیره. چطوری انقدر بوی خوب میده. گفتم که بهش رسیدم که شما بخوای بیای باهاش جق بزنی. خندش گرفته بود. صحنه‌ جذابی شده بود
شلوار لی تنگ تا مچ پاهام، پابندم روی تتو پاهام افتاده بود، ناخن پاهام نسبتا بلند، با لاک قرمز جیغ گذاشته بودم روی صورتش.
میگفتم دوسش داری می گفت عالیه بهترین پاهایی هست که دیدم
بلند شدم حالت داگی روی نشستم.
گفت چقدر بدنت عالیه. باسنت بزرگ اما به اندازس. شکم تخت داری رون‌ و ساق بسیار خوش فرم و لاغر.
خیلی لذت میبردم ولی جوری نشون ندادم که بخواد زیاده روی کنه.
گفتم بلیس.
دیدم دو تا دستشو گذاشت روی باسنم محکم فشار می داد.
پاهامو تند تند لیس می زد. شصت پاهامو ساک می زد با باسنم بازی می کرد
اروم اروم میومد سمت داخل.دیدم کل پاهای چپمو کرد تو دهنش با شصت دستش از روی شلوار فشار داد روی کصم. یه لحظه قلبم تپش گرفت دست خودم نبود یه آه بلند کشیدم.
اونم تند تند ادامه می داد جرات پیدا کرده بود، منم دیگه همه چیز رو ول کرده بودم. دست انداخت شلوار لی مو در اورد، دید یه شورت لامبادا پوشیدم، اونم در اوردم.
من خودمو انداختم روی دسته ی مبل، قمبل کرده بودم. اروم با سوراخم بازی می کرد و پاهامو لیس می زد.
گفتم بسه بیا بالاتر گفت باشه عزیزم. می خواست کصمو بخوره ولی نذاشتم. شروع کرد با سوراخم بازی کردن.
تا به حال سکس نداشتم فقط یکبار برای اینکه خودمو ارضا کنم، اروم با سوراخ کونم بازی بازی کردم و شروع کردم انگشت کردن خودم.
من فقط بلند اه و ناله می کردم. دست خودم نبود. هم درد داشتم هم دوست داشتم ادامه بده. دیدم دو تا انگشت کرد، دیگه داشتم پاره میشدم، جیغ کشیدم گفتم اروم تر.
گفت تحمل کن گفتم نمی تونم دیگه نکن
محکم خودشو انداخت روم بغل گوشم گفت تو دنیا منی، فقط تحمل کن بعد لذت سراغت میاد.خندم گرفته بود حس آرامش ازش می گرفتم. دیدم انگشتش رو در اورد، هه لیس سرتاسری از کون تا کصم کشید.
بعد کامل لخت شدم. پاهامو گرفت بالا تا شلوارم رو در بیاره وسط کف پاهام رو بوس کرد. دیگه کامل لخت جلوش بودم منو به شکم خوابوند، کیرشو تنظیم کرد روی سوراخم یکم جا گرفت، سریع جلوی دهنم رو گرفت، فقط اه و ناله و جیغ میکشیدم، درد شدیدی داشتم، اشک تو چشمام جمع شده بود، نمیذاشت حتی تکون بخورم اروم تا ته کرده بود.بعد گفت حال لذت داره شروع میشه اروم اروم شروع کردم تلمبه زدن. صدا زیادی می داد منم فقط جیغ کوتاه میکشیدم، بهش گفتم قربونت بشم اروم تر بزن فردا نمیتونم راه برم.
گوشاش تعطیل شده بود.
باسنم رو گرفته بود تو دستش محکم فشار میداد و چنگ میزد یه لحظه خودمو تو اینه دیدم، حاصل باشگاه رفتن رو میدیدم، متوجه شده بودم یه داره کون یه ورزشکار می ذاره
باسنم حجیم و ورزشکاری بود، بدم کات داشت، اونم فقط لذت می برد.
بعد منو برگردوند پاهامو به سمت بالا گرفت دوباره کرد تو کونم.
دیگه درد نداشت، یکم سوزش داشت ولی قابل تحمل بود، کصم داشت می ترکید، ازش یکم اب اومده بود خیس بود، آروم شروع کردم مالیدنش، اونم شصت پاهام رو ساک کی زد می گفت باور نمیشه این پاها با این اندام دارم میکنم، خودمم باورم نمی شد.
پاهام رو گذاشت رو دوشش محکم تر میکرد، کل خونه رو صدا تلمبه زدنش پر کرده بود.
انقدر انگشت و کف پاهام رو لیس زده بود خیس شده بود. همینجوری محکم میزد داشتم ارضا میشدم پاهام رو دور کمرش حلقه کردم، محکم قفل کرده بودم. متوجه شده بود محکم تر میزد یهو شروع کردم به لرزیدن، بلند آه و ناله می کردم، کشیده بودمش سمتم قربون صدقش میرفتم، دیگه ادامه نداد یکم وایساد، اروم داشت نوازشم میکرد، بهش گفتم حالا نوبت توئه.
دوباره شروع کرد، احساس خالی و راحتی داشتم، خیلی خسته بودم ولی یه انرژی عجیبی تو بدنم بود، توی چشماش نگاه می کردم، می تونستم چهره حشری خودم رو از چشماش ببینم.
فقط داشت کونمو می کرد، با دستام صورتشو کشیدم جلو شروع کردم لب گرفتن، گفت داره میاد سریع کشید بیرون. منو به شکم خوابوند پاهام رو گرفتم بالا شروع کرد فوتجاب رفتن، تند تند عقب و جلو می کردم. یه لحظه وایساد، یه آب گرمی رو پاهام احساس کردم. آبش رو کامل ریخت رو پاهام.
بی حال و بی جون رو مبل افتاده بودم.
خودش هم بی حال بود. شروع کرد نوازش کردن و صحبت کردن.
اون شب تموم شد و منم خسته با سوراخ باز اومدم خودم. دوش گرفتم و شام خوردم، خوابیدم.

نوشته: Folka

بازدید 4,871

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “پاهام رو می خواست یا خودمو”

  1. ان قدر ازخودت وپاهات تعریف کردی معلوم میشه سکینه سه پستون از دنقوز آباد روایت کننده داستان هست

  2. کص و شعر در یک قاب با همدیگر به روی کیبورد امده و رقصی کصشعر را به ارمغان اوردند

  3. درود خدمت دوست خواننده داستان های بکن تو… دقت کردین که تو این داستان آقای Ahmadshah4از کاشمر نظر تکراری و همیشگی ( چرندیات واقعی یک کونی جلقی عقده ای کوس ندیده) نداده …کسی ازش خبر نداره؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید