آره خانمم بیدارم تو خوبی بهتری
دوست ندارم این سوال رو بپرسم خودمم اذیت میشم پریسا جووونم دیب که اذیت نشدی
ای فدای تو بشم شوهر خوبم ممنون که اینقدر به فکر منی
نه دیوونه اذیت کجا بود چند دقیقه که اذیتی نداره فدای تو بشم
پاشو به کارها برس منم برم ی مقدار برای شام شب خرید کنم
نیاز نیست تو بری پریسا جان خودم میرم
نه دیگه میخوام برم بیرون یکم هوا بخورم جایی نمیرم
فقط میرم یکسری سبزی و میوه تازه بگیرم
تو که زیاد از این چیزها سر در نمیاری و میری هرچی سبزی و میوه پلاسیده هست رو جمع میکنی میاری
من رفتم تو هم بمون خونه تا من بیام بعد دوباره برو دنبال کار بگرد
راستی آقا فرزاد صبح که داشت میرفت گفت بهت اطلاع بدم با کار کردنت مشکلی نداره آخه چند بار بهت زنگ زد تو خواب بودی و جواب ندادی
باشه پس برو زودتر بیا من برم ببینم خدا چی پیش میاره
اومدم بیرون و تو دلم گفتم خدا چیزی فعلن پیش نیاورده
عزیزم این منم که با کمک فرزاد داریم برای تو پیش میاریم
راستش داخل یخچال همه چی بود
ولی خوب نمی شد دست خالی رفت و برگشت
تو مسیر رفت و برگشتم به خودم و مسیری که شروع کرده بودم افتخار میکردم وقتی اوایل راه رفتن بات پلاگ که داخل کونم بود یکم اذیت میکرد خواستم ی گوشه خلوت گیر بیارم
که یادم اومد که فرزاد گفته باید بمونه و درش نیارم
کم کم دیگه بهش داشتم عادت میکردم
تا رسیدم به رستوران مد نظر که اون آگهی سفارشی رو دیدم و ازش عکس گرفتم و رفتم سمت تره بار
خریدم رو که کردم به خودم اومدم که دیگه نه به مهران فکر میکنم نه به خودم فقط و فقط حواسم پیش فرزاد و لذتی که باهاش میبرم هست
مهران مهران کجائی عزیزم بدو بیا داخل خونه که شدم فقط منتظر بودم که مهران رو پیدا کنم خبر به اصطلاح خوش رو بهش بدم قضیه رو بهش گفتم ازش خواستم هرچی زودتر بره تا کسی رو نگرفتن
انقدر بچه رو استرسیش کردم که خودمم داشتم استرس میگرفتم
مهران که رفت به خودم خندم گرفته بود
زنگ زدم به فرزاد
سلام فرزاد جان خسته نباشی
سلام پریسا خانم
چرا فرزاد فقط موقع سکس فقط منو با حرفاش ناز و نوازش میکرد
فرزاد جان مهران رو طبق حرف شما فرستادم همون رستوران
ببین پریسا خانم مهران که برگشت یکم نامید میشه
اون بخاطر اینکه رستوران ازش ضامن میخوان
بدون اینکه حول کنی سریع بگی آقا فرزاد هست
کم کم بهش بفهمون که ما که پیش آقا فرزاد سفته داریم ازش خواهش میکنیم بیاد ضمانت بکنه
در ضمن پریسا خانم داخل محل کارم شما همون پریسا خانم هستی
ولی تو خونه کنار من فرشته ای هستی من برای خودم دارم
فعلا هم خدا نگهدار
قند تو دلم آب شد از خودم شرمنده شدم که راجب فرزاد فکر بد کردم
مهران برگشت و همون چیزی شد که فرزاد گفته بود
منم حرفاش رو مو به مو به بهترین نحو اجرا کردم
دو روزی گذشت و مهران دیگه از فردا میرفت سرکار
پریسا جوونم
من دوست دارم همسر خوشگلم همه ی این سختی ها رو برای تو تحمل میکنم
خیلی سخته که فکر کنی همسرت کنار مرد دیگه ای میخوابه اونم با اطلاع خودت ولی چون هوسی در کار نیست باهاش کنار اومدم چون به تو ایمان دارم
فدای تو بشم آقای من
یادم روز اولی که مهران گفت از اونجا بریم دلم براش سوخت و از ناراحت بودن ناراحت شدم
ولی الان فقط حرفاش رو گوش میکردم
این مکالمه واسه شب قبل از سرکار رفتن فردای مهران بود
صبح زود بیدار شدم صبحونه رو آماده کردم مهران خیلی زود رفت فرزاد هم همینطور
تنها بودم داشتم تو اینترنت به مسائل زایمان و دوران بارداری و اینجور چیزها می پرداختم که خیلی ناشی نباشم
غرق کاد خودم بودم که متوجه شدم فرزاد بهم پیام داده
پریسا جان نظرت چیه به جای شب امروز با هم باشیم
به خودم گفتم چی میگی فرزاد دارم دیوونه میشم
چرا با من اینکار رو میکنی من اون کیر رو هر شب میخوام نه چند شب یبار
جوابش رو با یه قلب قرمز فرستادم
خودم رو حسابی آماده کردم اطاق دلم و زدم به دریا و این بار خودم اتاق حجلمون رو آماده کردم
فرزاد که اومد با اینکه برام خیلی سخت بود خودم رو سر سنگین نشون دادم متوجه شدم اونم از این کار من راضی هست اطاق رو هم که دید کلی منو بوسه بارون کرد
نوازش شروع شده بود من غرق در لذت داشتم میشدم لبهای فرزاد هر نقطه از بدنم رو که لمس میکرد دیوونه میشدم وای از اون لحظه ای که نوک سینه هام رو بوسی و مشغول خوردنشون شد فرزاد نکن نخور دارم دیوونه میشم
وای کیر میخوام بهم کیر بده تو روووووو و بخدا کیرت رو بده
ولی فرزاد گوش شنوا نداشت
میدونست باید چکار کنه و تو کارش حرفه ای تمام بود
پریسا جان کجایی
ها همین جا نه روی ابرها روی کیر تو برس به کُسم فرزاد هم مشغول خوردن کُسم من که متعلق به خودش بود وای مرد چیکار میکنی با من
این نامردی دارم میمیرم
وااااااای کُسمممممممم کار خیلی وقت بود از ناله گذشته بود رسما مشغول هوار زدن بودم بخورش بخورش نووووووووش جونت کُس متاهل من رو بخوررررر اصن شوهر من دیگه توییی این بدن من برای تو هست
در حالی که فرزاد کُسم رو میخورد آروم آروم هم بات پلاگ رو نوازش میداد و خیلی نرم عقب جلوش میکرد
پریسا جان آماده ای
چی میگی تو فرزاد آماده چیه بکننننن منو مگه من کُسسس تو نیستم بکککککن لامصب دیوونه شدم
بات رو از کونم در آورد و حساب سوراخ کونم و کیرش رو روغن مالی میکرد
فرزاد تو رو خدا به کُسممممم برس اول آتیش کُسم رو خاموش کن بد هر کاری دوست داشتی با کونم بکن
اما اما اون کار خودش رو میکرد پاهام رو داد بالا تقریبا زانوهام کنار گوشم بود خیلی آروم شیک سر کیرش رو وارد کونم کرد صدام رفت بالا
درد داشت ولی نمیدونم چرا اینقدر راحت رفت داخلش ی یک ربعی طول کشی تا تموم اون نازنین کیرش رو تا خایه فرستاد داخل سوراخ کونم تا اون لحظه شوتی برام نداشت
ول ولی وقتی مشغول تلمبه زدن های ملایمش شد همزمان نوک سینه هام رو شروع کرد به میک زدن آتیش از زیر خاکستر داشت شعله میگرفت
چیه این مرد بخدا که اون دکترای سکس کردن و گاییدن داشت این چه مزه ای بود با اینکه درد داشتم ولی مزه اش کم از کُس دادن نبود
آخخخخخخ دارم میمیرم محککککککم بزن شروع کن فرزاد تلمبه بزن
بزن که خوب میزنی من این درد و لذت رو باهم دوست دارم
با من چیکار کردی آروم اومد کنار گوشم و گفت تو دیگه رسما مال من شدی
آره مال توام وای مُردم آخ سوراخ کونم دارم میمیرم بکُن تندتر بزن که من خوشحال ترین زن دنیا هستم الان
وای نه چرا کیرت رو در میاری بکن توش
تحمل کن عزیزم بلند شو
من دراز میکشم تو به پشتت بشین روی گیرم حواست باشه بکنش تو کونت
گفتم چشم و نشستم رو دلبرم
با ریتمی که از خودش یاد گرفته بودم خودم رو بالا و پایین میکردم
یه دفعه فرزاد من رو کشید سمت خودش چسبوندم به خودش مشغول تلمبه زدن شد دیگه رسما رد داده بود وای بزن دارم میمیرم بزن پریسا جان همینجوری که دارم میکنمت همزمان خودت با دستت کُست رو بمال راستش حالش رو نداشتم ولی باید به حرفش گوش میدادم
چون دیگه میدونستم که دوسش دارم
همزمان با تلمبه های فرزاد خودم کُسم رو میمالیدم که یکدفعه پاهام ناخواسته سیخ شد رو به هوا و چنان آبی از کُسم پاشید بیرون که داشتم از هوش میرفتم بهترین لذت دنیا همین بود هیچی جای سکس رو نمیگیره اونم با ی کیر خوب و مَرد کاربلد من تو حال خودم نبودم ولی فرزاد همچنان داشت تلمبه میزد کونم
دیگه حسی نداشت دست دو بردم سمت کونم دیدم چنان آبی از سوراخ کونم زده بیرون که دوباره شهوتم گُر گرفت
ازش خواستم داگی بشیم اونم رفت پشت منو حسابی از خجالت کونم در اومد دیگه هر دو داشتیم ناله میزدم که یکدفعه صدای فریاد فرزاد بلند شد آبش رو ریخت داخل سوراخ کونم منم ناخواسته دوباره ارگاسم رو تجربه کردم
همونجور آروم تو بغل هم دراز کشیدیم و فرزاد مشغول نوازش من شد چقدر خوب بود این مرد این نوازش بعد سکسش از همه چی آروم بخش تر بود
ی یک ساعتی کنارش خوابیدم
بیدار که شدم فرزاد هنوز خواب بود رفتم غذا رو آماده کردم ی میز ناهار خوشگل چیدم برای خودم و مَرد جدید زندگیم
خلاصه فرزاد که اومد اول پیشونیم رو بوسید و ی مقدار نوازشم
کرد بعد از غذا مشغول صحبت شد
پریسا جان
اگه از با من بودن راضی هستی باید تغییراتی تو زندگیت بدی
فرزاد جان من فقط تورو میخوام چکار باید بکنم که تو رو برای همیشه داشته باشم ولی مهران
ببین پریسا جان الان بهانه برای کنار هم بودن داریم
ولی اگه میخوای با من باشی باید به حرفام خوب گوش بدی
و هرچی که میگم رو انجام بدی
اگه به حرفهای که میزنم خوب عمل کنی با هم مهران رو اوکی میکنیم
نترس قرار نیست بلایی سرش بیاریم
راستی اگه میخوای با من باشی این هفته ی مهمونی مخصوص دعوتم قرار هم نبود برم چون کسی لایق همراهی خودم نداشتم ولی الان دیگه بهونه ای برای نرفتن ندارم
خوب به حرفام گوش کن
فرزاد حرفاش رو مو به مو مرتب بهم توضیح داد
من قشنگ به همشون گوش کردم
حالا این من بودم که باید انتخاب میکردم
عزیزان دل به نظر من این تصورات داخل زندگی واقعی جایی ندارن
اینها تصورات ذهن من برای لذت بردن شما هست
شاد باشین
نوشته: آپاراتچی
9 پاسخ به “لذت واقعی زندگی (۳)”
عالی بود
زود ادامه بده که ذهنی خوب داری برای نوشتن
یکم تحقیر و اینا اضافه شه عالی ترم میشه
فوق العاده اس بعد از مدت ها داستان خوب
این قسمت هم عالی امااااکلی غلط املایی داشتی که از ارزش داستانت کم میکنهلطفا قبل ارسال بده کسی بخونه و غلطها رو تصحیح کنه
دیگه نمیخونم بوی خیانت میاد
عالی بود ادامه بده
تو بی نظیری تو داستان البته قبلا اشتباه نکنم شیدا نامی بود اون گابریل گارسیا مارکز سایت بود ببینیم این جایزه ادبی رو شماهم برنده میشی 😂ممنون از زحمتت
نه. در واقعیت هست من وهمسرم مرتب با چند زوج انجامش میدیم… بالاترین لذت دنیاست