متین و ماساژ خاله

سلام من متینم و ۱۸ سالمه .
امروز میخوام داستان سکسم با خالم رو براتون بگم و بدونید چه بگایی داره و دیگه سمت سکس با فامیل نرید،
من چند تا خاله دارم که همه ازدواج کردن بجز دوتاشون که اتفاقا سکسی ترینم هستن که یکیشون ایران نیست ولی اون خالم که ایرانه ۳۹ سالشه و من از وقتی به سن جق رسیده بودم ، با عکساش میزدم و دوسش داشتم ، اما فقط در حد یه فانتزیه ذهنی بود که هر روز قوی تر میشد، من کلن رو هیچ فامیلی بجز این خالم نظر نداشتم و تو فکرمم این کار اشتباه بود اما این خالم از ذهنم بیرون نمی‌رفت، خاله من از کادر پرواز بود ،و شغلش خسته کننده بود براش، اما یک نکته داشت بخاطره اینکه می‌تونست مشروب بیاره ایران ، وقتی خونه بود چه کم چه زیاد مست می‌کرد و توی مستی انگار می‌دونست من دوسش دارم بهم نخ می‌داد مثلا حرفای خوب بهم می‌زد بغلم می‌کرد و … خلاصه گذشت و من تو ۱۶ سالگی فهمیدم خالم پرده نداره و توی ۲۸ یا ۲۹ سالگی کوصش اوپن شده ، و میگم کلن خالم ادم بیخیالیه تو این چیزا و همین اوپن بودن کوصش منو جذب خودش میکرد و بدنشم عالی بود قدش ۱۸۲ بدن لاغر و سینه ها عمل کرده، اما کونش کوچیک بود ولی در عوض کوصش گوشتی بود، چون یبار کوصشو تو خونش دیده بودم قایمکی از رو شورت، و خلاصه رسیدیم به ۳ ماه پیش، من همیشه خونه فامیل کم میرم و خجالت میکشم حتی خونه خالم که دوسش دارم اما در نهایت من نزدیک خونش یه کلاس ماساژ میرفتم و یبار تصمیم گرفتم برم پیشش و حسابی حشری بودم، بهش زنگ زدم و خالم مخالفتی نکرد و تازه از پرواز اومده بود، رفتم خونش و دیدم مست کرده، و تیپشم یه تیشرت گشاد بود با شلوارک بالای زانو که عالی بود، من ساعت ۳ رفتم خونش و تا ساعت چهار مشغول حرف بودیم تا من خایه کردم تحریکش کنم برای سکس، خیلی ترسیده بودم که اگه نشه چه بگایی درست میشه اما شهوتم کار دستم داد، و به خالم گفتم که خاله اگه خسته ای میخای ماساژت بدم که هم من ببینم کارم چجوریه هم تو خستگیت در بره، دیدم خالم یه پیک مشروب خورد و گفت باشه، رفت لباس عوض کنه و تو اوج ناباوری با یه شورت و سوتین سبز یشمی اومد تو حال، من نزدیک بود راست کنم اما خودمو کنترول کردم اومد خابید روی یه زیرانداز که انداخته بودیم روی فرش که روغن ماساژ نریزه روش، به شکم دراز کشید و من اروم از شونه هاش با استرس ماساژ دادم و کم کم روغن زدم بهش، یه ۴ دقیقه که گذشت اروم بند سوتینش رو باز کردم دیدم هیچ حرفی نزد و مست بودنش انگار بیخیال ترش کرده بود، من اروم تا روناش رو ماساژ دادم و سوسکی یه دسی هم لای کونش میبردم تا دیدم یه لبخند زد، اروم شورتش رو در اوردم که دیدم خالم وا داد کونشو چرب کردم قشنگ مالیدم تو همین هین شلوارمو در اوردم، کیرم بدجور راست کرده بود، بعد خالمو برعکس کردم که دیدم گفت یه لب نمیگیری از خاله منم اومدم لب بگیرم چون بلد نبودم نتونستم ، رفتم سراغ ممه هاش باید بگم واقعا از چیزی که تو تصورم بود بهتر بود یعنی عالی بود نرم و گوشتی یه ۵ دقیقه ممش رو خوردم رفتم سراغ کوصش یکم روغن ریختم رو شکمش که بماله به خودش و خودم رفتم سراغ کوصش و کیر شدم، کوص واقعا خوشمزه نبود و یه مزه بدی داشت اما انقدر حشری بودم که اینچیزا برام مهم نبود بعد ۱۰ دقیقه کوص خوردن ، نشستم روبه روش و کیرمو کردم تو کوصش واقعا حس عالی بود و اون گوشت و گرمی و خیسی واقعا خفن بود برای من که فقط تا الان جق زده بودم، اولش بلد نبودم اما چند دقیقه بعد راه افتادم و بهتر تلمبه زدم خالمم اصلا آه و اوه نمیکرد و اوکی بود منم آبمو تا ته ریختم تو کوصش و دیدم خالم ارضا نشده و یه سوتی بد دادم، همونو رفتم پاین تو کوصش شروع کردم خوردن هم کوصشو هم اب کیر خودمو یه چنددقیقه بعدم آبش اومد و پاشید تو صورتم، بعد من قبل از اینکه کیرم کامل شل شه گذاشتمش تو کوص خالم و خالم اومد روم خوابید یه ۲ ساعت بعد که مستیش بهتر شده بود، دیدم خالم پشیمون شده و دعوامون شد که اگه کسی بفهمه چی میشه،و … در نهایت من درسته که کلی اون روز حال کردم، اما اگه برمیگشتم عقب عمرا دیگه این کارو میکردم و بدونید حاجی سکس با فامیل بگایی میشه من خر شانس بودم که کسی نفهمید و اگه فهمیده بودن چه کیری میشد داستان پس ناموسا فکر سکس با فامیلو نکنید،
و در پایان من دیگه بعد از اون با خالم سکس نکردم بجز ۲ فقط بار دیگه. که اونم خیلی عالی بود و خالم چون می‌دونه من کوص برام جدیده و صدم رو میزارم که ارضاش کنم یه حالی بعضی وقتا بهم میده.

نوشته: متین

بازدید 19,043

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “متین و ماساژ خاله”

  1. چرا هربچه کونی جقی چستان نویس شده اینجا مثل هرچیز کشور بی صاحب هدم بیلی شده

  2. ابش پاشید تو صورتت؟؟ جقی خان ارضا شدن خانما مثل اقایون نیست. تخیلات خوبی داری . هر وقت کس از نزدیک دیدی بیا و خودت داستانت بخون . داستانت بدرد چهارتا مجلوق مثل خودت میخوره، ولاغیر

  3. لطفا دکمه سیکتیر و بزن بعد برو مشقاتو بنویس فردا معلم کونت نذاره . جیش بوس لالا شب بخیر یادت نره

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید