همه بهم میگن آرش کهنه خور

از کودکی مامانم یادم نمیاد اما یادمه که ده سالم بود و مامورها بابام به زور با خودشون بردن و از اون روز من پیش عمه مریم زندگی می کردم که یه پسر بزرگ بنام جاوید داشت و یه دختر کوچکتر بنام ندا که جاوید 7 سال و ندا 5 سال از من بزرگتر بودن چهارده یا پانزده سالم بود که جاوید ازدواج کرد با یه دختری بنام مرضیه و 4تا کوچه بعد خونه ما خونشون بود دقیقا 17سالم بود که ندا با پسری بنام سیاوش نامزد کرد پسر خیلی خوبی بود و به ندا هم میومد و همه جوره اوکی بود اما نمیدونم چی شد که 6 ماه بعدش خودش و خانوادش یه جوری آب شدن رفتن توی زمین که انگار اثری ازشون نبوده از حرفهای ندا و عمه فهمیدم بلهههه آقا سیاوش پرده ندا جون ماه ها قبل زده بوده و حسابی حالشو برده بوده و این دو سه ماهه اخیر ندا رو میبرده بیرون جایی نمیرفتن میرفتن خونه سیاوش اینا سکس کردن ندا جونم که از خداش بوده جیکش در نمیومده و فقط میداده که سیاوش حال کنه عمم و ندا شکایت کردن ازش اما هیچ فایده ای نداشت گفتن صاحب اون خونه سالهاست خارج از کشور بوده و اصلا ماله سیاوش و خانوادش نبوده حتی خطشم بنام یه معتاد خیابونی بوده عمم مونده بود و ندایی که پرده ای دیگه نداشت اما اسم هیچ مردی توی شناسنامش نبود منم نامردی نکردم رفتم همه ماجرا برای جاوید تعریف کردم و جاوید اومد یه دعوایی راه افتاد و می گفت باید خودکشی کنه ندا هم قبول کرد که خودکشی کنه اما من اینو نمی خواستم وسط دعوا به جاوید و عمه گفتم من می گیرمش جفتشون سکوت کردن گفتم من از اولش ندا رو دوست داشتم اما چون ازم خیلی بزرگتر بود خب چیزی نگفتم الان چرا باید خودکشی کنه ؟من می گیرمش و ماجرا همین جا دفن میشه هیچ اتفاقی نیفتاده عمم و جاوید و ندا سکوت کرده بودن که عمم گفت راست میگه چه کسی بهتر از آرش جاوید گفت مامان جواب فامیل چی بدیم که میگن آرش بچه بود دختر خر پیرشون انداختن بهش گفتم سن که مهم نیست ندا تو حاضری زن من بشی؟ ندا سکوت کرد گفتم ندا حاضری زنم بشی؟ندا گفت آره گفتم عمه ندا هم دوستم داره و راضیه شما هم قبول کنید عمم گفت منم راضیم عمه جاوید گفت این کار آبروریزیش بیشتره بگیم چرا دختری که 5 سال از پسر بزرگتره رو دادایم به پسری که هنوز بچست؟ عمم دست جاوید گرفت و برد و اشاره کرد ندا رو ببرم توی اتاق منم ندا رو بردم توی اتاق ندا گفت خیلی جالبی میری به جاوید میگی و میاریش روی سرم آوارش میکنی بعدش میگی می خوای منو بگیری ازم چی می خوای آرش ؟گفتم عشق و محبت من از اولشم عاشق تو بودم اما خب نشد بگم گفت الان که شرایطم اینجوری شده می خوای بدستم بیاری؟گفتم چرا که نه ؟ چرا نگیرمت ؟ دوست ندارم که دارم دوستم نداری که داری بقیش پشم کیرمه گفت پس حالا که اینطور شد منم یه چیزایی باید بهت بگم گفتم بگو گفت باشه امشب میگم بهت بذار جاوید بره عصر بود جاوید هنوز داشت با عمه مریم بحث می کرد که نه نباید ندا رو به آرشی که بچه است بدیم که عمه گفت به بچه بدمش بهتر از اینه که خودکشی کنه جواب فامیلم خودم میدم مرضیه هم چند باری به جاوید زنگ زد عمه بهش گفت برو نذار زنت چیزی بفهمه جاوید که رفت ندا توی آشپزخونه داشت با عمه پچ پچ می کردن اما بهش گفت من چرا بهش بگم ؟ تو باید بگی گفت من چی بگم بهش؟عمه رفت شناسنامه ام آورد گفت یه ماه دیگه 18سالش میشه می تونید عقد کنید ندا رفت حمام عمه ام صدام کرد توی اتاق و یه سری حرفها بهم زد منم ساکت موندم و به تک تک شون گوش دادم اما جذاب ترین و آخرین حرفی که بهم زد این بود توی کردن بی رحم باش از جیغ زدن زنها نترس تو کار خودت بکن گفتم چشم عمه جان گفت آفرین داماد گلم واقعا خیلی خوشحال شدم که تو داماد من شدی مراقب ندا باش باشه ؟ آرش ؟گفتم جانم گفت این موضوع هم در آینده بهش سرکوفت نزنی که دختر نبودی ؟گفتم نه عمه من عاشق ندام کاری نمی کنم ناراحت بشه گفت مرسی آرش جانم مرسی عمه جون گفتم عمه من شما رو مثله مامانم دوست دارم گفت منم تو رو مثله پسرم دوست دارم حتی بیشتر از جاوید داماد از پسرمم برام عزیزتره و بوسم کرد منم خم شدم و دستش بوسیدم ندا از توی حمام صدام کرد عمه گفت برو ندا کارت داره برو عمه جان برو رفتم دم حمام گفتم چیه ؟گفت بیا داخل رفتم داخل گفت نه آرش مگه مامانم بهت نگفت ؟گفتم چیو ؟ گفت وای آرش لخت شو بیا داخل گفتم اها باشه الان لخت میشم لخت شدم لباس هام انداختم بیرون حمام ندا شورت و سوتین تنش بود اما من لخت بودم اومد جلوم نشست گفت کیرت همینه ؟گفتم آره دوستش داری ؟گفت ازش خوشم اومده کلفته گفتم کلفت دوست داری ؟گفت بدجور کیرم گرفته بود و سرشو لیس میزد گفت آخ جون چه سری داره خیلی خوشم اومد ازش قرمزه قرمزه انقدر سر کیرم لیس زد لباشو غنچه می کرد یکم بالاتر از سر کیرم و با زبونش کیرم لیس میزد گفتم الان آبم میاد گفت می خوام که بیاد آبتو ببینم با دستش سر کیرمو مالید و دست دیگشو گرفته بود زیرش که آبم بریزه توی دستش وقتی آبم اومد گفت آخ جون از الان این آب باید توی کوسم بریزی باشه آرش من ؟گفتم باشه شورت و سوتینش درآورد یه دوش گرفت گفت نگاه کن آرشی میپسندی ؟ کوس سفید تپلیش و کون گنده سفیدش و اون سینه های گندش دیوونم کرد بهش حمله کردم و سینه هاش شروع کردم خوردن گفت خوشم اومد آرشی دوش بگیر بیا بیرون امشب هر کاری دلت بخواد میتونی بکنی عمه صدا کرد براش حوله آورد گفت زود بیا منتظرتم بچه منم زودی دوش گرفتم و عمه صدا کردم برام حوله آورد عمه بازم یه سری حرفها رو بهم گفت اما شهوتم بالا بود جز اینکه زنها از خوردن خوششون میاد و بیشتر تحریک میشن چیزی یادم نموند رفتم توی اتاق ندا لخت روی تخت نشسته بود تا رفتم داخل گفت بیا عزیزم بیا تا خشکت کنم خشکم کرد دستم به سینه هاش بود گفت باشه آرش میدم بهت بخوریشون خوابید روی تخت افتادم به جون سینه هاش دستم گرفت گذاشت روی کوسش گفت اینم بمال آه آهی می کرد که خیلی تحریکم می کرد کیرم شق شده بود گفت قربون کیرت برم آرش کوسمو بخور بعد بکن توش گفتم باشه کوسش یکم خوردم که گفت بکن توش کیرم به کوسش مالیدم فشارش دادم تا نصفه رفت داخل کوسش یه آییییییییییی بلند گفت کوسش تنگ بود گفت آرش تلمبه بزن چند تا تلمبه زدم کیرمو تا ته کردم توی کوسش جیغ زد یاد حرف عمم افتادم گفت از جیغ زدناش نترس و بی رحم باش تا نصفه کشیدم بیرون و تلمبه میزدم ندا می گفت آخ جون چه حالی میده قربون کیرت آرشی بکن بکن که دوست دارم تا همیشه بکنی دوست دارم از کوسم درش نیاری کوسمو پر کن همیشه با کیرت پرش کن از الان دیگه فقط به تو کوس میدم قول میدم جز تو به هیچ کس کوس نمیدم فقط به تو کوس میدم فقط به تو کوس میدم منم مثله اسب تلمبه میزدم که ندا ارضا شد بعدش نشست روبروم کیرمو گذاشتم لای سینه هاش تا آبم اومد ریختم روی سینه هاش دوتایی روی تخت دراز کشیده بودیم بهم گفت قول میدم جز تو به هیچکس تن ندم گفتم منم همینطور عزیزم و همدیگه بوسیدیم عمم ندا رو صدا کرد بیاید براتون شام گرفتم کباب گرفتم بچه ها که هر دوتون دوست دارید ندا گفت الان میایم مامان ندا تاپ و دامن کوتاه پوشید و رفت برای منم شلوارک و تیشرت آورد گفت بریم شام بخوریم جون بگیریم امشب می خوام تا صبح بهت بدم خندیدم گفتم باشه بریم رفتیم ندا خیلی خوشحال بود عمه بهش گفت همیشه خوشحال باشی عزیزم ندا خندید گفت مرسی مامان و عمه بغل کرد بوسید عمه هم بوسیدش گفت خوشبخت باشید عزیزم غذا که خوردیم ندا به عمه گفت ظرفها با من و آرش مامان عمه گفت نه خودم میشورم ندا گفت مامان گفتم ما میشوریم عمه خندید گفت باشه پس من یه سر میرم خونه جاوید اینا به مرضیه سر بزنم گفت عالیه برو مامان غذا که تمام شد عمه ظرفها رو جمع کرد گذاشت توی ظرفشویی اومد بوسیدم و درگوشم گفت مراقب ندا باش گفتم هستم عمه جان گفت میدونم چون هیچ وقت انقدر خوشحال ندیده بودمش ندا گفت مامان؟گفت دروغ میگم ؟اخلاقش همیشه گند نبود ؟گفتم چرا گفت پس مراقبش باش که دخترم همیشه اینجوری شاد باشه گفتم چشم عمه جون عمه که رفت ندا دامنش درآورد زیرش شورت نداشت گفت من ظرف میشورم ظرفها کمن تو میری وسط پام کوسمو می خوری دوست دارم آبتو توی کوسم بریزی گفتم خب تو زودتر ارضا میشی گفت بار اول آره اما الان نه دیرتر ارضا میشم واسه همین باید حسابی کوسمو بخوری گفتم باشه عزیزم رفتم لای پاش و کوسشو می خوردم نمیدونم چطوری ظرف میشست اما به من خیلی حال داد کوس سفید گندش توی دهنم بود بهش می گفتم کوست خوشمزه ترین خوردنی دنیاست گفت قربونت برم آرشم بخورش که به منم خیلی حال میده فکر کنم یه بار ارضا شد چون پاهاشو سفت جمع کرد و صورتم لای پاش موند یکم صبر کردم گفت بسه دیگه نخور دو تا بشقاب مونده بود شست اومد شلوارکم کشید پایین شروع کرد خوردن کیرم اما این بار بیشتر رگ زیر کیرمو لیس میزد گفت بسه بخواب کف آشپزخونه خوابیدم کف نشست روی کیرم گفت آخ جون کیرم تا ته توی کوسش بود و بدنشو تکون میداد می گفت خیلی خوبه خیلی دوست دارم آخ جون کوسم پره آرش همیشه اینطوری پرش کن باشه ؟

