من علی ام… از خودم بخوام بگم:
18 سالمه، قد 172 و وزن 65.نه لاغر و نه چاق. یه چیز خوب تر و تمیز.
من توی خانواده ای بزرگ شدم که بزرگای فامیل همه مذهبی و کوچیکترا و نوه ها همه بی حجابن.
چیزی که میخوان بگم درباره دختر عمه ام هست:
دختر عمه ام توی سن 25 سالگی با یکی از فامیل هاش ازدواج کرد که ازش الان به دختر 10 ساله داره.
مرد بدی نبود اما دچار اعتیاد شد و بدتر هم شد. چون که الان با شیاطین در ارتباطه به خاطر قیمت دلار و اینا.
من یه نوجوون ام با هیکل کوچولو و صورتی که انگار 13 سالمه.
روابط اجتماعی خیلی خوبی دارم و به قول خودمون برونگرا ام. اما برعکس قیافه و ظاهرم خیلی شیطانیم
من از موقعی که یکی بهم گفت جق چیه تا خود الان میزنم. تازه یه سالی هم که هر روز 4 بار میزدم که هنوز خودم تو کف ام چجوری.
این دختر عمه ما قبلا خیلی چاق بود و من واقعا نگاهش هم نمیکردم. مادرش چون سفت و سخت مذهبیه ، این تو بچگی خیلی تراما داشت و اخلاقش هم نسبتا تنده.
همه چیز هم از جایی شروع شد که لباس هایی که میپوشید خیلی خیلی باز بود به طوری که سینه اش فقط نوکش معلوم نبود. من هم که حشری و فقط دنبال یکی برای فکر کردن بهش.
چند وقتی میشد حدود یه سال که فیلم نمیدیدم که البته این جبران اون دو سالی رو میکنه که بدون جق فقط فیلم میدیدم. پس یعنی داستان پردازی به خاطر فیلم نبود. چند وقتی هم بود که هر سه هفته یا دوهفته یبار، دوبار پشت هم میزدم برای به چالش کشیدن خودم.
من خیلی فکر کردم و تمام سناریو هارو چیدم حتی اگه قبول نکرد چه کنم و اینا. زنگ زدم بهش:
… الو سلام خوبی؟
مرسی. بله جانم؟
میخوام یه چیزی ازت بخوام که اصلا نگی نه.
ممکنه خب بگم ولی خب باشه بگو.
اول میشه ازت یه سوال خصوصی بپرسم؟
بله؟
هفته دیگه پریود که نیستی پنجشنبه اش؟
…
ناراحت شدی؟ ببخشید میخوای جواب نده ببخشید
نه نیستم. فقط تعجب کردم چرا پرسیدی.
اخه میخوام ازت بخوام که هفته دیگه بریم بیرون. مشروب هم خریدم که بعدش بریم خونت بخوریم
((میخوام حس کنی دوباره 20 سالته))
مامانت و اینا میدونن؟
نه نباید بدونن
…
خب قطع کردیم و توی هفته آتی چند بار دیگه هم هماهنگ کردیم کارارو.
زنگ زدم پسر خالم و ازش قول گرفتم به داداشم هیچی نگه چیزایی که ازش میخوام
بهش گفتم یه پاکت گل به حد 10 رول و یه شیشه بزرگ ودکا میخوام. تمام پول این چند وقتم و حقوقم رو خرج کردم. یه بسته هم افزایش میل جنسی بانوان و تاخیری و این داستانا…
روز موعود رسید. کامل شیو کردم و عطر و این داستانا رو زدم. سیگار و برداشتم و از پیروزی راه افتادم به سمت اندرزگو.
از پسرخالم بسته رو گرفتم و رسیدم اونجا. توی ماشین رول کردم همه گل هارو و شاخه گل های رز رو هم گذاشتم رو صندلی راننده. زنگ زدم که بیاد پایین.
تیپ لباسش جوری بود که هر سنی عاشقش میشد. پاشنه بلند مشکی و لباس یقه باز توری و یه چیز حالت کت روش. موهاشو کوتاه کرده بود و لباش ژل زده و فرم بود. تمام و کمال یه داف به تمام معنا.
سلام و علیک کردیم و برای گل ها ذوق کرد
بهش روز تعارف کردم و همونجا اولیش رو کشیدیم. بردمش می خوش و باهم پیتزا خوردیم. من نوشابه اصلا نمیخورم و یه آبجو گرفتم. اون هم یه اسموتی بری.
راه افتادیم دوباره افتادیم اندرزگو و صحبت شروع شد.
گفت چی شد همچین چیزی به ذهنت زد؟ گفتم بهت گفتم میبرمت بیرون بعد گواهینامه… این شیرینیشه.
میدونستم که میدونه میخوامش. این چند وقت از هر فرصت و کلمه استفاده کردم برای فهموندنش.
رفتیم خونش و مبل روش لباس بود. گفت ببخشید یذره بهم ریختس که گفتم قشنگه خونت مهم نی
نشستیم و چایی اورد. توی راه مزه آبمیوه یانگ سان استار گرفته بودم و توی یکیش پودر محرک بود.
رول هارو یه چند تاشو کشیدیم و بهش گفتم داستان از این قراره… هر کی از اون یکی یه سوال میپرسه.
یا جواب میدی یا میری بالا. گفت خیلی نیست؟ گفتم با همیم دیگه چیزی نمیشه.
اولین سوال رو اون پرسید. گفت دوس دختر داری؟ گفتم نه
نوبت من شد که گفتم دخترت امشب نمیاد؟
گفت نه
پرسید توی فامیل کراشت کیه؟
گفتم تو و بلند خندید… گفت میدونستم 😂
گفتم خودم بهت فهموندم. مست بود و از خنده اش میبارید. گفتم شرایط عوض شد. دیگه الان هر سوالی میشه و یا جواب میدی یا یه تیکه لباستو در میاری و میری بالا. قبول کرد و من همون لحظه هم زمان پشمام ریخته بود و انگار دنیا و آخرت باهام بود
گفتم چند وقته با شوهرت رابطه نداری؟
کتش رو درآورد و رفت بالا
گفت تا حالا چند بار سکس کردی؟ گفتم هیچی
گفت هیچی؟ مگه میشه گفتم اره فقط از پشت با چند نفر در حد مالش و یذره
گفتم فتیشت چیه؟ که گفت فتیش ندارم؟ گفتم یعنی ارباب نیستی؟ چون خیلی سلطه جویی
گفت شاید نمیدونم.
بلند شدیم رفتیم بازم گل زدیم و دوباره نشستیم
گفت یذره پشتم درد میکنه که من دوزاریم افتاد چه خبره
پاشدم گفتم بخواب رو زمین. دراز کشید و من آروم لباسش رو درآورد به هوای ماساژ. ماساژ دادم و هر چند وقت به تیکه از لباسش رو میکندم.
از پاهاش شروع کردم و اروم رفتم رون ها
باسنش رو دست نزدم و رفتم رو کمر بعد گردن و اروم رفتم سمت گردنش رو بوس کردم و هم زمان کمرش رو ماساژ میدادم
بلند شد و آروم بوسم کرد. سوتینش هم مشکی بود و خودش برام باز کرد. رفتم سمت ممه هاش که یذره افتاده بود خوابوندم رو زمین. اروم خیلی رمانتیک نوکش رو میمکیدم و بعد کلش رو میکردم دهنم. اروم رفتم پایین و شلوارش رو درآوردم. خودش کمک کرد و شرتش رو درآورد.
شیو کامل نکرده بود و خط ریش داشت😂
اروم سوراخ پایینی کسش رو زبون زدم و بعد فقط دورش رو. تا اینکه دستش رو به سرم زد و فشارم داد که آهش بلند شد. انقدر خوردم براش که دیدم داره میلرزه و من هی تند تر میشد که حس کردم خودم هم اومدم باهاش. بلند شدم و دیدم اره برا منم اومده.
تجربه نداشتم و حشری
تاخیری و ساز و کاری رو بلد بودم. اومد سمتم و توی چشمام نگاه کرد. جذاب ترین صحنه ای بود که میشد ساخت به کارگردانی طبیعت
کیرم خیلی گنده نیست ولی خب به طول 14 و عرض 3 و نیم عه که فک کنم بشه باهاش به کارایی کرد
خورد برام و حدود 2 دقیقه بود که گفت وقتشه
کاندوم گذاشتم و نرم کننده رو زدم که دیدم بله
خودش خیسه. خلاصه اروم به خاطر اینکه میدونم رابطه نداشته کردم تو
گفت محکم تر اما من پروتکل خودم رو داشتم. بعد سه چهار بار که دیدم جا باز کرده دیگه تند میشدم و به سرعتم افزوده میشد. و آخرش که دیدم جفتمون داریم میلرزیم باهم اومدیم
گفت مرسی واقعا دوباره 20 ساله شدم
همونجا رو زمین دراز کشیدیم و بعد اینکه رفتیم حموم که خداروشکر حوله داشتن
رفتیم تو تخت و تا خود صبح خوابیدیم.
به روی هم میاریم ولی به من گفت چون شوهر دارم داستان میشه و برای خودت خیلی بد میشه که دیدم منطقی میگه. ماورالطبیعه واقعا نمیشه در افتاد باهاش
18 سالمه، قد 172 و وزن 65.نه لاغر و نه چاق. یه چیز خوب تر و تمیز.
من توی خانواده ای بزرگ شدم که بزرگای فامیل همه مذهبی و کوچیکترا و نوه ها همه بی حجابن.
چیزی که میخوان بگم درباره دختر عمه ام هست:
دختر عمه ام توی سن 25 سالگی با یکی از فامیل هاش ازدواج کرد که ازش الان به دختر 10 ساله داره.
مرد بدی نبود اما دچار اعتیاد شد و بدتر هم شد. چون که الان با شیاطین در ارتباطه به خاطر قیمت دلار و اینا.
من یه نوجوون ام با هیکل کوچولو و صورتی که انگار 13 سالمه.
روابط اجتماعی خیلی خوبی دارم و به قول خودمون برونگرا ام. اما برعکس قیافه و ظاهرم خیلی شیطانیم
من از موقعی که یکی بهم گفت جق چیه تا خود الان میزنم. تازه یه سالی هم که هر روز 4 بار میزدم که هنوز خودم تو کف ام چجوری.
این دختر عمه ما قبلا خیلی چاق بود و من واقعا نگاهش هم نمیکردم. مادرش چون سفت و سخت مذهبیه ، این تو بچگی خیلی تراما داشت و اخلاقش هم نسبتا تنده.
همه چیز هم از جایی شروع شد که لباس هایی که میپوشید خیلی خیلی باز بود به طوری که سینه اش فقط نوکش معلوم نبود. من هم که حشری و فقط دنبال یکی برای فکر کردن بهش.
چند وقتی میشد حدود یه سال که فیلم نمیدیدم که البته این جبران اون دو سالی رو میکنه که بدون جق فقط فیلم میدیدم. پس یعنی داستان پردازی به خاطر فیلم نبود. چند وقتی هم بود که هر سه هفته یا دوهفته یبار، دوبار پشت هم میزدم برای به چالش کشیدن خودم.
من خیلی فکر کردم و تمام سناریو هارو چیدم حتی اگه قبول نکرد چه کنم و اینا. زنگ زدم بهش:
… الو سلام خوبی؟
مرسی. بله جانم؟
میخوام یه چیزی ازت بخوام که اصلا نگی نه.
ممکنه خب بگم ولی خب باشه بگو.
اول میشه ازت یه سوال خصوصی بپرسم؟
بله؟
هفته دیگه پریود که نیستی پنجشنبه اش؟
…
ناراحت شدی؟ ببخشید میخوای جواب نده ببخشید
نه نیستم. فقط تعجب کردم چرا پرسیدی.
اخه میخوام ازت بخوام که هفته دیگه بریم بیرون. مشروب هم خریدم که بعدش بریم خونت بخوریم
((میخوام حس کنی دوباره 20 سالته))
مامانت و اینا میدونن؟
نه نباید بدونن
…
خب قطع کردیم و توی هفته آتی چند بار دیگه هم هماهنگ کردیم کارارو.
زنگ زدم پسر خالم و ازش قول گرفتم به داداشم هیچی نگه چیزایی که ازش میخوام
بهش گفتم یه پاکت گل به حد 10 رول و یه شیشه بزرگ ودکا میخوام. تمام پول این چند وقتم و حقوقم رو خرج کردم. یه بسته هم افزایش میل جنسی بانوان و تاخیری و این داستانا…
روز موعود رسید. کامل شیو کردم و عطر و این داستانا رو زدم. سیگار و برداشتم و از پیروزی راه افتادم به سمت اندرزگو.
از پسرخالم بسته رو گرفتم و رسیدم اونجا. توی ماشین رول کردم همه گل هارو و شاخه گل های رز رو هم گذاشتم رو صندلی راننده. زنگ زدم که بیاد پایین.
تیپ لباسش جوری بود که هر سنی عاشقش میشد. پاشنه بلند مشکی و لباس یقه باز توری و یه چیز حالت کت روش. موهاشو کوتاه کرده بود و لباش ژل زده و فرم بود. تمام و کمال یه داف به تمام معنا.
سلام و علیک کردیم و برای گل ها ذوق کرد
بهش روز تعارف کردم و همونجا اولیش رو کشیدیم. بردمش می خوش و باهم پیتزا خوردیم. من نوشابه اصلا نمیخورم و یه آبجو گرفتم. اون هم یه اسموتی بری.
راه افتادیم دوباره افتادیم اندرزگو و صحبت شروع شد.
گفت چی شد همچین چیزی به ذهنت زد؟ گفتم بهت گفتم میبرمت بیرون بعد گواهینامه… این شیرینیشه.
میدونستم که میدونه میخوامش. این چند وقت از هر فرصت و کلمه استفاده کردم برای فهموندنش.
رفتیم خونش و مبل روش لباس بود. گفت ببخشید یذره بهم ریختس که گفتم قشنگه خونت مهم نی
نشستیم و چایی اورد. توی راه مزه آبمیوه یانگ سان استار گرفته بودم و توی یکیش پودر محرک بود.
رول هارو یه چند تاشو کشیدیم و بهش گفتم داستان از این قراره… هر کی از اون یکی یه سوال میپرسه.
یا جواب میدی یا میری بالا. گفت خیلی نیست؟ گفتم با همیم دیگه چیزی نمیشه.
اولین سوال رو اون پرسید. گفت دوس دختر داری؟ گفتم نه
نوبت من شد که گفتم دخترت امشب نمیاد؟
گفت نه
پرسید توی فامیل کراشت کیه؟
گفتم تو و بلند خندید… گفت میدونستم 😂
گفتم خودم بهت فهموندم. مست بود و از خنده اش میبارید. گفتم شرایط عوض شد. دیگه الان هر سوالی میشه و یا جواب میدی یا یه تیکه لباستو در میاری و میری بالا. قبول کرد و من همون لحظه هم زمان پشمام ریخته بود و انگار دنیا و آخرت باهام بود
گفتم چند وقته با شوهرت رابطه نداری؟
کتش رو درآورد و رفت بالا
گفت تا حالا چند بار سکس کردی؟ گفتم هیچی
گفت هیچی؟ مگه میشه گفتم اره فقط از پشت با چند نفر در حد مالش و یذره
گفتم فتیشت چیه؟ که گفت فتیش ندارم؟ گفتم یعنی ارباب نیستی؟ چون خیلی سلطه جویی
گفت شاید نمیدونم.
بلند شدیم رفتیم بازم گل زدیم و دوباره نشستیم
گفت یذره پشتم درد میکنه که من دوزاریم افتاد چه خبره
پاشدم گفتم بخواب رو زمین. دراز کشید و من آروم لباسش رو درآورد به هوای ماساژ. ماساژ دادم و هر چند وقت به تیکه از لباسش رو میکندم.
از پاهاش شروع کردم و اروم رفتم رون ها
باسنش رو دست نزدم و رفتم رو کمر بعد گردن و اروم رفتم سمت گردنش رو بوس کردم و هم زمان کمرش رو ماساژ میدادم
بلند شد و آروم بوسم کرد. سوتینش هم مشکی بود و خودش برام باز کرد. رفتم سمت ممه هاش که یذره افتاده بود خوابوندم رو زمین. اروم خیلی رمانتیک نوکش رو میمکیدم و بعد کلش رو میکردم دهنم. اروم رفتم پایین و شلوارش رو درآوردم. خودش کمک کرد و شرتش رو درآورد.
شیو کامل نکرده بود و خط ریش داشت😂
اروم سوراخ پایینی کسش رو زبون زدم و بعد فقط دورش رو. تا اینکه دستش رو به سرم زد و فشارم داد که آهش بلند شد. انقدر خوردم براش که دیدم داره میلرزه و من هی تند تر میشد که حس کردم خودم هم اومدم باهاش. بلند شدم و دیدم اره برا منم اومده.
تجربه نداشتم و حشری
تاخیری و ساز و کاری رو بلد بودم. اومد سمتم و توی چشمام نگاه کرد. جذاب ترین صحنه ای بود که میشد ساخت به کارگردانی طبیعت
کیرم خیلی گنده نیست ولی خب به طول 14 و عرض 3 و نیم عه که فک کنم بشه باهاش به کارایی کرد
خورد برام و حدود 2 دقیقه بود که گفت وقتشه
کاندوم گذاشتم و نرم کننده رو زدم که دیدم بله
خودش خیسه. خلاصه اروم به خاطر اینکه میدونم رابطه نداشته کردم تو
گفت محکم تر اما من پروتکل خودم رو داشتم. بعد سه چهار بار که دیدم جا باز کرده دیگه تند میشدم و به سرعتم افزوده میشد. و آخرش که دیدم جفتمون داریم میلرزیم باهم اومدیم
گفت مرسی واقعا دوباره 20 ساله شدم
همونجا رو زمین دراز کشیدیم و بعد اینکه رفتیم حموم که خداروشکر حوله داشتن
رفتیم تو تخت و تا خود صبح خوابیدیم.
به روی هم میاریم ولی به من گفت چون شوهر دارم داستان میشه و برای خودت خیلی بد میشه که دیدم منطقی میگه. ماورالطبیعه واقعا نمیشه در افتاد باهاش
نوشته: علی
7 پاسخ به “دوباره ۲۰ سالگی”
تا اونجا خوندم که ازش پرسیدی دوست دخترت امشب میاد گفت نه بقیه اش و سریع رد کردم و چشمم خورد به اونجا که که گفتی رفتیم حموم که خب خداروشکر حوله داشتنببین من چیزی نمیگم می سپارمت به بقیه
الدنگ آنقدر گل کشیدی و جق زدی که کاملاً مغزت گوزیده.دختر ده ساله اش بود شب نیومده خونه، شوهرش هم که کلاً خونه رو بخاطر توی الدنگ خالی کرده بود، ده لول گل رو باهم کشیدید ودکا هم خوردید، محرک جنسی هم به خوردش دادی اون وقت داشتی کُسش رو میخوردی خودت ارضا شدی.این حجم از چرت و پرت فقط از یک کونی، جقی، کُس ندیده برمیاد.
بیناموس نوشابه نمیخوری جاش آبجو گرفتی ؟ تو اندرزگو آبجو دارن ما نمیدونیم ؟ توروخدا اینقدر جق نزنین
خدارو شکر حوله داشتنخدا رو شکر پرو تکل داشتیخدا رو شکر تکل زدیتوپ نرفت تو کونت
طول و عرض نوشتی! مگه کیرت مستطیلیه!؟؟بعدم وجدانا خودت هم نفهمیدی چه کوسشعری نوشتی! با شیاطین در ارتباطه و ماورالطبیعه و …چقدر هم شوهرش و دخترش،باهاش هماهنگ بودن و هیچکدوم شب نیومدن، خصوصا شوهرش که با شیاطین و ماوراالطبیعه در ارتباطه و از اونچه که تو خونه اش میگذره خبر نداره!! احتمالا شیاطبن مدنظر در دسترس نبودن یا خاموش بودن!!
منظورت چیه یه پاکت گل گرفتی 😐 مگه پَک نبود ؟ جدا از این چند رول کشیدین؟ اونم با دختر ، جمع کن ناموسن ادامه نده
باز جای شکرش باقیه زنا میکنی ولی خیلی به خدا اعتقاد داری