داستانی که مینویسم کاملا واقعی هستش اما قبلش عذرخواهی میکنم چون نویسنده خوبی نیستم و برای اولین باره دارم می نویسم.
من رضا هستم 40 ساله و همسرم الهام 40 ساله
شغلم طلا فروشه تو بازار تهران و الهام سالن زیبایی داره تو یکی از خیابان های شمال تهران
من یه دوستی دارم به اسم سعید که از بچگی باهم بزرگ شدیم هر دو نفرمون بعد از تحصیلات دانشگاه پیش پدرامون کار میکردیدم. پدر سعید فرش فروشی داشت و پدر من طلا فروشی. بعد از فوت پدرامون خودمون شدیم صاحب کسب و کار خودمون. اینارو گفتم که یه پیش زمینه ای بشه.
من و سعید تقریبا تو یه سال ازدواج کردیم. الهام یکی از مشتری های من بود یه دختره خیلی زیبا و متین که منو جذب مهربونی ادبش کرده بود و بعد از مدتی آشنایی با هم ازدواج کردیم. تنها بدی الهام اینه که تو سکس یکمی سرد تر از منه و چون من انقدر دوستش دارم با این شرایط تا حدودی کنار اومدم.
داستان از اونجایی شروع شد که قبل از ازدواج منو سعید باهم خیلی راحت بودیم و تو سایت بکن تو بام وبگردی میکردیم و کلی داستان میخوندیم. این باعث شده بود که یه سری علاقه های مشترک برسیم.
در مورد زنای آینده مون صحبت میکردیم و فانتزی بازی میکردیم. تا اینکه ازدواج کردیم.
بدون اینکه زنامون بدونن در موردشون صحبت میکردیم در مورد سکس مون و حتی خیلی بیشتر از خودمون از زنای همدیگه میدونستیم که مثلا تو سکس از چی خوششون میان تا چیزای دیگه.
حتی تو مهمونی هامون به همدیگه میگفتیم که مثلا امروز شرت زنامون چه رنگیه و …
داستان من برمیگرده به فروردین 1404.
اسفند 1403 سعید با مینا رفته بودن مسافرت بعد برگشتشون چیزایی برام تعریف کرد که از سرم دود در اومد و خودم بفکر این افتادم که باید عملیش کنم. بماند که دو نفری باهم وقتی از سفرشون تعریف میکرد ( بی ادبیه ببخشید چقدر خودارضایی کردیم جلوی هم )
خود داستان: با کلی اصرار و خواهش مینا رو راضی کردم که برای تعطیلات عید بریم مسافرت چون الهام خیلی به خانواده علاقه داره و باید حتما عید رو بریم تبریز پیش خانواده ش. بالاخره راضی شد.
تو شهر ساحلی آرهوس دانمارک یه مرکز ماساژ هستش که توریست ها برای ماساژ میرن اونجا. از ایران زیاد میرن برای گرفتن ماساژ به دلیل اینکه آقایون بدون اینکه خانوماشون بدون براشون ماساژ سفارش میدن.
تا 6 عصر بود رسیدیم اونجا هتل گرفتیم و بعد از کمی استراحت رفتیم شو شهر دور دور بدون اینکه الهام بفهمه مرکز ماساژ رو پیدا کردم. شام خوردیم مو برگشتیم هتل تو بار مشروب خوری و رفتیم تو اتاق خوابیدیم.
فردا صبح قبل اینکه الهام از خواب بلند شه زدم از هتل بیرون رفتن سمت سالن ماساژ. داخل شدم خیلی فضای شیک تمیزی داشت با پرسنل خیلی مودب و جذاب هم خانوم هم آقا. یه لیدر اومد سمت من و شروع کرد در مورد ماساژها توضیح دادن. ایرانی زیاد می دیدم اونجا. یه چک لیست داشتن که انواع ماساژها رو به مشتریان ارائه میدان. یکی از این ماساژها این بود که آقایون بدون اینکه خانوما بدونن براشون ماساژور انتخاب میکردن. ماساژور از کشور های مختلف بودن عکساشون رو دیوار اون اتاقی که توش بودیم زده بود لخت لخت با آلت شق شده. با بدن های ورزیده با دیدن عکس ها اولش خیلی ترسیدم.
ماساژور ها سیاه سفید با ساژ آلت های مختلف. سایز آلت من 17 هستش. یه ماساژور کوبایی انتخاب کردم با سایز آلت 19 خیلی کلفت از از آلت من. متصدی اونجا یه چک لیست جلوم گذاشت که میخواید که کارایی انجام بشه. توضیح داده بودن با رسم شکل. مثلا فقط ماساژ با دست باشه که ارضا بشه و خیلی چیزای دیگه که واقعا قلبم داشت میومد تو دهنم.
من گزینه های سکس از جلو و پشت و سکس دهانی رو انتخاب کردم. به متصدی اعلام کردم که شاید خانومم اصلا قبول نکنه و اون بهم یه قرص نشون داد گفت این تحریک کننده هستش و سخت ترین خانوم ها هم رام میشن. گفت ما به خانوما میگیم این قرص باز کننده عضلات. خلاصه سفارش رو دادم برای ساعت 4 عصر به ما وقت دادن.
سریع خودمو رسوندم هتل دیدم الهام بیداره بهم گفت کجا رفته بودی منم گفتم دیدم خوابی رفتم یکم قدم بزنم. عصر شد به الهام گفتم بریم بیرون و مثلا خیلی اتفاقی رفتیم سمت سالن ماساژ جلوی سالن رسیدیم مثلا از چیزی خبر ندارم شروع کردم خوندن بروشورهای ماساژ ها و به الهام گفتم بریم یه ماساژ بگیریم خسته گی مون در بره الهام هم مخالفتی نرکد. وارد سالن شدیم متصدی منو شناخت اومد جلو و شروع کرد با من صحبت کردن. انگار نه انگار که منو میشناخت. خلاصه مثلا من ماساژها رو انتخاب کردمو و متصدی هر کدوم مونو هدایت کرد به یه اتاق.
اتاق سالن ماساژ الهام یه اتاق آینه ای داشت که کاملا مشرف بود به اون اتاق و بدون اینکه الهام منو ببینه داخل اتاق رو کاملا میدیدم. الهام لباساشو کند متصدی یه شرت و سوتین بهش داشت پوشید یه قرص با یه لیوان آب میوه داد بهش و اشاره کرد که بخوره. الهام هم قرص رو خورد و رو تخت دراز کشید. حدودا 15 دقیقه ای گذشت.
داشتم روانی میشدم. قلبم تند تند میزد داغ داغ شده بودم. خیلی حس عجیبی بود. بالاخره ماساژوره اومد داخل یه شلوارک پوشیده بود و درو بست. الهام وقتی دیدش یکم جا خورد ولی اعتراضی نکرد. معلوم بود قرص کارشو کرده بود.
ماساژوره با خیلی احترام الهام رو دوباره رو تخت خوابوند یه حوله تقریبا کوتاه انداخت روش و شروع کرد به ماساژ کف پای الهام. یه اسپیکر تو اتاقکی که من بودم بود و صدای اتاق ماساژ رو پخش میکرد یه موزیک خیلی ملایم پخش میشد. ماساژوره معلوم بود خیلی حرفه ایه اروم اروم دستشو به رون الهام میرسوند دوباره برمیگردونه سمت کف پاهاش.
الهام ساکت ساکت بود هیچی نمیگفت. ماساژور به معنی اینکه میخواد شکمشو ماساژ بده حوله رو با تاید سر برداشت الهام بازم مقاومتی نکرد. خیلی تحریک شده بودم. کیرم داشت شرتمو جر میداد. بدون اینکه دست بهش بزنم ارضا شدم.
شروع کرد به ماساژ دادن شکم الهام متوجه میشدم الهام بعضی وقتها یه گاز کوچولو از لبش می گرفت. خیلی حس عجیبی داشتم. ماساژوره روغن ریخت رو شکم الهام از رو شکمش دستشو اروم سر میداد زیر سوتین دستش با سینه الهام بخورد میکرد زیر بغلشو ماساژ میداد. یه چند دقیقه ای طول کشید. رفته بود بالای سرش سوتین رو کشید بالا الهام هیچ مقاومتی نکرد. سینه ای زنم افتاده بود بیرون جلوی یه غریبه کیرم دوباره شق شده بود. خیلی حرفه ای سینه هاشو میمالید الهام هم هیچی نمیگفت مشخص بود خیلی داره لذت میبره. ماساژوره از بالای سرش خودشو میکشید که دستشو به رون و زانوهای الهام برسونه که نیم خیز میشد روش حس میکردم که کیرش میخوره به صورت الهام. وااااای یه فضایی بود که نمیتونم توصیفش کنم تا تجربه نکنید نمیدونید چه حسیه.
ماساژوره هی خودشو از بالای سر الهام میکشید تا مثلا دستش برسه به زانوهاش که یهو دستشو برد تو شورت الهام. الهام اروم پاشو جمع کرد ولی ماساژوره دوباره بازش کرد شروع کرد به مالیدن کس الهام. داشتم دیونه میشدم. رفت کنار تخت با یه حرکت شرت الهامو درآورد. الهام هیچی نمیگفت کاملا رام رامش شده بود. انقدر کسشو مالید تا الهام به شدت به خودش لرزید. ماساژوره شلوارکشو کند واای خدای من چی میدم یه کیر وحشی که تو عکس اصلا نشون نمیداد. الهام کیر پسره رو دید دیگه نتونست خودشو کنترل کنه از تخت اومد پایین جلوش زانو زد شروع کرد با ولع مالیدنش انگار سالیان سال بود این سایز رو دیده بود. کیر تو دهنش جا نمیشد. ولی خیلی احساسی میخوردش. بازم بدون اینکه متوجه بشم ابم اومد شرتم خیس خیس شده بود. مجبور شدم همه رو بکنم.
فکرشو نمیکردم الهامتا این حد بتونه جندگی کنه. ماساژوره به صورت داگی رو تخت گذاشتش طوری که باسنش سمت اتاقک آینه ای بود. ماساژوره رفت بالا دقیقا جوری موند که من کاملا بتونم ببینم. کس الهام اینقدر خیس بود که به راحتی کیرشو تا نصفه فرو کرد تو کسش. الهام شروع کرد لرزیدن معلوم بود خیلی براش بزرگه. بعد از چند لحظه لرزشش کم شد ماساژوره خیلی حرفه ای بود خیلی. کیرشو کامل تو کس الهام جا داد تلمبه میزد. الهام بی پروا جیغ داد میزد. داشتم میمردم. هم از ترس هم از شهوت. نمیدونم چقدر زمان گذشت شاید 5 دقیقه بکوب تو همون حال تلمبه میزد. الهام دیگه از شدت شهوت داشت بیهوش میشد. ماساژوره کیرشو کشید بیرون کس الهام کاملا باز باز بود. ناخوداگاه دستم رفت رو کیرم شروع کردم با خودم ور رفتم دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم. صحنه ای که سالیان سال تو ذهنم بود رو داشتم میدیم. نمیشه توصیفش کرد. ماساژوره یه ژل آورد مالوند به سوراخ کون الهام شروع کرد با انگشت ور رفتن. الهام دیگه هیچ نایی نداشت حتی ناله کنه.
سوراخ کونشو گشاد کرد دوباره رفت به همون حالت قبلی اروم سعی میکرد فرو کنه تو کونشون. الهام بدجوری داشت درد میکشید ولی هیچی نمیگفت الهامی که به من میخواست از کون بده با کلی وعده باید راضیش میکردم. کاملا رام رامه این پسره شده بود. بالاخره تا نصف کیرشو فرو کرد تو کونش بعد از چند دقیقه کیر به اون بزرگی تو کون زن من بود کاملا تمام صحنه ها رو لحظه به لحظه خیلی واضح میدیدم. الهام به اوج شهوت رسیده بود تعداد تلمبه های پسره خیلی سریع شد انگار داشت ابش میومد. چیزی دیدم که اصلا باورم نمی شد و تا حالا از الهام ندیده بودم چنان آبی از کسش ریخت بیرون که اون یه تیکه تخت کالا خیس شده بود حتی رو زمین. آبم با سرعت ریخت بیرون حسن دیوانه کننده ای بود. بعد از چند تا تلمبه سریع پسره پسره تمام ابشو تو کون الهام خالی کرد. خیلی اروم کیرشو کشید بیرون. کونشون به اندازه ته اسپره تافت باز بود. دوست داشتم اون لحظه اونجا بودم میخوردم براش. الهام از شدت خستگی هیچ نایی نداشت حرکت کنه. پسره آبشو از رو کون کسش با حوله جمع کرد درازش کرد تو تخت یه حوله دیگه گذاشت روش. لبشو بوسید از اتاق رفت بیرون درو بست.
الهام بیهوش رو تخت افتاده بود. منم از اتاقک رفتم بیرون بعد از نیم ساعت اومد بیرون. قیافه داغون انگار از زیر چند تا کیر همزمان بلند شده بود. بهش گفتم خوبی گفت آره بابا ماساژش خیلی ریلکسم کرد.
از اون تاریخ تا به امروز اصلا در موردش حرفی نزیدم. اصلا لذتش به اینه که اون ندونه من میدونم.
پایان
نوشته: رضا
30 پاسخ به “سکس با همسرم در سالن ماساژ”
خدایا ما رو ببخش که وقت تو بهمون میدی رو خرج این کسشعرا میکنیم
خدایا ما رو ببخش که وقتی تو بهمون میدی رو خرج این کسشعرا میکنیم
واگذارت میکنم به دوستان دیکه
رضا جان کسشر محض نوشتیقرمساق این داستان باید توی بخش کاکولدی و بی غیرتی باشه نه همسر و اینجور چیزهادر ضمن من فاز شما ها رو نمیفهمم که چطور میتونید کاکولدی و بیغیرتی خودتون رو اینجا تعریف کنید لذت ببرید
رضاجون شما گفتی که : با کلی اصرار و خواهش مینا رو راضی کردم که برای تعطیلات عید بریم مسافرت چون الهام خیلی به خانواده اش علاقه داره و حتما باید بریم تبریز پیش خانواده اش.۱. اول بگو مینا زنت بود یا الهام ؟۲. اگه الهام زنته پس چرا باید مینا رو راضی کنی که زنت رو ببری پیش خانواده اش ؟۳.چرا لاید زنت رو با کلی اصرار و خواهش راضی کنی که ببریش پیش خانواده اش ؟۴. شما قرار بود برید تبریز ، چطور سر از دانمارک درآوردین ؟فعلا به همین سوالها جواب بده تا بعد 😉
روت نمیشه بگی شغلت کوسکشیه چرا اسم طلا فروش را بد میکنی
منک یه بار این رو تجربه کردم خیلی لذتبخش بود
هیچ جای دنیا تو مراکزی که مربوط به سکس هست ، سکس بدون کاندوم انجام نمیدن حتی اگه خود مشتری بخواد ، پس کوس و شعر محض نوشتی
من باور کردم
ریدی با این داستان نوشتنت. سردرد گرفتم از نحوه شروع داستانت. سعید و مینای جاکش چه ربطی به این کستانت داشت؟دانمارک رفتنتم که شبیه رونالدینیهو بود. خواستی بری تبریز یهو رفتی دانمارک
کسشعر
عجب کوشعری تفت دادی موندم اینا کی ان لایک میدنعجب مرکز ماساژ بود بعد میرفتی بکن برا زنت انتخاب میکردی که بی کاندوم بکنه آبشم بریزه داخل کل عملیات رو هم پخش مستقیم برا شوهره بکنن؟ بعد عکس ماساژور ها ببخشین منظورم بکنها بود آره عکس لخت و با کیر سیخ همه شون هم به دیوار زده بودن و سایز کیرشون رو هم زده بودن که قشنگ بتونی بکن برا زنت انتخاب کنی؟بعد این داستانی هم که گفتی کاملا واقعا بود یعنی کاملا ها فقط کوس ننه آدم دروغگو
الدنگ فیلم میبینی حداقل تلویزیون رو خاموش کن
با این افکار بچگانه و تا حدودی احمقانه و نوشتن این خزعبلات فقط خودتو مضحکه ی بچه های سایت کردیقرمساق واسه هوا کردن لنگای زنت که آخرش معلوم نشد مینا بود یا الهام نیاز نیست انقدر دور بریهمینجا تو مملکت خودمون هم بکن هست هم ماسوراینارو ول کنچی میزنی؟
من میگم مردا ایرانی یواش یواش دارن کونی و بیغیرت میشن حالا هی بگید نهکیر ماساژور تو کس مادر گرامیتان
خیلی خوب بود بهتر بود یه کمی از حال روزش موقعی که میکنیش بگی، حتما موقع کردن یادش میفته یا ازت میخاد مث اون بکنیش، در ضمن اسم داستان ت نوشتی سکس با همسرم در سالن . مگه تو کردیش؟
کیرم بزرگه اگه دوست دارید عکس های پروفایل و ببینید
کون گشاد صبح خودت رفتی سالن کون دادی فکر کردی زنت نمی دونه کونی هستی،زنها حس ششم قوی دارند میدونه شوهرش کونی هستش به روت نمیاره
دوستان بدتون میاد دیسلایک کنید خیلی بهتر از اینکه کامنت بزارید. دیسلایک نمیکنید اونوقت یه سری جقی میان اینقدر لایک میکنن که هر کی میبینه ناامید میشه
درست مثل همین موضوع رو منم تجربه کردم ، عالی بود
ادم دوس داره باور کنه ولی نمیشه 😂
همه این چیزایی که دوستان نوشتن به کنار. فرض کنیم این قرصی که میگی اینقدر قشنگ کار میکنه و عوارض نداره. یعنی یه مرکزی در دنیا هست که خیلی قانونی ملت رو با قرص بدون اینکه بهشون بگن چیزخور میکنن و باهاشون سکس میکنن و چوب تو آستینشون نرفته باشه؟ اصلا میدونی یعنی چی؟ خصوصا تو کشورهایی که توریست جذب میکنن میدونی همچین جایی چقدر میتونه غیرقانونی باشه؟ اونم راحت بهت گفت ما این کار رو میکنیم؟
این طلا فروشها اتقدر مال حروم میبرن تو خونه اکثرا زنهاشون خرابن
درسته داستانه نه واقعیت ولی هر کسشری رو ننویسید“اون بهم یه قرص نشون داد گفت این تحریک کننده هستش و سخت ترین خانوم ها هم رام میشن”””” جدی؟ هیچ جا نه اونم توی دانمارک که خانما به خاطر نگاه چپ میتونن شکایت کنن؟؟؟ سالن ماساژ قرص تحریک و ییعنی تجاوز بده؟؟؟؟
داستانت از لحاظ اروتیک بد نبود ولی پسر خوب هر داستانی باید روش فکر بشه جمله بندی بشه و … بعد بنویسی و بدی بیرونراستی اسم قرصش چی بود
چقدر عالی. ولی مزه اون کیر مگه فراموشش میشه. سال بعد بازم نرفتید؟
درود ممکن پیوی چت کنیم؟
کسشر محض. هیچ ماساژوری حق اینو نداره لباس مشتری رو در بیاره. اینکار رو فقط خود شخص انجام میده که هیچ حرف و حدیثی توش نباشه. مخصوصا کشورهای اروپایی که قانون سفت و سختی دارن. اینو هرکسی که فقط یکبار رفته باشه هم میدونه، حتی مسی که فقط فیلم ماساژ دادن رو دیده باشه.
کسی ماساژ حرفهای خواست درخدمتم
کیرم تو کوس زنت