شروع کرد بالا پایین کردن من از لذت کوس تنگش و رفت و آمد کیرم توی کوسش چشامو بسته بودم یعنی قدرت باز نگه داشتن چشامو نداشتم تا اینکه دوباره ارضا شد گفت بریم توی اتاق روی تخت داگی میشم بکن تا آبت بیاد گفتم باشه رفتیم توی اتاق داگی شد کردم توی کوسش گفت خیلی دوست دارم تا ته میکنی نگه میداری تا ته چپونده بودم توی کوسش گفت آرش تو رو خدا درش نیار بذار تا همیشه توش باشه گفتم من دوست دارم تلمبه بزنم گفت باشه بزن دوست دارم آبت بیاد بریزی توی کوسم گفتم باشه ندا جونم تلمبه میزدم توی کوسش و لذت میبردم کوسش تنگ بود و کونش گنده و سفید چشمام کون سفید گندشو میدید اما توی کوسش تلمبه میزدم که همین کون سفید خوشگل باعث شد آبم زودتر بیاد گفتم ندا آبم می خواد بیاد گفت پس تندتر بزن تندتر بزن تندتر زدم و دوتایی با هم ارضا شدیم و آبمم ریختم توی کوسش عمه یک ساعت بعد اومد ندا با شورت و سوتین بود من با شلوارک به ندا گفتم مامانت گفت مامانم که نامحرم نیست عمه خندید گفت پسرم با حیاست آرش جان مادر بیا ندا گفت تو فقط مامان منی گفت نه من مامان هر دو شمام رفتیم توی اتاق گفت وقتی یه زن بی حیا میشه و برهنگی میکنه یعنی سکس می خواد مگه سکس نکردید گفتم چرا به خدا اما ندا میگه درش نیار تا ابد بذار توش باشه عمه خندید گفت خب تو دوست نداری ؟گفتم چرا دوست دارم تخمام درد گرفته به خدا عمه خندید گفت باشه فردا برات معجون درست میکنم تا صبح راست باشه بتونی بذاریش توش عمه خندید و بوسیدم و رفت شب هم پیش ندا خوابیدم و یه بار دیگه از کوس کردمش و خوابیدیم صبح عمه صبحانه برام یه معجون درست کرده بود گفت بخور برو تمام قلعه ها فتح کن از اون روز من و ندا روزی دوبار سکس می کردیم و آبم می ریختم داخل کوسش یک ماه گذشت و رفتیم عقدش کردم و عمه بهم گفت هدیه من جداست بعدا خودم بهت میدمش بعد عقد یه روز رفتیم دفترخونه و سند یه خونه بنامم زد و گفت هیچ وقت دربارش با ندا و جاوید حرفی نزنم و بدمش اجاره که یه درآمدی داشته باشم تا بتونم بعدا کار پیدا کنم عمم گفت یه زن بهت وفاداره تو هم باید سوراخاشو پر کنی از سکس برای هیچی سو استفاده نکن دعواتون شده بود کتک و کتک کاری اما اگر شبش خواست حتما سوراخاشو پر کن نذار بودن بدون تو رو تجربه کنه ندا دختر منه تو هم پسرمی ندا دختریه که شهوت زیادی داره دوست دارم همه تلاشت بکنی که از پس شهوتش بربیای هر چی بیشتر پاسخگوی شهوتش باشی بیشتر بهت وابسته میشه و بیشتر دوست داره گفتم عمه جان گفت بگو مامان آرش گفتم مامان جان از وقتی برام معجون درست میکنی خیلی خوبه گفت تا صبح میذاری توش گفتم آره و خندید گفت فقط حواست به ندا باشه اگر خوب شهوتش ارضا کنی خوب دختریه بسازه توقعی هم نداره فقط گفتم چشم مامان جان چشم چشم چشم گفت آفرین پسرم کم کم معنی پریود بودن یه زن فهمیدم و اینکه پریودی بدی داشت و مثله جنازه میفتاد روی تخت انگار می خواست بمیره اون زن شهوتی وحشی به یه زن ضعیف رو به موت تبدیل میشد و بعد پریودی مثله یه ماده شیر وحشی میشد که با معجونهای عمه روزی دوبار کوسش می کردم چند ماهی گذشته بود که یه روز عمه و جاوید رفته بودن برای فروش زمین شون که توی راه برگشت تصادف کردن و جاوید فوت کرد اما عمه چند روز بعد توی بیمارستان فوت کرد بعد از چهلم و مراسمات مرضیه گفت که جایی نداره که بره و ندا پول رهن خونشون پرداخت کرد که بتونه همونجا بمونه از اون روز رابطه ندا و مرضیه صمیمی تر شد تقریبا مرضیه همیشه خونه ما بود تا اینکه کم کم مرضیه بهم نزدیک شد که بیا با هم باشیم کسی نمی فهمه و از این حرفها دروغ چرا چند باری هم اجازه داد بهش بچسبم و یه بارم برام خورد و آبم ریختم روی سینه هاش قبول کردم که با هم باشیم یه روزی که هماهنگ کرد برم خونشون وقتی رفتم ندا هم اونجا بود و گفت می خواستم امتحانت کنم که رفوزه شدی پسره هرزه مرضیه فرستادم توی اتاقش در بستم ندا رو بردم توی آشپزخونه بهش گفتم زمانی که تو رو گرفتم یادته ؟ یه نفر دیگه رو تجربه کرده بودی اما من بازم قبولت کردم الان منم دوست دارم مرضیه تجربه کنم اگه دوستم داری قبولش کن یکم نگاهم کرد گفت باشه آرش تجربش کن اما یادت باشه با هم بی حساب شدیم گفتم باشه رفتیم توی اتاق به مرضیه گفت جفتتون 3 ماه وقت دارید همدیگه تجربه کنید و لذت ببرید بعد 3 ماه تو میری ده خودتون مرضیه دیگه هم چشمم به چشمت نیفته تو هم آرش نبینم سمت هیچ زن دیگه ای بری و رفت مرضیه گفت ایووول پسر چیکارش کردی چی گفتی بهش ؟میگفت جرت میده اما الان گفت که می تونی با من باشی جلل الخالق جون من بگو چی شد ؟

