پریسا جان
سلام خوبی آماده شدی کجائی شما
صدای فرزاد بود که من رو صدا میکرد داخل اطاق خواب بودم
همونطور که خودش خواسته بود برای مهمونی آماده شده بودم
اوووووف چه کردی به به چه انتخابی چه بدنی چقدر تو زیبا هستی چقدر این لباس تو تَنت زیبا شده بیا اینجا یه بوووس
به دَدی بده بوووووس
شرمندم نکن آقا فرزاد دیگه اینجوری هم که میگی نیست
راستش همش مربوط میشه به خودت با این سلیقه خوبی که داری فکر نمیکردم همچین لباسهای برام انتخاب کرده باشی ممنونتم برای همه چیز
سه دست لباس برام آماده کرده بود من اونی که رنگ زرشکی بود رو انتخاب کردم
نمیدونم چرا ولی موقع انتخاب ناخواسته کشیده شدم به سمت زرشکی
خوب من داخل شرکت دوش گرفتم ببینم برای من چی آماده کردی
خدمت شما فرزاد عزیزم
برای فرزاد هم کت و شلوار یکدست مشکی با پیرهن مشکی به همراه ی کروات زرشکی آماده کرده بودم
دختر تو دیگه راستی راستی خود همونی هستی که من میخواستم آفرین به این سلیقه
حیف که وقت نداریم وگرنه ی سکس خوشگل میکردیم
خوب من آماده میشم تا بریم
راستی پریسا لباس اندازت هست مشکلی که نداره راحتی
آره همه چی خوبه
فقط ی مشکلی هست
چی شده
هیچی این بات پلاگی که تو کونم هست به نظرم خودش رو نشون میده اجازه هست درش بیارم چون به نظرم زشته
نه بابا دختر خیلی هم قشنگه زشت چیه اونجایی که میخوایم بریم این چیزها عادی هست
مگه ما کجا قرار بریم
جای بدی نمیریم نترس بهت خوش میگذره
سوار ماشین که شدیم
مهران اومدم تو فکرم فرزاد جان از مهران چه خبر امشب بیاد خونه من نباشم نگران میشه
از طرفی هم من نگرانشم میشه بگی چه خبر بود
از دست تو دختر مگه به دَدی خودت اعتماد نداری
اعتماد که دارم که الان همراهتم ولی ذهنم هم درگیره خوب
گفتم که نگران نباش امروز بدجور بهش خوش گذشته
مطمئن باش
امشب تو رستوران مراسم جشن دارن تا دیر وقت درگیر اونجاست خودش بهت خبر میده
بدش در رابطه با امروز هم خودش به وقتش بهت میگه چی بهش گذشته دیکا نگران نباش
خوب حالا به حرفهام خوب گوش کن
اینجائی که داریم میریم ی مهمونی معمولی نیست
ی جور مراسم هست که ماهی یکبار برگزار میشه
این مراسم چندتا عضو اصلی داره که من یکی از اونا هستم
این مهمونی جوری هست که حتما باید زن و مرد باشی تا واردش بشی
مجرد و تنها اجازه ورود ندارن حتی اعضای ثابت
هر مرتبه هم یکسری مهمون داریم که اعضای اصلی اونها رو دعوت میکنن
خیلی مراقب رفتارت باش چون اونجا خیلی به این چیزها حساسن
در ضمن بهت قول میدم جوری لذت ببری که خودت بخوای عضو ثابتش بشی
فرزاد داری منُ میترسونی ما داریم کجا میریم
نترس عزیزم نترس بیبی من خودت رو آماده کن
بهت که گفتم کلی سورپرایز برات دارم این تازه یکیش هست
بهت گفتم زندگی کنار من اصلا حالت تکرار نداره
خسته نمیشی
خیلی زود به محل مهمونی رسیدیم
چی میدیم خونه نبود که خود کاخ بود
جلوی درب پارکینگ توقف کردیم و درب خودش باز شد
فکر کنم ماشین فرزاد رو میشناختن
پریسا جان آماده ای
نمیدونم فرزاد میترسم
گفتم که نگران نباش تو لایقش هستی
ببین دلیل اینکه چند جلسه غیبت داشتم تو این مهمونی
به این خاطر بود که کسی لایق باشه کنارم نبود
ولی از لحظه ای که تو رو دیدم متوجه شدم تو لایق هرچی
خوشی و لذت هست در کنار من هستی وارد خونه که شدیم
دو تا خانم خوشگل و شیک به استقبالمون اومدن
خوب فرزاد رو میشناختن سلامی کردیم و وارد پذیرایی شدیم
به محض ورودمون ی خانم و آقا به استقبالمون اومدن
به به آقا فرزاد دیگه داشتیم این جلسه هم از اومدن شما ناامید می شویم
این چه حرفیه معرفی میکنم پریسا خانم
پریسا جان آقا سینا و همسرشون رزیتا خانم
خیلی خوش اومدین پریسا خانم امیدوارم امشب بتونیم میزبان خوبی برای شما باشیم
خوب آقا فرزاد بفرمایید دیگه همه اومدن
رزیتا جان پریسا تحویل شما
ممنون میشم هواش رو داشته باشین
حتما فرزاد خان
عزیزم خوش اومدی به انتخاب فرزاد تبریک میگم
درسته فرزاد سن و سالی ازش گذشته ولی تو کارش خوب واردِ شما هم که همه چی کامل هستین
ممنونم رزیتا خانم
بیا اول یکم شراب بخور تا کمی گرم بشی و سخت هم باز بشه
جام شراب رو گرفتم و تقریبا همش رو خوردم چون دیگه برام سخت نبود در کنار فرزاد به دفعات خورده بودم
خوب پریسا خانم
فکر کنم از اتفاقی که قرار اینجا بیفته اطلاعی نداری
نه چیزی نمیدونم
هرچند به نظر میرسه فرزاد جان تو رو خوب آماده کرده
چطور رزیتا خانم
هیچی از اون چیزی که داخل بدنت هست حدس زدم
ببین پریسا جان اینجا ی مهمونی مخصوص زوج ها هست
این مهمونی ماهی یکبار برگزار میشه هرکسی نمیتونه به راحتی وارد بشه طبق سنت گذشته با انجام مراسم قرعه کشی امشب هرکس برای خودش جفتی جدیدی پیدا میکنه و تمام طول شب در کنار هم با هم از مهمونی لذت میبرن
قبل اینکه چیزی بگی این رو بگم که همه در سلامت کامل هستن و مشکلی کسی نداره
قشنگ هنگ کرده بودم از رزیتا جدا شدم و رفتم تا فرزاد رو پیدا کنم فرزاد رو که دیدم صداش زدم
فرزاد آقا فرزاد
جانم عزیزم
این خانم چی میگه
چی گفته بهت مگه
میگه امشب هرکی با یکی به غیر از زوج خودش جفت میشه و باید سکس بکنن
خوب آره دیگه بهت که گفتم کلی سورپرایز داریم
چی میگی فرزاد بگو که شوخیه مگه من مال تو نیستم
یعنی تو ناراحت نمیشی من تو بغل یکی دیگه باشم
فرزاد من رو کشی به گوشه در گوشم شروع کرد به صحبت کردن ببین پریسا من تو رو دوست دارم تو هم منُ دوست داری
خوب معلومه که دوست دارم من همه ی خودم رو در اختیارت گذاشتم آفرین من بی غیرت نیستم این مجلس و مهمونی کلی خوبی و حُسن داره ما این مراسم رو تدارک دیدیم که پایه های زندگیمون تقویت بشه روابط سکسی زندگیمون از یکنواختی در بیاد که خودش باعث میشه طرفین سمت خیانت کردن نرن بعدش امشب تو بهترین لذت رو میبری و بعد همه چی تموم میشه فردا
من میمونم تو عشقمون بیبی من
من کلی از تو برای همه تعریف کردم متوجه نشدی چجوری همه حتی خانم ها تو رو دید میزنن من مطمئنم امشب تو ملکه این مراسم میشی
پس اجازه نده ناامید بشم
تو افکار خودم بودم که با صدای آقا سینا به خودم اومدم
خوب دوستان عزیز همراه من تشریف بیارین به اتاق مطالعه تا مراسم قرعه کشی رو انجام بدیم و وقت رو از دست ندیم
وارد که شدیم رو میز دوتا ظرف بود سینا کنار یک ظرف ایستاد و رزیتا هم کنار ظرف دیگه
خوب طبق سنت میزبان قرعه کشی رو انجام میده رزیتای عزیزم اسامی آقایون و بنده هم اسامی خانم ها رو در میارم
برای دوستانی هم که اولین بار هست اینجا هستن بگم که چنان که اسامی یک زوج با هم جفت شد اگر اوکی بودن که هیچ اگر دوست داشتن قرعه تکرار میشه اینجا هیچگونه فشاری برای شما دوستان نداریم
شروع کردن با قرعه کشی اسم ها رو که میخوندن
زن و مرد میرفتن کنار هم
خوب تنها دو تا زوج موندن ما و زوج فرزاد جان و پریسای عزیز رزیتا جان بفرمایین
آقای فرزاد و اجازه بدین خوب رزیتای عزیزم خوش باشی خانممم فرزاد جان مراقب عشق من باش
از قرار معلوم من و پریسا جان هم با هم هستیم
خوب بوسه اولیه رو عاشقانه انجام بدین که پذیرایی آماده مراسم هست
پریسا جان
تا به خودم اومدم دیدم لبهای سینا رو لبهام هست و با زبونش مشغول خورون زبونم شد واقعا تو شک عجیبی بودم از خودم اختیاری نداشتم
عزیزان بفرمایین
خدای من چی میدیدم
۸ تا مبل تخت شو به صورت دایره ای کنار هم چیده شده بودن بصورتی که همه به هم دید داشتن
پریسا پریسا جانم فرزاد جان کجائی دختر خودت باش نشون بده که تو بهترینی نشون بده اینجا نفر اول خودتی به همه نشون بده که من بهترین انتخاب رو کردم
ی نگاه به فرزاد کردم و تصمیم گرفتم همراه جمع باشم
تختی که برای ما بود کنار تخت فرزاد و رزیتا بود
سینا اومد کنارم و بهم گفت من باید به عنوان میزبان به همه تخت ها سر بزنم تا ببینم همه چی کامل هست الان برمیگردم کنار شما
قشنگ شده بود ی مراسم سکس پارتی هیچکس براش مهم نبود کی با کی هست همه مشغول کار خودشون بودن رزیتا هم جوری افتاده بود به جون فرزاد که انگار به مراد دلش رسیده بود
پریسا جان اگر اجازه بدین امشب شما رو پری صدا بزنم
نه ایرادی نداره
آماده هستین
نمیدونم آقا سینا
ایراد نداره خودم شما رو اوکی میکنم
سینا اومد بغلم کرد شروع کرد من رو بوسه کردن کمی از فرزاد کم سن و سال تر بود ولی اینم خوش تیپ و باوقار بود
لحظه ای که لباسن رو از تنم درآورد بدنم شروع به گرم شدن کرد پری جان من میخوام ی اعترافی بکنم
جانم آقا سینا راستش من امشب شما رو از فرزاد خواستگاری کردم در واقع برای امشب
درستش این هست که تقلبی کوچیک کردم که شما رو داشته باشم
شما به من لطف دارین
پس اجازه بده پری جان امشب رو برای تو خاطره انگیز کنم
حرفاش که تموم شد مشغول لیسیدنم شد انگار که تمام نقاط ضعفم رو بلد بود با لیسیدن گردنم کم کم داشتم ناله میکردم آخخخخ وقتی لبهاش رو گذاشت روی نوک سینه هام و مشغول ساک خوردن سینه هام شد اولین ناله رو سر دادم آییییی سینا داشت خوب و حرفه ای من رو آماده میکرد با دستهاش سینه هام رو ماساژ میداد و در همون حالت از لبهاش برای شهوتی کردن من به خوبی استفاده میکرد
کم کم خودش رو رسوند بین پاهام
پاهای من رو داد رو به بالا مشغول خوردن کُسم شد
آخخخخ اوفففف بخور سینا جان لیسش بزن بخور که دلربا میخوری آییییی دارم آتیش میگیرم زبونش رو خیلی حرفه ای داخل کُسم میکرد و قشنگ میچرخوند تقریبا با زبونش داشت داخل کُسم تلمبه میزد
چه هنرمندی بودی تو سینا
واییی وایییی داری دیووونم میکنی اووووف خدایا کُسسسسسسسم وای کُسسسسسسم
سینا زبونش رو از تو کُسم در آورد و ازم خواست به صورت 69
بشیم تا من هم براش ساک بزنم
وقتی کیرش رو دیدم فهمیدم امشب حسابی کسم پاره میشه
از کیر فرزاد کوتاهتر بود ولی کلفتی عجیبی داشت
وضعیت سختی بود ولی سعی کردم بهترین ساک عمرم رو برای سینا بزنم چون به فرزاد قول داده بودم
تو حال خودم بودم که با صدای جیغ رزیتا کمی به خودم اومدم فرزاد کیر خوشگلش رو که من بهش وابسته بودم رو کرده بود داخل کون رزیتا شروع کرده بود به تلمبه زدن
پری جان پری جان
بله جانم آقا سینا لطفا به صورت داگی بشین
داگی شدم و خودم رو آماده کیر کلفت سینا کردم ولی خبری از کیر نبود سینا دوباره با زبونش افتاده بود به جون
کُسم وقشنگترین کس لیسی رو داشت برام میکرد داشت اتفاق می افتد شروع کردم پرواز از کردن این حس برای من عالی بود بالاتر از عالی
همزمان که کُسم لیسده میشده سینا با زبونش مشغول لیسیدن کونم شد پلاگ رو از کونم در آورده بود و قشنگ با زبونش سوراخم رو لیس میزد این حس برام جدید بود چون فرزاد این کار رو انجام نداده بود وای وای سینا مُردم تو رو خدا منو بکن کیرت رو بکن تو کُسم کیرت رو بکن تو کونم
واییییی از این لذت آخخخخخخخ که دارم دیوونه میشم نزدیک بود ارگاسم بشم که سینای بیشرف کارش رو متوقف کرد رو اجازه نداد
چکار میکنی سینا داشتم میشدم تو رو خدا ادامه بده
عجله نکن امشب بزرگترین ارگاسم عمرت رو بهت میدم
اینبار من رو به پشت خوابوند دوباره مشغول لیس زدن کُسم شد سینا چیکار میکنی بکن دیگه چرا نمیکنی من کیر میخوام خواهش میکنم کیرت رو بهم بده چرا اذیت میکنی
فرزاد رو ناخواسته صدا زدم فرزاد بهش بگو کیرش رو بکنه تو کُسم دارم دیوونه میشم به حرفم گوش نمیده فرزاد رو که دیدم فقط لبخند میزد و مشغول زن جنده سینا بود
آی خدا کمک کنید نمیدونم چی شد که صدام رو بلند کردم و هوار زدم که من کیر میخوام بکنش تو کُسم
ولی انگار گوش کسی بدهکار من نبود دیگه داشتم ناامید میشدم که سینا کیرش رو شروع کرد مالیدن روی کُسم
بی شرف داشت نابودم میکرد اشک از چشمام جاری شده بود
تو رو خدا بکن توش
کسکش بکن منو ببین زن جندت چه کُسی داره میده نکن بلد نیستی بکنی ها
دیگه رسما شروع کرده بودم به اشک ریختن که برای ی لحظه انگار برق سه فاز من رو گرفت نامرد نکرد نکرد
وقتی هم کرد ی دفعه کل اون کیر کلفتش رو فشار داد داخل کُسم
همینجور روم دراز کشید و اومد کنار گوشم و بهم گفت پری جان امشب هم من رو کسکش کردی هم زنم رو جنده کمی آروم شده بودم فهمیدم برای اولین بار از دهنم چرت و پرت در اومده بود
آقا سینا تو رو خدا ببخشین دست خودم نبودم نفهمیدم چی گفتم تا اومدم ادامه بدم دستش رو گرفت جلوی دهنم و بهم گفت امشب تو ملکه میشی
آروم و مرتب و یواش شروع کرد داخل کُسم تلمبه زدن کُسم تقریبا بی حس شده بود ولی لذت و شهوت داشت با تلمبه هاش برمیگشت آخخخخ جااااانمممم واییییی
بزن سینا جان بزن که من دارم پرواز میکنم چقدر قشنگ میکنی تو خوشحالم که تو داری من رو میکنی آی وای
جوووون چه کُسی دارم میدم من اونم نامردی نمی کرد و اصلا ریتمش رو تند نمیکرد و همینجور یواش داخلم تلمبه میزد دیگه رفته بودم به ملکوت با تلمبه های سینا برای خودم حال میکردم که بات پلاگم رو برداشت شروع کرد با اون هم یواش تلمبه زدن چه دنیایی برام درست کرده بود
آخخخخ خدااااا مممنونتم امشب بهترین شب دنیاستتتت بالاخره ریتم تلمبه های سینا تند شد قوی و محکم تلمبه میزد درد داشتم ولی دردی همزمان با لذت بی نهایت
تو اون لحظه برای تمام زنها این حس و حال آرزو کردم
بزن اووووف بزن واییییی بکُن بزن آخخخخخ آخخخخخخ دارم میام دارم میام
نزدیک ارگاسم شدنم که بودم سینا کیرش رو در آورد مشغول ماساژ دادن کسم شد
چرا داری منُ دق میدی آقا سینا چرا اجازه نمیدی ارگاسم بشم
بهت که گفتم پری جان امشب بهترین و بزرگترین ارگاسم زندگیت رو بهت میدم
پاهام رو آورد کنار سرم و کیرش رو گذاشت روی سوراخ کونم
نه نه سینا جان ی دفعه فشار نده تو رو خدا میمیرم
نترس دختر این دفعه ی دفعه فشار نداد آروم آروم کیر کلفتش رو فرستاد تو سوراخ کونم
کونم درد گرفته بود ولی برام سخت نبود لذتش بیشتر از دردش بود تلمبه های سینا هنرمندانه لاله های سوراخ کنم رو باز و بسته میکرد
پری جان امشب گل ای سوراخ کون میزنه بیرون بهت قول میدم
تلمبه هاش داشت سرعت میگرفت و منم شوهرتم عجیب و عجیب تر میشد
آخخخخ تو رو خدا یواش بزن دارم میمیرممم آخخخخ خدای من کمکم کن جاننننم سینا جان بکن که خوب میکنی
اختیار زبون دست خودم نبود نمیفهمیدم چی میگم
لحظه ای التماس لحظه ای درخواست شدت
بکننن آخخخخ من رو کونیی خودت بکن بکن وای جان آخخخخخخخ چه حالی میده آخخخخخخ کوووووونم قشنگ ۲۰ دقیقه ای داخل کونم تلمبه زد من دیگه داشتم آتیش میگرفتم کم کم سرعت تلمبه زدن سینا بیشتر و بیشتر میشد واقعا حس و حال عجیبی داشتم وحشتناک شده بودم فریاد میزدم التماس میکردم بدجور تو شهوت غرق شده بودم
تلمبه هاش دیگه بیش از حد سرعتی شده بود آخ بزن بکن بزن جر بده منُ کونم رو پاره کن آییییی آییییییی وایییییی دارم پاره میشم دوست داررررررم پاره بشممممممم
آخخخ تو همین حالت بودم که ایندفعه سینا جلوی ارگاسم شدنم رو نگرفت کیرش رو از سوراخ کونم در آورد از روم رفت کنار شروع کرد ماساژ دادن وحشیانه کُسم که یکدفعه کمرم قوس گرفت رو به بالا و پاهام شروع به لرزش شدیدی کرد و آب عجیبی با قدرت از کُسم به بیرون پرتاب شد مقدارش از تمام ارگاسمهای قبلیم بیشتر بود
سینا محکم بغلم کرد شروع کرد به بوسیدنم دیگه واقعا احساس کردم دارم میمیرم به سختی چشمام باز میشد با بوسیدن و نوازش کردن کم کم آروم شدم
سینا به قولش عمل کرده بود بزرگترین ارگاسم رو بهم هدیه داده بود
چشمام رو که باز کردم دیدم همه دارن ما رو نگاه میکنن یکم خجالت کشیدم و یکدفعه همه مشغول تشویق کردن ما شدن با صدای فرزاد به خودم اومدم
پریسا جان بهت افتخار میکنم
حدود سه ساعتی مشغول بودیم و همه کارشون از ما زودتر تموم شده بود
آقا سینا حواس همه رو به خودش جلب کرد اعلام کرد دوستان نظر شما درباره انتخاب ملکه امشب چی هست که همه با هم یک صدا من رو صدا زدن
بلند شد رفت و همراه خودش اون دوتا خانمی که به نظر میومد خدمتکار بشن رو آورد
خدای من چی میدیدم اونها زن بودن ولی نبودن وسط پاهاشون کیر داشتن چه کیرهای
خوب دوستان قبل اینکه راند دوم رو شروع کنیم همه ما شاهد سکس ملکه با دوستان عزیزم مهسا و فرانک هستیم
هر وقت کسی که به عنوان ملکه انتخاب بشه این اجازه رو پیدا میکنه که همزمان به دست مهسا و فرانک خوب گاییده بشه پس آماده باشین که پریسا خانم لیاقتش رو نشون داده
بریم که ادامه شب رو داشته باشیم
…
سلام خوبی آماده شدی کجائی شما
صدای فرزاد بود که من رو صدا میکرد داخل اطاق خواب بودم
همونطور که خودش خواسته بود برای مهمونی آماده شده بودم
اوووووف چه کردی به به چه انتخابی چه بدنی چقدر تو زیبا هستی چقدر این لباس تو تَنت زیبا شده بیا اینجا یه بوووس
به دَدی بده بوووووس
شرمندم نکن آقا فرزاد دیگه اینجوری هم که میگی نیست
راستش همش مربوط میشه به خودت با این سلیقه خوبی که داری فکر نمیکردم همچین لباسهای برام انتخاب کرده باشی ممنونتم برای همه چیز
سه دست لباس برام آماده کرده بود من اونی که رنگ زرشکی بود رو انتخاب کردم
نمیدونم چرا ولی موقع انتخاب ناخواسته کشیده شدم به سمت زرشکی
خوب من داخل شرکت دوش گرفتم ببینم برای من چی آماده کردی
خدمت شما فرزاد عزیزم
برای فرزاد هم کت و شلوار یکدست مشکی با پیرهن مشکی به همراه ی کروات زرشکی آماده کرده بودم
دختر تو دیگه راستی راستی خود همونی هستی که من میخواستم آفرین به این سلیقه
حیف که وقت نداریم وگرنه ی سکس خوشگل میکردیم
خوب من آماده میشم تا بریم
راستی پریسا لباس اندازت هست مشکلی که نداره راحتی
آره همه چی خوبه
فقط ی مشکلی هست
چی شده
هیچی این بات پلاگی که تو کونم هست به نظرم خودش رو نشون میده اجازه هست درش بیارم چون به نظرم زشته
نه بابا دختر خیلی هم قشنگه زشت چیه اونجایی که میخوایم بریم این چیزها عادی هست
مگه ما کجا قرار بریم
جای بدی نمیریم نترس بهت خوش میگذره
سوار ماشین که شدیم
مهران اومدم تو فکرم فرزاد جان از مهران چه خبر امشب بیاد خونه من نباشم نگران میشه
از طرفی هم من نگرانشم میشه بگی چه خبر بود
از دست تو دختر مگه به دَدی خودت اعتماد نداری
اعتماد که دارم که الان همراهتم ولی ذهنم هم درگیره خوب
گفتم که نگران نباش امروز بدجور بهش خوش گذشته
مطمئن باش
امشب تو رستوران مراسم جشن دارن تا دیر وقت درگیر اونجاست خودش بهت خبر میده
بدش در رابطه با امروز هم خودش به وقتش بهت میگه چی بهش گذشته دیکا نگران نباش
خوب حالا به حرفهام خوب گوش کن
اینجائی که داریم میریم ی مهمونی معمولی نیست
ی جور مراسم هست که ماهی یکبار برگزار میشه
این مراسم چندتا عضو اصلی داره که من یکی از اونا هستم
این مهمونی جوری هست که حتما باید زن و مرد باشی تا واردش بشی
مجرد و تنها اجازه ورود ندارن حتی اعضای ثابت
هر مرتبه هم یکسری مهمون داریم که اعضای اصلی اونها رو دعوت میکنن
خیلی مراقب رفتارت باش چون اونجا خیلی به این چیزها حساسن
در ضمن بهت قول میدم جوری لذت ببری که خودت بخوای عضو ثابتش بشی
فرزاد داری منُ میترسونی ما داریم کجا میریم
نترس عزیزم نترس بیبی من خودت رو آماده کن
بهت که گفتم کلی سورپرایز برات دارم این تازه یکیش هست
بهت گفتم زندگی کنار من اصلا حالت تکرار نداره
خسته نمیشی
خیلی زود به محل مهمونی رسیدیم
چی میدیم خونه نبود که خود کاخ بود
جلوی درب پارکینگ توقف کردیم و درب خودش باز شد
فکر کنم ماشین فرزاد رو میشناختن
پریسا جان آماده ای
نمیدونم فرزاد میترسم
گفتم که نگران نباش تو لایقش هستی
ببین دلیل اینکه چند جلسه غیبت داشتم تو این مهمونی
به این خاطر بود که کسی لایق باشه کنارم نبود
ولی از لحظه ای که تو رو دیدم متوجه شدم تو لایق هرچی
خوشی و لذت هست در کنار من هستی وارد خونه که شدیم
دو تا خانم خوشگل و شیک به استقبالمون اومدن
خوب فرزاد رو میشناختن سلامی کردیم و وارد پذیرایی شدیم
به محض ورودمون ی خانم و آقا به استقبالمون اومدن
به به آقا فرزاد دیگه داشتیم این جلسه هم از اومدن شما ناامید می شویم
این چه حرفیه معرفی میکنم پریسا خانم
پریسا جان آقا سینا و همسرشون رزیتا خانم
خیلی خوش اومدین پریسا خانم امیدوارم امشب بتونیم میزبان خوبی برای شما باشیم
خوب آقا فرزاد بفرمایید دیگه همه اومدن
رزیتا جان پریسا تحویل شما
ممنون میشم هواش رو داشته باشین
حتما فرزاد خان
عزیزم خوش اومدی به انتخاب فرزاد تبریک میگم
درسته فرزاد سن و سالی ازش گذشته ولی تو کارش خوب واردِ شما هم که همه چی کامل هستین
ممنونم رزیتا خانم
بیا اول یکم شراب بخور تا کمی گرم بشی و سخت هم باز بشه
جام شراب رو گرفتم و تقریبا همش رو خوردم چون دیگه برام سخت نبود در کنار فرزاد به دفعات خورده بودم
خوب پریسا خانم
فکر کنم از اتفاقی که قرار اینجا بیفته اطلاعی نداری
نه چیزی نمیدونم
هرچند به نظر میرسه فرزاد جان تو رو خوب آماده کرده
چطور رزیتا خانم
هیچی از اون چیزی که داخل بدنت هست حدس زدم
ببین پریسا جان اینجا ی مهمونی مخصوص زوج ها هست
این مهمونی ماهی یکبار برگزار میشه هرکسی نمیتونه به راحتی وارد بشه طبق سنت گذشته با انجام مراسم قرعه کشی امشب هرکس برای خودش جفتی جدیدی پیدا میکنه و تمام طول شب در کنار هم با هم از مهمونی لذت میبرن
قبل اینکه چیزی بگی این رو بگم که همه در سلامت کامل هستن و مشکلی کسی نداره
قشنگ هنگ کرده بودم از رزیتا جدا شدم و رفتم تا فرزاد رو پیدا کنم فرزاد رو که دیدم صداش زدم
فرزاد آقا فرزاد
جانم عزیزم
این خانم چی میگه
چی گفته بهت مگه
میگه امشب هرکی با یکی به غیر از زوج خودش جفت میشه و باید سکس بکنن
خوب آره دیگه بهت که گفتم کلی سورپرایز داریم
چی میگی فرزاد بگو که شوخیه مگه من مال تو نیستم
یعنی تو ناراحت نمیشی من تو بغل یکی دیگه باشم
فرزاد من رو کشی به گوشه در گوشم شروع کرد به صحبت کردن ببین پریسا من تو رو دوست دارم تو هم منُ دوست داری
خوب معلومه که دوست دارم من همه ی خودم رو در اختیارت گذاشتم آفرین من بی غیرت نیستم این مجلس و مهمونی کلی خوبی و حُسن داره ما این مراسم رو تدارک دیدیم که پایه های زندگیمون تقویت بشه روابط سکسی زندگیمون از یکنواختی در بیاد که خودش باعث میشه طرفین سمت خیانت کردن نرن بعدش امشب تو بهترین لذت رو میبری و بعد همه چی تموم میشه فردا
من میمونم تو عشقمون بیبی من
من کلی از تو برای همه تعریف کردم متوجه نشدی چجوری همه حتی خانم ها تو رو دید میزنن من مطمئنم امشب تو ملکه این مراسم میشی
پس اجازه نده ناامید بشم
تو افکار خودم بودم که با صدای آقا سینا به خودم اومدم
خوب دوستان عزیز همراه من تشریف بیارین به اتاق مطالعه تا مراسم قرعه کشی رو انجام بدیم و وقت رو از دست ندیم
وارد که شدیم رو میز دوتا ظرف بود سینا کنار یک ظرف ایستاد و رزیتا هم کنار ظرف دیگه
خوب طبق سنت میزبان قرعه کشی رو انجام میده رزیتای عزیزم اسامی آقایون و بنده هم اسامی خانم ها رو در میارم
برای دوستانی هم که اولین بار هست اینجا هستن بگم که چنان که اسامی یک زوج با هم جفت شد اگر اوکی بودن که هیچ اگر دوست داشتن قرعه تکرار میشه اینجا هیچگونه فشاری برای شما دوستان نداریم
شروع کردن با قرعه کشی اسم ها رو که میخوندن
زن و مرد میرفتن کنار هم
خوب تنها دو تا زوج موندن ما و زوج فرزاد جان و پریسای عزیز رزیتا جان بفرمایین
آقای فرزاد و اجازه بدین خوب رزیتای عزیزم خوش باشی خانممم فرزاد جان مراقب عشق من باش
از قرار معلوم من و پریسا جان هم با هم هستیم
خوب بوسه اولیه رو عاشقانه انجام بدین که پذیرایی آماده مراسم هست
پریسا جان
تا به خودم اومدم دیدم لبهای سینا رو لبهام هست و با زبونش مشغول خورون زبونم شد واقعا تو شک عجیبی بودم از خودم اختیاری نداشتم
عزیزان بفرمایین
خدای من چی میدیدم
۸ تا مبل تخت شو به صورت دایره ای کنار هم چیده شده بودن بصورتی که همه به هم دید داشتن
پریسا پریسا جانم فرزاد جان کجائی دختر خودت باش نشون بده که تو بهترینی نشون بده اینجا نفر اول خودتی به همه نشون بده که من بهترین انتخاب رو کردم
ی نگاه به فرزاد کردم و تصمیم گرفتم همراه جمع باشم
تختی که برای ما بود کنار تخت فرزاد و رزیتا بود
سینا اومد کنارم و بهم گفت من باید به عنوان میزبان به همه تخت ها سر بزنم تا ببینم همه چی کامل هست الان برمیگردم کنار شما
قشنگ شده بود ی مراسم سکس پارتی هیچکس براش مهم نبود کی با کی هست همه مشغول کار خودشون بودن رزیتا هم جوری افتاده بود به جون فرزاد که انگار به مراد دلش رسیده بود
پریسا جان اگر اجازه بدین امشب شما رو پری صدا بزنم
نه ایرادی نداره
آماده هستین
نمیدونم آقا سینا
ایراد نداره خودم شما رو اوکی میکنم
سینا اومد بغلم کرد شروع کرد من رو بوسه کردن کمی از فرزاد کم سن و سال تر بود ولی اینم خوش تیپ و باوقار بود
لحظه ای که لباسن رو از تنم درآورد بدنم شروع به گرم شدن کرد پری جان من میخوام ی اعترافی بکنم
جانم آقا سینا راستش من امشب شما رو از فرزاد خواستگاری کردم در واقع برای امشب
درستش این هست که تقلبی کوچیک کردم که شما رو داشته باشم
شما به من لطف دارین
پس اجازه بده پری جان امشب رو برای تو خاطره انگیز کنم
حرفاش که تموم شد مشغول لیسیدنم شد انگار که تمام نقاط ضعفم رو بلد بود با لیسیدن گردنم کم کم داشتم ناله میکردم آخخخخ وقتی لبهاش رو گذاشت روی نوک سینه هام و مشغول ساک خوردن سینه هام شد اولین ناله رو سر دادم آییییی سینا داشت خوب و حرفه ای من رو آماده میکرد با دستهاش سینه هام رو ماساژ میداد و در همون حالت از لبهاش برای شهوتی کردن من به خوبی استفاده میکرد
کم کم خودش رو رسوند بین پاهام
پاهای من رو داد رو به بالا مشغول خوردن کُسم شد
آخخخخ اوفففف بخور سینا جان لیسش بزن بخور که دلربا میخوری آییییی دارم آتیش میگیرم زبونش رو خیلی حرفه ای داخل کُسم میکرد و قشنگ میچرخوند تقریبا با زبونش داشت داخل کُسم تلمبه میزد
چه هنرمندی بودی تو سینا
واییی وایییی داری دیووونم میکنی اووووف خدایا کُسسسسسسسم وای کُسسسسسسم
سینا زبونش رو از تو کُسم در آورد و ازم خواست به صورت 69
بشیم تا من هم براش ساک بزنم
وقتی کیرش رو دیدم فهمیدم امشب حسابی کسم پاره میشه
از کیر فرزاد کوتاهتر بود ولی کلفتی عجیبی داشت
وضعیت سختی بود ولی سعی کردم بهترین ساک عمرم رو برای سینا بزنم چون به فرزاد قول داده بودم
تو حال خودم بودم که با صدای جیغ رزیتا کمی به خودم اومدم فرزاد کیر خوشگلش رو که من بهش وابسته بودم رو کرده بود داخل کون رزیتا شروع کرده بود به تلمبه زدن
پری جان پری جان
بله جانم آقا سینا لطفا به صورت داگی بشین
داگی شدم و خودم رو آماده کیر کلفت سینا کردم ولی خبری از کیر نبود سینا دوباره با زبونش افتاده بود به جون
کُسم وقشنگترین کس لیسی رو داشت برام میکرد داشت اتفاق می افتد شروع کردم پرواز از کردن این حس برای من عالی بود بالاتر از عالی
همزمان که کُسم لیسده میشده سینا با زبونش مشغول لیسیدن کونم شد پلاگ رو از کونم در آورده بود و قشنگ با زبونش سوراخم رو لیس میزد این حس برام جدید بود چون فرزاد این کار رو انجام نداده بود وای وای سینا مُردم تو رو خدا منو بکن کیرت رو بکن تو کُسم کیرت رو بکن تو کونم
واییییی از این لذت آخخخخخخخ که دارم دیوونه میشم نزدیک بود ارگاسم بشم که سینای بیشرف کارش رو متوقف کرد رو اجازه نداد
چکار میکنی سینا داشتم میشدم تو رو خدا ادامه بده
عجله نکن امشب بزرگترین ارگاسم عمرت رو بهت میدم
اینبار من رو به پشت خوابوند دوباره مشغول لیس زدن کُسم شد سینا چیکار میکنی بکن دیگه چرا نمیکنی من کیر میخوام خواهش میکنم کیرت رو بهم بده چرا اذیت میکنی
فرزاد رو ناخواسته صدا زدم فرزاد بهش بگو کیرش رو بکنه تو کُسم دارم دیوونه میشم به حرفم گوش نمیده فرزاد رو که دیدم فقط لبخند میزد و مشغول زن جنده سینا بود
آی خدا کمک کنید نمیدونم چی شد که صدام رو بلند کردم و هوار زدم که من کیر میخوام بکنش تو کُسم
ولی انگار گوش کسی بدهکار من نبود دیگه داشتم ناامید میشدم که سینا کیرش رو شروع کرد مالیدن روی کُسم
بی شرف داشت نابودم میکرد اشک از چشمام جاری شده بود
تو رو خدا بکن توش
کسکش بکن منو ببین زن جندت چه کُسی داره میده نکن بلد نیستی بکنی ها
دیگه رسما شروع کرده بودم به اشک ریختن که برای ی لحظه انگار برق سه فاز من رو گرفت نامرد نکرد نکرد
وقتی هم کرد ی دفعه کل اون کیر کلفتش رو فشار داد داخل کُسم
همینجور روم دراز کشید و اومد کنار گوشم و بهم گفت پری جان امشب هم من رو کسکش کردی هم زنم رو جنده کمی آروم شده بودم فهمیدم برای اولین بار از دهنم چرت و پرت در اومده بود
آقا سینا تو رو خدا ببخشین دست خودم نبودم نفهمیدم چی گفتم تا اومدم ادامه بدم دستش رو گرفت جلوی دهنم و بهم گفت امشب تو ملکه میشی
آروم و مرتب و یواش شروع کرد داخل کُسم تلمبه زدن کُسم تقریبا بی حس شده بود ولی لذت و شهوت داشت با تلمبه هاش برمیگشت آخخخخ جااااانمممم واییییی
بزن سینا جان بزن که من دارم پرواز میکنم چقدر قشنگ میکنی تو خوشحالم که تو داری من رو میکنی آی وای
جوووون چه کُسی دارم میدم من اونم نامردی نمی کرد و اصلا ریتمش رو تند نمیکرد و همینجور یواش داخلم تلمبه میزد دیگه رفته بودم به ملکوت با تلمبه های سینا برای خودم حال میکردم که بات پلاگم رو برداشت شروع کرد با اون هم یواش تلمبه زدن چه دنیایی برام درست کرده بود
آخخخخ خدااااا مممنونتم امشب بهترین شب دنیاستتتت بالاخره ریتم تلمبه های سینا تند شد قوی و محکم تلمبه میزد درد داشتم ولی دردی همزمان با لذت بی نهایت
تو اون لحظه برای تمام زنها این حس و حال آرزو کردم
بزن اووووف بزن واییییی بکُن بزن آخخخخخ آخخخخخخ دارم میام دارم میام
نزدیک ارگاسم شدنم که بودم سینا کیرش رو در آورد مشغول ماساژ دادن کسم شد
چرا داری منُ دق میدی آقا سینا چرا اجازه نمیدی ارگاسم بشم
بهت که گفتم پری جان امشب بهترین و بزرگترین ارگاسم زندگیت رو بهت میدم
پاهام رو آورد کنار سرم و کیرش رو گذاشت روی سوراخ کونم
نه نه سینا جان ی دفعه فشار نده تو رو خدا میمیرم
نترس دختر این دفعه ی دفعه فشار نداد آروم آروم کیر کلفتش رو فرستاد تو سوراخ کونم
کونم درد گرفته بود ولی برام سخت نبود لذتش بیشتر از دردش بود تلمبه های سینا هنرمندانه لاله های سوراخ کنم رو باز و بسته میکرد
پری جان امشب گل ای سوراخ کون میزنه بیرون بهت قول میدم
تلمبه هاش داشت سرعت میگرفت و منم شوهرتم عجیب و عجیب تر میشد
آخخخخ تو رو خدا یواش بزن دارم میمیرممم آخخخخ خدای من کمکم کن جاننننم سینا جان بکن که خوب میکنی
اختیار زبون دست خودم نبود نمیفهمیدم چی میگم
لحظه ای التماس لحظه ای درخواست شدت
بکننن آخخخخ من رو کونیی خودت بکن بکن وای جان آخخخخخخخ چه حالی میده آخخخخخخ کوووووونم قشنگ ۲۰ دقیقه ای داخل کونم تلمبه زد من دیگه داشتم آتیش میگرفتم کم کم سرعت تلمبه زدن سینا بیشتر و بیشتر میشد واقعا حس و حال عجیبی داشتم وحشتناک شده بودم فریاد میزدم التماس میکردم بدجور تو شهوت غرق شده بودم
تلمبه هاش دیگه بیش از حد سرعتی شده بود آخ بزن بکن بزن جر بده منُ کونم رو پاره کن آییییی آییییییی وایییییی دارم پاره میشم دوست داررررررم پاره بشممممممم
آخخخ تو همین حالت بودم که ایندفعه سینا جلوی ارگاسم شدنم رو نگرفت کیرش رو از سوراخ کونم در آورد از روم رفت کنار شروع کرد ماساژ دادن وحشیانه کُسم که یکدفعه کمرم قوس گرفت رو به بالا و پاهام شروع به لرزش شدیدی کرد و آب عجیبی با قدرت از کُسم به بیرون پرتاب شد مقدارش از تمام ارگاسمهای قبلیم بیشتر بود
سینا محکم بغلم کرد شروع کرد به بوسیدنم دیگه واقعا احساس کردم دارم میمیرم به سختی چشمام باز میشد با بوسیدن و نوازش کردن کم کم آروم شدم
سینا به قولش عمل کرده بود بزرگترین ارگاسم رو بهم هدیه داده بود
چشمام رو که باز کردم دیدم همه دارن ما رو نگاه میکنن یکم خجالت کشیدم و یکدفعه همه مشغول تشویق کردن ما شدن با صدای فرزاد به خودم اومدم
پریسا جان بهت افتخار میکنم
حدود سه ساعتی مشغول بودیم و همه کارشون از ما زودتر تموم شده بود
آقا سینا حواس همه رو به خودش جلب کرد اعلام کرد دوستان نظر شما درباره انتخاب ملکه امشب چی هست که همه با هم یک صدا من رو صدا زدن
بلند شد رفت و همراه خودش اون دوتا خانمی که به نظر میومد خدمتکار بشن رو آورد
خدای من چی میدیدم اونها زن بودن ولی نبودن وسط پاهاشون کیر داشتن چه کیرهای
خوب دوستان قبل اینکه راند دوم رو شروع کنیم همه ما شاهد سکس ملکه با دوستان عزیزم مهسا و فرانک هستیم
هر وقت کسی که به عنوان ملکه انتخاب بشه این اجازه رو پیدا میکنه که همزمان به دست مهسا و فرانک خوب گاییده بشه پس آماده باشین که پریسا خانم لیاقتش رو نشون داده
بریم که ادامه شب رو داشته باشیم
…
نوشته: آپاراتچی
6 پاسخ به “لذت واقعی زندگی (۵ و پایانی)”
داستان قشنگی بود ،ولی میتونستی مهران رو هم وارد بازی کنی.من و همسرم یه دفعه تو تهران به سوئیچ پارتی دعوت شدیم که خیلی جالب بود برامون.ادامه بده قشنگ مینویسی.
بسیار عالی کاش ادامه شو هم بنویسی سکس پریسا با اون دوتا شیمیل هم عالی میشه
عالی 👏
عالی کاش ادامه میدادیعاشق اینم زن یکیو جنده کنم اخ
دوستان عزیزهر کسی میخاد خودش رو باز کنهیه شیشه مثل نوشابه(تمیز با آب و مایع بشورید )لوبریکانتو یه کیسه زباله آماده کنید
به جرات بگم تا بحال داستان به این قشنگی نخونده بودم . حتی خودم هم نتوانسته بودم که بصورت فانتزی داستانی به قشنگی برای زنم تعریف کنم . اینقدر خوب بود که با صحبت کردن با زنم راضیش کردم که برایش بخونم . همسرم جون منو قسم خورد که تا بحال طی بیست و هفت سال زندگیمون به این اندازه از گاییده شدنش لذت نبرده بود . وقتی که قسمت چهارم را دتموم کردم به من گفت کاش جوان بودیم و میگشتیم دنبال کسی که مثل فرزاد کار بلد باشه . البته ما سه نوبت با سه زوج سکس در دو اطاق انجام دادیم کن فقط صدای همدیگرو میشنیدیم .من پنجاه سالمه و همسرم ۴۵ .