يه روز دوستم مهناز زنگ زد گفت عروسي خواهرشه توي يه روستا توي جاده چالوس کمال اجازه داد تنها برم يه روز قبلش با مهناز رفتيم دم دماي غروب رسيديم روستاي قشنگي بود خدايي هم پذيرايي خوبي کردن برادرزاده مهناز خيلي چپ چپ نگام ميکرد پدرسگ خيلي خشگل بود چشاش آبي آبرو کمون حدودا 15 ساله زياد اهميت ندادم شب شد منو مهناز رفتيم خونه باباش بخوابيم رفتيم تو يه اتاق جا پهن کرديم بخوابيم لباسامونو دراورديم من با تاپ و دامن کوتاه بودم رفتم زير پتو چه کيفي داشت يه ربع بعد صداي در اومد مهناز رفت ديد مامانشه گفت جا کم اومد شهاب(برادرزادش) جايي نداره بخوابه مهناز بهم گفت تو چي ميگي؟ گفتم بزرگه؟ گفت بچس 14 .15 سالشه گفتم باشه
پسره اومد جاشو زير پامون انداخت گرفت خوابيد ده دقيقه بعد تشنم شد پارچ آب روي طاقچه بود نگاه انداختم ديدم شهاب خوابه بلند شدم رفتم آب خورم نگو کس کش داره پرو پاچمو ديد ميزنه رفتم سرجام پتو رو کشيدم روم خوابم نميبرد چشامو بسته بودم احساس کردم يکي ساق پامو دست ميکشه فهميدم کار شهابه خاستم بلند شم دادو بيداد کنم راستش ترسيدم بد بشه گفتم ولش کن بچس خسته ميشه ول ميکنه پتو از رو پام زد کنار دمر بودم تازير زانوم بيرون پتو بود انگشتاي پامو ليس ميزد باخودم گفتم بزار ببينم تا کجا پيش ميره يه لذت خاصي داشت بعداز چند دقيقه ديدم داره پتو رو بيشتر کنار ميزنه يه خورده از پتو زير رونم بود ميترسيد بيشتر کنار بزنه دستشو آورده بود رونمو دست ميکشيد مهناز که حالت خوابشو عوض کرد شهاب ترسيد رفت سر جاش منتظر بودم بياد ولي نيومد پاهامو جم کردم تو شکمم کونم قمبل شد پتو رو جوري کشيدم روم که فقط کونم از پتو بيرون باشه البته دامن داشتم نميتونست کونمو لخت ببينه 5 دقيقه بعد که ديگه نا اميد شده بودم کونمو لمس کرد هي با دستش لمبراي کونمو ميماليد هنوز جرات کنار زدن دامنو نداشت انگشتشو لاي کونم بالا پايين ميکرد ديدم داره دامنمو بالا ميکشه خيلي آروم انجام ميداد اگه خواب بودم محال بود که متوجه بشم يواش يواش بالا کشيد تا اينکه کونم لخت شد يه شرت اسپرت سفيد پام بود شروع کرد به بوسيدن کونم واييي که چه کيفي داشت جراتش زياد شده بود ميخواست شرتمو پايين بکشه ولي از بس تنگ بود که نتونست،کونم گوشتيه شرتم رفته بود لاي کونم نميتونست دربياره دو سه بار لاي کونمو باز کرد انگشت زد به سوراخم 30 ثانيه هيچ کاري نکرد دوباره اومد لاي کونمو باز کرد تف انداخت صداي تف انداختنش بلند بود دم سوراخم خيس شد کيرشو گذاشت لاي چاک کونم شوکه شدم داغ بود کسم خيس شده بود هي عقب جلو ميکرد ديگه دلم ميخواست بکنه تو کسم ناخداگاه بلند شدم شهاب از ترس نميدونست چکار کنه.طوري که مهناز بيدار نشه با اخم گفتم داشتي چکار ميکردي؟ گفت غلط کردم فقط به عمم نگو هر کاري بگي ميکنم.واي که چقدر ناز شده بود دلم براش سوخت کيرش نازک و دراز بود شرتمو از پام دراوردم پتو رو درست کردم گفتم بيا کسمو بليس بنده خدا کپ کرده بود يه جوري منو کسمو نگاه ميکرد گفتم پشيمون ميشما دراز کشيدم پتو رو کشيدم روم شهاب سرشو آورد زير پتو شروع کرد به ليسيدن وايييييييييييييييييي چه کيفي داشت دلم ميخواست کمال هم اينکارو بکنه ولي بدش ميومد ولي من چي بايد براش هم ساک بزنم هم کس بدم هم گاهي وقتا به اسرار سهراب کون.ماهي يه بارو مجبورم ميکنه از پشت ميکنه قربون کيرش برم لامصب تنه درخته کير نيست که.يادمه اولين بار دو ماه بعداز ازدواجمون بود که جوري کرد که تا صبح خوابم نبرد شهاب سرشو بيرون آورد تمام صورتش خيس شده بود اشاره کردم که بکن تو.اومد بين پاهام کيرشو جا کرد خوابيد روم وايي که چه حاليييي ميداد لباي خشگلشو ميخوردم صداي تق تقش زياد بود ترسيدم مهناز بيدار شه گفتم بازم بخور بنده خدا هرچي ميگفتم گوش ميکرد وقتي زبونشو ميرفت تو کسم دلم ميخواست جيغ بکشم ولي نميشد آههههههههههههههههههه چه حالييييي ميداد داشتم ارضا ميشدم سرشو محکم به کسم فشار دادم و ارضا شدم ديگه نا نداشتم بلند شدم گفتم بسه ديگه برو بخواب رفت سرجاش دراز کشيد گفت خاله تخمم درد گرفته چکار کنم؟ دلم سوخت جهنم و ضرر کيرش از کير کمال بدتر نبود که گفتم بيا بزار عقب مثل جت اومد قمبل کردم انگشتمو تف زدم سوراخمو خيس کردم دو دستي کونمو باز کردم با يه فشار سرش رفت تو با يه فشار ديگه تا بيخ رفت تو کونم بدجور ميسوخت ولي کيف داشت عقب جلو ميکرد حواسم به مهناز بود که بيدار نشه اوييييييي چه مزه ايي ميداد برخلاف کون دادن به کمال که از درد دستو پا ميزدم و جيغ ميزدم کون دادن به شهاب فقط يه خورده درد داشت فقط ميسوخت به سه دقيقه نرسيد که آبش اومد آب که نه يه قطره که اونم ريخت تو کونم شرتمو پام کردم گرفتم خوابيدم فرداش هم بعد از عروسي برگشتم تهران سر خونه زندگيم که تا رسيدم خونه کمال يه دل سير کسمو گاييد
بعد از اون ماجرا خيلي دوست دارم کسمو يکي بخوره البته من از اوناش نيستما اون يه بارم اتفاقي بود
بلاخره کمالو راضي ميکنم که بليسه
ممنون که داستانمو خونديد
نوشته: مونا
80 پاسخ به “لذت سکس مخفی با پسر 15 ساله”
طفلك بچه رو ترسوندي! خوب بود
جلب بود ولي جا واسه بهتر بودنو دارهدر ضمن بگم : اصن شباهتي به واقعيت نداشتولي كلي بخام بگم : جلب بود
چرا زنای این سنو سال که دور برمون هستن نمیزارن ما باهاشون سکس کنیم؟نه مال ما خار داره نه بی ریختیم!والا به غرعان
چرت و پرتی بیش نبوددر ضمت اسم شوهرت بلخره کمال بود یا سهراب !!!
جالب بود عزیزم.بنده خدا یه حالی کرده.سعی کن کمال رو راضی کنی بذات بلیسه.تو حین سکس بهش بگو.شاد باشی
آخه گوزو مجبورت کرده بودن این همه دروغ بگی؟اولش میگی که یهو از خواب بیدار شدم با عصابانیت گفتم چیکار میکنی بعدش اون گف غلط کردم به عمم نگو.آخه کسو جنده اون کس کشی که پیشتون خوابیده بود چطوری صداتونو نشنید.شرتو واسش دراوردی که بزاره کونت بعدش میگی از اوناش نیستم؟مگه جنده شاخو دم داره.کس کش
بچه کونت گذاست!
مشکل چهار هزار ساله زبان فارسی حل نشد…آخه احمق اینجا باید میگفتی اصرار و نه اسرار…
داستانت جالب بود هرچندخیانت به شوهرخوب نیست
ای بابا!!نمیدونم چرا اینهمه داستان اینجا مینویسن از سکس مامان و بابا و بچه خردسال و جوان و نوجوان و پیر و دوست و رفیق و…ولی تا الان حتی یکدونه هم نصیب ما نشده!!!بابا ما به یک زن 80ساله ی کور و کچل و فلج هم راضی ایم به خداااااااااااااااااااا!!!
عالی بووووود حال کردم و من فتوا میدم سکس با بچه نا بالغ خیانت محسوب نمیشه خیالت راحت روحت شاد خدا بیامرزدت زن خوبی بودی از این کارا واسه ما هم بکن مال من هم درد نداره بلدم بکنم قول میدم …
نقش این سهراب این وسط چی بود؟
سهراب منتظره رستم بود با اسبش بیاد که بده اسبشم بکنه جنده خانمو
ساموعليكنوش كونت باشه=))ايشالا بازم يه 15 ساله ي خوشگل پيدا ميشه كه كوستو بليسه;-)ولي اگه پيدا كردي خبر بده منم بيام كونه پسره بزارم كه بشه حال 2 حالB-)
شعرشو یادم رفته ولی سهراب میگه:گیرد انتقام من از تو پدر نمیدونم ای نره خر ا کره خر خرم تو کونتخلاصه خوش باش
ظاهرا این خانوم به سهرابم داده ای شیطوووون
سهراب این وسط کی بود؟ بازم جلقی داریم؟!!!
کمال کی بود سهراب کی بود
جالب بود.اینطور سکس ها خیلی لذت داره خدایش.
خوشم اومد…خوش بحال اون پسره
با نبود
سهراب وکمال شو کناشن جنده اس میخواست رو نکنه خدا گذاشت گردنش ههههههههه
سهراب کی بود؟
خیلی موافقم هرچی گفت راسته!!!¡¡¡¡
سلام ودرودبه راست یادروغ بودنش کاری ندارم،من ازسوژه ای که انتخاب کردی وطرزنوشتن وتوصیف کردن جزئیات خیلی خوشم اومد ولذت بردم،به نوشتن ادامه بده،پنج تاقلب تقدیم به شماومتشکرم.
کمالهم اينکارو بکنه ولي بدش ميومد ولي من چي بايد براش هم ساک بزنم هم کس بدم هم گاهي وقتا بهاسرارسهرابکون
نمیدونم چرا اینهمه داستان اینجا مینویسن از سکس مامان و بابا و بچه خردسال و جوان و نوجوان و پیر و دوست و رفیق و…ولی تا الان حتی یکدونه هم نصیب ما نشده!!!بابا ما به یک زن 80ساله ی کور و کچل و فلج هم راضی ایم به خدا!مال ما خار نداره بلديم ليس بزنيم و خيلي امكانات ديگه تازه گارانتي و پشتيباني 24 ساعته داره!!
روحت شاد به بچه یه حالی دادی
داستان جالبى بود حقيقت بود حداقل شبيه اون بود و يک سوال واقعا يه زن متهل مى تونه به شوهرش خيانت کنه؟
kos shahr
بعد از چند وقت يه داستان نسبتا خوب ديدم
مخمون گوزید بسکه اسم باید تو رممون بمونه. سهراب و باقر و شهاب و کمال و رسول و …دغتنامه لهخدا و کیر کلفت کدخدا تو اول و آخر هر نویسنده که موقع جلق آب و روغن قاطی کنه و اسمها یادش بره. از ما گفتن.
سعی داشتی با اسمهای ساختگی اسمهای اصلی رو مخفی کنی ولی کمی گیج شده بودی چندتا اسم اضافه اوردی ولی داستانت واقعی بود و قشنگ خوشم اومد اگه بازم به شوهرت خیانت کردی حتما بیا اینجا برامون تعریف کن بد نبود حال کردم.
عزیزم من 16 سالمه از بچگی با دخترخاله ام که دو سال ازم کوچیکتره رو یه تخت میخوابیدیمولی هرگز بهش دست هم نزدم ! هیچ پسری تو این سن جرات چنین کاری ندارهاونم با یه زن که 18 سال ازش بزرگتـــــــرهیه قطره آب داشت ؟ چرا یه قطره ؟ من 8 سالم بود نیم لیتر آب داشتمبعد این یه قطره ؟ ولی درکل خوب بود آفرین
بد نبود ولی کورنومتر داشتی که هی زمان میگرفتی
خوشم اومد واقعا کیرم سیخ شدLIKE!!
چند تا ادم مي شناسين كه اسم زن يا شوهر خودشونواشتباه كنن؟قبل از اينكه داستان خودتونو سيو كنن حداقل يك بار بخونيداخر داستانم بگيد اين يه رويا يا تخيل يا يه ارزو بود بهترهبهت فحش هم نمي دم چون گاهي اوقات همه ما تو عالم رويادوست داريم يه چنين سكس هايي داشته باشيم.
بیا کیر 28 ساله هم تست بزن طعم نیکی داره
سلام. من ولون هستم 26 ساله.شما 11 سالشو نادیده بگیر بگو 15 ساله. کی به کیه.چشمامم لنز آبی میزارم. اونجامم تراش میدم نازک بشه.آبمم با قطره چکون میریزم که 1 قطره بشه.بیام؟
کیرم تو شیر خور تا کیر خور خودتو شوهر بی غیرتت
کیر تو ناموس سپیده با شوهر جاکشش
مونا دارم از بي كوسي ميميرم پيام بده بوكونمت
وای چقدر کیف داره اوووووووووووووووووووووووووووووووووف
وای منم زن33 ساله میخام.
اخه بشر احمق مگه پسر 15 ساله که تازه داره بالغ میشه توانایی چنین گوه خوریایی رو داره یباره بگو جنده ای دیگه خخخخخخخخخخخ خاک بر سر شوهرت که باید به پسر 15 سال در عالم تخیلاتت بدی تففففففففففففف
آخه شما مسخره های که هر داستانی رو میخونین میگین یه جلقی نوشته. از کجا انقدر خودتونو کارشناس میدونید؟ حتما خودتون جلقی حرفه ای هستین که از اون نوع داستانها زیاد تو ذهنتون میسازین و باهاش جلق میزنین. میخواین بگم ویکتور هوگو یا چارلز دیکنز بیاد از کردن کوس ننه تون داستان بنویسه ببینم باز میگین مزخرف بود، جلقی بود، دروغ بود. اه حالمو به هم میزنن این نمک پاش های جلقی با این نظرات بی مزه شون
sogol64 تو خودتو ناراحت نکن. یه داستان بنویس اونجای خواهر مادر کسی که ازش انتقاد کنه (فقط لطفاً موقع اصطشحاع دست به قلم نشو)
خوشم اومد … بد نبود
بدبخت حتما خفه شده کس بوگندوی تورو بعد از عروسی و رقص و عرق کردن خورده. خودتو لاغر کن شوهر کونی ات هم کست رو میلیسه. هیچ مردی از کس لیسی بدش نمیاد مگر کس طرف بد بو یا بد مزه باشه دخترهای چاق هم اکثرا کس بد بو و حال بهم زنی دارن من حالم از زن گوشتی بهم میخوره فرشته هم باشه باید گونی بکشی سرش فقط کیرتو بکنی اون تو خالی کنی خودتو و تمام
میگم مطمعنی مهناز خاب بوده… شاید اون بیدار بوده و نخواسته حالتونو خراب کنه… شایدم کسشو می مالیده…
قديمى بود،قبلا خونده بودمش
در کل خوب بود…فقط یه جا اسم ها رو قاطی کردی…دهنتو سرویس کردن …خخخbiggrin
خیلی خوشگل بود من خودم 16سالمه هههههه دلم خواست راسش
مظلوم گیر آورده بودی طفلکی رو
دوست داشتی برات لیس میزنم عزیز
سلامعالی بود.
وااااااااااي منم ميخوااااااااااااام
سلام سمانه جون من یه خوشگلشودارم افتخار میدین
اون دوستمون سهراب كي بود ديگه؟!!ب اونم دادي؟د اخه جنده امثال شما جاكشان ك الان ريده شده ب مملكتمون
خییلی عالی بود عزیزم منم یه جریان شبیه به اینو با یه پسر ۱۴ سالع شیطون داشتم با این تفاوت که من خودم شروع کردم… خیلیم حال داد
قاطعانه میگم تو یه جنده اییmosking
عزیزم برعکس زن منمن همیشه دوست دارم کس زنم را لیس بزنم ولی اون دوست ندارهعاشق لیس زدن کس هستم وایییییی چه حالی میدهکاش من بتونم کست رولیس بزنم
چرت بود.ا
سهراب کی بود اون وسط؟ چرا داستانا انقدر غلط املایی دارن؟ اونم نه اونجوری که دست اشتباه بخوره روی کلیدای کناری، اصلا از بن اشتباهه. بیسوادی عمیقی رو نشون میده. تابلوی مغازه ها و تابلوهای راهنمایی رانندگی رو هم خونده باشن دیگه باید بلد باشن یه سری کلمه رو.
لیس بازی دوس داری …
اسم شوهرت کماله بعد به سهرابم کون میدی ولی اهل اینکارا نیستی فقط دوسداری یکی برات بلیسه…واااای خدا ترکیدم از خنده…خاله تخمام درد گرفت…ایشالا که روزی بیای اینجا بنویسی که هرشب کمال داره میمکه 🙄
از اول تا آخر تخیلی بودتو کف اوناییم که باورشون شده واقعیه
از اوناش نیستی ولی وقتی پاش بیفته کوس و کون رو بگا میدی
کمال شوهرت بود گفتی ازاوناش نیستی ولی وقتی حتی یک بچه باتو ور میرفت به خاطر لذتش خوابیدی و جلو دادی راستی سهراب کی بود وسط داستان ؟ پس دیکه غزیرم نگو این کاره نیستی تو که منم بودم بدم نمیومد یکی بخوره در امنیت کامل و بدون آبروریزی و ترس لذت ببرم .
کمال یا سهراب . مساله اینست
میگم سهراب کی بود این وسط ،توهم کونی نیستی،کیرم دهن زن همسایتون
من فدا اون کون گوشت آلوت بشم در حسرت همچين کونی سالهاست تو کفیم هر سکسی هم میکنم چون کون تو رو ندارن بهم حال نمیده من فازم این که اول کون تپل دست بکشم بعد برم سراغ کس طرف یه جورای کون بزرگ نباشه حال نمیده 😂
خدا به شما خیر بده، ثواب کردید بانو
عالی
واقعا این داستانت واقعیت داشت؟؟؟
ناموسا این داستان برا ده ساله پیشه؟؟؟
😐😐😐 خداییش یه پسر بچه ۱۵ ساله هر چقدر هم تخس باشه فکر نکنم جرئت همچین کاری رو داشته باشه…اگر همسن باشن یه چیزی
چرا داستان تو ادامه ندادی
اخه کس عرق کرده چاقال بو داده تو رو کی میخوره اونم بعد از کلی رقص و اینور اونور رفتن،اون بچه بدبخت چه زجری کشیده البته بعدش کونتو جر داده
سلام بده بخورم