گفتم جنده جاوید حالا بر علیه من توطئه میکنی؟ گفت آرش به خدا نمی خواستم اینکارو کنم گفتم گوه نخور جنده پارت میکنم کیرمو دادم بخوره خوب که خورد شق کردم کاندوم کشیدم سرش داگیش کردم کردم توی کوسش گفت اینجوری نه آرش درد داره گفتم به کیرم جنده میگایمت بیا با هم باشیم کسی نمی فهمه ؟رفتی به ندا گفتی ؟ جنده هرزه من می خواستم تا همیشه باهات باشم اما الان میگایمت و ولت میکنم بری جندگی کنی خودم مرد میارم اینجا بکنتت فاحشه مادر جنده مادر نزایده بخاد علیه من توطئه کنه گریه می کرد و التماس می کرد ببخشید ببخشید گوه خوردم گوه خوردم آرش گوه خوردم اما عصبی بودم کیرمم شق به زور فروش کرده بودم توی کوسش اونم می گفت گوه خوردم گوه خوردم آرش گوه خوردم کشیدم از کوسش بیرون گفتم پس تا ابد باهام میمونی فهمیدی ؟ گفت به خدا میمونم به خدا میمونم گفتم بیا کاندوم دربیار برام بخور آبم بیاد تا آروم بشم گفت چشم عزیزم چشم کیرمو تا ته می کردم توی دهنش هق میزد تا می خواست درش بیاره میزدم توی سرش بعدش خوابیدم گفتم بشین روش کیرم تا ته توی کوسش بود گفتم برام تلمبه بزن کوسش به تنگی ندا نبود اما خب حال میداد کوس یه دختر سبزه چشم سبز داگیش کردم توی کوسش تلمبه زدم گفت تندتر دارم میام تندتر زدم که دوتایی ارضا شدیم و آبم ریختم توی کوسش گفتم حامله بشی عقدت میکنم قول شرف میدم میدونم جاوید بچه دار نمیشد و مشکل از اون بود گفت آرش واقعا عقدم میکنی ؟گفتم به خدا عقدت میکنم تو فقط حامله بشو گفت ندا چی ؟گفتم ندا هیچی نگران اون نباش درستش میکنم از اون روز یه شب خونه مرضیه بودم یه شب خونه ندا واقعا حال میداد یه شب یه کوس سفید با لبه های صورتی یه شب یه کوس سبزه با لبه های قهوه ای …

نوشته: آرش

بازدید 2,712

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

25 پاسخ به “همه بهم میگن آرش کهنه خور”

  1. بنظرم اینجا داستان نزاری بهتره .چون اگه رمان داستایوفسکی هم بزاری یه عده میان عقده هاشونو سرت خالی میکنن .خوب بود کم کم بهتر میه

  2. تا قیامت کسشر بی محتوا ساخته ذهن یه جقی کم سن که تو نوشتن خیلی خیلی ضعیفه

  3. فراموش شده ولی اینجا تاجایی که می‌دونم بهت میگن خدا رحمتی ژانرم عوض کنی همونه! من اولین نفری بودم که راهنماییت کردم چه کنی، برو بخونشون

  4. آدم داستانای چرت و پرتتون رو میخونه تحریک‌ میشه بنویسه. بر شیطون لعنت

  5. یعنی چی برگشت گفت کیرت همینه؟!! میگفتی نه یکی دیگه تو صندوق دارم 🙂

  6. عالی بود داداش ادامه بده ندا و مرضیه رو باهم بکن و راضیشون کن کنار هم باهات سکس کنن و یه چیز دیگه جای تو بودم با عمه هم سکس میکردم و کم کم ندا رو راضی میکردم که باعمه 3تایی سکس کنین اونوقت دیگه عمه هم نمیرفت با جاوید که فوت کنه و جاوید خودش فوت میکرد بعد زن جاوید مرضیه هم درنبود جاوید بعد 7یا8ماه تحمل نمیکرد و مرضیه رو هم با هماهنگیه عمه میاوردی تو جمع خودتون و 4 نفری سکس میکردین و نونت میفتاد تو روغن و اب کس و چرب و چیل هرجور و هر طرف میچرخیدی تو تختت دستت میرفت تو یه کس و یه کس میومد تو حلقت ویه کس هم رو کیرت بنظرم اب و تابش رو بیشتر میکردی عالی میشد کار ندارم واقعیت رو نوشتی اما یکم فانتزی هم اضافش میکردی عالی میشد و بی نظیر میشد داستان سکس دختر عمه و عمه ای که جای مامانت بود و زن پسرعمه ات درکل نوش جونت و مووفق باشی عالی بود

  7. اولشو خوب رفتی ولی تصادف و مرگ‌جاوید عمه را خراب کردی و مرضیه را نباید وارد میکردی تو داستان که خداقل باور کنیم کوستانتو

  8. حفاری دیدم زیاد داری کصشر میگی رفتم جلوتر یهو دیدم نوشتی کوس ریدم از خنده

  9. پدر و مادرای عزیز این بچه های کونی توهومیتونو از اینجا جمع کنین خواهشا

آخرین ویدئوها

آخرین ریلزها

ریلزهای تصادفی

دانلود ویدئودانلود
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید